جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
==[[عدالتمحوری]]== | == [[عدالتمحوری]] == | ||
در [[اندیشه]] و [[سیره]] علی{{ع}}، [[عدالت]] دارای مفهومی محوری است و جایگاهی محکم در تنظیم [[حیات اجتماعی]] [[انسانها]] دارد. [[امام علی]]{{ع}}، [[عدل]] را، [[انصاف]]، معیار، [[زندگی]]، بهترین [[حکمت]]، [[اصلاحگر]]، [[رستگاری]]، بالاترین [[بینیازی]]، قوام [[مردم]]، [[حاکمیت]] و محکمترین پایه میشناساند<ref>{{متن حدیث|الْعَدْلُ إِنْصَافٌ، خَيْرَ الْحُكْمِ، يُصْلِحُ الْبَرِيَّةَ، فَوْزٌ، َّ أَغْنَى الْغِنَاءِ، قِوَامُ الرَّعِيَّةِ، نِظَامُ الْإِمْرَةِ، أَقْوَى أَسَاسٍ}}؛ شرح غررالحکم، ج۷، ص۲۳۶.</ref>. در سخنی کوتاه نیز میفرماید: «عدل، بالاترین [[گشایش در زندگی]] مردم است و هر کس عدل را برخود سخت پندارد، [[جور]] برای او سختتر خواهد بود»<ref>{{متن حدیث|فِي الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَقُ}}؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۶۹.</ref>. ایشان، همچنین بر «[[عدالت اجتماعی]]» پیاپی تأکید کرده و «حاکمیت [[عادل]]» و «برنامه اجرای عدالت اجتماعی» را دو شرط ضروری برای حرکت به سوی [[جامعه آرمانی]] میشمارد<ref>شرح غررالحکم، ج۷، ص۲۳۷-۲۳۸.</ref>. | در [[اندیشه]] و [[سیره]] علی {{ع}}، [[عدالت]] دارای مفهومی محوری است و جایگاهی محکم در تنظیم [[حیات اجتماعی]] [[انسانها]] دارد. [[امام علی]] {{ع}}، [[عدل]] را، [[انصاف]]، معیار، [[زندگی]]، بهترین [[حکمت]]، [[اصلاحگر]]، [[رستگاری]]، بالاترین [[بینیازی]]، قوام [[مردم]]، [[حاکمیت]] و محکمترین پایه میشناساند<ref>{{متن حدیث|الْعَدْلُ إِنْصَافٌ، خَيْرَ الْحُكْمِ، يُصْلِحُ الْبَرِيَّةَ، فَوْزٌ، َّ أَغْنَى الْغِنَاءِ، قِوَامُ الرَّعِيَّةِ، نِظَامُ الْإِمْرَةِ، أَقْوَى أَسَاسٍ}}؛ شرح غررالحکم، ج۷، ص۲۳۶.</ref>. در سخنی کوتاه نیز میفرماید: «عدل، بالاترین [[گشایش در زندگی]] مردم است و هر کس عدل را برخود سخت پندارد، [[جور]] برای او سختتر خواهد بود»<ref>{{متن حدیث|فِي الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَقُ}}؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۶۹.</ref>. ایشان، همچنین بر «[[عدالت اجتماعی]]» پیاپی تأکید کرده و «حاکمیت [[عادل]]» و «برنامه اجرای عدالت اجتماعی» را دو شرط ضروری برای حرکت به سوی [[جامعه آرمانی]] میشمارد<ref>شرح غررالحکم، ج۷، ص۲۳۷-۲۳۸.</ref>. | ||
موارد فراوانی از شدت و [[قاطعیت امام]] علی{{ع}} در اجرای [[موازین]] عدالت نقل شده است که از آن جمله میتوان به خاموش کردن چراغ [[بیت المال]] هنگام [[ملاقات]] [[طلحه]] و [[زبیر]] برای طرح خواستههای شخصی خویش<ref>ری شهری، محمد، موسوعة الامام علی{{ع}}، ج۴، ص۲۲۱.</ref>، خودداری از پرداخت سهم اضافی به [[عقیل]] ([[برادر]] خویش) از بیت المال<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۲۴۵.</ref>، [[توبیخ]] [[ابورافع]]، خزانهدار بیت المال، به سبب عاریه دادن گردنبند به دختر [[امام]]<ref>موسوعة الامام علی{{ع}}، ج۴، ص۲۱۴.</ref> اشاره کرد. به علاوه، اصولاً در دوران [[حاکمیت امام]] علی{{ع}}، تنها به این دلیل دو [[جنگ]] بزرگ و حساس [[صفین]] و [[جمل]] بر وی [[تحمیل]] شد که او ادامه استانداری [[معاویه]] بر [[شام]] را برنتافت<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۰ - ۲۵، ۳۳۲؛ ج۹، ص۲۴۱؛ ج۱۶، ص۱۶۰.</ref> و سهمخواهی طلحه و زبیر را [[بیعدالتی]]<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۲۲۹، ۳۰۸؛ ج۱۹، ص۱۴۷.</ref> واضح میشمرد. از همین رو، مفهوم «عدالت»، به ویژه «عدالت اجتماعی» با [[نام امام علی]]{{ع}} مرادف شده و وی در اندیشه و [[حیات]] [[جوامع اسلامی]]، حتی [[جوامع]] غیر [[اسلامی]]، به [[درستی]] «نمونه آرمانی» و مصداق اعلای [[عدالت]] در تمام [[تاریخ]] بشری شمرده شده است<ref>ر.ک: موسوعة الامام علی{{ع}}، ج۸، ص۳۹۵-۴۵۵.</ref>.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[جامعه آرمانی (مقاله)| مقاله «جامعه آرمانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۶]]، ص ۱۷۵.</ref> | موارد فراوانی از شدت و [[قاطعیت امام]] علی {{ع}} در اجرای [[موازین]] عدالت نقل شده است که از آن جمله میتوان به خاموش کردن چراغ [[بیت المال]] هنگام [[ملاقات]] [[طلحه]] و [[زبیر]] برای طرح خواستههای شخصی خویش<ref>ری شهری، محمد، موسوعة الامام علی {{ع}}، ج۴، ص۲۲۱.</ref>، خودداری از پرداخت سهم اضافی به [[عقیل]] ([[برادر]] خویش) از بیت المال<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۲۴۵.</ref>، [[توبیخ]] [[ابورافع]]، خزانهدار بیت المال، به سبب عاریه دادن گردنبند به دختر [[امام]]<ref>موسوعة الامام علی {{ع}}، ج۴، ص۲۱۴.</ref> اشاره کرد. به علاوه، اصولاً در دوران [[حاکمیت امام]] علی {{ع}}، تنها به این دلیل دو [[جنگ]] بزرگ و حساس [[صفین]] و [[جمل]] بر وی [[تحمیل]] شد که او ادامه استانداری [[معاویه]] بر [[شام]] را برنتافت<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۰ - ۲۵، ۳۳۲؛ ج۹، ص۲۴۱؛ ج۱۶، ص۱۶۰.</ref> و سهمخواهی طلحه و زبیر را [[بیعدالتی]]<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۲۲۹، ۳۰۸؛ ج۱۹، ص۱۴۷.</ref> واضح میشمرد. از همین رو، مفهوم «عدالت»، به ویژه «عدالت اجتماعی» با [[نام امام علی]] {{ع}} مرادف شده و وی در اندیشه و [[حیات]] [[جوامع اسلامی]]، حتی [[جوامع]] غیر [[اسلامی]]، به [[درستی]] «نمونه آرمانی» و مصداق اعلای [[عدالت]] در تمام [[تاریخ]] بشری شمرده شده است<ref>ر. ک: موسوعة الامام علی {{ع}}، ج۸، ص۳۹۵-۴۵۵.</ref>.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[جامعه آرمانی (مقاله)| مقاله «جامعه آرمانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۶]]، ص ۱۷۵.</ref> | ||
==[[عدالت]]== | == [[عدالت]] == | ||
اگر علی{{ع}} [[دادگرترین]] [[مردم]] باشد، جای [[شگفتی]] نیست، بلکه اگر دارای چنین ویژگیهای نبود شگفتآور بود. داستان علی در موضوع عدالت، از یادگارهای [[ارزشمندی]] است که [[مقام]] انسانیّت و [[روح انسانی]] را [[عزّت]] و [[سربلندی]] میبخشد. | اگر علی {{ع}} [[دادگرترین]] [[مردم]] باشد، جای [[شگفتی]] نیست، بلکه اگر دارای چنین ویژگیهای نبود شگفتآور بود. داستان علی در موضوع عدالت، از یادگارهای [[ارزشمندی]] است که [[مقام]] انسانیّت و [[روح انسانی]] را [[عزّت]] و [[سربلندی]] میبخشد. | ||
[[امام]]{{ع}} به هنگام [[محاکمه]] و یا [[اجرای عدالت]]، بین خود و [[توده]] مردم تفاوتی قائل نمیشد، بلکه برای [[آرامش روح]] خویش، در صورت [[لزوم]] میکوشید تا در مجلس محاکمه حضور یابد. | [[امام]] {{ع}} به هنگام [[محاکمه]] و یا [[اجرای عدالت]]، بین خود و [[توده]] مردم تفاوتی قائل نمیشد، بلکه برای [[آرامش روح]] خویش، در صورت [[لزوم]] میکوشید تا در مجلس محاکمه حضور یابد. | ||
در سادهترین [[کارها]] نیز عدالت در [[روح]] علی جاری بود، سفارشات و [[نامههای امام]] به [[فرمانداران]] و کارگزارانش، پیرامون یک محور یعنی عدالت، دور میزد. بههرحال عدالت در [[دل]] علی و پیروانش [[پیروز]] گردید، هرچند بر او و پیروانش [[جور]] و جفای فراوانی روا داشتند<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۲]] ص ۴۷.</ref>. | در سادهترین [[کارها]] نیز عدالت در [[روح]] علی جاری بود، سفارشات و [[نامههای امام]] به [[فرمانداران]] و کارگزارانش، پیرامون یک محور یعنی عدالت، دور میزد. بههرحال عدالت در [[دل]] علی و پیروانش [[پیروز]] گردید، هرچند بر او و پیروانش [[جور]] و جفای فراوانی روا داشتند<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۲]] ص ۴۷.</ref>. | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
این سخنان تند ولی صریح و آشکار درباره باز گرداندن اموال کسانی بود که عثمان به جمعی از بستگان و اصحابش بدون این که خدمتی به [[اسلام]] و مسلمین کرده باشند بخشیده بود. | این سخنان تند ولی صریح و آشکار درباره باز گرداندن اموال کسانی بود که عثمان به جمعی از بستگان و اصحابش بدون این که خدمتی به [[اسلام]] و مسلمین کرده باشند بخشیده بود. | ||
[[ابن ابی الحدید]] میگوید: [[امام]] پس از [[تصدی]] [[خلافت]] بلافاصله دستور داد تمام سلاحهایی که در [[خانه]] عثمان بود و بر [[ضد]] [[مسلمانان]] به کار رفته است، و شترهای [[زکات]] و تمام اموالی که او و اصحابش از بیت المال [[تصرف]] کرده بودند در هر کجا که باشد بگیرند و به بیت المال برگردانند... وقتی این خبر در «ایله» (یکی از مناطق [[شام]]) به [[عمرو بن عاص]] رسید (هنگامی که [[انقلابیون]] به عثمان [[حمله]] کردند [[عمر]] و عاص فرار کرد و به ایله گریخت) نامهای به [[معاویه]] نوشت و یادآور شد که هر [[فکری]] داری بکن؛ زیرا فرزند [[ابوطالب]] تمام ثروتی را که در این مدت تهیه کردهای از تو خواهد گرفت همان طوری که از [[عصا]] پوستش کنده میشود<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۱، ص۲۶۹.</ref>. آری علی{{ع}} از همان روزی که به [[مقام حکومت]] رسید عملاً دست به کار شد و [[عدالت اجتماعی]] را به [[اجرا]] درآورد<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۹۰.</ref>. | [[ابن ابی الحدید]] میگوید: [[امام]] پس از [[تصدی]] [[خلافت]] بلافاصله دستور داد تمام سلاحهایی که در [[خانه]] عثمان بود و بر [[ضد]] [[مسلمانان]] به کار رفته است، و شترهای [[زکات]] و تمام اموالی که او و اصحابش از بیت المال [[تصرف]] کرده بودند در هر کجا که باشد بگیرند و به بیت المال برگردانند... وقتی این خبر در «ایله» (یکی از مناطق [[شام]]) به [[عمرو بن عاص]] رسید (هنگامی که [[انقلابیون]] به عثمان [[حمله]] کردند [[عمر]] و عاص فرار کرد و به ایله گریخت) نامهای به [[معاویه]] نوشت و یادآور شد که هر [[فکری]] داری بکن؛ زیرا فرزند [[ابوطالب]] تمام ثروتی را که در این مدت تهیه کردهای از تو خواهد گرفت همان طوری که از [[عصا]] پوستش کنده میشود<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۱، ص۲۶۹.</ref>. آری علی {{ع}} از همان روزی که به [[مقام حکومت]] رسید عملاً دست به کار شد و [[عدالت اجتماعی]] را به [[اجرا]] درآورد<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۹۰.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||