حلیت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۷: خط ۷:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
"حلّیت" از ریشه "ح ـ ل ـ ل" و در لغت به معانی گشودن، رها کردن،<ref>الصحاح، ج ۴، ص ۱۶۷۲؛ مقاییس اللغه، ج ۲، ص ۲۰، "حلل".</ref> وارد شدن و فرود آمدن <ref> مقاییس اللغه، ج ۲، ص ۲۰؛ لسان العرب، ج ۱۱، ص ۱۶۳، "حلل".</ref> و [[رفع ممنوعیت]] <ref>التحقیق، ج ۲، ص ۲۷۲، "حلّ".</ref> است.
"حلّیت" از ریشه "ح ـ ل ـ ل" و در لغت به معانی گشودن، رها کردن،<ref>الصحاح، ج ۴، ص ۱۶۷۲؛ مقاییس اللغه، ج ۲، ص ۲۰، "حلل".</ref> وارد شدن و فرود آمدن <ref> مقاییس اللغه، ج ۲، ص ۲۰؛ لسان العرب، ج ۱۱، ص ۱۶۳، "حلل".</ref> و [[رفع ممنوعیت]] <ref>التحقیق، ج ۲، ص ۲۷۲، "حلّ".</ref> است.


خط ۱۶: خط ۱۶:
واژه "[[مباح]]" نیز در لغت و اصطلاح به معنای کار روا و جایز است،<ref>مجمع البحرین، ج ۱، ص ۲۶۴، "بوح"؛ معجم الفاظ فقه الجعفری، ص ۳۶۴؛ معجم لغة الفقهاء، ص ۳۹۸، "مباح".</ref> از این‌رو بسیاری آن را مرادف با حلال دانسته؛<ref>معجم الفاظ فقه الجعفری، ص ۱۶۸؛ معجم لغة الفقهاء، ص ۱۸۴، "حل".</ref> حتی برخی با ذکر حلال همراه مباح، آن را یکی از [[احکام]] پنج‌گانه تکلیفی شمرده‌اند؛<ref>مبادی الوصول، ص ۸۴.</ref> ولی عده‌ای معتقدند هرچند مفهوم کلی این دو اصطلاح یکسان است، تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند؛ مثلاً حلال چیزی است که [[شرع]] به [[حلیت]] آن تصریح کرده؛ ولی مباح عملی است که از [[حرمت]] آن به شکلی خاص یا عام سخنی نگفته است،<ref> الفروق اللغویه، ص ۱۹۷؛ روح المعانی، ج ۲، ص ۳۸.</ref> از این‌رو به "[[راه رفتن]] در بازار" مباح گفته می‌شود نه حلال. به دیده برخی، [[حلال]] عام است و شامل همه [[اعمال]] غیر [[حرام]]؛ اعم از [[واجب]]، [[مستحب]]، [[مکروه]] و مباح؛ اما مباح خاص است و تنها شامل رفتارهایی که انجام دادن یا ترک آنها مساوی است.<ref>المکاسب، ج ۱، ص ۱۹۵؛ منتهی الدرایه، ج ۵، ص ۲۴۳.</ref>.  
واژه "[[مباح]]" نیز در لغت و اصطلاح به معنای کار روا و جایز است،<ref>مجمع البحرین، ج ۱، ص ۲۶۴، "بوح"؛ معجم الفاظ فقه الجعفری، ص ۳۶۴؛ معجم لغة الفقهاء، ص ۳۹۸، "مباح".</ref> از این‌رو بسیاری آن را مرادف با حلال دانسته؛<ref>معجم الفاظ فقه الجعفری، ص ۱۶۸؛ معجم لغة الفقهاء، ص ۱۸۴، "حل".</ref> حتی برخی با ذکر حلال همراه مباح، آن را یکی از [[احکام]] پنج‌گانه تکلیفی شمرده‌اند؛<ref>مبادی الوصول، ص ۸۴.</ref> ولی عده‌ای معتقدند هرچند مفهوم کلی این دو اصطلاح یکسان است، تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند؛ مثلاً حلال چیزی است که [[شرع]] به [[حلیت]] آن تصریح کرده؛ ولی مباح عملی است که از [[حرمت]] آن به شکلی خاص یا عام سخنی نگفته است،<ref> الفروق اللغویه، ص ۱۹۷؛ روح المعانی، ج ۲، ص ۳۸.</ref> از این‌رو به "[[راه رفتن]] در بازار" مباح گفته می‌شود نه حلال. به دیده برخی، [[حلال]] عام است و شامل همه [[اعمال]] غیر [[حرام]]؛ اعم از [[واجب]]، [[مستحب]]، [[مکروه]] و مباح؛ اما مباح خاص است و تنها شامل رفتارهایی که انجام دادن یا ترک آنها مساوی است.<ref>المکاسب، ج ۱، ص ۱۹۵؛ منتهی الدرایه، ج ۵، ص ۲۴۳.</ref>.  


==حلیت در قرآن==
== حلیت در قرآن ==
[[قرآن کریم]] از حلیت با واژه و تعبیرات مختلفی یاد کرده است؛ نظیر:
[[قرآن کریم]] از حلیت با واژه و تعبیرات مختلفی یاد کرده است؛ نظیر:
#واژه "حل" و مشتقات آن، که در [[قرآن]] فراوان به کار رفته‌اند و در برخی آیات به معنای [[مباح]] و روا است؛ مانند {{متن قرآن|أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا }}<ref>«خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است» سوره بقره، آیه ۲۷۵.</ref> و {{متن قرآن|هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ}}<ref>«این حلال است و آن حرام» سوره نحل، آیه ۱۱۶.</ref>.
# واژه "حل" و مشتقات آن، که در [[قرآن]] فراوان به کار رفته‌اند و در برخی آیات به معنای [[مباح]] و روا است؛ مانند {{متن قرآن|أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا }}<ref>«خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است» سوره بقره، آیه ۲۷۵.</ref> و {{متن قرآن|هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ}}<ref>«این حلال است و آن حرام» سوره نحل، آیه ۱۱۶.</ref>.
#واژه "[[طیب]]": {{متن قرآن|قُلْ لَا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ }}<ref>«بگو ناپاک و پاک برابر نیستند» سوره مائده، آیه ۱۰۰.</ref> که به نظر بسیاری به معنای [[حلال]] است.<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۴۲۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۲، ص ۱۷۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۳۲۷.</ref> برخی میان این دو واژه تفاوت گذاشته و گفته‌اند "طیب" به آنچه در ظاهر [[شرع]] [[پاک]] است گفته می‌شود؛ چه در واقع پاک باشد یا [[پلید]]؛ ولی "حلال" به چیزی اطلاق می‌شود که هم در ظاهر و هم در واقع پاک باشد.<ref> الفروق اللغویه، ص ۱۹۵ - ۱۹۶.</ref>
# واژه "[[طیب]]": {{متن قرآن|قُلْ لَا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ }}<ref>«بگو ناپاک و پاک برابر نیستند» سوره مائده، آیه ۱۰۰.</ref> که به نظر بسیاری به معنای [[حلال]] است.<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۴۲۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۲، ص ۱۷۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۳۲۷.</ref> برخی میان این دو واژه تفاوت گذاشته و گفته‌اند "طیب" به آنچه در ظاهر [[شرع]] [[پاک]] است گفته می‌شود؛ چه در واقع پاک باشد یا [[پلید]]؛ ولی "حلال" به چیزی اطلاق می‌شود که هم در ظاهر و هم در واقع پاک باشد.<ref> الفروق اللغویه، ص ۱۹۵ - ۱۹۶.</ref>
# [[لام]] انتفاع و ملکیت؛ نظیر {{متن قرآن|خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ }}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> و {{متن قرآن|لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا}}<ref>«مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، بر جای می‌نهند، بهره‌ای معیّن است؛ و زنان را (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای می‌نهند؛ بهره‌ای معیّن است؛ چه کم باشد و چه زیاد» سوره نساء، آیه ۷.</ref>
# [[لام]] انتفاع و ملکیت؛ نظیر {{متن قرآن|خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ }}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> و {{متن قرآن|لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا}}<ref>«مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، بر جای می‌نهند، بهره‌ای معیّن است؛ و زنان را (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای می‌نهند؛ بهره‌ای معیّن است؛ چه کم باشد و چه زیاد» سوره نساء، آیه ۷.</ref>
#اجازه [[الهی]] به انجام دادن عمل: {{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ}}<ref>«به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل می‌شود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیده‌اند و بی‌گمان خداوند بر یاری آنان تواناست» سوره حج، آیه ۳۹.</ref>.<ref>احکام القرآن، ج ۱، ص ۳۱۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۲، ص ۶۸.</ref>
# اجازه [[الهی]] به انجام دادن عمل: {{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ}}<ref>«به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل می‌شود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیده‌اند و بی‌گمان خداوند بر یاری آنان تواناست» سوره حج، آیه ۳۹.</ref>.<ref>احکام القرآن، ج ۱، ص ۳۱۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۲، ص ۶۸.</ref>
# [[امر]] به بهره‌وری از برخی چیزها: {{متن قرآن|كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ }}<ref>«از روزی خداوند بخورید و بنوشید» سوره بقره، آیه ۶۰.</ref>.<ref>فقه القرآن، ج ۱، ص ۲۰۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص ۹۷.</ref>
# [[امر]] به بهره‌وری از برخی چیزها: {{متن قرآن|كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ }}<ref>«از روزی خداوند بخورید و بنوشید» سوره بقره، آیه ۶۰.</ref>.<ref>فقه القرآن، ج ۱، ص ۲۰۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص ۹۷.</ref>
# [[فرمان]] به انجام دادن عملی پس از [[نهی]] از آن: {{متن قرآن| لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا }}<ref>«(حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانی‌های بی‌نشان و قربانی‌های دارای گردن‌بند و (حرمت) زیارت‌کنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را می‌جویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید می‌توانید شکار کنید» سوره مائده، آیه ۲.</ref>.<ref>ذکری، ج ۴، ص ۲۱۴؛ سلسلة الینابیع، ج ۲۱، ص ۱۰۹.</ref>
# [[فرمان]] به انجام دادن عملی پس از [[نهی]] از آن: {{متن قرآن| لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا }}<ref>«(حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانی‌های بی‌نشان و قربانی‌های دارای گردن‌بند و (حرمت) زیارت‌کنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را می‌جویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید می‌توانید شکار کنید» سوره مائده، آیه ۲.</ref>.<ref>ذکری، ج ۴، ص ۲۱۴؛ سلسلة الینابیع، ج ۲۱، ص ۱۰۹.</ref>
# [[نفی]] [[گناه]] از ارتکاب برخی [[اعمال]]؛ مانند {{متن قرآن|إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«جز این نیست که (خداوند)، مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را جز به نام خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که ناگزیر (از خوردن این چیزها) شده باشد در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بر او گناهی نیست، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.</ref> و {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُمْ مَفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بر نابینا و بر لنگ و بر بیمار و بر شما گناهی نیست که از (خوراک و آذوقه) خانه‌های خویش بخورید یا از خانه‌های پدرانتان یا خانه‌های مادرانتان یا خانه‌های برادرانتان یا خانه‌های خواهرانتان یا خانه‌های عموهایتان یا خانه‌های عمّه‌هایتان یا خانه‌های دایی‌هایتان یا خانه‌های خاله‌هایتان یا آن خانه‌ای که کلیدش را در اختیار دارید یا (خانه) دوستتان؛ نیز (بر شما گناهی نیست) در اینکه با هم یا پراکنده غذا بخورید پس چون به هر خانه‌ای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن می‌دارد باشد که خرد ورزید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref>.
# [[نفی]] [[گناه]] از ارتکاب برخی [[اعمال]]؛ مانند {{متن قرآن|إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«جز این نیست که (خداوند)، مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را جز به نام خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که ناگزیر (از خوردن این چیزها) شده باشد در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بر او گناهی نیست، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.</ref> و {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُمْ مَفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بر نابینا و بر لنگ و بر بیمار و بر شما گناهی نیست که از (خوراک و آذوقه) خانه‌های خویش بخورید یا از خانه‌های پدرانتان یا خانه‌های مادرانتان یا خانه‌های برادرانتان یا خانه‌های خواهرانتان یا خانه‌های عموهایتان یا خانه‌های عمّه‌هایتان یا خانه‌های دایی‌هایتان یا خانه‌های خاله‌هایتان یا آن خانه‌ای که کلیدش را در اختیار دارید یا (خانه) دوستتان؛ نیز (بر شما گناهی نیست) در اینکه با هم یا پراکنده غذا بخورید پس چون به هر خانه‌ای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن می‌دارد باشد که خرد ورزید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref>.
# [[انکار]] [[حرمت]] کاری از سوی [[خدا]]: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref>
# [[انکار]] [[حرمت]] کاری از سوی [[خدا]]: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref>
#استثنا شدن عملی از [[محرّمات الهی]]: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‌هایتان و خاله‌هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیرده‌تان و خواهران شیرخورده‌تان و مادرزن‌هایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کرده‌اید، که اگر با آنها همخوابگی نکرده‌اید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهره‌مند شده‌اید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، هم‌داستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۴.</ref>
# استثنا شدن عملی از [[محرّمات الهی]]: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‌هایتان و خاله‌هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیرده‌تان و خواهران شیرخورده‌تان و مادرزن‌هایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کرده‌اید، که اگر با آنها همخوابگی نکرده‌اید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهره‌مند شده‌اید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، هم‌داستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۴.</ref>
#نفی [[نهی الهی]] از انجام دادن عملی: {{متن قرآن|لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکرده‌اند و شما را از خانه‌هایتان بیرون نرانده‌اند باز نمی‌دارد؛ بی‌گمان خداوند دادگران را دوست می‌دارد» سوره ممتحنه، آیه ۸.</ref>
# نفی [[نهی الهی]] از انجام دادن عملی: {{متن قرآن|لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکرده‌اند و شما را از خانه‌هایتان بیرون نرانده‌اند باز نمی‌دارد؛ بی‌گمان خداوند دادگران را دوست می‌دارد» سوره ممتحنه، آیه ۸.</ref>
# [[نفی]] [[مؤاخذه]] [[الهی]] درباره ارتکاب عملی: {{متن قرآن|لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«خداوند شما را در سوگندهای بیهوده بازخواست نمی‌کند امّا از آنچه با دل آگاهی است ، بازخواست می‌کند و خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره بقره، آیه ۲۲۵.</ref>؛
# [[نفی]] [[مؤاخذه]] [[الهی]] درباره ارتکاب عملی: {{متن قرآن|لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«خداوند شما را در سوگندهای بیهوده بازخواست نمی‌کند امّا از آنچه با دل آگاهی است، بازخواست می‌کند و خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره بقره، آیه ۲۲۵.</ref>؛
# [[اعلان]] [[غایت]] برای [[حرمت]] کاری: {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ }}<ref>«با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمان آورند» سوره بقره، آیه ۲۲۱.</ref> در این [[آیات]] و مانند آنها [[قرآن کریم]] از مباحث مختلفی درباره موضوع [[حلیت]]، از جمله حلیت در [[شرایع]] گذشته و [[اسلام]]، انواع و مصادیق [[حلال]] و برخی [[احکام فقهی]] این موضوع سخن به میان آورده است.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
# [[اعلان]] [[غایت]] برای [[حرمت]] کاری: {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ }}<ref>«با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمان آورند» سوره بقره، آیه ۲۲۱.</ref> در این [[آیات]] و مانند آنها [[قرآن کریم]] از مباحث مختلفی درباره موضوع [[حلیت]]، از جمله حلیت در [[شرایع]] گذشته و [[اسلام]]، انواع و مصادیق [[حلال]] و برخی [[احکام فقهی]] این موضوع سخن به میان آورده است.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>


==خاستگاه و [[حکمت]] حلیت==
== خاستگاه و [[حکمت]] حلیت ==
خاستگاه اصلی [[تشریع احکام]] [[شرعی]]، همچون [[اباحه]] و حلّیت، [[خدای متعال]] است: {{متن قرآن| إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ }}<ref>«داوری جز با خداوند نیست» سوره انعام، آیه ۵۷.</ref> این مطلب را از آیاتی نیز می‌توان دریافت که [[پیامبران الهی]] را [[ابلاغ]] کننده [[احکام الهی]] می‌شناسانند: {{متن قرآن|وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}}<ref>«و چیزی جز پیام‌رسانی روشن، بر عهده ما نیست» سوره یس، آیه ۱۷.</ref> یا [[انسان‌ها]] را از تحلیل و [[تحریم]] امور بی اجازه الهی باز می‌دارند: {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَرَامًا وَحَلَالًا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ}}<ref>«بگو: مرا خبر دهید: آنچه را که خداوند از روزی برایتان فرو فرستاده است حلال و (برخی را) حرام گردانیده‌اید، آیا خداوند به شما اجازه داده است یا بر خداوند دروغ می‌بندید؟» سوره یونس، آیه ۵۹.</ref> دیدگاه‌های مختلفی هست که آیا افزون بر [[خدا]]، [[پیامبران]]، [[امامان]] و [[عقل]] [[بشر]] نیز مستقلاً می‌توانند منشأ تشریع احکام، مانند [[حلال و حرام]]، باشند که به شکل مستقل، [[عقاید]] و اعمالی را برای بشر حلال یا [[حرام]] کنند. ([[تکلیف]]، [[حکم]]).
خاستگاه اصلی [[تشریع احکام]] [[شرعی]]، همچون [[اباحه]] و حلّیت، [[خدای متعال]] است: {{متن قرآن| إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ }}<ref>«داوری جز با خداوند نیست» سوره انعام، آیه ۵۷.</ref> این مطلب را از آیاتی نیز می‌توان دریافت که [[پیامبران الهی]] را [[ابلاغ]] کننده [[احکام الهی]] می‌شناسانند: {{متن قرآن|وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}}<ref>«و چیزی جز پیام‌رسانی روشن، بر عهده ما نیست» سوره یس، آیه ۱۷.</ref> یا [[انسان‌ها]] را از تحلیل و [[تحریم]] امور بی اجازه الهی باز می‌دارند: {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَرَامًا وَحَلَالًا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ}}<ref>«بگو: مرا خبر دهید: آنچه را که خداوند از روزی برایتان فرو فرستاده است حلال و (برخی را) حرام گردانیده‌اید، آیا خداوند به شما اجازه داده است یا بر خداوند دروغ می‌بندید؟» سوره یونس، آیه ۵۹.</ref> دیدگاه‌های مختلفی هست که آیا افزون بر [[خدا]]، [[پیامبران]]، [[امامان]] و [[عقل]] [[بشر]] نیز مستقلاً می‌توانند منشأ تشریع احکام، مانند [[حلال و حرام]]، باشند که به شکل مستقل، [[عقاید]] و اعمالی را برای بشر حلال یا [[حرام]] کنند. ([[تکلیف]]، [[حکم]]).


همچنین حکمت اصلی [[تشریع]] حلال، [[پاک]] بودن آنهاست: {{متن قرآن| أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ }}<ref>«چیزهای پاکیزه بر شما حلال است» سوره مائده، آیه ۵.</ref> این حکمت در آیات دیگری نیز آمده است. {{متن قرآن|وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}<ref>«و ابر را سایه‌بان شما کردیم و ترانگبین و بلدرچین برایتان فرو فرستادیم (و گفتیم) از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم، بخورید. و آنان بر ما ستم نکردند بلکه بر خویشتن ستم روا می‌داشتند» سوره بقره، آیه ۵۷.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاک است بخورید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۱۶۸.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رسانده‌اند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کرده‌اند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref> به دیده برخی، {{متن قرآن|الطَّيِّبَاتُ }} اشیا و اموری‌اند که بهره‌وری از آنها [[ضرر]] [[دنیایی]] یا [[آخرتی]] در پی نداشته <ref>تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۶۵؛ مع الطب فی القرآن الکریم، ص ۱۵۴.</ref> و برای بشر [[منفعت]] دارند <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص ۱۷۶.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرموده که خدا بر اثر رغبت یا [[تنفر]] خود چیزی را حلال یا حرام نکرده، بلکه در این تحلیل و تحریم، [[مصالح]] و [[مفاسد]] آفریده‌های خود را در نظر گرفته و چیزهای سودمند را [[حلال]] و چیزهای زیانبخش را [[حرام]] کرده است.<ref>الکافی، ج ۶، ص ۲۴۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۴۵؛ علل الشرایع، ج ۲، ص ۴۸۴.</ref> [[امام رضا]]{{ع}} نیز وجود [[مصلحت]] و نفع را علت تحلیل [[خوردنی‌ها]] و ضرر و [[فساد]] را سبب [[تحریم]] [[الهی]] آنها دانسته است.<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۶، ص ۱۶۵؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۲۳، ص ۱۲۰ - ۱۲۱.</ref> [[حکمت]] دیگر تحلیل برخی [[اعمال]] و اشیا، آسان‌سازی کار برای [[بندگان]] و برداشتن [[مشقت]] از آنهاست که این امر، گاه به شکل عام بوده است؛ همچون تحلیل برخی [[محرّمات]] در [[زمان]] [[اضطرار]] برای [[مضطر]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«جز این نیست که (خداوند)، مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را جز به نام خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که ناگزیر (از خوردن این چیزها) شده باشد در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بر او گناهی نیست، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.</ref> و [[اباحه]] [[تیمم]] برای [[مسلمانان]] در موارد یافت نشدن یا ضرر داشتن آب: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! چون برای نماز برخاستید چهره و دست‌هایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان را مسح کنید و نیز پاهای خود را تا برآمدگی روی پا و اگر جنب بودید غسل کنید و اگر بیمار یا در سفر بودید و یا از جای قضای حاجت آمدید یا با زنان آمیزش کردید و آبی نیافتید به خاکی پاک تیمّم کنید، با آن بخشی از چهره و دست‌های خود را مسح نمایید، خداوند نمی‌خواهد شما را در تنگنا افکند ولی می‌خواهد شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه ۶.</ref> و گاه تسهیل یادشده برای افراد خاصی است؛ همچون حلال شدن [[ازدواج]] با بیش از ۴ [[همسر]] <ref>مسالک الافهام، ج ۷، ص ۷۳؛ کشاف القناع، ج ۵، ص ۲۶ - ۲۷.</ref> و ازدواج با [[زنان]]، بی‌مهر بر [[پیامبر]]{{صل}}<ref>المبسوط، طوسی، ج ۴، ص ۱۵۵؛ المیزان، ج ۱۶، ص ۳۳۵.</ref> برای برداشتن [[سختی]] از آن [[حضرت]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که خود را به پیامبر ببخشد- اگر پیامبر بخواهد او را به همسری برگزیند- در حالی که این ویژه توست نه مؤمنان؛ ما نیک می‌دانیم که برای آنان در مورد همسران و کنیزهاشان چه مقرّر داشته‌ایم؛ تا برای تو تنگنایی نباشد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref> گاه نیز تحلیل برخی اعمال با [[هدف]] گرفتار نشدن [[مؤمنان]] به [[گناه]] بوده است؛ مانند [[حلیت]] آمیزش با همسر در شب‌های [[ماه رمضان]]: {{متن قرآن|أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}}<ref>«آمیزش با زنانتان در شب روزه‌داری برای شما حلال شده است. آنها جامه شما و شما جامه آنهایید. خداوند معلوم داشت که شما با خود نادرستی می‌ورزیدید، بنابراین، از شما در گذشت و شما را بخشود؛ اکنون (می‌توانید) با آنان آمیزش کنید و آنچه خداوند برای شما مقرّر داشته است باز جویید، و تا سپیدی سپیده‌دم از سیاهی (شب) برای شما آشکار شود (می‌توانید) بخورید و بیاشامید؛ سپس روزه را تا شب به پایان رسانید و در حالی که در مسجدها اعتکاف کرده‌اید از آنان کام مجویید، اینها حدود خداوند است، به آنها نزدیک نشوید. خداوند این چنین آیاتش را برای مردم روشن می‌گرداند باشد که آنان پرهیزگاری ورزند» سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref> بسیاری از [[مفسران]] گفته‌اند آمیزش با [[همسر]] در شب‌های [[ماه رمضان]] پیش از [[نزول]] این [[آیه]] [[حرام]] بوده است<ref> التبیان، ج ۲، ص ۱۳۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص ۱۱۲؛ جامع البیان، ج ۲، ص ۲۲۴.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
همچنین حکمت اصلی [[تشریع]] حلال، [[پاک]] بودن آنهاست: {{متن قرآن| أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ }}<ref>«چیزهای پاکیزه بر شما حلال است» سوره مائده، آیه ۵.</ref> این حکمت در آیات دیگری نیز آمده است. {{متن قرآن|وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}<ref>«و ابر را سایه‌بان شما کردیم و ترانگبین و بلدرچین برایتان فرو فرستادیم (و گفتیم) از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم، بخورید. و آنان بر ما ستم نکردند بلکه بر خویشتن ستم روا می‌داشتند» سوره بقره، آیه ۵۷.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاک است بخورید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۱۶۸.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رسانده‌اند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کرده‌اند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref> به دیده برخی، {{متن قرآن|الطَّيِّبَاتُ }} اشیا و اموری‌اند که بهره‌وری از آنها [[ضرر]] [[دنیایی]] یا [[آخرتی]] در پی نداشته <ref>تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۶۵؛ مع الطب فی القرآن الکریم، ص ۱۵۴.</ref> و برای بشر [[منفعت]] دارند <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص ۱۷۶.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} نیز فرموده که خدا بر اثر رغبت یا [[تنفر]] خود چیزی را حلال یا حرام نکرده، بلکه در این تحلیل و تحریم، [[مصالح]] و [[مفاسد]] آفریده‌های خود را در نظر گرفته و چیزهای سودمند را [[حلال]] و چیزهای زیانبخش را [[حرام]] کرده است.<ref>الکافی، ج ۶، ص ۲۴۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۴۵؛ علل الشرایع، ج ۲، ص ۴۸۴.</ref> [[امام رضا]] {{ع}} نیز وجود [[مصلحت]] و نفع را علت تحلیل [[خوردنی‌ها]] و ضرر و [[فساد]] را سبب [[تحریم]] [[الهی]] آنها دانسته است.<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۶، ص ۱۶۵؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۲۳، ص ۱۲۰ - ۱۲۱.</ref> [[حکمت]] دیگر تحلیل برخی [[اعمال]] و اشیا، آسان‌سازی کار برای [[بندگان]] و برداشتن [[مشقت]] از آنهاست که این امر، گاه به شکل عام بوده است؛ همچون تحلیل برخی [[محرّمات]] در [[زمان]] [[اضطرار]] برای [[مضطر]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«جز این نیست که (خداوند)، مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را جز به نام خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که ناگزیر (از خوردن این چیزها) شده باشد در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بر او گناهی نیست، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.</ref> و [[اباحه]] [[تیمم]] برای [[مسلمانان]] در موارد یافت نشدن یا ضرر داشتن آب: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! چون برای نماز برخاستید چهره و دست‌هایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان را مسح کنید و نیز پاهای خود را تا برآمدگی روی پا و اگر جنب بودید غسل کنید و اگر بیمار یا در سفر بودید و یا از جای قضای حاجت آمدید یا با زنان آمیزش کردید و آبی نیافتید به خاکی پاک تیمّم کنید، با آن بخشی از چهره و دست‌های خود را مسح نمایید، خداوند نمی‌خواهد شما را در تنگنا افکند ولی می‌خواهد شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه ۶.</ref> و گاه تسهیل یادشده برای افراد خاصی است؛ همچون حلال شدن [[ازدواج]] با بیش از ۴ [[همسر]] <ref>مسالک الافهام، ج ۷، ص ۷۳؛ کشاف القناع، ج ۵، ص ۲۶ - ۲۷.</ref> و ازدواج با [[زنان]]، بی‌مهر بر [[پیامبر]] {{صل}}<ref>المبسوط، طوسی، ج ۴، ص ۱۵۵؛ المیزان، ج ۱۶، ص ۳۳۵.</ref> برای برداشتن [[سختی]] از آن [[حضرت]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که خود را به پیامبر ببخشد- اگر پیامبر بخواهد او را به همسری برگزیند- در حالی که این ویژه توست نه مؤمنان؛ ما نیک می‌دانیم که برای آنان در مورد همسران و کنیزهاشان چه مقرّر داشته‌ایم؛ تا برای تو تنگنایی نباشد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref> گاه نیز تحلیل برخی اعمال با [[هدف]] گرفتار نشدن [[مؤمنان]] به [[گناه]] بوده است؛ مانند [[حلیت]] آمیزش با همسر در شب‌های [[ماه رمضان]]: {{متن قرآن|أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}}<ref>«آمیزش با زنانتان در شب روزه‌داری برای شما حلال شده است. آنها جامه شما و شما جامه آنهایید. خداوند معلوم داشت که شما با خود نادرستی می‌ورزیدید، بنابراین، از شما در گذشت و شما را بخشود؛ اکنون (می‌توانید) با آنان آمیزش کنید و آنچه خداوند برای شما مقرّر داشته است باز جویید، و تا سپیدی سپیده‌دم از سیاهی (شب) برای شما آشکار شود (می‌توانید) بخورید و بیاشامید؛ سپس روزه را تا شب به پایان رسانید و در حالی که در مسجدها اعتکاف کرده‌اید از آنان کام مجویید، اینها حدود خداوند است، به آنها نزدیک نشوید. خداوند این چنین آیاتش را برای مردم روشن می‌گرداند باشد که آنان پرهیزگاری ورزند» سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref> بسیاری از [[مفسران]] گفته‌اند آمیزش با [[همسر]] در شب‌های [[ماه رمضان]] پیش از [[نزول]] این [[آیه]] [[حرام]] بوده است<ref> التبیان، ج ۲، ص ۱۳۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص ۱۱۲؛ جامع البیان، ج ۲، ص ۲۲۴.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>


==پیشینه [[حلیت]]==
== پیشینه [[حلیت]] ==
حلیت برخی [[عقاید]] و [[کارها]] از اموری است که از [[آغاز آفرینش]] در میان همه [[پیروان]] [[شرایع الهی]] و [[ملل]] دیگر بوده است و آنان با [[پیروی]] از [[تعالیم]] [[وحی]] یا [[عقل]] خود یا [[ادله]] دیگر، بسیاری از امور را به [[حق]] یا [[باطل]]، [[حلال]] شمرده و آنها را انجام می‌دادند. آیاتی مؤید این امرند؛ برای نمونه در آیه {{متن قرآن|وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمت‌های) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref> سخن از اسکان [[آدم]] و [[حوا]]{{ع}} در [[بهشت]] پس از [[خلقت]] و جواز خوردن از همه خوراکی‌های آن جز یک درخت است: {{متن قرآن|وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گزینید و از هر جا خواهید بخورید و به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد» سوره اعراف، آیه ۱۹.</ref>؛ همچنین در پی [[هبوط]] آن دو از بهشت، بهره‌وری از نعمت‌های آن تا [[زمان]] معین برای آنان [[مباح]] شد: {{متن قرآن|قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ}}<ref>«فرمود: فرود آیید! برخی دشمن برخی دیگر و در زمین تا روزگاری آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت» سوره اعراف، آیه ۲۴.</ref> در آیاتی نیز از حلیت خوردن و بهره‌وری از [[روزی‌ها]] و دیگر امکانات روی [[زمین]] برای آدم{{ع}} و [[ذریه]] او به شکل عام یاد شده است: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref>،{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاک است بخورید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۱۶۸.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ}}<ref>«و بی‌گمان شما را در زمین توانمند گرداندیم و در آن برایتان توشه‌ها نهادیم؛ اندک سپاس می‌گزارید» سوره اعراف، آیه ۱۰.</ref> افزون بر اینها، [[خدا]] با [[تشریع]] شرایع الهی و نزول [[کتاب‌های آسمانی]] به گونه‌ای خاص برخی کارها را بر [[انسان‌ها]] حلال کرده است؛ مانند همبستری با همسر {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد تا بدو آرامش یابد و چون با او آمیزش کرد، همسرش باری سبک برگرفت آنگاه (چندی) با او به سر آورد تا چون گرانبار شد، خداوند- پروردگارشان- را خواندند که: اگر به ما (فرزند) شایسته‌ای بدهی به یقین از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره اعراف، آیه ۱۸۹.</ref>، [[ازدواج]] [[زنان]] با مردان {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون زنان مؤمن هجرت‌کنان نزد شما بیایند، (ایمان) آنان را بیازمایید، خداوند به ایمان آنان داناتر است پس اگر آنان را مؤمن دانستید به سوی کافران بازنگردانید که ایشان برای آنان و آنان برای ایشان حلال نیستند و آنچه (آن کافران) هزینه کرده‌اند به آنها بپردازید و هر گاه مهر آنان را بدهید گناهی بر شما نیست که آنان را به همسری درآورید و به پیوند (پیشین خود با) زنان کافر پایبند نباشید و (اگر زنان شما نزد آنها بروند) کابین آنان را بخواهید و آنها نیز می‌توانند کابینی که (به زنانشان) داده‌اند (از شما) بخواهند؛ این حکم خداوند است که در میان شما داوری می‌کند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره ممتحنه، آیه ۱۰.</ref>، [[خوردن]] گوشت گوساله {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ}}<ref>«و به یقین، فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: درود بر تو گفت:» سوره هود، آیه ۶۹.</ref>، [[اجیر]] شدن انسان‌ها در برابر دریافت مزد {{متن قرآن|قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ}}<ref>«یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر ! او را به مزد گیر که بی‌گمان بهترین کسی که (می‌توانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است» سوره قصص، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref>، [[قصاص]] {{متن قرآن|وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«و بر آنان در آن (تورات) مقرّر داشتیم که: آدمی در برابر آدمی و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان است و (نیز) زخم‌ها قصاص دارند و هر کس از آن در گذرد کفّاره (گناهان) اوست و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند ستمگرند» سوره مائده، آیه ۴۵.</ref> و خوردن خوراکی‌های [[پاک]]. {{متن قرآن|كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى}}<ref>«از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که خشم من شما را فرا گیرد و هر که خشم من او را فرا گیرد بی‌گمان نابود خواهد شد» سوره طه، آیه ۸۱.</ref> [[اعمال]] [[حلال]] شده برای پیروان [[شرایع]] در بیشتر موارد یکسان و آنچه برای [[پیروان]] [[شریعت]] پیشین [[حلال]] بوده، برای پیروان شریعت پسین نیز [[مباح]] گردیده است. این مطلب را از آیاتی می‌توان برداشت کرد؛ مانند [[آیه]] {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}}<ref>«از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره شوری، آیه ۱۳.</ref> که محتوای [[شرایع الهی]] را یکسان دانسته و از آیه {{متن قرآن|وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره آل عمران، آیه ۸۵.</ref> که در آن از [[پیامبران الهی]] درباره [[تصدیق]] [[پیامبران]] پس از خود [[پیمان]] گرفته و از [[آیات]] ۴۶ و ۴۸ که [[تورات]] و [[قرآن]] را تصدیق کننده [[کتاب‌های آسمانی]] پیش از خود دانسته‌اند.
حلیت برخی [[عقاید]] و [[کارها]] از اموری است که از [[آغاز آفرینش]] در میان همه [[پیروان]] [[شرایع الهی]] و [[ملل]] دیگر بوده است و آنان با [[پیروی]] از [[تعالیم]] [[وحی]] یا [[عقل]] خود یا [[ادله]] دیگر، بسیاری از امور را به [[حق]] یا [[باطل]]، [[حلال]] شمرده و آنها را انجام می‌دادند. آیاتی مؤید این امرند؛ برای نمونه در آیه {{متن قرآن|وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمت‌های) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref> سخن از اسکان [[آدم]] و [[حوا]] {{ع}} در [[بهشت]] پس از [[خلقت]] و جواز خوردن از همه خوراکی‌های آن جز یک درخت است: {{متن قرآن|وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گزینید و از هر جا خواهید بخورید و به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد» سوره اعراف، آیه ۱۹.</ref>؛ همچنین در پی [[هبوط]] آن دو از بهشت، بهره‌وری از نعمت‌های آن تا [[زمان]] معین برای آنان [[مباح]] شد: {{متن قرآن|قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ}}<ref>«فرمود: فرود آیید! برخی دشمن برخی دیگر و در زمین تا روزگاری آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت» سوره اعراف، آیه ۲۴.</ref> در آیاتی نیز از حلیت خوردن و بهره‌وری از [[روزی‌ها]] و دیگر امکانات روی [[زمین]] برای آدم {{ع}} و [[ذریه]] او به شکل عام یاد شده است: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref>،{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاک است بخورید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۱۶۸.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ}}<ref>«و بی‌گمان شما را در زمین توانمند گرداندیم و در آن برایتان توشه‌ها نهادیم؛ اندک سپاس می‌گزارید» سوره اعراف، آیه ۱۰.</ref> افزون بر اینها، [[خدا]] با [[تشریع]] شرایع الهی و نزول [[کتاب‌های آسمانی]] به گونه‌ای خاص برخی کارها را بر [[انسان‌ها]] حلال کرده است؛ مانند همبستری با همسر {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد تا بدو آرامش یابد و چون با او آمیزش کرد، همسرش باری سبک برگرفت آنگاه (چندی) با او به سر آورد تا چون گرانبار شد، خداوند- پروردگارشان- را خواندند که: اگر به ما (فرزند) شایسته‌ای بدهی به یقین از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره اعراف، آیه ۱۸۹.</ref>، [[ازدواج]] [[زنان]] با مردان {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون زنان مؤمن هجرت‌کنان نزد شما بیایند، (ایمان) آنان را بیازمایید، خداوند به ایمان آنان داناتر است پس اگر آنان را مؤمن دانستید به سوی کافران بازنگردانید که ایشان برای آنان و آنان برای ایشان حلال نیستند و آنچه (آن کافران) هزینه کرده‌اند به آنها بپردازید و هر گاه مهر آنان را بدهید گناهی بر شما نیست که آنان را به همسری درآورید و به پیوند (پیشین خود با) زنان کافر پایبند نباشید و (اگر زنان شما نزد آنها بروند) کابین آنان را بخواهید و آنها نیز می‌توانند کابینی که (به زنانشان) داده‌اند (از شما) بخواهند؛ این حکم خداوند است که در میان شما داوری می‌کند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره ممتحنه، آیه ۱۰.</ref>، [[خوردن]] گوشت گوساله {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ}}<ref>«و به یقین، فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: درود بر تو گفت:» سوره هود، آیه ۶۹.</ref>، [[اجیر]] شدن انسان‌ها در برابر دریافت مزد {{متن قرآن|قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ}}<ref>«یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر! او را به مزد گیر که بی‌گمان بهترین کسی که (می‌توانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است» سوره قصص، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref>، [[قصاص]] {{متن قرآن|وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«و بر آنان در آن (تورات) مقرّر داشتیم که: آدمی در برابر آدمی و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان است و (نیز) زخم‌ها قصاص دارند و هر کس از آن در گذرد کفّاره (گناهان) اوست و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند ستمگرند» سوره مائده، آیه ۴۵.</ref> و خوردن خوراکی‌های [[پاک]]. {{متن قرآن|كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى}}<ref>«از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که خشم من شما را فرا گیرد و هر که خشم من او را فرا گیرد بی‌گمان نابود خواهد شد» سوره طه، آیه ۸۱.</ref> [[اعمال]] [[حلال]] شده برای پیروان [[شرایع]] در بیشتر موارد یکسان و آنچه برای [[پیروان]] [[شریعت]] پیشین [[حلال]] بوده، برای پیروان شریعت پسین نیز [[مباح]] گردیده است. این مطلب را از آیاتی می‌توان برداشت کرد؛ مانند [[آیه]] {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}}<ref>«از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره شوری، آیه ۱۳.</ref> که محتوای [[شرایع الهی]] را یکسان دانسته و از آیه {{متن قرآن|وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره آل عمران، آیه ۸۵.</ref> که در آن از [[پیامبران الهی]] درباره [[تصدیق]] [[پیامبران]] پس از خود [[پیمان]] گرفته و از [[آیات]] ۴۶ و ۴۸ که [[تورات]] و [[قرآن]] را تصدیق کننده [[کتاب‌های آسمانی]] پیش از خود دانسته‌اند.


در مواردی، امور حلال میان پیروان [[شرایع]] تفاوت داشته که خاستگاه آن [[خدا]] بوده که برای مصالحی خاص، برخی [[اعمال]] را برای پیروان بعضی شرایع حلال و برای پیروان شریعتی دیگر [[حرام]] کرده است. گاه نیز پیروان شرایع الهی به [[باطل]] شماری حلال‌های [[الهی]] را بر خود حرام کرده‌اند و به عکس؛ از موارد نخست می‌توان [[حلیت]] [[ازدواج]] با [[خواهر]] را یاد کرد که بر اساس پاره‌ای [[روایات]] <ref> احتجاج، ج ۲، ص ۴۴؛ بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۲۲۶.</ref> و نظر [[علمای شیعه]] <ref>المیزان، ج ۴، ص ۱۴۴ - ۱۴۵؛ نمونه، ج ۳، ص ۲۸۱ - ۲۸۲؛ الفرقان، ج ۶، ص ۱۴۹ - ۱۵۰.</ref> و [[اهل‌تسنن]] <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص ۲۶؛ روح المعانی، ج ۴، ص ۲۵۲.</ref> در [[شریعت]] [[حضرت آدم]]{{ع}} [[حلال]] بوده؛ ولی در شرایع دیگر حرام شده است و در مقابل، خدا شماری [[خوردنی‌ها]] و کارهای حلال را براثر [[ظلم]] و [[ارتکاب گناه]]، بر پیروان [[حضرت موسی]]{{ع}} حرام کرد: {{متن قرآن|فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا}}<ref>«آری، به سزای ستمی از (سوی) یهودیان و اینکه (مردم را) بسیار از راه خداوند باز می‌داشتند چیزهای پاکیزه‌ای را که بر آنان حلال بود، حرام کردیم» سوره نساء، آیه ۱۶۰.</ref>؛ مانند [[تحریم]] حیوانات ناخن‌دار، چربی‌های گاو و گوسفند: {{متن قرآن|وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ}}<ref>«و بر یهودیان هر (جاندار) ناخنداری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیه آنها را بر آنها حرام کردیم جز آنچه بر گرده و روده دارند و یا همراه استخوان‌هاست؛ بدین گونه آنان را برای افزونجویی‌شان کیفر دادیم و بی‌گمان ما راست‌گفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.</ref> و ماهیگیری یا مطلق کار در [[روز]] [[شنبه]]: {{متن قرآن|وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لَا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا}}<ref>«و «طور» را بر فراز سرشان برای (گرفتن) پیمانشان برافراشتیم و به آنان گفتیم که از این در، با فروتنی در آیید و به آنها گفتیم در روز (های) شنبه (از حکم تحریم صید ماهی) تجاوز نکنید و از آنان پیمانی استوار گرفتیم» سوره نساء، آیه ۱۵۴.</ref>.<ref> تفسیر مقاتل، ج ۱، ص ۲۶۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص ۹۶.</ref> اما با آمدن [[شریعت]] [[عیسی]]{{ع}} و [[نزول]] [[انجیل]] این حرام‌ها دوباره بر [[بنی‌اسراییل]] [[حلال]] گردیدند: {{متن قرآن|وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«و تورات پیش از خود را راست می‌شمارم، و (آمده‌ام) تا برخی از چیزهایی را که بر شما حرام شده است حلال گردانم و نشانه‌ای از پروردگارتان برای شما آورده‌ام پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره آل عمران، آیه ۵۰.</ref>.<ref> جامع البیان، ج ۳، ص ۳۸۲ - ۳۸۴؛ مجمع البیان، ج ۲، ص ۳۰۱.</ref> از موارد قسم دوم می‌توان اموری را برشمرد؛ مانند [[تصرف در اموال]] دیگران که [[یهود]] از پیش خودشان آن را بر خویش [[حلال]] کرده بودند: {{متن قرآن| وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ }}<ref>«ناروا خوردن دارایی‌های مردم» سوره نساء، آیه ۱۶۱.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص ۱۸۵.</ref> و جواز برنگرداندن [[امانت]] غیر یهود که برخی از [[اهل کتاب]] آن را حکمی [[الهی]] دانسته و به [[خدا]] نسبت می‌داده‌اند: {{متن قرآن|وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«و از اهل کتاب کسی هست که اگر دارایی فراوانی بدو بسپاری به تو باز پس می‌دهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان می‌گویند: درباره بی‌سوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر خداوند دروغ می‌بندند با آنکه خود می‌دانند» سوره آل عمران، آیه ۷۵.</ref> گاه برعکس، آنان حلال‌های الهی را [[حرام]] می‌شمردند؛ مانند حرام شمردن خوردن شیر و گوشت شتر که یهود به [[پیروی]] از [[حضرت یعقوب]]{{ع}} آن دو را بر خود حرام کردند: {{متن قرآن|كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«همه خوردنی‌ها برای بنی اسرائیل حلال بود جز آنچه اسرائیل (- یعقوب) پیش از آنکه تورات فرو فرستاده شود، بر خویش حرام کرده بود، بگو: اگر راست می‌گویید تورات را بیاورید و آن را بخوانید» سوره آل عمران، آیه 93.</ref>.<ref>مجمع‌البیان، ج ۲، ص ۳۴۴؛ فقه القرآن، ج ۲، ص ۶۱ - ۶۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص ۱۴۵.</ref> آن [[حضرت]] [[نذر]] کرده بود که اگر از مریضی [[شفا]] یابد، محبوب‌ترین خوراکی و نوشیدنی را که گوشت شتر و شیر آن بود بر خود حرام کند که پس از بهبودی به نذر خود [[وفا]] کرد؛ ولی یهود این [[تحریم]] را حکمی الهی شمرده و آن را به خدا نسبت می‌دادند.<ref> مجمع البیان، ج ۲، ص ۳۴۴ - ۳۴۵؛ جامع‌البیان، ج ۴، ص ۳.</ref> [[قرآن]] این انتساب را [[افترا]] بر خدا شمرد: {{متن قرآن|فَمَنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«پس کسانی که بعد از آن بر خداوند دروغ بندند ستمکارند» سوره آل عمران، آیه ۹۴.</ref>، از این رو برای رد این ادعا و افترا از [[یهودیان]] خواست<ref> التبیان، ج ۲، ص ۵۳۲ - ۵۳۳؛ جامع البیان، ج ۴، ص ۳ - ۴.</ref> که اگر راست می‌گویند، از [[تورات]] برای [[صدق]] ادعای خود [[شاهد]] آورند: {{متن قرآن| قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«بگو: اگر راست می‌گویید تورات را بیاورید و آن را بخوانید» سوره آل عمران، آیه ۹۳.</ref>. در [[آیه]] {{متن قرآن|قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ}}<ref>«با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمی‌آورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کرده‌اند حرام نمی‌دانند و به دین حق نمی‌گروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref> نیز [[قرآن]] [[حلال]] شمردن [[حرام‌های الهی]] را از ویژگی‌های [[یهود]] [[دوران پیامبر]]{{صل}} شمرده است. در میان [[اعراب جاهلی]] نیز که خود را پیرو [[شریعت]] [[ابراهیم]]{{ع}} می‌دانستند <ref>المیزان، ج ۳، ص ۲۵۳؛ الامثل، ج ۲، ص ۵۴۷.</ref> موضوع [[حلال و حرام]] مطرح بود. [[سیره]] آنان در این زمینه، هرچند در مواردی مطابق با [[آیین]] آن [[حضرت]] بود، در بسیاری از موارد برخلاف [[تعالیم]] آن [[پیامبر]]، حرام‌های الهی را حلال و حلال‌های [[الهی]] را [[حرام]] می‌کردند؛ برای نمونه در بخش تحلیل، هرچند [[زنا]] را عملی حرام، در [[نهان]] حلال می‌دانستند <ref>جامع‌البیان، ج ۵، ص ۲۸؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۶۴؛ المیزان، ج ۴، ص ۲۸۹.</ref> که آیه {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref> نازل شد و زنا را در هر دو حالت حرام شمرد. به [[حرمت]] [[ماه‌های حرام]] نیز [[باور]] داشتند؛ ولی هرگاه [[منافع]] آنان اقتضا می‌کرد [[ماه حرام]] را حلال می‌شمردند، تا بتوانند به [[جنگ]] و [[غارتگری]] خود ادامه دهند: {{متن قرآن|إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِيُوَاطِئُوا عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بی‌گمان واپس افکندن (ماه‌های حرام) افزایشی در کفر است؛ با آن، کافران به گمراهی کشیده می‌شوند، یک سال آن (ماه) را حلال و یک سال دیگر حرام می‌شمارند تا با شمار ماه‌هایی که خداوند حرام کرده است هماهنگی کنند از این رو آنچه را خداوند حرام کرده است حلال می‌گردانند؛ زشتی کارهایشان برای آنان آرایش داده شده است و خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره توبه، آیه ۳۷.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۵۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص ۵۷.</ref>؛ مثلاً گاهی حرمت [[محرّم]] را به ماه صفر می‌دادند و جنگ در این ماه را حلال می‌شمردند؛<ref>التبیان، ج ۵، ص ۲۱۷؛ تفسیر مقاتل، ج ۲، ص ۴۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۸، ص ۱۳۷.</ref> همچنین آنان مردار، حیوانی که به نام غیر [[خدا]] [[ذبح]] شده است، حیوان خفه شده یا حیواناتی را که با زدن یا پرت شدن از بلندی یا شاخ حیوانی دیگر یا به دست درندگان مرده باشد، [[حلال]] می‌شمردند <ref>الکشاف، ج ۱، ص ۵۹۲ - ۵۹۳؛ فقه القرآن، ج ۲، ص ۲۷۰ - ۲۷۱؛ المحررالوجیز، ج ۲، ص ۱۵۰ - ۱۵۲.</ref> که [[قرآن]] همه این حیوانات را [[حرام]] شمرد: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.</ref> در مقابل، بسیاری از حلال‌های [[الهی]] و [[شریعت]] [[ابراهیم]]{{ع}} را حرام می‌دانستند و گاه این [[حرمت]] را به [[خدا]] نسبت می‌دادند؛ مانند حرام کردن خوردن گوشت و شیر یا [[سوار شدن]] بر برخی حیوانات، که قرآن [[تحریم]] این [[حلال‌ها]] را [[افترا]] بر خدا شمرد: {{متن قرآن|مَا جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَلَا سَائِبَةٍ وَلَا وَصِيلَةٍ وَلَا حَامٍ وَلَكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«خداوند هیچ (چیز ممنوعی چون) بحیره (- شتر ماده گوش بریده چند شکم زاده) و سائبه (- ماده شتر نذر بت شده) و وصیله (- میش دوگانیک نر و ماده‌زاده) و حامی (- شتر نر با ده نتاج) قرار نداده است اما کافران بر خداوند دروغ می‌بافند و بیشتر آنان خرد نمی‌ورزند» سوره مائده، آیه ۱۰۳.</ref>.<ref> زبدة البیان، ص ۳۴۲ - ۳۴۳؛ جامع البیان، ج ۲، ص ۱۰۶.</ref>؛ همچنین آنان بخشی از محصولات [[کشاورزی]] و برخی [[چارپایان]] را به خدا و بت‌هایشان اختصاص داده و این حلال‌های الهی را بر خود حرام می‌شمردند: {{متن قرآن|وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَائِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَائِهِمْ فَلَا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَائِهِمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}}<ref>«و برای خداوند از آنچه از کشت و چهارپایان پدید آورده است بهره‌ای نهادند و به پندار خویش گفتند: این از آن خداوند است و این برای بتان ما؛ اما آنچه از آن بتان آنهاست به خداوند نمی‌رسد و اما آنچه برای خداوند است به بتان می‌رسد؛ زشت است این داوری که می‌کنند!» سوره انعام، آیه ۱۳۶.</ref>.<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۲۱۷؛ تفسیر ابن ابی حاتم، ج ۴، ص ۱۳۹۰.</ref> و گاه شماری حلال‌ها را همچون جنین حیوانات، تنها بر مردان [[مباح]] دانسته و بر [[زنان]] حرام می‌خواندند: {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا فِي بُطُونِ هَذِهِ الْأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِنْ يَكُنْ مَيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاءُ سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و گفتند: آنچه در شکم این چارپایان است ویژه مردان ماست و بر زنان ما حرام است و اگر مرده (به دنیا آمده) باشد همه در آن شریکند؛ به زودی (خداوند) کیفر (این) وصف آنان را می‌دهد که او فرزانه‌ای داناست» سوره انعام، آیه ۱۳۹.</ref>.<ref>التبیان، ج ۴، ص ۲۹۱؛ احکام‌القرآن، ج ۳، ص ۱۱.</ref> و در ایام [[حج]] نیز خوردن گوشت، روغن، استفاده از گیاه [[حرم]] و [[پوشیدن لباس]] پشمین و نو را بر خود حرام می‌شمردند.<ref>فقه القرآن، ج ۱، ص ۹۶ - ۹۷؛ تفسیر بغوی، ج ۲، ص ۱۵۷.</ref> قرآن تحریم این حلال‌ها را [[باطل]] خواند و آنان را به سبب این [[اعمال]] نکوهید: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
در مواردی، امور حلال میان پیروان [[شرایع]] تفاوت داشته که خاستگاه آن [[خدا]] بوده که برای مصالحی خاص، برخی [[اعمال]] را برای پیروان بعضی شرایع حلال و برای پیروان شریعتی دیگر [[حرام]] کرده است. گاه نیز پیروان شرایع الهی به [[باطل]] شماری حلال‌های [[الهی]] را بر خود حرام کرده‌اند و به عکس؛ از موارد نخست می‌توان [[حلیت]] [[ازدواج]] با [[خواهر]] را یاد کرد که بر اساس پاره‌ای [[روایات]] <ref> احتجاج، ج ۲، ص ۴۴؛ بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۲۲۶.</ref> و نظر [[علمای شیعه]] <ref>المیزان، ج ۴، ص ۱۴۴ - ۱۴۵؛ نمونه، ج ۳، ص ۲۸۱ - ۲۸۲؛ الفرقان، ج ۶، ص ۱۴۹ - ۱۵۰.</ref> و [[اهل‌تسنن]] <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص ۲۶؛ روح المعانی، ج ۴، ص ۲۵۲.</ref> در [[شریعت]] [[حضرت آدم]] {{ع}} [[حلال]] بوده؛ ولی در شرایع دیگر حرام شده است و در مقابل، خدا شماری [[خوردنی‌ها]] و کارهای حلال را براثر [[ظلم]] و [[ارتکاب گناه]]، بر پیروان [[حضرت موسی]] {{ع}} حرام کرد: {{متن قرآن|فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا}}<ref>«آری، به سزای ستمی از (سوی) یهودیان و اینکه (مردم را) بسیار از راه خداوند باز می‌داشتند چیزهای پاکیزه‌ای را که بر آنان حلال بود، حرام کردیم» سوره نساء، آیه ۱۶۰.</ref>؛ مانند [[تحریم]] حیوانات ناخن‌دار، چربی‌های گاو و گوسفند: {{متن قرآن|وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ}}<ref>«و بر یهودیان هر (جاندار) ناخنداری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیه آنها را بر آنها حرام کردیم جز آنچه بر گرده و روده دارند و یا همراه استخوان‌هاست؛ بدین گونه آنان را برای افزونجویی‌شان کیفر دادیم و بی‌گمان ما راست‌گفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.</ref> و ماهیگیری یا مطلق کار در [[روز]] [[شنبه]]: {{متن قرآن|وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لَا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا}}<ref>«و «طور» را بر فراز سرشان برای (گرفتن) پیمانشان برافراشتیم و به آنان گفتیم که از این در، با فروتنی در آیید و به آنها گفتیم در روز (های) شنبه (از حکم تحریم صید ماهی) تجاوز نکنید و از آنان پیمانی استوار گرفتیم» سوره نساء، آیه ۱۵۴.</ref>.<ref> تفسیر مقاتل، ج ۱، ص ۲۶۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص ۹۶.</ref> اما با آمدن [[شریعت]] [[عیسی]] {{ع}} و [[نزول]] [[انجیل]] این حرام‌ها دوباره بر [[بنی‌اسراییل]] [[حلال]] گردیدند: {{متن قرآن|وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«و تورات پیش از خود را راست می‌شمارم، و (آمده‌ام) تا برخی از چیزهایی را که بر شما حرام شده است حلال گردانم و نشانه‌ای از پروردگارتان برای شما آورده‌ام پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره آل عمران، آیه ۵۰.</ref>.<ref> جامع البیان، ج ۳، ص ۳۸۲ - ۳۸۴؛ مجمع البیان، ج ۲، ص ۳۰۱.</ref> از موارد قسم دوم می‌توان اموری را برشمرد؛ مانند [[تصرف در اموال]] دیگران که [[یهود]] از پیش خودشان آن را بر خویش [[حلال]] کرده بودند: {{متن قرآن| وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ }}<ref>«ناروا خوردن دارایی‌های مردم» سوره نساء، آیه ۱۶۱.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص ۱۸۵.</ref> و جواز برنگرداندن [[امانت]] غیر یهود که برخی از [[اهل کتاب]] آن را حکمی [[الهی]] دانسته و به [[خدا]] نسبت می‌داده‌اند: {{متن قرآن|وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«و از اهل کتاب کسی هست که اگر دارایی فراوانی بدو بسپاری به تو باز پس می‌دهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان می‌گویند: درباره بی‌سوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر خداوند دروغ می‌بندند با آنکه خود می‌دانند» سوره آل عمران، آیه ۷۵.</ref> گاه برعکس، آنان حلال‌های الهی را [[حرام]] می‌شمردند؛ مانند حرام شمردن خوردن شیر و گوشت شتر که یهود به [[پیروی]] از [[حضرت یعقوب]] {{ع}} آن دو را بر خود حرام کردند: {{متن قرآن|كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«همه خوردنی‌ها برای بنی اسرائیل حلال بود جز آنچه اسرائیل (- یعقوب) پیش از آنکه تورات فرو فرستاده شود، بر خویش حرام کرده بود، بگو: اگر راست می‌گویید تورات را بیاورید و آن را بخوانید» سوره آل عمران، آیه 93.</ref>.<ref>مجمع‌البیان، ج ۲، ص ۳۴۴؛ فقه القرآن، ج ۲، ص ۶۱ - ۶۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص ۱۴۵.</ref> آن [[حضرت]] [[نذر]] کرده بود که اگر از مریضی [[شفا]] یابد، محبوب‌ترین خوراکی و نوشیدنی را که گوشت شتر و شیر آن بود بر خود حرام کند که پس از بهبودی به نذر خود [[وفا]] کرد؛ ولی یهود این [[تحریم]] را حکمی الهی شمرده و آن را به خدا نسبت می‌دادند.<ref> مجمع البیان، ج ۲، ص ۳۴۴ - ۳۴۵؛ جامع‌البیان، ج ۴، ص ۳.</ref> [[قرآن]] این انتساب را [[افترا]] بر خدا شمرد: {{متن قرآن|فَمَنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«پس کسانی که بعد از آن بر خداوند دروغ بندند ستمکارند» سوره آل عمران، آیه ۹۴.</ref>، از این رو برای رد این ادعا و افترا از [[یهودیان]] خواست<ref> التبیان، ج ۲، ص ۵۳۲ - ۵۳۳؛ جامع البیان، ج ۴، ص ۳ - ۴.</ref> که اگر راست می‌گویند، از [[تورات]] برای [[صدق]] ادعای خود [[شاهد]] آورند: {{متن قرآن| قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«بگو: اگر راست می‌گویید تورات را بیاورید و آن را بخوانید» سوره آل عمران، آیه ۹۳.</ref>. در [[آیه]] {{متن قرآن|قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ}}<ref>«با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمی‌آورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کرده‌اند حرام نمی‌دانند و به دین حق نمی‌گروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref> نیز [[قرآن]] [[حلال]] شمردن [[حرام‌های الهی]] را از ویژگی‌های [[یهود]] [[دوران پیامبر]] {{صل}} شمرده است. در میان [[اعراب جاهلی]] نیز که خود را پیرو [[شریعت]] [[ابراهیم]] {{ع}} می‌دانستند <ref>المیزان، ج ۳، ص ۲۵۳؛ الامثل، ج ۲، ص ۵۴۷.</ref> موضوع [[حلال و حرام]] مطرح بود. [[سیره]] آنان در این زمینه، هرچند در مواردی مطابق با [[آیین]] آن [[حضرت]] بود، در بسیاری از موارد برخلاف [[تعالیم]] آن [[پیامبر]]، حرام‌های الهی را حلال و حلال‌های [[الهی]] را [[حرام]] می‌کردند؛ برای نمونه در بخش تحلیل، هرچند [[زنا]] را عملی حرام، در [[نهان]] حلال می‌دانستند <ref>جامع‌البیان، ج ۵، ص ۲۸؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۶۴؛ المیزان، ج ۴، ص ۲۸۹.</ref> که آیه {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref> نازل شد و زنا را در هر دو حالت حرام شمرد. به [[حرمت]] [[ماه‌های حرام]] نیز [[باور]] داشتند؛ ولی هرگاه [[منافع]] آنان اقتضا می‌کرد [[ماه حرام]] را حلال می‌شمردند، تا بتوانند به [[جنگ]] و [[غارتگری]] خود ادامه دهند: {{متن قرآن|إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِيُوَاطِئُوا عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بی‌گمان واپس افکندن (ماه‌های حرام) افزایشی در کفر است؛ با آن، کافران به گمراهی کشیده می‌شوند، یک سال آن (ماه) را حلال و یک سال دیگر حرام می‌شمارند تا با شمار ماه‌هایی که خداوند حرام کرده است هماهنگی کنند از این رو آنچه را خداوند حرام کرده است حلال می‌گردانند؛ زشتی کارهایشان برای آنان آرایش داده شده است و خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره توبه، آیه ۳۷.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۵۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص ۵۷.</ref>؛ مثلاً گاهی حرمت [[محرّم]] را به ماه صفر می‌دادند و جنگ در این ماه را حلال می‌شمردند؛<ref>التبیان، ج ۵، ص ۲۱۷؛ تفسیر مقاتل، ج ۲، ص ۴۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۸، ص ۱۳۷.</ref> همچنین آنان مردار، حیوانی که به نام غیر [[خدا]] [[ذبح]] شده است، حیوان خفه شده یا حیواناتی را که با زدن یا پرت شدن از بلندی یا شاخ حیوانی دیگر یا به دست درندگان مرده باشد، [[حلال]] می‌شمردند <ref>الکشاف، ج ۱، ص ۵۹۲ - ۵۹۳؛ فقه القرآن، ج ۲، ص ۲۷۰ - ۲۷۱؛ المحررالوجیز، ج ۲، ص ۱۵۰ - ۱۵۲.</ref> که [[قرآن]] همه این حیوانات را [[حرام]] شمرد: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.</ref> در مقابل، بسیاری از حلال‌های [[الهی]] و [[شریعت]] [[ابراهیم]] {{ع}} را حرام می‌دانستند و گاه این [[حرمت]] را به [[خدا]] نسبت می‌دادند؛ مانند حرام کردن خوردن گوشت و شیر یا [[سوار شدن]] بر برخی حیوانات، که قرآن [[تحریم]] این [[حلال‌ها]] را [[افترا]] بر خدا شمرد: {{متن قرآن|مَا جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَلَا سَائِبَةٍ وَلَا وَصِيلَةٍ وَلَا حَامٍ وَلَكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«خداوند هیچ (چیز ممنوعی چون) بحیره (- شتر ماده گوش بریده چند شکم زاده) و سائبه (- ماده شتر نذر بت شده) و وصیله (- میش دوگانیک نر و ماده‌زاده) و حامی (- شتر نر با ده نتاج) قرار نداده است اما کافران بر خداوند دروغ می‌بافند و بیشتر آنان خرد نمی‌ورزند» سوره مائده، آیه ۱۰۳.</ref>.<ref> زبدة البیان، ص ۳۴۲ - ۳۴۳؛ جامع البیان، ج ۲، ص ۱۰۶.</ref>؛ همچنین آنان بخشی از محصولات [[کشاورزی]] و برخی [[چارپایان]] را به خدا و بت‌هایشان اختصاص داده و این حلال‌های الهی را بر خود حرام می‌شمردند: {{متن قرآن|وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَائِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَائِهِمْ فَلَا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَائِهِمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}}<ref>«و برای خداوند از آنچه از کشت و چهارپایان پدید آورده است بهره‌ای نهادند و به پندار خویش گفتند: این از آن خداوند است و این برای بتان ما؛ اما آنچه از آن بتان آنهاست به خداوند نمی‌رسد و اما آنچه برای خداوند است به بتان می‌رسد؛ زشت است این داوری که می‌کنند!» سوره انعام، آیه ۱۳۶.</ref>.<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۲۱۷؛ تفسیر ابن ابی حاتم، ج ۴، ص ۱۳۹۰.</ref> و گاه شماری حلال‌ها را همچون جنین حیوانات، تنها بر مردان [[مباح]] دانسته و بر [[زنان]] حرام می‌خواندند: {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا فِي بُطُونِ هَذِهِ الْأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِنْ يَكُنْ مَيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاءُ سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و گفتند: آنچه در شکم این چارپایان است ویژه مردان ماست و بر زنان ما حرام است و اگر مرده (به دنیا آمده) باشد همه در آن شریکند؛ به زودی (خداوند) کیفر (این) وصف آنان را می‌دهد که او فرزانه‌ای داناست» سوره انعام، آیه ۱۳۹.</ref>.<ref>التبیان، ج ۴، ص ۲۹۱؛ احکام‌القرآن، ج ۳، ص ۱۱.</ref> و در ایام [[حج]] نیز خوردن گوشت، روغن، استفاده از گیاه [[حرم]] و [[پوشیدن لباس]] پشمین و نو را بر خود حرام می‌شمردند.<ref>فقه القرآن، ج ۱، ص ۹۶ - ۹۷؛ تفسیر بغوی، ج ۲، ص ۱۵۷.</ref> قرآن تحریم این حلال‌ها را [[باطل]] خواند و آنان را به سبب این [[اعمال]] نکوهید: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>


==[[حلیت]] در [[اسلام]]==
== [[حلیت]] در [[اسلام]] ==
با [[ظهور]] اسلام و [[نزول]] [[قرآن کریم]]، [[خدا]] بسیاری از [[عقاید]] و اعمالی را که برای [[پیروان]] [[شرایع]] گذشته [[حلال]] بود، برای [[مسلمانان]] نیز حلال کرد: {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}}<ref>«از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره شوری، آیه ۱۳.</ref> این مطلب را از آیاتی که قرآن کریم را [[تصدیق]] کننده کتاب‌های پیشین شمرده نیز می‌توان دریافت: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}<ref>«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستاده‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌شمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواسته‌های آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف می‌ورزیدید آگاه می‌گرداند» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>؛ همچنین آیاتی که پس از ذکر برخی حرام‌ها یا [[حلال‌ها]] در اسلام، آنها را همان [[احکام]] و سنت‌های شرایع گذشته دانسته، مؤید این برداشت‌اند: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاتُكُمْ وَبَنَاتُ الأَخِ وَبَنَاتُ الأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ الَّلاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ الَّلاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ الَّلاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُواْ بَيْنَ الأُخْتَيْنِ إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ }}<ref>«بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‌هایتان و خاله‌هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیرده‌تان و خواهران شیرخورده‌تان و مادرزن‌هایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کرده‌اید، که اگر با آنها همخوابگی نکرده‌اید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است. و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهره‌مند شده‌اید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، هم‌داستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است. و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوست‌های پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است. خداوند می‌خواهد (احکام خود را) برای شما روشن گرداند و شما را به روش‌های (نیکوی) پیشینیانتان، رهنمون گردد و توبه شما را بپذیرد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۳-۲۶.</ref>؛ ولی در موارد خاصی برخی حرام‌های شرایع پیشین برای پیروان [[شریعت اسلام]]، [[حلال]] یا بعضی از حلال‌های آنان برای مسلمانان [[حرام]] گردیدند.
با [[ظهور]] اسلام و [[نزول]] [[قرآن کریم]]، [[خدا]] بسیاری از [[عقاید]] و اعمالی را که برای [[پیروان]] [[شرایع]] گذشته [[حلال]] بود، برای [[مسلمانان]] نیز حلال کرد: {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}}<ref>«از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره شوری، آیه ۱۳.</ref> این مطلب را از آیاتی که قرآن کریم را [[تصدیق]] کننده کتاب‌های پیشین شمرده نیز می‌توان دریافت: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}<ref>«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستاده‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌شمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواسته‌های آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف می‌ورزیدید آگاه می‌گرداند» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>؛ همچنین آیاتی که پس از ذکر برخی حرام‌ها یا [[حلال‌ها]] در اسلام، آنها را همان [[احکام]] و سنت‌های شرایع گذشته دانسته، مؤید این برداشت‌اند: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاتُكُمْ وَبَنَاتُ الأَخِ وَبَنَاتُ الأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ الَّلاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ الَّلاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ الَّلاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُواْ بَيْنَ الأُخْتَيْنِ إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ }}<ref>«بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‌هایتان و خاله‌هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیرده‌تان و خواهران شیرخورده‌تان و مادرزن‌هایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کرده‌اید، که اگر با آنها همخوابگی نکرده‌اید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است. و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهره‌مند شده‌اید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، هم‌داستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است. و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابین‌هایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوست‌های پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است. خداوند می‌خواهد (احکام خود را) برای شما روشن گرداند و شما را به روش‌های (نیکوی) پیشینیانتان، رهنمون گردد و توبه شما را بپذیرد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۳-۲۶.</ref>؛ ولی در موارد خاصی برخی حرام‌های شرایع پیشین برای پیروان [[شریعت اسلام]]، [[حلال]] یا بعضی از حلال‌های آنان برای مسلمانان [[حرام]] گردیدند.


در بخش تحلیل حرام می‌توان به حلال شدن آمیزش با [[همسر]] در شب‌های [[ماه رمضان]] اشاره کرد: {{متن قرآن|أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}}<ref>«آمیزش با زنانتان در شب روزه‌داری برای شما حلال شده است. آنها جامه شما و شما جامه آنهایید. خداوند معلوم داشت که شما با خود نادرستی می‌ورزیدید، بنابراین، از شما در گذشت و شما را بخشود؛ اکنون (می‌توانید) با آنان آمیزش کنید و آنچه خداوند برای شما مقرّر داشته است باز جویید، و تا سپیدی سپیده‌دم از سیاهی (شب) برای شما آشکار شود (می‌توانید) بخورید و بیاشامید؛ سپس روزه را تا شب به پایان رسانید و در حالی که در مسجدها اعتکاف کرده‌اید از آنان کام مجویید، اینها حدود خداوند است، به آنها نزدیک نشوید. خداوند این چنین آیاتش را برای مردم روشن می‌گرداند باشد که آنان پرهیزگاری ورزند» سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref> که به نظر بسیاری در شرایع گذشته حرام بوده <ref> التفسیر الکبیر، ج ۵، ص ۱۱۲؛ المیزان، ج ۲، ص ۴۵.</ref> و در برخی [[روایات اهل بیت]]{{عم}} نیز آمده است؛<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۱۱۴؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۹، ص ۱۵۶ - ۱۵۷.</ref> نیز می‌توان [[غنائم جنگی]] را یاد کرد که [[تصرف]] و بهره‌وری از آنها بر مسلمانان حلال گردید: {{متن قرآن|فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلَالًا طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«از آنچه غنیمت گرفته‌اید حلال و پاک بخورید و از خداوند پروا کنید، به راستی خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره انفال، آیه ۶۹.</ref> که براساس [[روایات شیعه]] و [[سنّی]] بر پیروان شرایع پیشین حلال نبوده است.<ref>جامع احادیث الشیعه، ج ۱۳، ص ۱۸۶ - ۱۸۷.</ref> در بخش [[تحریم]] [[حلال]] می‌توان از جمع میان دو [[خواهر]] در [[ازدواج]] یاد کرد که به دیده برخی در [[شرایع]] گذشته از جمله [[شریعت]] [[حضرت یعقوب]]{{ع}} [[حلال]] بوده است؛<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۵۷؛ روح المعانی، ج ۴، ص ۲۶۱.</ref> ولی [[اسلام]] آن را [[حرام]] کرد: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‌هایتان و خاله‌هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیرده‌تان و خواهران شیرخورده‌تان و مادرزن‌هایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کرده‌اید، که اگر با آنها همخوابگی نکرده‌اید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref> اعمالی که اسلام آنها را حلال شمرده است، گسترده‌اند و بسیاری از [[عقاید]] و [[اعمال]] را شامل می‌شوند که در ادامه به آنها اشاره می‌شود.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
در بخش تحلیل حرام می‌توان به حلال شدن آمیزش با [[همسر]] در شب‌های [[ماه رمضان]] اشاره کرد: {{متن قرآن|أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}}<ref>«آمیزش با زنانتان در شب روزه‌داری برای شما حلال شده است. آنها جامه شما و شما جامه آنهایید. خداوند معلوم داشت که شما با خود نادرستی می‌ورزیدید، بنابراین، از شما در گذشت و شما را بخشود؛ اکنون (می‌توانید) با آنان آمیزش کنید و آنچه خداوند برای شما مقرّر داشته است باز جویید، و تا سپیدی سپیده‌دم از سیاهی (شب) برای شما آشکار شود (می‌توانید) بخورید و بیاشامید؛ سپس روزه را تا شب به پایان رسانید و در حالی که در مسجدها اعتکاف کرده‌اید از آنان کام مجویید، اینها حدود خداوند است، به آنها نزدیک نشوید. خداوند این چنین آیاتش را برای مردم روشن می‌گرداند باشد که آنان پرهیزگاری ورزند» سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref> که به نظر بسیاری در شرایع گذشته حرام بوده <ref> التفسیر الکبیر، ج ۵، ص ۱۱۲؛ المیزان، ج ۲، ص ۴۵.</ref> و در برخی [[روایات اهل بیت]] {{عم}} نیز آمده است؛<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۱۱۴؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۹، ص ۱۵۶ - ۱۵۷.</ref> نیز می‌توان [[غنائم جنگی]] را یاد کرد که [[تصرف]] و بهره‌وری از آنها بر مسلمانان حلال گردید: {{متن قرآن|فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلَالًا طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«از آنچه غنیمت گرفته‌اید حلال و پاک بخورید و از خداوند پروا کنید، به راستی خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره انفال، آیه ۶۹.</ref> که براساس [[روایات شیعه]] و [[سنّی]] بر پیروان شرایع پیشین حلال نبوده است.<ref>جامع احادیث الشیعه، ج ۱۳، ص ۱۸۶ - ۱۸۷.</ref> در بخش [[تحریم]] [[حلال]] می‌توان از جمع میان دو [[خواهر]] در [[ازدواج]] یاد کرد که به دیده برخی در [[شرایع]] گذشته از جمله [[شریعت]] [[حضرت یعقوب]] {{ع}} [[حلال]] بوده است؛<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۵۷؛ روح المعانی، ج ۴، ص ۲۶۱.</ref> ولی [[اسلام]] آن را [[حرام]] کرد: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‌هایتان و خاله‌هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیرده‌تان و خواهران شیرخورده‌تان و مادرزن‌هایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کرده‌اید، که اگر با آنها همخوابگی نکرده‌اید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref> اعمالی که اسلام آنها را حلال شمرده است، گسترده‌اند و بسیاری از [[عقاید]] و [[اعمال]] را شامل می‌شوند که در ادامه به آنها اشاره می‌شود.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>


==گستره و مصادیق حلال==
== گستره و مصادیق حلال ==
حلال در اسلام گستره بسیار وسیعی دارد و بسیاری از [[شئون]] فردی و [[اجتماعی]] [[مکلفان]] را دربر می‌گیرد و بسیاری از [[آیات]] و [[احکام]] [[قرآن]] به این بخش اختصاص دارند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود یک پنجم قرآن درباره حلال‌هاست؛ به آنها عمل کنید <ref>مستدرک الوسائل، ج ۴، ص ۲۳۴؛ کنزالعمال، ج ۱، ص ۶۰۷.</ref> و [[امام صادق]]{{ع}} نیز یک چهارم قرآن را درباره امور حلال دانست.<ref> الکافی، ج ۲، ص ۶۲۷؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱، ص ۱۱۳.</ref> درباره این [[روایات]] دو احتمال هست:
حلال در اسلام گستره بسیار وسیعی دارد و بسیاری از [[شئون]] فردی و [[اجتماعی]] [[مکلفان]] را دربر می‌گیرد و بسیاری از [[آیات]] و [[احکام]] [[قرآن]] به این بخش اختصاص دارند. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمود یک پنجم قرآن درباره حلال‌هاست؛ به آنها عمل کنید <ref>مستدرک الوسائل، ج ۴، ص ۲۳۴؛ کنزالعمال، ج ۱، ص ۶۰۷.</ref> و [[امام صادق]] {{ع}} نیز یک چهارم قرآن را درباره امور حلال دانست.<ref> الکافی، ج ۲، ص ۶۲۷؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱، ص ۱۱۳.</ref> درباره این [[روایات]] دو احتمال هست:
#حجم کمّی [[حلال‌ها]] در قرآن مراد باشد.  
# حجم کمّی [[حلال‌ها]] در قرآن مراد باشد.  
#مقصود تقسیم [[آیات قرآن]] از جهت نوع احکام و موضوعات آنها باشد.
# مقصود تقسیم [[آیات قرآن]] از جهت نوع احکام و موضوعات آنها باشد.
امور حلال و [[مباح]] در قرآن، گاه در حوزه عقاید و رفتارهای قلبی‌اند؛ مانند [[ایمان به خدا]] و [[روز جزا]]: {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}<ref>«به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۴.</ref> و گاه در حوزه رفتارهای جوارحی‌اند؛ نظیر خوردن وآشامیدن: {{متن قرآن|كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ }}<ref>«از روزی خداوند بخورید و بنوشید» سوره بقره، آیه ۶۰.</ref>؛ همچنین متعلق حلال، گاهی اعیان و اشیای خارجی است؛ همچون [[حلیت]] غذاهای [[پاک]] و [[زنان]] [[عفیف]]: {{متن قرآن|الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«امروز چیزهای پاکیزه بر شما حلال است و غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما برای آنان حلال است و (نیز ازدواج با) زنان پاکدامن از زنان مؤمن (مسلمان) و زنان پاکدامن از آنان که پیش از شما به آنان کتاب آسمانی داده‌اند، اگر کابینشان را پرداخته و پاکدامن باشید نه پلیدکار و گزینندگان دوست پنهان، (بر شما حلال است) و هر کس گرویدن (به اسلام) را نپذیرد کردارش تباه می‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره مائده، آیه ۵.</ref> که مراد از حلیت غذاهای پاک در [[آیه]]، حلال بودن خوردن آنها و مقصود از حلیت زنان [[مسلمان]]، حلال بودن ازدواج با آنان است؛<ref>مصباح الفقاهه، ج ۲، ص ۱۱۳.</ref> زمانی نیز [[افعال]] خارجی است؛ مانند حلالیت صید دریا: {{متن قرآن|أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ }}<ref>«شکار دریا و خوراک آن بر شما حلال است» سوره مائده، آیه ۹۶.</ref> و هنگامی همه امور اعتباری و قراردادی است؛ نظیر [[حلال]] بودن بیع: {{متن قرآن|وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ}}<ref>«خداوند خرید و فروش را حلال کرده است» سوره بقره، آیه ۲۷۵.</ref>.<ref>مصباح الفقاهه، ج ۲، ص ۱۱۳.</ref> از سویی، [[حلیت]] اشیا و [[افعال]]، گاه اصلی و ذاتی است؛ مانند حلال بودن غذاهای [[پاک]] {{متن قرآن|الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«امروز چیزهای پاکیزه بر شما حلال است و غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما برای آنان حلال است و (نیز ازدواج با) زنان پاکدامن از زنان مؤمن (مسلمان) و زنان پاکدامن از آنان که پیش از شما به آنان کتاب آسمانی داده‌اند، اگر کابینشان را پرداخته و پاکدامن باشید نه پلیدکار و گزینندگان دوست پنهان، (بر شما حلال است) و هر کس گرویدن (به اسلام) را نپذیرد کردارش تباه می‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره مائده، آیه ۵.</ref> و گاه غیر ذاتی و براثر رخ نمودن برخی حالات ثانوی است؛ همچون حلال شدن برخی [[محرّمات]]؛ مانند مردار، [[خون]] و گوشت خوک در حالت [[اضطرار]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«جز این نیست که (خداوند)، مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را جز به نام خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که ناگزیر (از خوردن این چیزها) شده باشد در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بر او گناهی نیست، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.</ref> از این دست‌اند.
امور حلال و [[مباح]] در قرآن، گاه در حوزه عقاید و رفتارهای قلبی‌اند؛ مانند [[ایمان به خدا]] و [[روز جزا]]: {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}<ref>«به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۴.</ref> و گاه در حوزه رفتارهای جوارحی‌اند؛ نظیر خوردن وآشامیدن: {{متن قرآن|كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ }}<ref>«از روزی خداوند بخورید و بنوشید» سوره بقره، آیه ۶۰.</ref>؛ همچنین متعلق حلال، گاهی اعیان و اشیای خارجی است؛ همچون [[حلیت]] غذاهای [[پاک]] و [[زنان]] [[عفیف]]: {{متن قرآن|الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«امروز چیزهای پاکیزه بر شما حلال است و غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما برای آنان حلال است و (نیز ازدواج با) زنان پاکدامن از زنان مؤمن (مسلمان) و زنان پاکدامن از آنان که پیش از شما به آنان کتاب آسمانی داده‌اند، اگر کابینشان را پرداخته و پاکدامن باشید نه پلیدکار و گزینندگان دوست پنهان، (بر شما حلال است) و هر کس گرویدن (به اسلام) را نپذیرد کردارش تباه می‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره مائده، آیه ۵.</ref> که مراد از حلیت غذاهای پاک در [[آیه]]، حلال بودن خوردن آنها و مقصود از حلیت زنان [[مسلمان]]، حلال بودن ازدواج با آنان است؛<ref>مصباح الفقاهه، ج ۲، ص ۱۱۳.</ref> زمانی نیز [[افعال]] خارجی است؛ مانند حلالیت صید دریا: {{متن قرآن|أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ }}<ref>«شکار دریا و خوراک آن بر شما حلال است» سوره مائده، آیه ۹۶.</ref> و هنگامی همه امور اعتباری و قراردادی است؛ نظیر [[حلال]] بودن بیع: {{متن قرآن|وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ}}<ref>«خداوند خرید و فروش را حلال کرده است» سوره بقره، آیه ۲۷۵.</ref>.<ref>مصباح الفقاهه، ج ۲، ص ۱۱۳.</ref> از سویی، [[حلیت]] اشیا و [[افعال]]، گاه اصلی و ذاتی است؛ مانند حلال بودن غذاهای [[پاک]] {{متن قرآن|الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«امروز چیزهای پاکیزه بر شما حلال است و غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما برای آنان حلال است و (نیز ازدواج با) زنان پاکدامن از زنان مؤمن (مسلمان) و زنان پاکدامن از آنان که پیش از شما به آنان کتاب آسمانی داده‌اند، اگر کابینشان را پرداخته و پاکدامن باشید نه پلیدکار و گزینندگان دوست پنهان، (بر شما حلال است) و هر کس گرویدن (به اسلام) را نپذیرد کردارش تباه می‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره مائده، آیه ۵.</ref> و گاه غیر ذاتی و براثر رخ نمودن برخی حالات ثانوی است؛ همچون حلال شدن برخی [[محرّمات]]؛ مانند مردار، [[خون]] و گوشت خوک در حالت [[اضطرار]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«جز این نیست که (خداوند)، مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را جز به نام خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که ناگزیر (از خوردن این چیزها) شده باشد در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بر او گناهی نیست، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.</ref> از این دست‌اند.


[[باورها]] و [[اعمال]] حلال در [[اسلام]] فراوان‌اند که برخی از مهم‌ترین آنها در [[قرآن کریم]] یاد شده‌اند:
[[باورها]] و [[اعمال]] حلال در [[اسلام]] فراوان‌اند که برخی از مهم‌ترین آنها در [[قرآن کریم]] یاد شده‌اند:
# '''[[عقاید
# '''[[عقاید


==اسباب [[حلیت]]==
== اسباب [[حلیت]] ==
اسباب و عواملی سبب حلال شدن برخی کارهای [[ممنوع]] به شکل عام یا خاص می‌شوند که مهم‌ترین آنها بدین شرح‌اند.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
اسباب و عواملی سبب حلال شدن برخی کارهای [[ممنوع]] به شکل عام یا خاص می‌شوند که مهم‌ترین آنها بدین شرح‌اند.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
===[[اذن الهی]]===
=== [[اذن الهی]] ===
جواز [[جنگ]] با [[کافران]] در صورت ستمدیدن: {{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ}}<ref>«به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل می‌شود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیده‌اند و بی‌گمان خداوند بر یاری آنان تواناست» سوره حج، آیه ۳۹.</ref> و خوردن طعام از [[خانه]] [[خویشاوندان]] و [[دوستان]] بی اجازه و هنگام نبودن آنان: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُمْ مَفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بر نابینا و بر لنگ و بر بیمار و بر شما گناهی نیست که از (خوراک و آذوقه) خانه‌های خویش بخورید یا از خانه‌های پدرانتان یا خانه‌های مادرانتان یا خانه‌های برادرانتان یا خانه‌های خواهرانتان یا خانه‌های عموهایتان یا خانه‌های عمّه‌هایتان یا خانه‌های دایی‌هایتان یا خانه‌های خاله‌هایتان یا آن خانه‌ای که کلیدش را در اختیار دارید یا (خانه) دوستتان؛ نیز (بر شما گناهی نیست) در اینکه با هم یا پراکنده غذا بخورید پس چون به هر خانه‌ای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن می‌دارد باشد که خرد ورزید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref> از این دست‌اند. برخی [[مفسران]] [[اهل تسنن]] جواز عمل اخیر را مشروط به [[آگاهی]] شخص به [[رضایت]] صاحب خانه به تصریح وی یا از [[راه]] قرائنی دیگر کرده‌اند؛<ref>روح المعانی، ج ۱۸؛ ص ۲۲۰؛ المنیر، ج ۱۸، ص ۳۰۷.</ref> ولی [[فقیهان]] [[امامیه]] معتقدند در هر صورت خوردن از خانه این افراد جایز است، مگر [[علم]] یا [[ظن]] [[قوی]] به عدم رضایت آنان پیدا شود<ref>الروضة البهیه، ج ۷، ص ۳۴۱.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
جواز [[جنگ]] با [[کافران]] در صورت ستمدیدن: {{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ}}<ref>«به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل می‌شود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیده‌اند و بی‌گمان خداوند بر یاری آنان تواناست» سوره حج، آیه ۳۹.</ref> و خوردن طعام از [[خانه]] [[خویشاوندان]] و [[دوستان]] بی اجازه و هنگام نبودن آنان: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُمْ مَفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بر نابینا و بر لنگ و بر بیمار و بر شما گناهی نیست که از (خوراک و آذوقه) خانه‌های خویش بخورید یا از خانه‌های پدرانتان یا خانه‌های مادرانتان یا خانه‌های برادرانتان یا خانه‌های خواهرانتان یا خانه‌های عموهایتان یا خانه‌های عمّه‌هایتان یا خانه‌های دایی‌هایتان یا خانه‌های خاله‌هایتان یا آن خانه‌ای که کلیدش را در اختیار دارید یا (خانه) دوستتان؛ نیز (بر شما گناهی نیست) در اینکه با هم یا پراکنده غذا بخورید پس چون به هر خانه‌ای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن می‌دارد باشد که خرد ورزید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref> از این دست‌اند. برخی [[مفسران]] [[اهل تسنن]] جواز عمل اخیر را مشروط به [[آگاهی]] شخص به [[رضایت]] صاحب خانه به تصریح وی یا از [[راه]] قرائنی دیگر کرده‌اند؛<ref>روح المعانی، ج ۱۸؛ ص ۲۲۰؛ المنیر، ج ۱۸، ص ۳۰۷.</ref> ولی [[فقیهان]] [[امامیه]] معتقدند در هر صورت خوردن از خانه این افراد جایز است، مگر [[علم]] یا [[ظن]] [[قوی]] به عدم رضایت آنان پیدا شود<ref>الروضة البهیه، ج ۷، ص ۳۴۱.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
===ملکیت===
=== ملکیت ===
ملکیت عین باشد یا [[منفعت]] یا انتفاع <ref>الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۴۳۴.</ref> هر سه اثر دارند، از این‌رو [[انسان]] برای [[تصرف]] در آنچه [[ملک]] او شده [[حق]] دارد؛ مانند حلیت استفاده شخص از طعام [[خانه]] خودش: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُمْ مَفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بر نابینا و بر لنگ و بر بیمار و بر شما گناهی نیست که از (خوراک و آذوقه) خانه‌های خویش بخورید یا از خانه‌های پدرانتان یا خانه‌های مادرانتان یا خانه‌های برادرانتان یا خانه‌های خواهرانتان یا خانه‌های عموهایتان یا خانه‌های عمّه‌هایتان یا خانه‌های دایی‌هایتان یا خانه‌های خاله‌هایتان یا آن خانه‌ای که کلیدش را در اختیار دارید یا (خانه) دوستتان؛ نیز (بر شما گناهی نیست) در اینکه با هم یا پراکنده غذا بخورید پس چون به هر خانه‌ای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن می‌دارد باشد که خرد ورزید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref> که مراد از {{متن قرآن|بُيُوتِكُمْ}} در [[آیه]] خانه خود یا [[فرزندان]] یا [[همسر]] خویش است <ref>التحفة السنیه، ص ۳۰۸؛ مجمع‌البیان، ج ۷، ص ۲۷۳.</ref> و نظیر [[حلال]] بودن آمیزش با کنیزانی که در [[ملک]] وی هستند: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‌هایتان و خاله‌هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیرده‌تان و خواهران شیرخورده‌تان و مادرزن‌هایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کرده‌اید، که اگر با آنها همخوابگی نکرده‌اید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهره‌مند شده‌اید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، هم‌داستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۴.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
ملکیت عین باشد یا [[منفعت]] یا انتفاع <ref>الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۴۳۴.</ref> هر سه اثر دارند، از این‌رو [[انسان]] برای [[تصرف]] در آنچه [[ملک]] او شده [[حق]] دارد؛ مانند حلیت استفاده شخص از طعام [[خانه]] خودش: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُمْ مَفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بر نابینا و بر لنگ و بر بیمار و بر شما گناهی نیست که از (خوراک و آذوقه) خانه‌های خویش بخورید یا از خانه‌های پدرانتان یا خانه‌های مادرانتان یا خانه‌های برادرانتان یا خانه‌های خواهرانتان یا خانه‌های عموهایتان یا خانه‌های عمّه‌هایتان یا خانه‌های دایی‌هایتان یا خانه‌های خاله‌هایتان یا آن خانه‌ای که کلیدش را در اختیار دارید یا (خانه) دوستتان؛ نیز (بر شما گناهی نیست) در اینکه با هم یا پراکنده غذا بخورید پس چون به هر خانه‌ای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن می‌دارد باشد که خرد ورزید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref> که مراد از {{متن قرآن|بُيُوتِكُمْ}} در [[آیه]] خانه خود یا [[فرزندان]] یا [[همسر]] خویش است <ref>التحفة السنیه، ص ۳۰۸؛ مجمع‌البیان، ج ۷، ص ۲۷۳.</ref> و نظیر [[حلال]] بودن آمیزش با کنیزانی که در [[ملک]] وی هستند: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‌هایتان و خاله‌هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیرده‌تان و خواهران شیرخورده‌تان و مادرزن‌هایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کرده‌اید، که اگر با آنها همخوابگی نکرده‌اید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و (نیز حرام است ازدواج با) زنان شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر حکم خداوند که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان حلال شده است که با دارایی خود به دست آورید در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهره‌مند شده‌اید به عنوان واجب بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، هم‌داستان شوید بر شما گناهی نیست که خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۲۴.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
=== اجازه و [[رضایت]] [[مالک]] یا صاحب [[حق]]===
=== اجازه و [[رضایت]] [[مالک]] یا صاحب [[حق]] ===
از این قبیل‌اند [[حلیت]] [[ازدواج]] با [[کنیزان]] در صورت اجازه مالک: {{متن قرآن|فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ }}<ref>«با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref>، حلیت [[تصرف]] در مهر [[زنان]] اجازه و رضایت آنان: {{متن قرآن|وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا}}<ref>«و کابین زنان را با خشنودی به آنان بپردازید و اگر با خوشدلی چیزی از آن را به شما بخشیدند نوش و گوارا بخورید» سوره نساء، آیه ۴.</ref> و [[اباحه]] ورود به منازل در صورت اجازه مالک یا ساکنان [[منزل]]: {{متن قرآن|فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ}}<ref>«پس اگر در آن (خانه) ها کسی را نیابید درون آنها در نیایید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گویند: باز گردید! باز گردید، این برایتان پاکیزه‌تر است و خداوند به آنچه انجام می‌دهید داناست» سوره نور، آیه ۲۸.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
از این قبیل‌اند [[حلیت]] [[ازدواج]] با [[کنیزان]] در صورت اجازه مالک: {{متن قرآن|فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ }}<ref>«با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref>، حلیت [[تصرف]] در مهر [[زنان]] اجازه و رضایت آنان: {{متن قرآن|وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا}}<ref>«و کابین زنان را با خشنودی به آنان بپردازید و اگر با خوشدلی چیزی از آن را به شما بخشیدند نوش و گوارا بخورید» سوره نساء، آیه ۴.</ref> و [[اباحه]] ورود به منازل در صورت اجازه مالک یا ساکنان [[منزل]]: {{متن قرآن|فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ}}<ref>«پس اگر در آن (خانه) ها کسی را نیابید درون آنها در نیایید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گویند: باز گردید! باز گردید، این برایتان پاکیزه‌تر است و خداوند به آنچه انجام می‌دهید داناست» سوره نور، آیه ۲۸.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>


=== [[اضطرار]]===
=== [[اضطرار]] ===
{{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ أَلَّا تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُمْ مَا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ وَإِنَّ كَثِيرًا لَيُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ}}<ref>«شما را چه می‌شود که از آنچه (در ذبح) نام خداوند بر آن برده شده است نمی‌خورید در حالی که (خداوند) آنچه را بر شما حرام کرده- جز آنچه از (خوردن) آن، ناگزیر شده باشید- برایتان روشن ساخته است ؛ و بی‌گمان بسیاری با هوا و هوس‌هایشان به نادانی (مردم را) گمراه م» سوره انعام، آیه ۱۱۹.</ref>؛ میته، [[خون]]، گوشت خوک و آنچه [[نام خدا]] بر آن برده نشده است، در حالت اضطرار [[حلال]] هستند: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.</ref>، اگر مکلّف [[باغی]] و [[تجاوزگر]] نباشد: {{متن قرآن|إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«جز این نیست که (خداوند)، مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را جز به نام خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که ناگزیر (از خوردن این چیزها) شده باشد در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بر او گناهی نیست، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمی‌یابم که برای خورنده‌ای که آن را می‌خورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بی‌گمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۱۴۵.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«جز این نیست که (خداوند) مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را به نام جز خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است؛ پس هر کس ناگزیر (از خوردن آنها) شود در حالی که افزون‌خواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نحل، آیه ۱۱۵.</ref> [[تفاسیر]]، {{متن قرآن|غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ}} را نداشتن قصد لذت‌جویی و خوردن به اندازه رفع [[گرسنگی]]؛<ref>جامع‌البیان، ج ۲، ص ۱۲۰؛ مجمع‌البیان، ج ۱، ص ۴۷۶.</ref> یا عدم [[افراط]] و [[تفریط]] دانسته‌اند.<ref>التبیان، ج ۲، ص ۸۶؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۷۶.</ref>.
{{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ أَلَّا تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُمْ مَا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ وَإِنَّ كَثِيرًا لَيُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ}}<ref>«شما را چه می‌شود که از آنچه (در ذبح) نام خداوند بر آن برده شده است نمی‌خورید در حالی که (خداوند) آنچه را بر شما حرام کرده- جز آنچه از (خوردن) آن، ناگزیر شده باشید- برایتان روشن ساخته است؛ و بی‌گمان بسیاری با هوا و هوس‌هایشان به نادانی (مردم را) گمراه م» سوره انعام، آیه ۱۱۹.</ref>؛ میته، [[خون]]، گوشت خوک و آنچه [[نام خدا]] بر آن برده نشده است، در حالت اضطرار [[حلال]] هستند: {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.</ref>، اگر مکلّف [[باغی]] و [[تجاوزگر]] نباشد: {{متن قرآن|إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«جز این نیست که (خداوند)، مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را جز به نام خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که ناگزیر (از خوردن این چیزها) شده باشد در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بر او گناهی نیست، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمی‌یابم که برای خورنده‌ای که آن را می‌خورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بی‌گمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۱۴۵.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«جز این نیست که (خداوند) مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را به نام جز خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است؛ پس هر کس ناگزیر (از خوردن آنها) شود در حالی که افزون‌خواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نحل، آیه ۱۱۵.</ref> [[تفاسیر]]، {{متن قرآن|غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ}} را نداشتن قصد لذت‌جویی و خوردن به اندازه رفع [[گرسنگی]]؛<ref>جامع‌البیان، ج ۲، ص ۱۲۰؛ مجمع‌البیان، ج ۱، ص ۴۷۶.</ref> یا عدم [[افراط]] و [[تفریط]] دانسته‌اند.<ref>التبیان، ج ۲، ص ۸۶؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۷۶.</ref>.


[[امام صادق]]{{ع}} نیز ارتکاب همه [[محرّمات]] را هنگام اضطرار حلال شمرده است.<ref>تهذیب، ج ۳، ص ۱۷۷؛ وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۲۱۰.</ref> [[فقیهان]] [[اسلامی]] با استناد به [[روایات]] و ادله‌ای دیگر، ارتکاب برخی محرّمات از جمله کشتن [[انسان]] بیگناه را در حالت [[اضطرار]] نیز جایز نشمرده‌اند.<ref> قواعد الاحکام، ج ۳، ص ۳۳۵؛ کشف اللثام، ج ۹، ص ۳۲۴؛ المغنی، ج ۱۱، ص ۷۹.</ref><ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
[[امام صادق]] {{ع}} نیز ارتکاب همه [[محرّمات]] را هنگام اضطرار حلال شمرده است.<ref>تهذیب، ج ۳، ص ۱۷۷؛ وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۲۱۰.</ref> [[فقیهان]] [[اسلامی]] با استناد به [[روایات]] و ادله‌ای دیگر، ارتکاب برخی محرّمات از جمله کشتن [[انسان]] بیگناه را در حالت [[اضطرار]] نیز جایز نشمرده‌اند.<ref> قواعد الاحکام، ج ۳، ص ۳۳۵؛ کشف اللثام، ج ۹، ص ۳۲۴؛ المغنی، ج ۱۱، ص ۷۹.</ref><ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
===[[اکراه]]===
=== [[اکراه]] ===
[[حلیت]] گفتن سخنان [[کفرآمیز]] برای [[مکره]]: {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref> [[حلال]] است. این [[آیه]] در باره [[عمار یاسر]] نازل شد که بر اثر [[اجبار]] [[مشرکان]] به سخنان کفرآمیز وادار گردید.<ref>جامع البیان، ج ۱۴، ص ۲۳۷؛ نورالثقلین، ج ۳، ص ۸۹.</ref> [[پیامبر]]{{صل}} ضمن [[تأیید]] [[عمل]] [[عمار]]، تکرار چنین سخنانی را در صورت اکراه [[مجدد]] جایز شمرد<ref>الکافی، ج ۲، ص ۲۱۹؛ المستدرک، ج ۲، ص ۳۵۷.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
[[حلیت]] گفتن سخنان [[کفرآمیز]] برای [[مکره]]: {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref> [[حلال]] است. این [[آیه]] در باره [[عمار یاسر]] نازل شد که بر اثر [[اجبار]] [[مشرکان]] به سخنان کفرآمیز وادار گردید.<ref>جامع البیان، ج ۱۴، ص ۲۳۷؛ نورالثقلین، ج ۳، ص ۸۹.</ref> [[پیامبر]] {{صل}} ضمن [[تأیید]] [[عمل]] [[عمار]]، تکرار چنین سخنانی را در صورت اکراه [[مجدد]] جایز شمرد<ref>الکافی، ج ۲، ص ۲۱۹؛ المستدرک، ج ۲، ص ۳۵۷.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
===[[تقیه]]===
=== [[تقیه]] ===
از این مواردند حلیت پذیرش [[دوستی]] و [[ولایت کافر]] بر [[مسلمان]] در حالت تقیه: {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطه‌ای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونه‌ای از آنان تقیّه کنید و خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref> و حلیت [[کتمان]] [[ایمان]] و اظهار [[کفر]] در صورت [[ترس]] بر [[جان]]: {{متن قرآن|وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ }}<ref>«و مردی مؤمن از فرعونیان که ایمانش را پنهان می‌داشت» سوره غافر، آیه ۲۸.</ref>.<ref>القواعد الفقهیه، ج ۱، ص ۳۹۴؛ مجمع‌البیان، ج ۸، ص ۴۳۷.</ref> برخی [[روایات]] نیز تقیه را در همه موارد [[ضرورت]] لازم شمرده <ref> الکافی، ج ۲، ص ۲۱۹؛ وسائل‌الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۱۴.</ref> و ارتکاب [[محرّمات]] را در این موارد [[حلال]] دانسته؛<ref> الکافی، ج ۲، ص ۲۲۰؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۱۴.</ref> اما احادیثی حلیت برخی محرّمات را در حالت تقیه نیز ناروا دانسته‌اند؛ مانند کشتن انسان‌های بیگناه،<ref>تهذیب، ج ۶، ص ۱۷۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۳۵.</ref> [[نوشیدن]] شراب و مسح بر [[کفش]].<ref>الکافی، ج ۳، ص ۳۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۷ - ۴۸.</ref><ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
از این مواردند حلیت پذیرش [[دوستی]] و [[ولایت کافر]] بر [[مسلمان]] در حالت تقیه: {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطه‌ای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونه‌ای از آنان تقیّه کنید و خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref> و حلیت [[کتمان]] [[ایمان]] و اظهار [[کفر]] در صورت [[ترس]] بر [[جان]]: {{متن قرآن|وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ }}<ref>«و مردی مؤمن از فرعونیان که ایمانش را پنهان می‌داشت» سوره غافر، آیه ۲۸.</ref>.<ref>القواعد الفقهیه، ج ۱، ص ۳۹۴؛ مجمع‌البیان، ج ۸، ص ۴۳۷.</ref> برخی [[روایات]] نیز تقیه را در همه موارد [[ضرورت]] لازم شمرده <ref> الکافی، ج ۲، ص ۲۱۹؛ وسائل‌الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۱۴.</ref> و ارتکاب [[محرّمات]] را در این موارد [[حلال]] دانسته؛<ref> الکافی، ج ۲، ص ۲۲۰؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۱۴.</ref> اما احادیثی حلیت برخی محرّمات را در حالت تقیه نیز ناروا دانسته‌اند؛ مانند کشتن انسان‌های بیگناه،<ref>تهذیب، ج ۶، ص ۱۷۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۳۵.</ref> [[نوشیدن]] شراب و مسح بر [[کفش]].<ref>الکافی، ج ۳، ص ۳۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۷ - ۴۸.</ref><ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
===جرایم و [[گناهان]]===
=== جرایم و [[گناهان]] ===
کشتن افراد بیگناه که سبب حلال شدن کشتن [[قاتل]] به دست اولیای مقتول می‌گردد: {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا}}<ref>«و آن کس را که خداوند (کشتن وی را) حرام کرده است جز به حقّ مکشید و آنکه به ستم کشته شود برای وارث او حقّی نهاده‌ایم پس نباید در کشتن (به قصاص) گزافکاری کند زیرا (از سوی شرع) یاری شده است» سوره اسراء، آیه ۳۳.</ref> ([[قصاص]])؛ یا [[اباحه]] [[بدی]] و [[مقابله به مثل]] با کسانی که به [[انسان]] بدی و [[ظلم]] می‌کنند: {{متن قرآن|وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و کیفر هر بدی بدی‌یی، مانند آن است پس هر که درگذرد و به راه آید پاداش وی بر خداوند است، بی‌گمان او ستمگران را دوست نمی‌دارد» سوره شوری، آیه ۴۰.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«(این) ماه حرام در برابر (آن) ماه حرام است و حرمت شکنی‌ها قصاص دارد پس هر کس بر شما ستم روا داشت همان‌گونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref> از این دست‌اند.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
کشتن افراد بیگناه که سبب حلال شدن کشتن [[قاتل]] به دست اولیای مقتول می‌گردد: {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا}}<ref>«و آن کس را که خداوند (کشتن وی را) حرام کرده است جز به حقّ مکشید و آنکه به ستم کشته شود برای وارث او حقّی نهاده‌ایم پس نباید در کشتن (به قصاص) گزافکاری کند زیرا (از سوی شرع) یاری شده است» سوره اسراء، آیه ۳۳.</ref> ([[قصاص]])؛ یا [[اباحه]] [[بدی]] و [[مقابله به مثل]] با کسانی که به [[انسان]] بدی و [[ظلم]] می‌کنند: {{متن قرآن|وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و کیفر هر بدی بدی‌یی، مانند آن است پس هر که درگذرد و به راه آید پاداش وی بر خداوند است، بی‌گمان او ستمگران را دوست نمی‌دارد» سوره شوری، آیه ۴۰.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«(این) ماه حرام در برابر (آن) ماه حرام است و حرمت شکنی‌ها قصاص دارد پس هر کس بر شما ستم روا داشت همان‌گونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref> از این دست‌اند.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>


==اصل [[حلیت]]==
== اصل [[حلیت]] ==
آیا اصل در اشیا و [[افعال]] با نادیده گرفتن [[ادله]] آنها حلیت است یا [[حرمت]]؟ در میان [[علمای اسلامی]] سه دیدگاه است: منع و حرمت؛ توقف؛ حلیت که نظر بیشتر علمای اسلامی است،<ref>الاحکام، ج ۱، ص ۴۷؛ الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۴۳۹ - ۴۴۰؛ ج ۳، ص ۴۸۵؛ الفوائد المدنیه، ص ۴۵۴ - ۴۵۵.</ref> از این رو هنگام [[شک]] در حرمت یا حلیت شی‌ء یا عملی می‌توان به حلیت[[حکم]] کرد.<ref> الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۱۵.</ref> برخی ادله این اصل بدین شرح‌اند<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>:
آیا اصل در اشیا و [[افعال]] با نادیده گرفتن [[ادله]] آنها حلیت است یا [[حرمت]]؟ در میان [[علمای اسلامی]] سه دیدگاه است: منع و حرمت؛ توقف؛ حلیت که نظر بیشتر علمای اسلامی است،<ref>الاحکام، ج ۱، ص ۴۷؛ الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۴۳۹ - ۴۴۰؛ ج ۳، ص ۴۸۵؛ الفوائد المدنیه، ص ۴۵۴ - ۴۵۵.</ref> از این رو هنگام [[شک]] در حرمت یا حلیت شی‌ء یا عملی می‌توان به حلیت[[حکم]] کرد.<ref> الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۱۵.</ref> برخی ادله این اصل بدین شرح‌اند<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>:


===[[آیات قرآن]]===
=== [[آیات قرآن]] ===
از جمله:
از جمله:
# [[آیه]] {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> که از [[آفرینش]] همه آنچه در [[زمین]] است برای [[انسان‌ها]] [[سخن]] گفته است<ref> احکام القرآن، ج ۱، ص ۳۲؛ زبدة البیان، ص ۶۱۶؛ معارج الاصول، ص ۲۰۵.</ref>؛ با این توضیح که اضافه "[[لام]]" ملکیت به [[ضمیر]] "کم" بر حلیت دلالت داشته، بلکه این تعبیر صریح‌تر از واژه اباحه در این موضوع است <ref>اصول السرخسی، ج ۲، ص ۱۲۰.</ref> که حلیت همه اشیا، اعم از حیوانات و غیر حیوانات،<ref>فتح القدیر، ج ۱، ص ۶۰.</ref> [[خوردنی‌ها]]، آشامیدنی‌ها و برخی [[کارها]] و امور دیگر <ref>المنار، ج ۱، ص ۲۴۷.</ref> مانند [[ثروت‌های عمومی]] و [[خدادادی]] <ref>ملکیة الارض، ص ۲۹۱.</ref> نظیر آب دریا و مانند آن<ref>فقه القرآن، ج ۲، ص ۲۶۱.</ref> را دربرمی‌گیرد. به گفته برخی "لام" در آیه، لام اضافه و بیان یا لام [[غایت]] است نه تملیک، از این رو معنای آیه آن است که [[خلقت جهان]] و آنچه در آن است برای سود رساندن به انسان‌هاست که برخی برای بهره‌وری و بعضی برای [[عبرت]] <ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص ۱۲۵؛ تفسیر صدرالمتألهین، ج ۵، ص ۱۵۴.</ref> [[آفریده]] شده‌اند، پس [[آیه]] به [[تشریع]] و [[اباحه]] ربطی ندارد.
# [[آیه]] {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> که از [[آفرینش]] همه آنچه در [[زمین]] است برای [[انسان‌ها]] [[سخن]] گفته است<ref> احکام القرآن، ج ۱، ص ۳۲؛ زبدة البیان، ص ۶۱۶؛ معارج الاصول، ص ۲۰۵.</ref>؛ با این توضیح که اضافه "[[لام]]" ملکیت به [[ضمیر]] "کم" بر حلیت دلالت داشته، بلکه این تعبیر صریح‌تر از واژه اباحه در این موضوع است <ref>اصول السرخسی، ج ۲، ص ۱۲۰.</ref> که حلیت همه اشیا، اعم از حیوانات و غیر حیوانات،<ref>فتح القدیر، ج ۱، ص ۶۰.</ref> [[خوردنی‌ها]]، آشامیدنی‌ها و برخی [[کارها]] و امور دیگر <ref>المنار، ج ۱، ص ۲۴۷.</ref> مانند [[ثروت‌های عمومی]] و [[خدادادی]] <ref>ملکیة الارض، ص ۲۹۱.</ref> نظیر آب دریا و مانند آن<ref>فقه القرآن، ج ۲، ص ۲۶۱.</ref> را دربرمی‌گیرد. به گفته برخی "لام" در آیه، لام اضافه و بیان یا لام [[غایت]] است نه تملیک، از این رو معنای آیه آن است که [[خلقت جهان]] و آنچه در آن است برای سود رساندن به انسان‌هاست که برخی برای بهره‌وری و بعضی برای [[عبرت]] <ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص ۱۲۵؛ تفسیر صدرالمتألهین، ج ۵، ص ۱۵۴.</ref> [[آفریده]] شده‌اند، پس [[آیه]] به [[تشریع]] و [[اباحه]] ربطی ندارد.
#آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاک است بخورید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۱۶۸.</ref> که همه آنچه را در [[زمین]] است [[حلال]] شمرده و [[انسان‌ها]] را به خوردن از آنها [[فرمان]] داده<ref>الوافیه، ص ۱۸۶؛ الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۱۵.</ref>؛ نیز آیه‌ای که روزی‌های [[الهی]] را حلال شمرده و انسان‌ها را به استفاده از آنها [[دستور]] داده است: {{متن قرآن|وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا}}<ref>«و از آنچه خداوند حلال و پاکیزه روزی شما کرده است بخورید و از خداوند که بدو ایمان دارید پروا کنید» سوره مائده، آیه ۸۸.</ref>.<ref>زبدة البیان، ص ۶۲۱؛ بحارالانوار، ج ۶۲، ص ۱۴۶.</ref>. این [[آیات]] بر [[حلیت]] همه تصرفات جز آنچه به دلیل خاص خارج شده است، دلالت دارند.<ref>المیزان، ج ۱، ص ۴۱۸؛ زبدة البیان، ص ۳۶۴ - ۳۶۵.</ref> به دیده برخی، اولاً این آیات به [[خوردنی‌ها]] اختصاص دارند و دیگر اشیا و [[افعال]] را شامل نمی‌شوند <ref>زبدة الاصول، ج ۳، ص ۱۹۱.</ref> و ثانیا در [[مقام]] بیان امر به خوردن و بهره گرفتن از چیز حلال و طیب‌اند؛ در مقابل چیز [[حرام]] و [[خبیث]]؛ ضمن اینکه "من" در "آیه" برای [[تبعیض]] است، از این رو همه [[کارها]] و اشیا را دربرنمی‌گیرد.<ref>الکشاف، ج ۱، ص ۳۲۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۷۲.</ref>
# آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاک است بخورید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۱۶۸.</ref> که همه آنچه را در [[زمین]] است [[حلال]] شمرده و [[انسان‌ها]] را به خوردن از آنها [[فرمان]] داده<ref>الوافیه، ص ۱۸۶؛ الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۱۵.</ref>؛ نیز آیه‌ای که روزی‌های [[الهی]] را حلال شمرده و انسان‌ها را به استفاده از آنها [[دستور]] داده است: {{متن قرآن|وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا}}<ref>«و از آنچه خداوند حلال و پاکیزه روزی شما کرده است بخورید و از خداوند که بدو ایمان دارید پروا کنید» سوره مائده، آیه ۸۸.</ref>.<ref>زبدة البیان، ص ۶۲۱؛ بحارالانوار، ج ۶۲، ص ۱۴۶.</ref>. این [[آیات]] بر [[حلیت]] همه تصرفات جز آنچه به دلیل خاص خارج شده است، دلالت دارند.<ref>المیزان، ج ۱، ص ۴۱۸؛ زبدة البیان، ص ۳۶۴ - ۳۶۵.</ref> به دیده برخی، اولاً این آیات به [[خوردنی‌ها]] اختصاص دارند و دیگر اشیا و [[افعال]] را شامل نمی‌شوند <ref>زبدة الاصول، ج ۳، ص ۱۹۱.</ref> و ثانیا در [[مقام]] بیان امر به خوردن و بهره گرفتن از چیز حلال و طیب‌اند؛ در مقابل چیز [[حرام]] و [[خبیث]]؛ ضمن اینکه "من" در "آیه" برای [[تبعیض]] است، از این رو همه [[کارها]] و اشیا را دربرنمی‌گیرد.<ref>الکشاف، ج ۱، ص ۳۲۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۷۲.</ref>
#آیاتی که [[محرّمات الهی]] را برشمرده‌اند؛ مانند {{متن قرآن|قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمی‌یابم که برای خورنده‌ای که آن را می‌خورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بی‌گمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۱۴۵.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاری‌های آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمی‌دانید» سوره اعراف، آیه ۳۳.</ref> و {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref>؛ با این توضیح که در این آیات، امور حرام منحصر در موارد یاد شده‌اند، از این رو هر شی‌ء یا عملی دیگر حلال است.<ref>اضواء البیان، ج ۷، ص ۴۹۵؛ اصول السرخسی، ج ۲، ص ۱۲۰.</ref> [[امام باقر]]{{ع}} نیز با استناد به آیه {{متن قرآن|قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمی‌یابم که برای خورنده‌ای که آن را می‌خورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بی‌گمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۱۴۵.</ref> گوشت الاغ را حلال شمرد و سپس علت [[نهی]] [[پیامبر]]{{صل}} از خوردن گوشت آن را استفاده از سواری این حیوان در آن [[زمان]] دانست؛<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۶۳؛ وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۱۱۹.</ref> نیز در [[حدیثی]] با اشاره به علت یادشده درباره الاغ، گوشت آن [[حلال]] شمرده و سپس [[حرام]]، تنها اموری دانسته شده که در [[قرآن]] بیان گردیده است.<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۶۳؛ وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۱۱۹ - ۱۲۰.</ref> در احادیثی دیگر نیز با استناد به [[آیه]] مذکور، برخی از آبزیان دریا حلال شمرده شده‌اند.<ref>الاستبصار، ج ۴، ص ۶۰؛ تهذیب، ج ۹، ص ۶.</ref>
# آیاتی که [[محرّمات الهی]] را برشمرده‌اند؛ مانند {{متن قرآن|قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمی‌یابم که برای خورنده‌ای که آن را می‌خورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بی‌گمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۱۴۵.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاری‌های آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمی‌دانید» سوره اعراف، آیه ۳۳.</ref> و {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref>؛ با این توضیح که در این آیات، امور حرام منحصر در موارد یاد شده‌اند، از این رو هر شی‌ء یا عملی دیگر حلال است.<ref>اضواء البیان، ج ۷، ص ۴۹۵؛ اصول السرخسی، ج ۲، ص ۱۲۰.</ref> [[امام باقر]] {{ع}} نیز با استناد به آیه {{متن قرآن|قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمی‌یابم که برای خورنده‌ای که آن را می‌خورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بی‌گمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۱۴۵.</ref> گوشت الاغ را حلال شمرد و سپس علت [[نهی]] [[پیامبر]] {{صل}} از خوردن گوشت آن را استفاده از سواری این حیوان در آن [[زمان]] دانست؛<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۶۳؛ وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۱۱۹.</ref> نیز در [[حدیثی]] با اشاره به علت یادشده درباره الاغ، گوشت آن [[حلال]] شمرده و سپس [[حرام]]، تنها اموری دانسته شده که در [[قرآن]] بیان گردیده است.<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۶۳؛ وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۱۱۹ - ۱۲۰.</ref> در احادیثی دیگر نیز با استناد به [[آیه]] مذکور، برخی از آبزیان دریا حلال شمرده شده‌اند.<ref>الاستبصار، ج ۴، ص ۶۰؛ تهذیب، ج ۹، ص ۶.</ref>
#آیاتی که در آنها [[کیفر]] [[انسان‌ها]] به [[فرستادن رسولان]] وابسته شده است؛<ref>عده‌الاصول، ج ۲، ص ۷۴۵ - ۷۴۶؛ البدعة مفهومها، ص ۸۴.</ref> مانند {{متن قرآن|مَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا}}<ref>«هر کس رهیاب شود تنها به سود خود راه یافته و هر کس گمراه شود تنها به زیان خود گمراه گردیده است و هیچ باربرداری بار (گناه) دیگری را بر دوش نخواهد گرفت و ما تا پیامبری برنینگیزیم (کسی را) عذاب نمی‌کنیم» سوره اسراء، آیه ۱۵.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَى أَكْبَرَ مِنْ ذَلِكَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَنْ ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُبِينًا}}<ref>«اهل کتاب از تو می‌خواهند که برای آنان کتابی از آسمان فرود آوری؛ از موسی درخواستی بزرگ‌تر از این کردند و گفتند: خداوند را آشکارا به ما بنما! و آذرخش آنان را برای ستمشان فرا گرفت. سپس گوساله (پرستی) را پس از آنکه برهان‌ها (ی روشن) برای آنان آمده بود برگزیدند و ما از آن (هم) درگذشتیم و به موسی حجتی آشکار دادیم» سوره نساء، آیه ۱۵۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ}}<ref>«و پروردگارت شهرها را نابود نمی‌کند تا آن (گاه) که در دل آنها پیامبری برانگیزد که بر مردم آیات ما را بخواند و ما نابودکننده شهرها نیستیم مگر آنکه مردم آنها ستمگر باشند» سوره قصص، آیه ۵۹.</ref>؛ با این توضیح که فرستادن رسولان، کنایه از [[ابلاغ]] و [[بیان احکام]] [[الهی]] است، از این رو آنجا که بیان و حکمی از [[خدا]] نرسیده است، ارتکاب آن کیفر ندارد، در نتیجه هرچه به [[حرمت]] آن تصریح نشده است، جایز و حلال است،<ref>البدعة، مفهومها، ص ۸۴.</ref> بنابراین اصل در هر چیز پس از تفحص و نیافتن دلیل بر حرمت، [[حلیت]] است.<ref>البدعة مفهومها، ص ۸۴ - ۸۵.</ref> برخی گفته‌اند: امور بسیاری هست که [[وجوب]] و حرمت آنها با [[عقل]] درک‌پذیر است، از این‌رو [[آیات]] یاد شده بر ادعای مذکور دلالت ندارند و نمی‌توان بر اساس آنها حلیت همه اشیا و امور را [[ثابت]] کرد.<ref>عدة الاصول، ج ۲، ص ۷۴۶.</ref> بعضی نیز معتقدند مراد آیه {{متن قرآن|مَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا}}<ref>«هر کس رهیاب شود تنها به سود خود راه یافته و هر کس گمراه شود تنها به زیان خود گمراه گردیده است و هیچ باربرداری بار (گناه) دیگری را بر دوش نخواهد گرفت و ما تا پیامبری برنینگیزیم (کسی را) عذاب نمی‌کنیم» سوره اسراء، آیه ۱۵.</ref> [[عذاب]] [[دنیایی]] [[استیصال]] است؛ نه کیفر و [[عقاب]] [[آخرتی]]،<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص ۲۳۱؛ المیزان، ج ۱۳، ص ۵۷.</ref> از این‌رو به بحث حلیت همه امور و عدم کیفر آخرتی در صورت ارتکاب امور مشکوک، ربط ندارد.
# آیاتی که در آنها [[کیفر]] [[انسان‌ها]] به [[فرستادن رسولان]] وابسته شده است؛<ref>عده‌الاصول، ج ۲، ص ۷۴۵ - ۷۴۶؛ البدعة مفهومها، ص ۸۴.</ref> مانند {{متن قرآن|مَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا}}<ref>«هر کس رهیاب شود تنها به سود خود راه یافته و هر کس گمراه شود تنها به زیان خود گمراه گردیده است و هیچ باربرداری بار (گناه) دیگری را بر دوش نخواهد گرفت و ما تا پیامبری برنینگیزیم (کسی را) عذاب نمی‌کنیم» سوره اسراء، آیه ۱۵.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَى أَكْبَرَ مِنْ ذَلِكَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَنْ ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُبِينًا}}<ref>«اهل کتاب از تو می‌خواهند که برای آنان کتابی از آسمان فرود آوری؛ از موسی درخواستی بزرگ‌تر از این کردند و گفتند: خداوند را آشکارا به ما بنما! و آذرخش آنان را برای ستمشان فرا گرفت. سپس گوساله (پرستی) را پس از آنکه برهان‌ها (ی روشن) برای آنان آمده بود برگزیدند و ما از آن (هم) درگذشتیم و به موسی حجتی آشکار دادیم» سوره نساء، آیه ۱۵۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ}}<ref>«و پروردگارت شهرها را نابود نمی‌کند تا آن (گاه) که در دل آنها پیامبری برانگیزد که بر مردم آیات ما را بخواند و ما نابودکننده شهرها نیستیم مگر آنکه مردم آنها ستمگر باشند» سوره قصص، آیه ۵۹.</ref>؛ با این توضیح که فرستادن رسولان، کنایه از [[ابلاغ]] و [[بیان احکام]] [[الهی]] است، از این رو آنجا که بیان و حکمی از [[خدا]] نرسیده است، ارتکاب آن کیفر ندارد، در نتیجه هرچه به [[حرمت]] آن تصریح نشده است، جایز و حلال است،<ref>البدعة، مفهومها، ص ۸۴.</ref> بنابراین اصل در هر چیز پس از تفحص و نیافتن دلیل بر حرمت، [[حلیت]] است.<ref>البدعة مفهومها، ص ۸۴ - ۸۵.</ref> برخی گفته‌اند: امور بسیاری هست که [[وجوب]] و حرمت آنها با [[عقل]] درک‌پذیر است، از این‌رو [[آیات]] یاد شده بر ادعای مذکور دلالت ندارند و نمی‌توان بر اساس آنها حلیت همه اشیا و امور را [[ثابت]] کرد.<ref>عدة الاصول، ج ۲، ص ۷۴۶.</ref> بعضی نیز معتقدند مراد آیه {{متن قرآن|مَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا}}<ref>«هر کس رهیاب شود تنها به سود خود راه یافته و هر کس گمراه شود تنها به زیان خود گمراه گردیده است و هیچ باربرداری بار (گناه) دیگری را بر دوش نخواهد گرفت و ما تا پیامبری برنینگیزیم (کسی را) عذاب نمی‌کنیم» سوره اسراء، آیه ۱۵.</ref> [[عذاب]] [[دنیایی]] [[استیصال]] است؛ نه کیفر و [[عقاب]] [[آخرتی]]،<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص ۲۳۱؛ المیزان، ج ۱۳، ص ۵۷.</ref> از این‌رو به بحث حلیت همه امور و عدم کیفر آخرتی در صورت ارتکاب امور مشکوک، ربط ندارد.
#آیه {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref> که در آن کسانی [[نکوهش]] شده‌اند که خودسرانه حلال‌های الهی را حرام می‌کنند<ref>زبدة البیان، ص ۷۲؛ بحارالانوار، ج ۶۲، ص ۱۲۵.</ref>؛ با این بیان که براساس [[آیه]] مذکور همه اشیا و امور حلال‌اند، مگر دلیلی بر [[حرمت]] آنها دلالت کند.<ref> احکام القرآن، ج ۱، ص ۳۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۳۳.</ref> به سخن دیگر، [[آیه تحریم]] خودسرانه اشیا را [[انکار]] می‌کند و با [[نفی]] حرمت، [[حلیت]] آنها [[ثابت]] می‌شود.<ref>المحصول، ج ۶، ص ۱۰۲ - ۱۰۳.</ref> [[استدلال]] به این آیه [[نادرست]] است، زیرا آیه حداکثر بر اصل حلیت در خصوص [[رزق]] [[طیب]] و زینت‌ها دلالت دارد و همه امور را دربرنمی‌گیرد.
# آیه {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref> که در آن کسانی [[نکوهش]] شده‌اند که خودسرانه حلال‌های الهی را حرام می‌کنند<ref>زبدة البیان، ص ۷۲؛ بحارالانوار، ج ۶۲، ص ۱۲۵.</ref>؛ با این بیان که براساس [[آیه]] مذکور همه اشیا و امور حلال‌اند، مگر دلیلی بر [[حرمت]] آنها دلالت کند.<ref> احکام القرآن، ج ۱، ص ۳۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۳۳.</ref> به سخن دیگر، [[آیه تحریم]] خودسرانه اشیا را [[انکار]] می‌کند و با [[نفی]] حرمت، [[حلیت]] آنها [[ثابت]] می‌شود.<ref>المحصول، ج ۶، ص ۱۰۲ - ۱۰۳.</ref> [[استدلال]] به این آیه [[نادرست]] است، زیرا آیه حداکثر بر اصل حلیت در خصوص [[رزق]] [[طیب]] و زینت‌ها دلالت دارد و همه امور را دربرنمی‌گیرد.
#آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از چیزهایی مپرسید که چون برای شما آشکار گردانند به اندوهتان می‌افکند و اگر هنگامی که قرآن فرو فرستاده می‌شود از آنها بپرسید برای شما روشن می‌شود؛ خداوند از آن (پرسش) ها در گذشت؛ و خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره مائده، آیه ۱۰۱.</ref> که [[مؤمنان]] را از [[پرسش]] درباره اموری که برای آنان بیان نشده‌اند [[نهی]] کرده و از [[عفو]] این امور از سوی [[خدا]] سخن گفته است. با این بیان که هرچیزی که حکمش در [[قرآن]] و [[سنت]] نیامده است، [[حلال]] است.<ref>الاحکام، ج ۵، ص ۶۳۲.</ref> در [[شأن نزول]] آیه گفته شده است که پس از [[نزول آیه]] [[حج]]، برخی [[مسلمانان]] چند بار از [[پیامبر]]{{صل}} پرسیدند که آیا این [[تکلیف]] را باید هر ساله انجام دهند که آیه مذکور نازل شد و ضمن نهی آنان از سؤال، آنچه را خدا بیان نکرده است، بخشیده شده شمرد.<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۴۲۸ - ۴۲۹؛ فقه القرآن، ج ۱، ص ۲۷۰؛ جامع البیان، ج ۷، ص ۱۱۱.</ref> [[روایات]] دیگری نیز به همین مضمون از پیامبر{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} هست؛ مثلاً [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود که خدا اموری را [[واجب]] و [[حرام]] و اموری را نیز رها کرده است و بیان نکردن [[حکم]] این امور، نه به جهت [[فراموشی]]، رحمتی از خدا بر [[انسان‌ها]] بوده است، پس در این موارد نپرسید.<ref>المستدرک، ج ۴، ص ۱۱۵؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱، ص ۳۳۰.</ref>[[علی]]{{ع}} نیز فرمود در مواردی که [[خدا]] [[سکوت]] کرده است، خود را به [[زحمت]] نیندازید.<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۵۳؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱، ص ۱۶.</ref><ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
# آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از چیزهایی مپرسید که چون برای شما آشکار گردانند به اندوهتان می‌افکند و اگر هنگامی که قرآن فرو فرستاده می‌شود از آنها بپرسید برای شما روشن می‌شود؛ خداوند از آن (پرسش) ها در گذشت؛ و خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره مائده، آیه ۱۰۱.</ref> که [[مؤمنان]] را از [[پرسش]] درباره اموری که برای آنان بیان نشده‌اند [[نهی]] کرده و از [[عفو]] این امور از سوی [[خدا]] سخن گفته است. با این بیان که هرچیزی که حکمش در [[قرآن]] و [[سنت]] نیامده است، [[حلال]] است.<ref>الاحکام، ج ۵، ص ۶۳۲.</ref> در [[شأن نزول]] آیه گفته شده است که پس از [[نزول آیه]] [[حج]]، برخی [[مسلمانان]] چند بار از [[پیامبر]] {{صل}} پرسیدند که آیا این [[تکلیف]] را باید هر ساله انجام دهند که آیه مذکور نازل شد و ضمن نهی آنان از سؤال، آنچه را خدا بیان نکرده است، بخشیده شده شمرد.<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۴۲۸ - ۴۲۹؛ فقه القرآن، ج ۱، ص ۲۷۰؛ جامع البیان، ج ۷، ص ۱۱۱.</ref> [[روایات]] دیگری نیز به همین مضمون از پیامبر {{صل}} و [[اهل بیت]] {{عم}} هست؛ مثلاً [[رسول خدا]] {{صل}} فرمود که خدا اموری را [[واجب]] و [[حرام]] و اموری را نیز رها کرده است و بیان نکردن [[حکم]] این امور، نه به جهت [[فراموشی]]، رحمتی از خدا بر [[انسان‌ها]] بوده است، پس در این موارد نپرسید.<ref>المستدرک، ج ۴، ص ۱۱۵؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱، ص ۳۳۰.</ref>[[علی]] {{ع}} نیز فرمود در مواردی که [[خدا]] [[سکوت]] کرده است، خود را به [[زحمت]] نیندازید.<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۵۳؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱، ص ۱۶.</ref><ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>


===[[روایات]] و [[اجماع]]===
=== [[روایات]] و [[اجماع]] ===
برای [[اثبات]] اصل [[حلیت]] به روایاتی استناد شده است؛<ref>الفصول فی الاصول، ج ۳، ص ۲۵۳؛ الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۱۶.</ref> مانند روایتی که [[انسان‌ها]] را در ارتکاب هرچیز تا زمانی که نهی‌ای نرسیده [[آزاد]] دانسته؛<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۳۱۷؛ وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۸۹.</ref> نیز [[حدیثی]] که همه اشیاء را [[حلال]] شمرده است، مگر به گونه معین [[حرام]] شناخته شود.<ref>الکافی، ج ۶، ص ۳۳۹؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۴۱.</ref> برخی اجماع را دلیل دیگری بر [[تأیید]] این دیدگاه دانسته و گفته‌اند که [[پیروان]] همه [[شرایع]]، کسی را که بی‌علم و رسیدن [[نهی]] [[شارع]] مرتکب عملی شود ـ هرچند در واقع حرام باشد ـ [[خطاکار]] نمی‌دانند و در صورت [[حرمت]] [[واقعی]] آن امر، وی را معذور می‌شمارند.<ref>معارج الاصول، ص ۲۰۵ - ۲۰۶.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
برای [[اثبات]] اصل [[حلیت]] به روایاتی استناد شده است؛<ref>الفصول فی الاصول، ج ۳، ص ۲۵۳؛ الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۱۶.</ref> مانند روایتی که [[انسان‌ها]] را در ارتکاب هرچیز تا زمانی که نهی‌ای نرسیده [[آزاد]] دانسته؛<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۳۱۷؛ وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۸۹.</ref> نیز [[حدیثی]] که همه اشیاء را [[حلال]] شمرده است، مگر به گونه معین [[حرام]] شناخته شود.<ref>الکافی، ج ۶، ص ۳۳۹؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۴۱.</ref> برخی اجماع را دلیل دیگری بر [[تأیید]] این دیدگاه دانسته و گفته‌اند که [[پیروان]] همه [[شرایع]]، کسی را که بی‌علم و رسیدن [[نهی]] [[شارع]] مرتکب عملی شود ـ هرچند در واقع حرام باشد ـ [[خطاکار]] نمی‌دانند و در صورت [[حرمت]] [[واقعی]] آن امر، وی را معذور می‌شمارند.<ref>معارج الاصول، ص ۲۰۵ - ۲۰۶.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله «حلیت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>


==حلیت در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم==
== حلیت در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ==
#{{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>"همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (" سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>
#{{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>"همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (" سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>"ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که" سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref>
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>"ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که" سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref>
#{{متن قرآن|یٰا أَیهَا النبِی لِمَ تُحَرمُ مٰا أَحَل اللٰهُ لَک تَبْتَغِی مَرْضٰاتَ أَزْوٰاجِک وَ اللٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ * قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}}<ref>"خداوند، برای شما گشودن سوگندهایتان را (با دادن کفّاره) اجازه داده است و خداوند سرور شماست و او دانای فرزانه است" سوره تحریم، آیه ۱-۲.</ref>
#{{متن قرآن|یٰا أَیهَا النبِی لِمَ تُحَرمُ مٰا أَحَل اللٰهُ لَک تَبْتَغِی مَرْضٰاتَ أَزْوٰاجِک وَ اللٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ * قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}}<ref>"خداوند، برای شما گشودن سوگندهایتان را (با دادن کفّاره) اجازه داده است و خداوند سرور شماست و او دانای فرزانه است" سوره تحریم، آیه ۱-۲.</ref>


'''نکات:''' در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح شده است:
'''نکات:''' در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح شده است:
# [[حکم]] به [[حلال]] بودن چیزهای [[پاکیزه]] و سالم و سازگار با طبع [[انسان]] - [[طیبات]]- از [[وظائف]] [[رسول اکرم]]: {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ}}<ref>"همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (" سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>... {{متن قرآن|يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ}}<ref>"همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (" سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>
# [[حکم]] به [[حلال]] بودن چیزهای [[پاکیزه]] و سالم و سازگار با طبع [[انسان]] - [[طیبات]]- از [[وظائف]] [[رسول اکرم]]: {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ}}<ref>"همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (" سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>... {{متن قرآن|يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ}}<ref>"همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (" سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>
#جواز [[ازدواج]] با [[زنان]] هبه کننده خویش، از [[اختصاصات پیامبر اکرم]]: {{متن قرآن|وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>"ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که" سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref>
# جواز [[ازدواج]] با [[زنان]] هبه کننده خویش، از [[اختصاصات پیامبر اکرم]]: {{متن قرآن|وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>"ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای بر تو حلال کرده‌ایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگ‌ها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّه‌ها و دختران دایی‌ها و دختران خاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند و هر زن مؤمنی را که" سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref>
#توصیه [[خداوند]] به [[پیامبر]] برای شکستن [[سوگند]] در باره [[محروم]] شدن از عملی [[مباح]] و [[حلال]]، برای جلب [[رضایت]] [[همسران]] خود: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ}}<ref>"ای پیامبر! چرا چیزی را که خداوند بر تو حلال کرده است برای کسب خشنودی همسرانت حرام می‌داری؟ و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است" سوره تحریم، آیه ۱.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۴۶۶.</ref>.
# توصیه [[خداوند]] به [[پیامبر]] برای شکستن [[سوگند]] در باره [[محروم]] شدن از عملی [[مباح]] و [[حلال]]، برای جلب [[رضایت]] [[همسران]] خود: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ}}<ref>"ای پیامبر! چرا چیزی را که خداوند بر تو حلال کرده است برای کسب خشنودی همسرانت حرام می‌داری؟ و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است" سوره تحریم، آیه ۱.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۴۶۶.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش