←تفسیر خاتمیت به بینیازی بشر از وحی
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
#طبق این تفسیر، خاتمیت، به حدود پنج یا شش قرن بعد از طلوع اسلام مربوط میشود که در این صورت [[پیامبر]] میبایست میگفت در آینده، این خاتمیت تحقق مییابد. | #طبق این تفسیر، خاتمیت، به حدود پنج یا شش قرن بعد از طلوع اسلام مربوط میشود که در این صورت [[پیامبر]] میبایست میگفت در آینده، این خاتمیت تحقق مییابد. | ||
#بتپرستی، به اَشکالی پیچیدهتر همچنان در جوامع بشری وجود دارد. | #بتپرستی، به اَشکالی پیچیدهتر همچنان در جوامع بشری وجود دارد. | ||
#مگر دین در چند اصل اخلاقی بدیهی خلاصه میشود که به دلیل بداهت آنها، بشر را بینیاز از دین بدانیم | #مگر دین در چند اصل اخلاقی بدیهی خلاصه میشود که به دلیل بداهت آنها، بشر را بینیاز از دین بدانیم<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۲۹-۲۳۲.</ref>. | ||
<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۲۹-۲۳۲.</ref>. | |||
#این تفسیر از خاتمیت، ختم دیانت است نه ختم [[نبوت]] که در آیات و روایات آمده است و مخالف ضروری اسلام میباشد<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۱۰.</ref>. | #این تفسیر از خاتمیت، ختم دیانت است نه ختم [[نبوت]] که در آیات و روایات آمده است و مخالف ضروری اسلام میباشد<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۱۰.</ref>. | ||
===تفسیر صحیح=== | ===تفسیر صحیح=== | ||
*دانشمندان مذاهب اسلامی، [[شریعت]] اسلام را آخرین [[شریعت]] الهی بهعنوان مبنا و مقیاس عقیده و عمل میدانند که برای کنار گذاشتن عقل و تجربه بشری نازل نشده، بلکه زوایایی فراتر از عقل و دانش بشری را به روی او گشوده و بشر پیوسته به چنین منبعی نیازمند بوده گرچه که مقدارش متفاوت بوده است. بر این اساس، مفاد خاتمیت، بینیازی بشر از هدایتهای وحیانی نیست بلکه: {{عربی|اندازه=150%|" حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ"}}<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۲۳ - ۱۲۵.</ref>. | *دانشمندان مذاهب اسلامی، [[شریعت]] اسلام را آخرین [[شریعت]] الهی بهعنوان مبنا و مقیاس عقیده و عمل میدانند که برای کنار گذاشتن عقل و تجربه بشری نازل نشده، بلکه زوایایی فراتر از عقل و دانش بشری را به روی او گشوده و بشر پیوسته به چنین منبعی نیازمند بوده گرچه که مقدارش متفاوت بوده است. بر این اساس، مفاد خاتمیت، بینیازی بشر از هدایتهای وحیانی نیست بلکه: {{عربی|اندازه=150%|" حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ"}}<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۲۳ - ۱۲۵.</ref>. | ||