جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
'''شعائر''' به معنای علامت و شعائر الهی، علامتهایی است که [[خداوند]] آنها را برای اطاعتش [[نصب]] کرده است. و منظور از شعائر الهی در [[قرآن]]، نشانههایی است که بر عظمت و کبریایی خداوند دلالت دارد مانند | '''شعائر''' به معنای علامت و شعائر الهی، علامتهایی است که [[خداوند]] آنها را برای اطاعتش [[نصب]] کرده است. و منظور از شعائر الهی در [[قرآن]]، نشانههایی است که بر عظمت و کبریایی خداوند دلالت دارد مانند [[نماز]]، روزہ، [[حج]]، [[زکات]]، [[اذان]] و اقامه و دیگر مراسم و شعارهای [[اسلامی]] که یک مسلمان به واسطه آن از دیگران متمایز میشود. | ||
==معناشناسی== | == معناشناسی == | ||
[[شعائر]] جمع شعیره به معنای علامت است و [[شعائر الهی]]، علامتهایی است که [[خداوند]] آنها را برای اطاعتش [[نصب]] کرده است. شعائر به عنوان جمع [[شعار]] به معنای [[لباس]] و جامهای که روی پوست [[بدن]] قرار میگیرد و با موهای بدن تماس دارد، نیز به کار میرود (کنایه از [[ارتباطات]] تنگاتنگ این علایم با متن [[دین]])<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۴۸۸.</ref> منظور از شعائر الهی در [[قرآن]]، نشانههای دقیق و شواهد رقیقی است که بر [[عظمت]] و کبریایی خداوند دلالت دارد<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۶، ص۹۲.</ref>.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۱۵۵.</ref> | [[شعائر]] جمع شعیره به معنای علامت است و [[شعائر الهی]]، علامتهایی است که [[خداوند]] آنها را برای اطاعتش [[نصب]] کرده است. شعائر به عنوان جمع [[شعار]] به معنای [[لباس]] و جامهای که روی پوست [[بدن]] قرار میگیرد و با موهای بدن تماس دارد، نیز به کار میرود (کنایه از [[ارتباطات]] تنگاتنگ این علایم با متن [[دین]])<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۴۸۸.</ref> منظور از شعائر الهی در [[قرآن]]، نشانههای دقیق و شواهد رقیقی است که بر [[عظمت]] و کبریایی خداوند دلالت دارد<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۶، ص۹۲.</ref>.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۱۵۵.</ref> | ||
==مصادیق خارجی شعائر اسلامی== | == مصادیق خارجی شعائر اسلامی == | ||
[[علما]] مصادیق خارجی و [[عینی]] بسیاری برای [[شعائر اسلام]] ذکر کردهاند مانند: [[نماز]]، روزہ، [[حج]]، [[زکات]]، [[اذان]] و اقامه و دیگر [[مراسم]] و شعارهای [[اسلامی]] که یک مسلمان به واسطه آن از دیگران متمایز میشود. [[احیا]] و [[ترویج]] این شعارها، از [[وظایف سیاسی دولت اسلامی]] است و بر همین اساس، [[اهل ذمّه]] (کفّاری که در [[پناه]] اسلام و در [[کشور]] [[مسلمین]] به عنوان [[ذمّی]] و [[معاهد]] زندگی میکنند) [[حق]] [[تظاهر]] به انجام [[اعمال]] غیر اسلامی از قبیل تظاهر به روزهخواری و استعمال مشروبات مستکننده و گوشت خوک و یا به صدا درآوردن ناقوس کلیساها، بدون اجازه دولت اسلامی را ندارند. این اعمال، خلاف شعارهای اسلامی است؛ در [[کشور اسلامی]] باید شعارهای اسلامی رواج پیدا کند نه غیر آن. | [[علما]] مصادیق خارجی و [[عینی]] بسیاری برای [[شعائر اسلام]] ذکر کردهاند مانند: [[نماز]]، روزہ، [[حج]]، [[زکات]]، [[اذان]] و اقامه و دیگر [[مراسم]] و شعارهای [[اسلامی]] که یک مسلمان به واسطه آن از دیگران متمایز میشود. [[احیا]] و [[ترویج]] این شعارها، از [[وظایف سیاسی دولت اسلامی]] است و بر همین اساس، [[اهل ذمّه]] (کفّاری که در [[پناه]] اسلام و در [[کشور]] [[مسلمین]] به عنوان [[ذمّی]] و [[معاهد]] زندگی میکنند) [[حق]] [[تظاهر]] به انجام [[اعمال]] غیر اسلامی از قبیل تظاهر به روزهخواری و استعمال مشروبات مستکننده و گوشت خوک و یا به صدا درآوردن ناقوس کلیساها، بدون اجازه دولت اسلامی را ندارند. این اعمال، خلاف شعارهای اسلامی است؛ در [[کشور اسلامی]] باید شعارهای اسلامی رواج پیدا کند نه غیر آن. | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
"شیخ حرّ عاملی"، [[راوی]] بزرگ [[شیعه]]، در کتاب [[ارزشمند]] وسائلالشیعه در فصل جداگانهای به ذکر [[احادیث]] مربوط در این مورد پرداخته است. عنوان فصل: {{متن حدیث|باب تحریم التعرّب بعد الهجرة و سکنی المسلم دار الحرب و دخولها الا لضرورة و...}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۷۵.</ref> است؛ یعنی فصلی در اینباره که [[تعرب]] بعد از هجرت و سکونت مسلمان در [[دارالحرب]] حرام است، مگر آنکه ضرورتی باشد و... . به دو دلیل، این عمل، حرام است: اول اینکه مسلمان نمیتواند شعائر [[اسلام]] را اظهار کند و دوم اینکه ممکن است تحت تأثیر جو [[زندگی]] [[مشرکان]] قرار گیرد و [[مرتد]] شود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۱۶.</ref>. | "شیخ حرّ عاملی"، [[راوی]] بزرگ [[شیعه]]، در کتاب [[ارزشمند]] وسائلالشیعه در فصل جداگانهای به ذکر [[احادیث]] مربوط در این مورد پرداخته است. عنوان فصل: {{متن حدیث|باب تحریم التعرّب بعد الهجرة و سکنی المسلم دار الحرب و دخولها الا لضرورة و...}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۷۵.</ref> است؛ یعنی فصلی در اینباره که [[تعرب]] بعد از هجرت و سکونت مسلمان در [[دارالحرب]] حرام است، مگر آنکه ضرورتی باشد و... . به دو دلیل، این عمل، حرام است: اول اینکه مسلمان نمیتواند شعائر [[اسلام]] را اظهار کند و دوم اینکه ممکن است تحت تأثیر جو [[زندگی]] [[مشرکان]] قرار گیرد و [[مرتد]] شود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۱۶.</ref>. | ||
==برخی از شعائر مهم اسلامی== | == برخی از شعائر مهم اسلامی == | ||
میدانیم که شعائر اسلام بسیار است، و [[شریعت]] ما [[شعار]] ماست. اما برخی از آنها از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و اساس شعارهای دیگرند. [[شناخت]] این شعائر، بسیار مهم است. در این بخش به بررسی آنها میپردازیم: | میدانیم که شعائر اسلام بسیار است، و [[شریعت]] ما [[شعار]] ماست. اما برخی از آنها از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و اساس شعارهای دیگرند. [[شناخت]] این شعائر، بسیار مهم است. در این بخش به بررسی آنها میپردازیم: | ||
===[[مساجد]]=== | === [[مساجد]] === | ||
[[مسجد]]، [[خانه خدا]] و از مراکز باشکوه اسلامی است، لذا اتخاذ مسجد و ساختن آن، از شعائر اسلامی است. صاحب کنز العرفان که یکی از فقهای بنام [[شیعه]] است، ساختن مساجد را بر [[مسلمانان]] [[واجب کفایی]] معرفی میکند<ref>فاضل مقداد سیوری، کنز العرفان فی فقه القرآن، ج۱، ص۱۰۵.</ref>. | [[مسجد]]، [[خانه خدا]] و از مراکز باشکوه اسلامی است، لذا اتخاذ مسجد و ساختن آن، از شعائر اسلامی است. صاحب کنز العرفان که یکی از فقهای بنام [[شیعه]] است، ساختن مساجد را بر [[مسلمانان]] [[واجب کفایی]] معرفی میکند<ref>فاضل مقداد سیوری، کنز العرفان فی فقه القرآن، ج۱، ص۱۰۵.</ref>. | ||
همچنین [[آیات]] متعددی در مورد [[آداب]] مسجد و ساختن و تعمیر آن در [[قرآن]] آمده است مانند: {{متن قرآن|وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا}}<ref>«و اینکه سجدهگاهها از آن خداوند است پس با خداوند هیچ کس را (به پرستش) مخوانید» سوره جن، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«و ستمکارتر از کسی که نمیگذارد نام خداوند در مسجدهای او برده شود و در ویرانی آنها میکوشد کیست؟ آنان را جز این سزاوار نیست که هراسان در آن پا نهند، آنها در دنیا، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند» سوره بقره، آیه ۱۱۴.</ref>. | همچنین [[آیات]] متعددی در مورد [[آداب]] مسجد و ساختن و تعمیر آن در [[قرآن]] آمده است مانند: {{متن قرآن|وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا}}<ref>«و اینکه سجدهگاهها از آن خداوند است پس با خداوند هیچ کس را (به پرستش) مخوانید» سوره جن، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«و ستمکارتر از کسی که نمیگذارد نام خداوند در مسجدهای او برده شود و در ویرانی آنها میکوشد کیست؟ آنان را جز این سزاوار نیست که هراسان در آن پا نهند، آنها در دنیا، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند» سوره بقره، آیه ۱۱۴.</ref>. | ||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
این [[آیه شریفه]]، [[احکام]] و مسائل مربوط به [[مساجد]] را بیان میکند. یکی از فقهای [[قرن نهم هجری]] (مقداد بن عبدالله سیوری) در [[تفسیر]] این [[آیه]] چنین میگوید: “این آیه در احکام مساجد، دارای [[راهنماییها]] و فوایدی است: | این [[آیه شریفه]]، [[احکام]] و مسائل مربوط به [[مساجد]] را بیان میکند. یکی از فقهای [[قرن نهم هجری]] (مقداد بن عبدالله سیوری) در [[تفسیر]] این [[آیه]] چنین میگوید: “این آیه در احکام مساجد، دارای [[راهنماییها]] و فوایدی است: | ||
# [[پرسش]] و لحن استفهام در این آیه، در بیان تقریر و [[عظمت]] ظلمی است که این گروه مرتکب میشوند. | # [[پرسش]] و لحن استفهام در این آیه، در بیان تقریر و [[عظمت]] ظلمی است که این گروه مرتکب میشوند. | ||
#جمله “أن یذکره” مفعول ثانی و به معنای “من أن یذکر” است؛ یعنی گویای این امر است که [[مسجد]] باید محل ذکر و [[تعظیم]] [[نام خدا]] باشد، اما [[ستمگران]] مانع میشوند. | # جمله “أن یذکره” مفعول ثانی و به معنای “من أن یذکر” است؛ یعنی گویای این امر است که [[مسجد]] باید محل ذکر و [[تعظیم]] [[نام خدا]] باشد، اما [[ستمگران]] مانع میشوند. | ||
#در جمله “مساجد الله” به اصطلاح ادبی کلمه جمع، یعنی “مساجد” مضاف واقع شده و این طبق قاعده [[دستور]] زبان بر عموم دلالت میکند؛ یعنی مسجدهای خاصی مطرح نیست، بلکه تمام مساجد را در بر میگیرد؛ یعنی افرادی که مانع ذکر و تعظیم نام خدا در هر مسجدی شوند، [[ستم]] کردهاند. | # در جمله “مساجد الله” به اصطلاح ادبی کلمه جمع، یعنی “مساجد” مضاف واقع شده و این طبق قاعده [[دستور]] زبان بر عموم دلالت میکند؛ یعنی مسجدهای خاصی مطرح نیست، بلکه تمام مساجد را در بر میگیرد؛ یعنی افرادی که مانع ذکر و تعظیم نام خدا در هر مسجدی شوند، [[ستم]] کردهاند. | ||
اما احکام و مسائل [[فقهی]] که از این آیه [[استنباط]] میشود، به قرار زیر است: | اما احکام و مسائل [[فقهی]] که از این آیه [[استنباط]] میشود، به قرار زیر است: | ||
#ساختن مسجد، [[واجب کفایی]] است. (مادامی که مسجدی ساخته نشده است، ساختن مسجد بر همه [[واجب]] است، اما با [[اقدام]] عدهای از [[مسلمانان]]، این [[وظیفه]] از دیگران ساقط میشود). | # ساختن مسجد، [[واجب کفایی]] است. (مادامی که مسجدی ساخته نشده است، ساختن مسجد بر همه [[واجب]] است، اما با [[اقدام]] عدهای از [[مسلمانان]]، این [[وظیفه]] از دیگران ساقط میشود). | ||
#تعمیر بخشهای فرسوده مسجد، واجب است. | # تعمیر بخشهای فرسوده مسجد، واجب است. | ||
#برپایی [[مراسم]] [[عبادت]] و [[ذکر خدا]] در مساجد، واجب است. | # برپایی [[مراسم]] [[عبادت]] و [[ذکر خدا]] در مساجد، واجب است. | ||
# [[تخریب مساجد]]، [[حرام]] است. ([[تخریب]] معنای عرفی دارد و به اعمالی از قبیل: خرابکردن دیوار، [[سرقت]] از مسجد و لطمهزدن به [[روشنایی]] آن، اطلاق میگردد). | # [[تخریب مساجد]]، [[حرام]] است. ([[تخریب]] معنای عرفی دارد و به اعمالی از قبیل: خرابکردن دیوار، [[سرقت]] از مسجد و لطمهزدن به [[روشنایی]] آن، اطلاق میگردد). | ||
#ساختن مسجد بر اعیان (اشخاص متعین) [[مستحب]] است. | # ساختن مسجد بر اعیان (اشخاص متعین) [[مستحب]] است. | ||
#مستحب است مسلمانان با [[خشوع]] وارد مساجد شوند”<ref>کنز العرفان فی فقه القرآن، ج۱، ص۱۰۵ و۱۰۶.</ref>. | # مستحب است مسلمانان با [[خشوع]] وارد مساجد شوند”<ref>کنز العرفان فی فقه القرآن، ج۱، ص۱۰۵ و۱۰۶.</ref>. | ||
شایان ذکر است که تعمیر مساجد بر [[مشرکان]] و [[کفّار]] حرام است و فقط [[مؤمنان]]، [[شایسته]] هستند. [[خداوند]] در [[سوره توبه]] میفرماید: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَسَاجِدَ اللَّهِ شَاهِدِينَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ}}<ref>«مشرکان را نرسد که مساجد خداوند را آباد کنند با آنکه به زیان خویش بر کفر (خود) گواهند» سوره توبه، آیه ۱۷.</ref>. همچنین میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَى أُولَئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ}}<ref>«تنها آن کس مساجد خداوند را آباد میتواند کرد که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و نماز را بر پا داشته و زکات پرداخته و جز از خداوند نهراسیده است پس امید است که اینان از رهیافتگان باشند» سوره توبه، آیه ۱۸.</ref>. | شایان ذکر است که تعمیر مساجد بر [[مشرکان]] و [[کفّار]] حرام است و فقط [[مؤمنان]]، [[شایسته]] هستند. [[خداوند]] در [[سوره توبه]] میفرماید: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَسَاجِدَ اللَّهِ شَاهِدِينَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ}}<ref>«مشرکان را نرسد که مساجد خداوند را آباد کنند با آنکه به زیان خویش بر کفر (خود) گواهند» سوره توبه، آیه ۱۷.</ref>. همچنین میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَى أُولَئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ}}<ref>«تنها آن کس مساجد خداوند را آباد میتواند کرد که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و نماز را بر پا داشته و زکات پرداخته و جز از خداوند نهراسیده است پس امید است که اینان از رهیافتگان باشند» سوره توبه، آیه ۱۸.</ref>. | ||
با [[تأمل]] در این [[آیات]] و آیههایی از این قبیل، در مییابیم که [[مساجد]] از مهمترین مراکز نشر [[توحید]] هستند، و لذا باید [[سیاست]] [[دولت اسلامی]] و [[امت مسلمان]] بر ایجاد مساجد و احیای آن باشد. [[مسلمانان]] مرکز دیگری که در شکوه و [[عظمت]] و ایفای نقش [[هدایتی]] و [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] بتواند جایگزین [[مسجد]] گردد، نمیشناسند، مسجد، [[خانه خدا]] و [[مردم]] است و لذا میبینیم که بعد از [[هجرت پیامبر اسلام]]، اولین [[اقدام]] وی ساختن [[مسجد قبا]] در نزدیکی [[مدینه]] (روستای [[قبا]]) است. در مدینه نیز اولین اقدام سیاسی و اجتماعی [[پیامبر]]، ساختن “مسجد النبی{{صل}}” است و از همان مسجد است که [[اسلام]] [[دنیا]] را [[فتح]] نمود. | با [[تأمل]] در این [[آیات]] و آیههایی از این قبیل، در مییابیم که [[مساجد]] از مهمترین مراکز نشر [[توحید]] هستند، و لذا باید [[سیاست]] [[دولت اسلامی]] و [[امت مسلمان]] بر ایجاد مساجد و احیای آن باشد. [[مسلمانان]] مرکز دیگری که در شکوه و [[عظمت]] و ایفای نقش [[هدایتی]] و [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] بتواند جایگزین [[مسجد]] گردد، نمیشناسند، مسجد، [[خانه خدا]] و [[مردم]] است و لذا میبینیم که بعد از [[هجرت پیامبر اسلام]]، اولین [[اقدام]] وی ساختن [[مسجد قبا]] در نزدیکی [[مدینه]] (روستای [[قبا]]) است. در مدینه نیز اولین اقدام سیاسی و اجتماعی [[پیامبر]]، ساختن “مسجد النبی {{صل}}” است و از همان مسجد است که [[اسلام]] [[دنیا]] را [[فتح]] نمود. | ||
مسلمانان باید به اهمیت مسجد [[آگاه]] شوند؛ مسجد [[تاریخ]] خونینی دارد و هیچ حرکت و [[قیام]] آزادیبخشی در [[جهان اسلام]] و در خاورمیانه و شمال [[آفریقا]] نیست، مگر آنکه از مساجد برخاسته است و [[ظالمان]] از هیچ مرکزی به اندازه مسجد نمیهراسند. | مسلمانان باید به اهمیت مسجد [[آگاه]] شوند؛ مسجد [[تاریخ]] خونینی دارد و هیچ حرکت و [[قیام]] آزادیبخشی در [[جهان اسلام]] و در خاورمیانه و شمال [[آفریقا]] نیست، مگر آنکه از مساجد برخاسته است و [[ظالمان]] از هیچ مرکزی به اندازه مسجد نمیهراسند. | ||
[[خداوند]] در [[قرآن کریم]] از مسجد به عنوان سنگر ([[مرصاد]]) نام میبرد و میگوید: این سنگر نباید به دست [[منافقان]] بیفتد. همچنین در [[فرهنگ اسلامی]] مسجد، “محراب” است؛ [[محراب]] از کلمه “حرب” به معنای [[جنگ]] گرفته شده است؛ یعنی، مسجد محل جنگ است؛ جنگ با [[شیطان]] نفس، [[نبرد]] با [[طاغوت]] و [[کفّار]] و [[ستمگران]]. این نقش [[واقعی]] مساجد است، به همین دلیل در [[صدر اسلام]] منافقان برای خنثیکردن نقش هدایتگرانه و انقلابی مسجد، با نام مسجد، به [[مبارزه]] با آن پرداختند. آنها به [[رهبری]] منافقی به نام “ابوعامر راهب” در مقابل [[مسجد قباء]] [[مسجد]] دیگری ساخته و [[پیامبر اسلام]] {{صل}} را به افتتاح آن [[دعوت]] نمودند، [[خداوند]] نام آن را “مسجد ضرار” گذاشت (این مسجد برای ایجاد لطمه به [[اسلام]] و [[مسلمین]] ساخته شده بود) و [[دستور]] داد آن را ویران سازند. [[اصحاب]] به [[دستور پیامبر]]{{صل}} آن را به [[آتش]] کشیدند. [[آیه]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَى وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ * لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ}}<ref>«و کسانی هستند که مسجدی را برگزیدهاند برای زیان رساندن (به مردم) و کفر و اختلاف افکندن میان مؤمنان و (ساختن) کمینگاه برای آن کس که از پیش با خداوند و پیامبر وی به جنگ برخاسته بود؛ و سوگند میخورند که ما جز سر نیکی نداریم و خداوند گواهی میدهد که آنان دروغگویند * هیچگاه در آن (مسجد) حاضر مشو! بیگمان مسجدی که از روز نخست بنیان آن را بر پرهیزگاری نهادهاند سزاوارتر است که در آن حاضر گردی» سوره توبه، آیه ۱۰۷-۱۰۸.</ref> در این مورد آمده است. | [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] از مسجد به عنوان سنگر ([[مرصاد]]) نام میبرد و میگوید: این سنگر نباید به دست [[منافقان]] بیفتد. همچنین در [[فرهنگ اسلامی]] مسجد، “محراب” است؛ [[محراب]] از کلمه “حرب” به معنای [[جنگ]] گرفته شده است؛ یعنی، مسجد محل جنگ است؛ جنگ با [[شیطان]] نفس، [[نبرد]] با [[طاغوت]] و [[کفّار]] و [[ستمگران]]. این نقش [[واقعی]] مساجد است، به همین دلیل در [[صدر اسلام]] منافقان برای خنثیکردن نقش هدایتگرانه و انقلابی مسجد، با نام مسجد، به [[مبارزه]] با آن پرداختند. آنها به [[رهبری]] منافقی به نام “ابوعامر راهب” در مقابل [[مسجد قباء]] [[مسجد]] دیگری ساخته و [[پیامبر اسلام]] {{صل}} را به افتتاح آن [[دعوت]] نمودند، [[خداوند]] نام آن را “مسجد ضرار” گذاشت (این مسجد برای ایجاد لطمه به [[اسلام]] و [[مسلمین]] ساخته شده بود) و [[دستور]] داد آن را ویران سازند. [[اصحاب]] به [[دستور پیامبر]] {{صل}} آن را به [[آتش]] کشیدند. [[آیه]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَى وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ * لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ}}<ref>«و کسانی هستند که مسجدی را برگزیدهاند برای زیان رساندن (به مردم) و کفر و اختلاف افکندن میان مؤمنان و (ساختن) کمینگاه برای آن کس که از پیش با خداوند و پیامبر وی به جنگ برخاسته بود؛ و سوگند میخورند که ما جز سر نیکی نداریم و خداوند گواهی میدهد که آنان دروغگویند * هیچگاه در آن (مسجد) حاضر مشو! بیگمان مسجدی که از روز نخست بنیان آن را بر پرهیزگاری نهادهاند سزاوارتر است که در آن حاضر گردی» سوره توبه، آیه ۱۰۷-۱۰۸.</ref> در این مورد آمده است. | ||
[[قرآن]]، [[معجزه]] جاودان [[الهی]] است؛ همانطوری که قرآن میفرماید: [[ستمگران]] نخست در بستن [[مساجد]] و یا ویرانکردن آن میکوشند و آنگاه که موفق نشدند، برای [[فریب]] مرد و خنثی ساختن مساجد [[تقوا]]، خود، مسجد میسازند و تعمیر میکنند. این شیوه تمام ستمگران است. | [[قرآن]]، [[معجزه]] جاودان [[الهی]] است؛ همانطوری که قرآن میفرماید: [[ستمگران]] نخست در بستن [[مساجد]] و یا ویرانکردن آن میکوشند و آنگاه که موفق نشدند، برای [[فریب]] مرد و خنثی ساختن مساجد [[تقوا]]، خود، مسجد میسازند و تعمیر میکنند. این شیوه تمام ستمگران است. | ||
باید [[سیاست]] [[حکومت اسلامی]] و [[ملت]] [[مسلمان]]، بر تقویت مساجد تقوا و رونقبخشیدن به آن [[استوار]] باشد؛ و [[عمران]] مساجد بر دو گونه است: | باید [[سیاست]] [[حکومت اسلامی]] و [[ملت]] [[مسلمان]]، بر تقویت مساجد تقوا و رونقبخشیدن به آن [[استوار]] باشد؛ و [[عمران]] مساجد بر دو گونه است: | ||
#تعمیر نما و ساختمان مساجد؛ | # تعمیر نما و ساختمان مساجد؛ | ||
# عمران مساجد با [[عبادت]] و [[نیایش]]<ref>کنز العرفان فی فقه القرآن، ج۱، ص۱۰۷.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۱.</ref> | # عمران مساجد با [[عبادت]] و [[نیایش]]<ref>کنز العرفان فی فقه القرآن، ج۱، ص۱۰۷.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۱.</ref> | ||
===[[اذان]]=== | === [[اذان]] === | ||
از دیگر [[شعائر]] اسلام، اذان و اقامه است<ref>شرح لمعه، ج۱، ص۲۵۶؛ مسالک الافهام، ج۱، مبحث صلات.</ref>. [[کفّار]] از اذان میهراسند؛ اذان، [[اعلان]] [[بسیج]] همگانی [[مسلمانان]] در شب و [[روز]] است و [[کافران]] چون [[راه]] مبارزهای با آن نمیشناسند، آن را مورد [[استهزا]] قرار میدهند. لکن [[مسلمانان]] نباید به [[تمسخر]] آنها اهمیت دهند، بلکه باید [[اذان]] را از منارهها هرچه بلندتر سر دهند و با فریاد اذان و اعلام [[توحید]]، لرزه بر اندام [[کفر]] و [[شرک]] بیندازند. همچنین [[حکومت اسلامی]] موظف به پخش اذان از رسانههای گروهی (رادیو و تلویزیون) است. در این مورد [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا}}<ref>«و چون به نماز بانگ برآورید آن را به ریشخند و بازی میگیرند» سوره مائده، آیه ۵۸.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۵.</ref> | از دیگر [[شعائر]] اسلام، اذان و اقامه است<ref>شرح لمعه، ج۱، ص۲۵۶؛ مسالک الافهام، ج۱، مبحث صلات.</ref>. [[کفّار]] از اذان میهراسند؛ اذان، [[اعلان]] [[بسیج]] همگانی [[مسلمانان]] در شب و [[روز]] است و [[کافران]] چون [[راه]] مبارزهای با آن نمیشناسند، آن را مورد [[استهزا]] قرار میدهند. لکن [[مسلمانان]] نباید به [[تمسخر]] آنها اهمیت دهند، بلکه باید [[اذان]] را از منارهها هرچه بلندتر سر دهند و با فریاد اذان و اعلام [[توحید]]، لرزه بر اندام [[کفر]] و [[شرک]] بیندازند. همچنین [[حکومت اسلامی]] موظف به پخش اذان از رسانههای گروهی (رادیو و تلویزیون) است. در این مورد [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا}}<ref>«و چون به نماز بانگ برآورید آن را به ریشخند و بازی میگیرند» سوره مائده، آیه ۵۸.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۵.</ref> | ||
===[[نمازها]]=== | === [[نمازها]] === | ||
یکی دیگر از [[شعائر]] [[اسلام]] “نماز” است. [[نماز]] [[پرستش]] خالصانه خدای یکتاست و در شبانهروز در پنج نوبت به جای آورده میشود. همچنین نمازهای دیگری نیز وجود دارند که در مواقع ویژهای از سال اقامه میگردد و نیز [[نوافل]] و [[نمازهای مستحبی]] متعدد که هر کدام اهمیت خاصی دارند. | یکی دیگر از [[شعائر]] [[اسلام]] “نماز” است. [[نماز]] [[پرستش]] خالصانه خدای یکتاست و در شبانهروز در پنج نوبت به جای آورده میشود. همچنین نمازهای دیگری نیز وجود دارند که در مواقع ویژهای از سال اقامه میگردد و نیز [[نوافل]] و [[نمازهای مستحبی]] متعدد که هر کدام اهمیت خاصی دارند. | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
نمازهای غیر مستحبی از این قرار است: نمازهای [[یومیه]](روزانه)؛ [[نماز جمعه]]؛ نماز عیدین ([[عید قربان]] و [[عید فطر]])؛ [[نماز آیات]]؛ نماز میّت. | نمازهای غیر مستحبی از این قرار است: نمازهای [[یومیه]](روزانه)؛ [[نماز جمعه]]؛ نماز عیدین ([[عید قربان]] و [[عید فطر]])؛ [[نماز آیات]]؛ نماز میّت. | ||
#'''نمازهای یومیه''': هر [[مسلمانی]] باید در شبانهروز، در پنجنوبت به نماز بایستد و این نمازها را “یومیه” (روزانه) مینامند که عبارتاند از: [[نماز صبح]]، ظهر و عصر، [[مغرب]] و عشا. کسی که آنها را منکر شود، [[کافر]] و از [[دین اسلام]] خارج است و باید [[احکام]] “ارتداد” درباره او [[اجرا]] شود. بهتر است نمازهای یومیه، به [[جماعت]] خوانده شوند، حتی اگر نمازگزاران دو نفر باشند. | # '''نمازهای یومیه''': هر [[مسلمانی]] باید در شبانهروز، در پنجنوبت به نماز بایستد و این نمازها را “یومیه” (روزانه) مینامند که عبارتاند از: [[نماز صبح]]، ظهر و عصر، [[مغرب]] و عشا. کسی که آنها را منکر شود، [[کافر]] و از [[دین اسلام]] خارج است و باید [[احکام]] “ارتداد” درباره او [[اجرا]] شود. بهتر است نمازهای یومیه، به [[جماعت]] خوانده شوند، حتی اگر نمازگزاران دو نفر باشند. | ||
#'''نماز جمعه''': یکی دیگر از نمازها و به عبارت دیگر، شعائر مهم [[اسلامی]]، نماز جمعه است. نماز جمعه در آخر هر هفته ([[روز جمعه]]) با حضور گروهی از مسلمانان در هر [[شهر]] برگزار میشود. نماز جمعه در [[زمان]] [[حضور امام معصوم]]{{ع}} [[واجب عینی]] و در [[زمان غیبت]]، بنا به فتوای عدهای از [[فقها]] [[واجب]] تخییری است؛ یعنی در این صورت، [[نمازگزار]] مختار است که بین [[نماز ظهر]] و [[نماز جمعه]]، یکی را برگزیند؛ کسیکه نماز جمعه میخواند، نماز ظهر بر او واجب نیست. برخی از [[فقهای شیعه]]، شرکت در نماز جمعه را در صورت برقراری آن، [[احتیاط]] واجب میدانند و [[ضرورت]] شرکت در آن را اعلام میدارند. نماز جمعه از [[شعائر]] [[عبادی]] ـ [[سیاسی]] [[اسلام]] و [[شؤون]] [[حکومت اسلامی]] و [[ولایت فقیه]] است؛ آنجا که [[حکومت عدل الهی]] وجود دارد، برقراری نماز جمعه و آماده نمودن مقدمات آن، از [[وظایف]] [[حاکم شرع]] [[اسلامی]] است و در آن، دو [[خطبه]] واجب است؛ در این [[خطبهها]] از مسائل سیاسی، [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]]، نظامی، [[تربیتی]]، [[اخلاقی]] و عبادی اسلام یاد میگردد. سپس دو رکعت [[نماز]] است که حتماً باید به [[جماعت]] خوانده شود. همچنین [[امام جمعه]] باید [[فقیه]] و یا [[منصوب]] از طرف حاکم شرع باشد. وی هنگام [[قرائت]] خطبهها باید مسلح باشد. شایان ذکر است که نماز جمعه، “قیام [[توحیدی]] هفته” است، نماز جمعه بیانگر [[یگانگی]] [[دین]]، [[سیاست]] و [[اجتماع]] است و حربه آشکاری است علیه کسانی که دین را از سیاست جدا میپندارند. | # '''نماز جمعه''': یکی دیگر از نمازها و به عبارت دیگر، شعائر مهم [[اسلامی]]، نماز جمعه است. نماز جمعه در آخر هر هفته ([[روز جمعه]]) با حضور گروهی از مسلمانان در هر [[شهر]] برگزار میشود. نماز جمعه در [[زمان]] [[حضور امام معصوم]] {{ع}} [[واجب عینی]] و در [[زمان غیبت]]، بنا به فتوای عدهای از [[فقها]] [[واجب]] تخییری است؛ یعنی در این صورت، [[نمازگزار]] مختار است که بین [[نماز ظهر]] و [[نماز جمعه]]، یکی را برگزیند؛ کسیکه نماز جمعه میخواند، نماز ظهر بر او واجب نیست. برخی از [[فقهای شیعه]]، شرکت در نماز جمعه را در صورت برقراری آن، [[احتیاط]] واجب میدانند و [[ضرورت]] شرکت در آن را اعلام میدارند. نماز جمعه از [[شعائر]] [[عبادی]] ـ [[سیاسی]] [[اسلام]] و [[شؤون]] [[حکومت اسلامی]] و [[ولایت فقیه]] است؛ آنجا که [[حکومت عدل الهی]] وجود دارد، برقراری نماز جمعه و آماده نمودن مقدمات آن، از [[وظایف]] [[حاکم شرع]] [[اسلامی]] است و در آن، دو [[خطبه]] واجب است؛ در این [[خطبهها]] از مسائل سیاسی، [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]]، نظامی، [[تربیتی]]، [[اخلاقی]] و عبادی اسلام یاد میگردد. سپس دو رکعت [[نماز]] است که حتماً باید به [[جماعت]] خوانده شود. همچنین [[امام جمعه]] باید [[فقیه]] و یا [[منصوب]] از طرف حاکم شرع باشد. وی هنگام [[قرائت]] خطبهها باید مسلح باشد. شایان ذکر است که نماز جمعه، “قیام [[توحیدی]] هفته” است، نماز جمعه بیانگر [[یگانگی]] [[دین]]، [[سیاست]] و [[اجتماع]] است و حربه آشکاری است علیه کسانی که دین را از سیاست جدا میپندارند. | ||
#'''نماز عیدین''': یکی دیگر از شعارهای [[الهی]] اسلام، [[نماز عید]] [[فطر]] و [[عید قربان]] است، و از آن به “نماز عیدین” یاد میشود. اسلام، دین سیاسی ـ اجتماعی است، و با [[انزوا]] [[مخالف]] است؛ بنابراین تا آنجا که ممکن است، باید نمازهای یومیه را به جماعت خواند و [[مردم]] باید در آخر هر هفته در مرکز [[شهر]] گردآیند و نماز جمعه را به پا دارند و از مسائل [[روز]] [[آگاه]] گردند (کلمه “جمعه” از جمع و جماعت مشتق شده است) و در [[عید فطر]] و قربان به [[نیایش]] و [[عبادت خدا]] بپردازند و [[مستحب]] است که این دو نماز را در خارج از شهر (بیابان و صحرا) به پا دارند. در نماز عیدین نیز قرائت خطبه لازم است. همچنین این دو [[آیین]] عبادی ـ [[سیاسی]]، بهتر است به [[جماعت]] خوانده شود. علاوه بر این، [[مسلمانان]] در یک [[کنگره]] بینالمللی و جهانی [[اسلام]] ([[حج]]) شرکت میکنند و در آنجا به [[عبادت]] و [[نیایش]] [[خداوند]] میپردازند. [[مراسم]] پرشکوه و سالانه حج در کنار [[خانه خدا]] ([[کعبه]]) برگزار میگردد. اسلام چه [[شعارها]] و مراسم [[زیبا]] و پر محتوایی دارد. این [[شعائر]] هستند که اسلام را [[جاودانه]] کرده و [[روح]] سیاسی و [[معنوی]] خاصی به [[جامعه]] و [[امت اسلام]] میبخشند. | # '''نماز عیدین''': یکی دیگر از شعارهای [[الهی]] اسلام، [[نماز عید]] [[فطر]] و [[عید قربان]] است، و از آن به “نماز عیدین” یاد میشود. اسلام، دین سیاسی ـ اجتماعی است، و با [[انزوا]] [[مخالف]] است؛ بنابراین تا آنجا که ممکن است، باید نمازهای یومیه را به جماعت خواند و [[مردم]] باید در آخر هر هفته در مرکز [[شهر]] گردآیند و نماز جمعه را به پا دارند و از مسائل [[روز]] [[آگاه]] گردند (کلمه “جمعه” از جمع و جماعت مشتق شده است) و در [[عید فطر]] و قربان به [[نیایش]] و [[عبادت خدا]] بپردازند و [[مستحب]] است که این دو نماز را در خارج از شهر (بیابان و صحرا) به پا دارند. در نماز عیدین نیز قرائت خطبه لازم است. همچنین این دو [[آیین]] عبادی ـ [[سیاسی]]، بهتر است به [[جماعت]] خوانده شود. علاوه بر این، [[مسلمانان]] در یک [[کنگره]] بینالمللی و جهانی [[اسلام]] ([[حج]]) شرکت میکنند و در آنجا به [[عبادت]] و [[نیایش]] [[خداوند]] میپردازند. [[مراسم]] پرشکوه و سالانه حج در کنار [[خانه خدا]] ([[کعبه]]) برگزار میگردد. اسلام چه [[شعارها]] و مراسم [[زیبا]] و پر محتوایی دارد. این [[شعائر]] هستند که اسلام را [[جاودانه]] کرده و [[روح]] سیاسی و [[معنوی]] خاصی به [[جامعه]] و [[امت اسلام]] میبخشند. | ||
#'''[[نماز آیات]]''': هنگام بروز حوادث بزرگ و ترسناک طبیعی، مسلمانان به [[خدا]] [[پناه]] میبرند و با بهجا آوردن نماز آیات، به [[آرامش]] [[قلبی]] میرسند. هنگام وقوع [[زلزله]]، [[خسوف و کسوف]] و حوادثی از این قبیل، بر مسلمانان [[واجب]] است که دو رکعت [[نماز]] (نماز آیات) به جا آرند؛ این [[فریضه]] نیز از شعارهای اسلام است. | # '''[[نماز آیات]]''': هنگام بروز حوادث بزرگ و ترسناک طبیعی، مسلمانان به [[خدا]] [[پناه]] میبرند و با بهجا آوردن نماز آیات، به [[آرامش]] [[قلبی]] میرسند. هنگام وقوع [[زلزله]]، [[خسوف و کسوف]] و حوادثی از این قبیل، بر مسلمانان [[واجب]] است که دو رکعت [[نماز]] (نماز آیات) به جا آرند؛ این [[فریضه]] نیز از شعارهای اسلام است. | ||
#'''نماز میّت''': اسلام، [[مرگ]] را پایان [[حیات]] نمیداند، بلکه آن را آغاز مرحله جدیدی از [[حیات انسان]] قلمداد میکند. مسلمانان، [[مردگان]] را با [[یاد خدا]] و در مراسم ویژهای به [[خاک]] میسپارند و آنها را به عنوان یک مسافر بدرقه میکنند. یکی از این مراسم، بهجا آوردن نماز میّت است. باید بر مرده نماز میّت خوانده شود و مضامین آن دارای [[طلب]] [[مغفرت]] برای وی در آن [[دنیا]] میباشد که این نیز از شعائر [[اسلامی]] است. [[حکومت اسلامی]] باید نماز را به عنوان [[برترین]] [[شعار]] اسلام در جامعه [[ترویج]] کند و [[مردم]] را با ابعاد آن آشنا سازد. این از [[وظایف دولت]] در [[سیاست داخلی]] است و این [[سیاست]] را با بهکارگیری اصل [[امربه معروف و نهی از منکر]]، میتوان عملی ساخت؛ همچنین با طرحریزی برنامههای مختلف و [[تشویق]] و [[ارشاد]] مردم، به طور غیر مستقیم میتوان به این امر خطیر پرداخت<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۵.</ref>. | # '''نماز میّت''': اسلام، [[مرگ]] را پایان [[حیات]] نمیداند، بلکه آن را آغاز مرحله جدیدی از [[حیات انسان]] قلمداد میکند. مسلمانان، [[مردگان]] را با [[یاد خدا]] و در مراسم ویژهای به [[خاک]] میسپارند و آنها را به عنوان یک مسافر بدرقه میکنند. یکی از این مراسم، بهجا آوردن نماز میّت است. باید بر مرده نماز میّت خوانده شود و مضامین آن دارای [[طلب]] [[مغفرت]] برای وی در آن [[دنیا]] میباشد که این نیز از شعائر [[اسلامی]] است. [[حکومت اسلامی]] باید نماز را به عنوان [[برترین]] [[شعار]] اسلام در جامعه [[ترویج]] کند و [[مردم]] را با ابعاد آن آشنا سازد. این از [[وظایف دولت]] در [[سیاست داخلی]] است و این [[سیاست]] را با بهکارگیری اصل [[امربه معروف و نهی از منکر]]، میتوان عملی ساخت؛ همچنین با طرحریزی برنامههای مختلف و [[تشویق]] و [[ارشاد]] مردم، به طور غیر مستقیم میتوان به این امر خطیر پرداخت<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۵.</ref>. | ||
===حج=== | === حج === | ||
چنانکه قبلاً اشاره شد، یکی از مهمترین شعائر اسلام “حج” است. خداوند در [[قرآن کریم]]، در مواردی به [[صراحت]]، [[مراسم حج]] را از شعارهای [[الهی]] دانسته است. مراسم حج، بسیار باشکوه است و در ملتهای غیر [[اسلامی]]، نظیر این [[مراسم]]، [[مشاهده]] نشده است. [[حج]]، [[هجرت]] به مرکز، مبدأ و [[اجتماع]]، از [[سکون]] به حرکت و از [[پستی]] به بلندای هستی و اوجگیری [[انسان]] از [[خاک]] به افلاک است. حج، با اینکه یک مراسم [[عبادی]] است، معانی و مفاهیم بسیاری دارد؛ حج، [[کنگره]] سالانه و جهانی [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[مسلمانان]] است و در واقع، نمونهای از [[جامعه]] بزرگ اسلامی و از [[شعائر]] [[اسلام]] است. از [[سیاست داخلی]] [[دولت اسلامی]] است که با طرحریزی برنامههای مناسب با این مراسم، [[مردم]] را با [[احکام]] و [[مناسک]] حج آشنا سازد<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۸.</ref>. | چنانکه قبلاً اشاره شد، یکی از مهمترین شعائر اسلام “حج” است. خداوند در [[قرآن کریم]]، در مواردی به [[صراحت]]، [[مراسم حج]] را از شعارهای [[الهی]] دانسته است. مراسم حج، بسیار باشکوه است و در ملتهای غیر [[اسلامی]]، نظیر این [[مراسم]]، [[مشاهده]] نشده است. [[حج]]، [[هجرت]] به مرکز، مبدأ و [[اجتماع]]، از [[سکون]] به حرکت و از [[پستی]] به بلندای هستی و اوجگیری [[انسان]] از [[خاک]] به افلاک است. حج، با اینکه یک مراسم [[عبادی]] است، معانی و مفاهیم بسیاری دارد؛ حج، [[کنگره]] سالانه و جهانی [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[مسلمانان]] است و در واقع، نمونهای از [[جامعه]] بزرگ اسلامی و از [[شعائر]] [[اسلام]] است. از [[سیاست داخلی]] [[دولت اسلامی]] است که با طرحریزی برنامههای مناسب با این مراسم، [[مردم]] را با [[احکام]] و [[مناسک]] حج آشنا سازد<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۸.</ref>. | ||
===[[قبله]]=== | === [[قبله]] === | ||
یکی دیگر از شعائر اسلام، “قبله” است. قبلهشناسی اهمیت بسیار دارد و [[شناخت]] آن [[واجب]] است. بهجا آوردن [[نماز]] و [[ذبح]] حیوانات باید در جهت قبله باشد و نیز به هنگام جاندادن، فرد محتضر را باید روبه قبله خواباند و او را رو به قبله [[دفن]] نمود. تمام نمازهای واجب و [[مستحب]]، در صورت امکان و عدم داشتن عذر (مانند آنکه کسی در بیابانی جهت را نشناسد) واجب است در جهت قبله بهجا آورده شود و قبله، همان “کعبه” است و کسی که خارج از [[مسجدالحرام]] باشد، [[حرم]] را (که [[کعبه]] در آن واقع شده) پیشروی خود قرار میدهد و نماز میخواند<ref>النهایة فی مجرد الفقه والفتاوی، ص۶۲.</ref>. | یکی دیگر از شعائر اسلام، “قبله” است. قبلهشناسی اهمیت بسیار دارد و [[شناخت]] آن [[واجب]] است. بهجا آوردن [[نماز]] و [[ذبح]] حیوانات باید در جهت قبله باشد و نیز به هنگام جاندادن، فرد محتضر را باید روبه قبله خواباند و او را رو به قبله [[دفن]] نمود. تمام نمازهای واجب و [[مستحب]]، در صورت امکان و عدم داشتن عذر (مانند آنکه کسی در بیابانی جهت را نشناسد) واجب است در جهت قبله بهجا آورده شود و قبله، همان “کعبه” است و کسی که خارج از [[مسجدالحرام]] باشد، [[حرم]] را (که [[کعبه]] در آن واقع شده) پیشروی خود قرار میدهد و نماز میخواند<ref>النهایة فی مجرد الفقه والفتاوی، ص۶۲.</ref>. | ||
قبله از شعائر مهم اسلام است، زیرا مایه [[وحدت]] نژادهاست. همه [[انسانها]] در هر منطقه و از هر نژاد که باشند، در ساعات معینی از [[روز]] (ظهر و عصر، [[مغرب]] و عشا و صبح) با یک زبان، بدون هیچ امتیازی، به یک جهت (قبله) میایستند و [[شعار]] [[توحید]] و آوای [[مناجات با خدا]] را سر میدهند. آیا نیروی بشری [[قادر]] به [[بسیج]] انسانها به اینگونه است؟<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۹.</ref>. | قبله از شعائر مهم اسلام است، زیرا مایه [[وحدت]] نژادهاست. همه [[انسانها]] در هر منطقه و از هر نژاد که باشند، در ساعات معینی از [[روز]] (ظهر و عصر، [[مغرب]] و عشا و صبح) با یک زبان، بدون هیچ امتیازی، به یک جهت (قبله) میایستند و [[شعار]] [[توحید]] و آوای [[مناجات با خدا]] را سر میدهند. آیا نیروی بشری [[قادر]] به [[بسیج]] انسانها به اینگونه است؟<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۹.</ref>. | ||
===اماکن مقدس (زیارتگاهها)=== | === اماکن مقدس (زیارتگاهها) === | ||
یکی دیگر از شعائر اسلامی، وجود اماکن مقدس است که در طول [[تاریخ اسلام]] نقش سیاسی فوقالعادهای در [[سرنوشت]] مسلمانان داشته و دارند. مشاهد، جمع “مشهد” است، به معنای محل [[شهادت]] و دفن [[شهید]]. [[مزار]] نیز به معنای محلی است که مورد [[زیارت]] واقع میشود. | یکی دیگر از شعائر اسلامی، وجود اماکن مقدس است که در طول [[تاریخ اسلام]] نقش سیاسی فوقالعادهای در [[سرنوشت]] مسلمانان داشته و دارند. مشاهد، جمع “مشهد” است، به معنای محل [[شهادت]] و دفن [[شهید]]. [[مزار]] نیز به معنای محلی است که مورد [[زیارت]] واقع میشود. | ||
| خط ۸۲: | خط ۸۲: | ||
[[اماکن مقدس]]، نقش [[سیاسی]] ویژهای در [[تاریخ اسلام]] داشتهاند. این محلها محل [[آمال]] [[مؤمنان]] و [[ستمدیدگان]] و [[الهام]] بخش نهضتهای ضد [[سلطه]] و [[استبداد]] و [[زور]] و [[استعمار]] بودهاند. [[ستمگران]] [[تاریخ]] از آنها [[وحشت]] داشته و همیشه در صدد [[تخریب]] و نابودی این مراکز بر آمدهاند. | [[اماکن مقدس]]، نقش [[سیاسی]] ویژهای در [[تاریخ اسلام]] داشتهاند. این محلها محل [[آمال]] [[مؤمنان]] و [[ستمدیدگان]] و [[الهام]] بخش نهضتهای ضد [[سلطه]] و [[استبداد]] و [[زور]] و [[استعمار]] بودهاند. [[ستمگران]] [[تاریخ]] از آنها [[وحشت]] داشته و همیشه در صدد [[تخریب]] و نابودی این مراکز بر آمدهاند. | ||
مشهد و [[قبور]] [[امام حسین]] و [[ائمه]]{{عم}} در [[قبرستان بقیع]] و... نمونه [[تاریخی]] زندهای هستند، مسلمانان از زیارت این مشاهد [[ممنوع]] بودهاند و حکومتهای [[جبار]] [[اموی]] و [[عباسی]]، [[زائران]] [[قبر امام حسین]]{{ع}} را [[مجازات]] مینمودند چنانکه درباره [[متوکل]]، [[خلیفه عباسی]]، در تاریخ نوشته شده است. | مشهد و [[قبور]] [[امام حسین]] و [[ائمه]] {{عم}} در [[قبرستان بقیع]] و... نمونه [[تاریخی]] زندهای هستند، مسلمانان از زیارت این مشاهد [[ممنوع]] بودهاند و حکومتهای [[جبار]] [[اموی]] و [[عباسی]]، [[زائران]] [[قبر امام حسین]] {{ع}} را [[مجازات]] مینمودند چنانکه درباره [[متوکل]]، [[خلیفه عباسی]]، در تاریخ نوشته شده است. | ||
[[قبر]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} مدتها از نظرها مخفی بود! اینها شعائری هستند که مفاهیم [[نبرد]] با [[ظلم و جور]] و [[شهادت در راه خدا]] و [[برقراری عدالت]] را زنده میکنند، و لذا [[حکومت جباران]] باید از آنها بترسند. زائری در برابر قبر [[امام]] میایستد و چنین میگوید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ...}}<ref>شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص۴۳۱.</ref>؛ “سلام بر تو ای [[خون خدا]] و فرزند خون خدا! [[سلام]] بر تو ای [[انقلاب]] [[خدا]]! و... من [[گواهی]] میدهم که تو [[نماز]] را اقامه کردی و [[زکات]] پرداختی و [[امربه معروف و نهی از منکر]] نمودی. من گواهی میدهم که تو برای [[رضای خدا]] کار کردی؛ [[نفرین]] و [[لعنت]] [[خداوند]] بر آنکه تو را کشت و بر کسی که به کشتهشدن تو کمک نمود و بر آنکه [[شهادت]] تو را شنید و از [[قلب]] [[راضی]] شد و...”. | [[قبر]] [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} مدتها از نظرها مخفی بود! اینها شعائری هستند که مفاهیم [[نبرد]] با [[ظلم و جور]] و [[شهادت در راه خدا]] و [[برقراری عدالت]] را زنده میکنند، و لذا [[حکومت جباران]] باید از آنها بترسند. زائری در برابر قبر [[امام]] میایستد و چنین میگوید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ...}}<ref>شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص۴۳۱.</ref>؛ “سلام بر تو ای [[خون خدا]] و فرزند خون خدا! [[سلام]] بر تو ای [[انقلاب]] [[خدا]]! و... من [[گواهی]] میدهم که تو [[نماز]] را اقامه کردی و [[زکات]] پرداختی و [[امربه معروف و نهی از منکر]] نمودی. من گواهی میدهم که تو برای [[رضای خدا]] کار کردی؛ [[نفرین]] و [[لعنت]] [[خداوند]] بر آنکه تو را کشت و بر کسی که به کشتهشدن تو کمک نمود و بر آنکه [[شهادت]] تو را شنید و از [[قلب]] [[راضی]] شد و... ”. | ||
این زیارتنامهای است که یک [[مسلمان]] بر قبر یک [[شهید]] میخواند و با قرائت آن نیرو میگیرد و [[عهد]] میبندد که [[راه]] آن شهید را ادامه دهد و علیه [[ظلم]] بستیزد. | این زیارتنامهای است که یک [[مسلمان]] بر قبر یک [[شهید]] میخواند و با قرائت آن نیرو میگیرد و [[عهد]] میبندد که [[راه]] آن شهید را ادامه دهد و علیه [[ظلم]] بستیزد. | ||
| خط ۹۱: | خط ۹۱: | ||
امامزادههایی که در اکناف، گوشهها، تپهها و درههای این آب و [[خاک]] مدفونند، هریک شهید و قهرمان و بر ضد [[ستم]] و [[کفر]] و [[مجاهد]] [[راه خدا]] بودهاند که در طول تاریخ به دست جلادان، غریبانه به [[شهادت]] رسیدهاند. و لذا [[مراسم]] [[عزاداری]] نیز باید برای احیای راه و یاد شهیدان زنده بماند، اما باید کوشید که این مراسم از محتوا تھی نگردد و [[عوام]]، آن را به [[خرافات]] نیایند. | امامزادههایی که در اکناف، گوشهها، تپهها و درههای این آب و [[خاک]] مدفونند، هریک شهید و قهرمان و بر ضد [[ستم]] و [[کفر]] و [[مجاهد]] [[راه خدا]] بودهاند که در طول تاریخ به دست جلادان، غریبانه به [[شهادت]] رسیدهاند. و لذا [[مراسم]] [[عزاداری]] نیز باید برای احیای راه و یاد شهیدان زنده بماند، اما باید کوشید که این مراسم از محتوا تھی نگردد و [[عوام]]، آن را به [[خرافات]] نیایند. | ||
[[عاشورا]]، [[مظهر]] [[قیام]] علیه [[استبداد]] و ستم را همان عزاداریها نگه داشتهاند و لذا اینها به عنوان [[شعائر]] اسلام و [[مذهب]]، باید حفظ شوند.، برای تحقیق در مفاهیم بلند [[زیارتنامهها]]، به مفاتیحالجنان و جامع [[عباسی]]، بخش زیارتها [[رجوع]] شود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۹.</ref>. | [[عاشورا]]، [[مظهر]] [[قیام]] علیه [[استبداد]] و ستم را همان عزاداریها نگه داشتهاند و لذا اینها به عنوان [[شعائر]] اسلام و [[مذهب]]، باید حفظ شوند. ، برای تحقیق در مفاهیم بلند [[زیارتنامهها]]، به مفاتیحالجنان و جامع [[عباسی]]، بخش زیارتها [[رجوع]] شود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۲۹.</ref>. | ||
===[[تعاون]] به خیر=== | === [[تعاون]] به خیر === | ||
یکی دیگر از شعارهای [[اسلامی]]، “تعاون” است. [[قرآن]] [[دستور]] میدهد که [[مسلمانان]] باید در خیر و [[نیکی]] و [[تقوا]] “تعاون” داشته باشند. اصل “تعاون” از [[شرایع]] اسلام است و بعضی از [[ناآگاهان]] خواستهاند آن را از [[غرب]] بگیرند و به عنوان یک [[کشف]] جدید [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] و تولیدی و... برای [[مردم]] به ارمغان بیاورند! تعاون، عملی غربی نیست، بلکه در متن [[قرآن کریم]] ذکر شده و یکی از [[شعائر]] [[اسلامی]] است. | یکی دیگر از شعارهای [[اسلامی]]، “تعاون” است. [[قرآن]] [[دستور]] میدهد که [[مسلمانان]] باید در خیر و [[نیکی]] و [[تقوا]] “تعاون” داشته باشند. اصل “تعاون” از [[شرایع]] اسلام است و بعضی از [[ناآگاهان]] خواستهاند آن را از [[غرب]] بگیرند و به عنوان یک [[کشف]] جدید [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] و تولیدی و... برای [[مردم]] به ارمغان بیاورند! تعاون، عملی غربی نیست، بلکه در متن [[قرآن کریم]] ذکر شده و یکی از [[شعائر]] [[اسلامی]] است. | ||
[[تعاون]]، دو بُعد و دو جهت دارد. تعاون بر خیر و در جهت مثبت و [[الهی]] و تعاون در [[گناه]] و [[ظلم]] و رواج [[فحشا]]، [[فساد]] و [[تباهی]]. [[اسلام]]، تعاون به خیر و [[تقوا]] را از شعائر خود قرار داده و [[مسلمانان]] را از تعاون به گناه و ظلم، [[نهی]] فرموده است؛ [[علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً}}<ref>“دشمن ظالم و یار و یاور مظلوم باشید” نهج البلاغه، نامه ۴۷.</ref>. | [[تعاون]]، دو بُعد و دو جهت دارد. تعاون بر خیر و در جهت مثبت و [[الهی]] و تعاون در [[گناه]] و [[ظلم]] و رواج [[فحشا]]، [[فساد]] و [[تباهی]]. [[اسلام]]، تعاون به خیر و [[تقوا]] را از شعائر خود قرار داده و [[مسلمانان]] را از تعاون به گناه و ظلم، [[نهی]] فرموده است؛ [[علی]] {{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً}}<ref>“دشمن ظالم و یار و یاور مظلوم باشید” نهج البلاغه، نامه ۴۷.</ref>. | ||
همچنین [[خداوند]] در [[قرآن]] میفرماید: {{متن قرآن|وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بیگمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.</ref>. این [[آیه]]، مسأله تعاون را به صورت “فعل امر” به مسلمانان [[دستور]] میدهد؛ [[دولت اسلامی]] باید [[روحیه]] تعاون را در [[مردم]] ایجاد نموده و زمینه آن را در مسائل مربوط به تولید، تحصیل، تحقیق و [[مصرف]] نیازهای [[زندگی]] آماده سازد و در [[سیاست]] و [[خط مشی]] داخلی، به ویژه در زمینه تولید، بر [[شعار]] اسلامی “تعاون” تکیه کند<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۳۲.</ref>. | همچنین [[خداوند]] در [[قرآن]] میفرماید: {{متن قرآن|وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بیگمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.</ref>. این [[آیه]]، مسأله تعاون را به صورت “فعل امر” به مسلمانان [[دستور]] میدهد؛ [[دولت اسلامی]] باید [[روحیه]] تعاون را در [[مردم]] ایجاد نموده و زمینه آن را در مسائل مربوط به تولید، تحصیل، تحقیق و [[مصرف]] نیازهای [[زندگی]] آماده سازد و در [[سیاست]] و [[خط مشی]] داخلی، به ویژه در زمینه تولید، بر [[شعار]] اسلامی “تعاون” تکیه کند<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۳۲.</ref>. | ||
===[[ذبح]]=== | === [[ذبح]] === | ||
یکی از شعائر اسلام، در نحوه سر بریدن و ذبح حیوانات [[حلال]] گوشت است که شرایط آن باید در [[جامعه]] [[حفظ]] گردد. دولت اسلامی باید در [[کشور]]، [[نظام]] غذایی و خوراکی مناسبی را بر قرار سازد؛ گوشت حیواناتی مانند خوک و فیل و نظیر آن حلال نیست، و بعضی از آنها نیز [[مکروه]] هستند، مانند: قاطر، اسب و الاغ. فقط گوشت عدهای از حیوانات دریایی، خشکی و هوایی [[مباح]] و حلال میباشد، مانند: گوسفند، گاو، آهو، ماهیهای فلسدار، مرغ خانگی، کبوتر، کبک، بوقلمون و.... پاکشدن گوشت حیوانات حلال گوشت، “تذکیه” نامیده میشود و آن دارای شرایطی است و در صورت عدم رعایت این شرایط، گوشتشان [[حرام]] و غیر قابل مصرف خواهد بود. | یکی از شعائر اسلام، در نحوه سر بریدن و ذبح حیوانات [[حلال]] گوشت است که شرایط آن باید در [[جامعه]] [[حفظ]] گردد. دولت اسلامی باید در [[کشور]]، [[نظام]] غذایی و خوراکی مناسبی را بر قرار سازد؛ گوشت حیواناتی مانند خوک و فیل و نظیر آن حلال نیست، و بعضی از آنها نیز [[مکروه]] هستند، مانند: قاطر، اسب و الاغ. فقط گوشت عدهای از حیوانات دریایی، خشکی و هوایی [[مباح]] و حلال میباشد، مانند: گوسفند، گاو، آهو، ماهیهای فلسدار، مرغ خانگی، کبوتر، کبک، بوقلمون و.... پاکشدن گوشت حیوانات حلال گوشت، “تذکیه” نامیده میشود و آن دارای شرایطی است و در صورت عدم رعایت این شرایط، گوشتشان [[حرام]] و غیر قابل مصرف خواهد بود. | ||
[[تذکیه]] و [[ذبح]] [[شرعی]] دارای شرایط زیر است: | [[تذکیه]] و [[ذبح]] [[شرعی]] دارای شرایط زیر است: | ||
#مسلمانبودن عامل ذبح؛ یعنی شخصی که حیوان را سر میبرد. | # مسلمانبودن عامل ذبح؛ یعنی شخصی که حیوان را سر میبرد. | ||
#ذکر [[نام خدا]] هنگام سربریدن حیوان. | # ذکر [[نام خدا]] هنگام سربریدن حیوان. | ||
#عامل ذبح حیوان میتواند مرد یا [[زن]] باشد و یا [[کودکی]] که [[قادر]] به تشخیص بوده و نحوه سربریدن حیوان را بداند. | # عامل ذبح حیوان میتواند مرد یا [[زن]] باشد و یا [[کودکی]] که [[قادر]] به تشخیص بوده و نحوه سربریدن حیوان را بداند. | ||
#حیوان باید هنگام سر بریدن، روبه [[قبله]] خوابانده شود. | # حیوان باید هنگام سر بریدن، روبه [[قبله]] خوابانده شود. | ||
#سر بریدن باید با آهن باشد، مانند، چاقو؛ ولی به هنگام [[ضرورت]] باهر وسیله تیزی میتوان سر حیوان را [[برید]]. | # سر بریدن باید با آهن باشد، مانند، چاقو؛ ولی به هنگام [[ضرورت]] باهر وسیله تیزی میتوان سر حیوان را [[برید]]. | ||
# [[تذکیه]] حیوان فقط باید از گردن صورت گیردونه از جاهای دیگر [[بدن]]. | # [[تذکیه]] حیوان فقط باید از گردن صورت گیردونه از جاهای دیگر [[بدن]]. | ||
# تذکیه ماهی به این صورت انجام میگیرد که آن را زنده از آب بگیرند و در خارج آب بمیرد، و به سر بریدن نیاز ندارد. | # تذکیه ماهی به این صورت انجام میگیرد که آن را زنده از آب بگیرند و در خارج آب بمیرد، و به سر بریدن نیاز ندارد. | ||
| خط ۱۱۴: | خط ۱۱۴: | ||
اینها شرایط مربوط به ذبح و تذکیه هستند و در یک [[کشور اسلامی]] باید به دقت رعایت شوند. رعایت و کنترل موارد خلاف آن نیز بر عهده [[دولت اسلامی]] است و نباید از آن [[غفلت]] کند. [[دولت]] باید مسأله ذبح را از مسائل بهداشتی [[کشور]] بداند به طور کلی موارد خلاف طبع [[سلیم]] [[انسان]]، غیر مجاز و موارد [[پاکیزه]]، [[حلال]] هستند. وجود هر چیز در بازار [[مسلمین]]، علامت [[پاکی]] و تذکیه آن است و در این مورد تفحص لازم نیست<ref>النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، ص۵۷۵-۵۸۲.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۳۳.</ref> | اینها شرایط مربوط به ذبح و تذکیه هستند و در یک [[کشور اسلامی]] باید به دقت رعایت شوند. رعایت و کنترل موارد خلاف آن نیز بر عهده [[دولت اسلامی]] است و نباید از آن [[غفلت]] کند. [[دولت]] باید مسأله ذبح را از مسائل بهداشتی [[کشور]] بداند به طور کلی موارد خلاف طبع [[سلیم]] [[انسان]]، غیر مجاز و موارد [[پاکیزه]]، [[حلال]] هستند. وجود هر چیز در بازار [[مسلمین]]، علامت [[پاکی]] و تذکیه آن است و در این مورد تفحص لازم نیست<ref>النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، ص۵۷۵-۵۸۲.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۳۳.</ref> | ||
===[[روزه]] [[ماه رمضان]]=== | === [[روزه]] [[ماه رمضان]] === | ||
یکی دیگر از شعارهای [[اسلامی]]، روزه [[واجب]] [[ماه مبارک رمضان]] است. [[مسلمانان]] در این ماه به عنوان مهمان [[خدا]]، از خوردن [[غذا]] و مقاربت جنسی در طول [[روز]]، امساک و خودداری میکنند، و [[جامعه مسلمین]] در این ماه، سرشار از [[معنویت]] است. اما روزه بر مسافر و مریض واجب نیست، چنانکه [[کفّار]] و [[پیروان ادیان]] غیر [[اسلام]] را نمیتوان ملزم به گرفتن روزه نمود. | یکی دیگر از شعارهای [[اسلامی]]، روزه [[واجب]] [[ماه مبارک رمضان]] است. [[مسلمانان]] در این ماه به عنوان مهمان [[خدا]]، از خوردن [[غذا]] و مقاربت جنسی در طول [[روز]]، امساک و خودداری میکنند، و [[جامعه مسلمین]] در این ماه، سرشار از [[معنویت]] است. اما روزه بر مسافر و مریض واجب نیست، چنانکه [[کفّار]] و [[پیروان ادیان]] غیر [[اسلام]] را نمیتوان ملزم به گرفتن روزه نمود. | ||
| خط ۱۲۱: | خط ۱۲۱: | ||
[[روزه]] از مهمترین عوامل و شیوههای [[خودسازی]] است و [[خداوند]] در [[قرآن]] آن را عامل مهمی در حصول [[تقوا]] میداند<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}} «ای مؤمنان! روزه بر شما مقرّر شده است چنان که بر پیشینیان شما مقرّر شده بود، باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۱۸۳.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۳۴.</ref> | [[روزه]] از مهمترین عوامل و شیوههای [[خودسازی]] است و [[خداوند]] در [[قرآن]] آن را عامل مهمی در حصول [[تقوا]] میداند<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}} «ای مؤمنان! روزه بر شما مقرّر شده است چنان که بر پیشینیان شما مقرّر شده بود، باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۱۸۳.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۳۴.</ref> | ||
===[[تفقه]] و نشر [[علوم]]=== | === [[تفقه]] و نشر [[علوم]] === | ||
یکی از [[شعائر]] اسلامی، [[حمایت]] از [[علم]] و مراکز [[علمی]] است. در این میان، علم [[فقه]] ([[حقوق اسلامی]]) و علوم مفید در [[زندگی]] [[بشر]]، مانند: ریاضیات، طب و مقدمات و علوم ابزاری، جایگاه ویژهای دارند. | یکی از [[شعائر]] اسلامی، [[حمایت]] از [[علم]] و مراکز [[علمی]] است. در این میان، علم [[فقه]] ([[حقوق اسلامی]]) و علوم مفید در [[زندگی]] [[بشر]]، مانند: ریاضیات، طب و مقدمات و علوم ابزاری، جایگاه ویژهای دارند. | ||
در [[بینش]] اسلامی، [[علم و دین]]، توأم با یکدیگرند و جدایی آن دو از یکدیگر، منجر به نابودی هریک میگردد: {{عربی|العلم والدین توأمان اذا افترقا احترقا}}. | در [[بینش]] اسلامی، [[علم و دین]]، توأم با یکدیگرند و جدایی آن دو از یکدیگر، منجر به نابودی هریک میگردد: {{عربی|العلم والدین توأمان اذا افترقا احترقا}}. | ||
| خط ۱۲۷: | خط ۱۲۷: | ||
[[میزان]] جهلستیزی [[اسلام]] و حمایت آن از [[معارف]] و علوم را به خوبی میتوان دریافت؛ چه این [[دین]] [[مقدس]]، [[تاریخ]] را به دو [[دوران جاهلیت]] و [[نادانی]] و [[ایمان]] و [[آگاهی]]، تقسیم نموده و اولین دشمنش را [[ابوجهل]] ([[پدر]] نادانی) نامیده است. | [[میزان]] جهلستیزی [[اسلام]] و حمایت آن از [[معارف]] و علوم را به خوبی میتوان دریافت؛ چه این [[دین]] [[مقدس]]، [[تاریخ]] را به دو [[دوران جاهلیت]] و [[نادانی]] و [[ایمان]] و [[آگاهی]]، تقسیم نموده و اولین دشمنش را [[ابوجهل]] ([[پدر]] نادانی) نامیده است. | ||
به هر حال، این یکی از شعائر مهم اسلامی است و [[پیامبر]]{{صل}} در اینباره فرموده است: {{متن حدیث|طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ}}<ref>منیة المرید، ص۱۷۶.</ref>؛ “طلب علم، [[فریضه]] و [[واجب]] [[دینی]] هر [[مسلمانی]] است”. | به هر حال، این یکی از شعائر مهم اسلامی است و [[پیامبر]] {{صل}} در اینباره فرموده است: {{متن حدیث|طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ}}<ref>منیة المرید، ص۱۷۶.</ref>؛ “طلب علم، [[فریضه]] و [[واجب]] [[دینی]] هر [[مسلمانی]] است”. | ||
[[دولت اسلامی]] باید نشر علوم و حمایت از آن را سر لوحه [[سیاست داخلی]] خود قرار دهد. بهخصوص علوم مفید در [[اجتماع]]، مانند: اصول [[اعتقادات]] ([[علم کلام]])، علم فقه (حقوق اسلامی)، پزشکی، ریاضیات و علوم مربوط به صنایع، زراعت و فلاحت را باید [[ترویج]] کند، برنامههای عملی مناسبی در جهت حمایت از این [[شعار]] اسلامی داشته باشد و از مراکز تفقه و دانشجویی، [[پاسداری]] نماید؛ این از اصول سیاست داخلی است. | [[دولت اسلامی]] باید نشر علوم و حمایت از آن را سر لوحه [[سیاست داخلی]] خود قرار دهد. بهخصوص علوم مفید در [[اجتماع]]، مانند: اصول [[اعتقادات]] ([[علم کلام]])، علم فقه (حقوق اسلامی)، پزشکی، ریاضیات و علوم مربوط به صنایع، زراعت و فلاحت را باید [[ترویج]] کند، برنامههای عملی مناسبی در جهت حمایت از این [[شعار]] اسلامی داشته باشد و از مراکز تفقه و دانشجویی، [[پاسداری]] نماید؛ این از اصول سیاست داخلی است. | ||