نظام اخلاقی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ اوت ۲۰۲۲
جز
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
منظور از منابع در این فصل منابع [[معرفتی]] برای [[کشف]] گزاره‌های [[اخلاقی]] است که به دو بخش درونی و بیرونی تقسیم می‌گردد. منظور از منابع درونی [[حقایق]] وجود [[آدمی]] است که با توجه به آنها می‌توان بعضی از توصیه‌های اخلاقی را استخراج نمود و منظور از منابع بیرونی منابعی است که خارج از [[حقیقت]] [[انسانی]] است و می‌توان از آنها برای کشف گزاره‌های اخلاقی بهره برد.
منظور از منابع در این فصل منابع [[معرفتی]] برای [[کشف]] گزاره‌های [[اخلاقی]] است که به دو بخش درونی و بیرونی تقسیم می‌گردد. منظور از منابع درونی [[حقایق]] وجود [[آدمی]] است که با توجه به آنها می‌توان بعضی از توصیه‌های اخلاقی را استخراج نمود و منظور از منابع بیرونی منابعی است که خارج از [[حقیقت]] [[انسانی]] است و می‌توان از آنها برای کشف گزاره‌های اخلاقی بهره برد.
از جمله منابع درونی به [[عقل]]، [[قلب]]، [[فطرت]] می‌توان اشاره نمود و از منابع بیرونی به [[قرآن]] و [[سنت]] که عبارت از [[کلام]] و [[سیره پیامبر اکرم]] و [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} می‌باشد می‌توان اشاره نمود. [[حضرت امام خمینی]] در کتب و بیانات خود هنگام [[تشویق]] به [[تزکیه نفس]] و [[تخلق]] به [[اخلاق الهی]] به یکی از منابع یاد شده تکیه نموده‌اند که در ذیل به اختصار توضیحی راجع به هر کدام از منابع از بیانات ایشان ارائه می‌گردد.
از جمله منابع درونی به [[عقل]]، [[قلب]]، [[فطرت]] می‌توان اشاره نمود و از منابع بیرونی به [[قرآن]] و [[سنت]] که عبارت از [[کلام]] و [[سیره پیامبر اکرم]] و [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]] {{عم}} می‌باشد می‌توان اشاره نمود. [[حضرت امام خمینی]] در کتب و بیانات خود هنگام [[تشویق]] به [[تزکیه نفس]] و [[تخلق]] به [[اخلاق الهی]] به یکی از منابع یاد شده تکیه نموده‌اند که در ذیل به اختصار توضیحی راجع به هر کدام از منابع از بیانات ایشان ارائه می‌گردد.


==منابع درونی==
== منابع درونی ==
===فطرت===
=== فطرت ===
اهل لغت و [[تفسیر]] گویند «[[فطر]]» به معنای [[خلقت]] است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۹.</ref>. مقصود از فطرت‌الله که [[خدای تعالی]] [[مردم]] را بر آن منظور فرموده، حالت و هیئتی است که [[خلق]] را بر آن قرار داده که از لوازم وجود آنها و از چیزهایی است که در اصل خلقت، فطرت خمیرة آنها بر آن مخمر شده است و فطرت‌های [[الهی]] از الطافی است که خدای تعالی [[انسان]] را به آن اختصاص داده از بین جمیع [[مخلوقات]] و دیگر موجودات یا اصلاً دارای این گونه فطرت‌هایی که ذکر می‌شود، نیستند یا ناقص‌اند و [[حظ]] کمی از آن دارند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۹.</ref>. از ویژگی‌های [[امور فطری]] این است که شامل همه سلسله [[بشر]] از عالم و [[جاهل]]، سعید و [[شقی]]، [[متمدن]] و شهری با هر مذهبی و [[فرهنگی]] باشند خواهد شد و استثناء برنمی‌تابد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۹ و ۱۸۰؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۷۷.</ref>؛ لذا [[احکام فطرت]] از جمیع [[احکام]] بدیهیه، بدیهی‌تر است؛ زیرا که در تمام احکام عقلیه، حکمی که بدین مثابه باشد که احدی در آن [[اختلاف]] نکند و نکرده باشد نداریم<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۸۰.</ref>.
اهل لغت و [[تفسیر]] گویند «[[فطر]]» به معنای [[خلقت]] است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۹.</ref>. مقصود از فطرت‌الله که [[خدای تعالی]] [[مردم]] را بر آن منظور فرموده، حالت و هیئتی است که [[خلق]] را بر آن قرار داده که از لوازم وجود آنها و از چیزهایی است که در اصل خلقت، فطرت خمیرة آنها بر آن مخمر شده است و فطرت‌های [[الهی]] از الطافی است که خدای تعالی [[انسان]] را به آن اختصاص داده از بین جمیع [[مخلوقات]] و دیگر موجودات یا اصلاً دارای این گونه فطرت‌هایی که ذکر می‌شود، نیستند یا ناقص‌اند و [[حظ]] کمی از آن دارند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۹.</ref>. از ویژگی‌های [[امور فطری]] این است که شامل همه سلسله [[بشر]] از عالم و [[جاهل]]، سعید و [[شقی]]، [[متمدن]] و شهری با هر مذهبی و [[فرهنگی]] باشند خواهد شد و استثناء برنمی‌تابد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۹ و ۱۸۰؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۷۷.</ref>؛ لذا [[احکام فطرت]] از جمیع [[احکام]] بدیهیه، بدیهی‌تر است؛ زیرا که در تمام احکام عقلیه، حکمی که بدین مثابه باشد که احدی در آن [[اختلاف]] نکند و نکرده باشد نداریم<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۸۰.</ref>.
[[انسان]] در بدو [[خلقت]] دارای دو [[فطرت]] می‌باشد که یکی از آن دو اصلی و دیگری تبعی می‌باشد که این دو فطرت منشأ کمال و [[سعادت انسان]] است و دیگر [[فطریات]] از فروعات و تبعات این دو فطرت می‌باشند. منظور از فطرت اصلی [[عشق به کمال]] مطلق و خیر و [[سعادت]] مطلقه می‌باشد و منظور از فطرتی که جنبه تبعی و فرعیت دارد، فطرت [[تنفر]] از [[نقص]] و [[انزجار]] از [[شر]] و [[شقاوت]] است و این دو فطرت که عبارت باشد از فطرت مخمورة غیرمحجوبه فطرتی است که محکوم احکام [[طبیعت]] نشده و وجهه [[روحانیت]] و [[نورانیت]] آن باقی است و هرگاه فطرت محکوم احکام طبیعت و محجوب از روحانیت و عالم اصلی خود شد مبدأ جمیع [[شرور]] و منشأ جمیع شقاوت و بدبختی‌هاست<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۷۶ و ۷۷.</ref> که به آن فطرت محجوبه گفته می‌شود.
[[انسان]] در بدو [[خلقت]] دارای دو [[فطرت]] می‌باشد که یکی از آن دو اصلی و دیگری تبعی می‌باشد که این دو فطرت منشأ کمال و [[سعادت انسان]] است و دیگر [[فطریات]] از فروعات و تبعات این دو فطرت می‌باشند. منظور از فطرت اصلی [[عشق به کمال]] مطلق و خیر و [[سعادت]] مطلقه می‌باشد و منظور از فطرتی که جنبه تبعی و فرعیت دارد، فطرت [[تنفر]] از [[نقص]] و [[انزجار]] از [[شر]] و [[شقاوت]] است و این دو فطرت که عبارت باشد از فطرت مخمورة غیرمحجوبه فطرتی است که محکوم احکام [[طبیعت]] نشده و وجهه [[روحانیت]] و [[نورانیت]] آن باقی است و هرگاه فطرت محکوم احکام طبیعت و محجوب از روحانیت و عالم اصلی خود شد مبدأ جمیع [[شرور]] و منشأ جمیع شقاوت و بدبختی‌هاست<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۷۶ و ۷۷.</ref> که به آن فطرت محجوبه گفته می‌شود.
خط ۱۷: خط ۱۷:
و از آنجا که [[فطرت انسان]] توجه به [[کمال مطلق]] و نورانیت محض و خیر دارد و از نقص و شر تنفر دارد، هرچه از او صادر شود، در راه [[حق]] و [[حقیقت]] است و همه در راه وصول به خیر مطلق و [[جمال]] [[جمیل]] مطلق است، و خود این فطرت مبدأ و منشأ [[خیرات]] و سعادات است و خود خیر بلکه خیر است<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۸۲.</ref>. بنابراین اگر فطرت انسان مکدر به حجاب‌های [[دنیوی]] و طبیعت نگردد [[گرایش]] به [[فضایل اخلاقی]] که [[نور]] هستند خواهد داشت و از [[رذایل اخلاقی]] که شر و [[ظلمت]] هستند تنفر خواهد داشت و از این جهت یکی از مهم‌ترین منابع گرایش انسان به فضایل اخلاقی و تنفر از رذایل اخلاقی داشتن فطرتی سالم و غیرمحجوب می‌باشد. و برای [[تخلق]] به [[فضایل اخلاقی]] در مرحله اول لازم است با کنار گذاشتن [[معاصی]] و [[رذایل اخلاقی]] [[فطرت الهی]] را از حجاب‌های ظلمانی [[پاک]] گرداند تا درهای [[سعادت]] به روی [[انسان]] باز گردد و [[جاذبه]] [[الهی]] او را به سمت خود بکشاند<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۸۶.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۳۳۷.</ref>
و از آنجا که [[فطرت انسان]] توجه به [[کمال مطلق]] و نورانیت محض و خیر دارد و از نقص و شر تنفر دارد، هرچه از او صادر شود، در راه [[حق]] و [[حقیقت]] است و همه در راه وصول به خیر مطلق و [[جمال]] [[جمیل]] مطلق است، و خود این فطرت مبدأ و منشأ [[خیرات]] و سعادات است و خود خیر بلکه خیر است<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۸۲.</ref>. بنابراین اگر فطرت انسان مکدر به حجاب‌های [[دنیوی]] و طبیعت نگردد [[گرایش]] به [[فضایل اخلاقی]] که [[نور]] هستند خواهد داشت و از [[رذایل اخلاقی]] که شر و [[ظلمت]] هستند تنفر خواهد داشت و از این جهت یکی از مهم‌ترین منابع گرایش انسان به فضایل اخلاقی و تنفر از رذایل اخلاقی داشتن فطرتی سالم و غیرمحجوب می‌باشد. و برای [[تخلق]] به [[فضایل اخلاقی]] در مرحله اول لازم است با کنار گذاشتن [[معاصی]] و [[رذایل اخلاقی]] [[فطرت الهی]] را از حجاب‌های ظلمانی [[پاک]] گرداند تا درهای [[سعادت]] به روی [[انسان]] باز گردد و [[جاذبه]] [[الهی]] او را به سمت خود بکشاند<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۸۶.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۳۳۷.</ref>


===[[عقل]]===
=== [[عقل]] ===
انسان دارای چهار [[قوه]] می‌باشد که عبارت‌اند از [[قوه عاقله]] روحانیه، قوه غضبیة [[سبعیه]]، [[قوه شهویه]] بهیمیه و [[قوة]] واهمه شیطانیه؛ منظور از قوه عاقله، قوة روحانیه‌ای است که به حسب ذات، مجرد و به حسب [[فطرت]]، مایل به [[خیرات]] و [[کمالات]] و [[داعی]] به [[عدل]] و [[احسان]] است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۲۱.</ref>. با توجه به وجود این قوه، انسان [[قادر]] به [[تفکر]] و تمییز [[حق]] از [[باطل]] و خیر از [[شر]] می‌باشد و به عنوان [[حجت درونی]] در [[روایات]] از آن نام برده شده است، در مقابل [[حجت بیرونی]] که [[انبیاء الهی]] باشند. از این جهت یکی از منابعی که به وسیله آن می‌توان بین [[فضایل]] و رذایل اخلاقی تمییز داد قوه عاقله می‌باشد؛ لذا [[حضرت]] [[امام]] در نوشته‌ها و بیانات خود به تفکر در بسیاری از امور از جمله مسائل [[اخلاقی]] توصیه می‌نمودند که به مواردی در ذیل اشاره می‌گردد. «اگر انسان [[عاقل]] لحظه‌ای [[فکر]] کند می‌فهمد که مقصود از این بساط [[دنیوی]]، چیز دیگر است، و منظور از این [[خلقت]]، عالم بالاتر و بزرگ‌تری است و این [[حیات]] [[حیوانی]]، مقصود بالذات. نیست و انسان عاقل باید در فکر خودش باشد، و به حال [[بیچارگی]] خود رحم کند و با خود خطاب کند: ای نفس [[شقی]] که سال‌های دراز در [[شهوات]]، [[عمر]] خود را صرف کردی، و چیزی جز [[حسرت]] نصیب نشد، خوب است قدری به حال خود رحم کنی. از مالک‌الملوک [[حیا]] کنی، و قدری در راه مقصود اصلی قدم زنی، که آن موجب حیات همیشگی و سعادت دائمی است و سعادت همیشگی را مفروش به شهوات چند [[روزه]] فانی، که آن هم به دست نمی‌آید حتی با زحمت‌های [[طاقت]] فرسا نگردانی»<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۶.</ref>.
انسان دارای چهار [[قوه]] می‌باشد که عبارت‌اند از [[قوه عاقله]] روحانیه، قوه غضبیة [[سبعیه]]، [[قوه شهویه]] بهیمیه و [[قوة]] واهمه شیطانیه؛ منظور از قوه عاقله، قوة روحانیه‌ای است که به حسب ذات، مجرد و به حسب [[فطرت]]، مایل به [[خیرات]] و [[کمالات]] و [[داعی]] به [[عدل]] و [[احسان]] است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۲۱.</ref>. با توجه به وجود این قوه، انسان [[قادر]] به [[تفکر]] و تمییز [[حق]] از [[باطل]] و خیر از [[شر]] می‌باشد و به عنوان [[حجت درونی]] در [[روایات]] از آن نام برده شده است، در مقابل [[حجت بیرونی]] که [[انبیاء الهی]] باشند. از این جهت یکی از منابعی که به وسیله آن می‌توان بین [[فضایل]] و رذایل اخلاقی تمییز داد قوه عاقله می‌باشد؛ لذا [[حضرت]] [[امام]] در نوشته‌ها و بیانات خود به تفکر در بسیاری از امور از جمله مسائل [[اخلاقی]] توصیه می‌نمودند که به مواردی در ذیل اشاره می‌گردد. «اگر انسان [[عاقل]] لحظه‌ای [[فکر]] کند می‌فهمد که مقصود از این بساط [[دنیوی]]، چیز دیگر است، و منظور از این [[خلقت]]، عالم بالاتر و بزرگ‌تری است و این [[حیات]] [[حیوانی]]، مقصود بالذات. نیست و انسان عاقل باید در فکر خودش باشد، و به حال [[بیچارگی]] خود رحم کند و با خود خطاب کند: ای نفس [[شقی]] که سال‌های دراز در [[شهوات]]، [[عمر]] خود را صرف کردی، و چیزی جز [[حسرت]] نصیب نشد، خوب است قدری به حال خود رحم کنی. از مالک‌الملوک [[حیا]] کنی، و قدری در راه مقصود اصلی قدم زنی، که آن موجب حیات همیشگی و سعادت دائمی است و سعادت همیشگی را مفروش به شهوات چند [[روزه]] فانی، که آن هم به دست نمی‌آید حتی با زحمت‌های [[طاقت]] فرسا نگردانی»<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۶.</ref>.
[[حضرت امام خمینی]] [[تفکر]] را مفتاح ابواب [[معارف]] و کلیه خزاین [[کمالات]] و [[علوم]] و مقدمه لازمه حتمیة [[سلوک]] [[انسانیت]] می‌دانستند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۹۱.</ref>. از جمله اموری که تفکر در آن را لازم و ضروری می‌دانستند تفکر در احوال نفس است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۹۸.</ref>. تفکر [[انسان]] را از [[خواب غفلت]] بیدار می‌نماید زیرا که [[قلوب]] قبل از تفکر در [[غفلت]] مغمور و در [[خواب]] اندرند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۸۹.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۳۳۸.</ref>
[[حضرت امام خمینی]] [[تفکر]] را مفتاح ابواب [[معارف]] و کلیه خزاین [[کمالات]] و [[علوم]] و مقدمه لازمه حتمیة [[سلوک]] [[انسانیت]] می‌دانستند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۹۱.</ref>. از جمله اموری که تفکر در آن را لازم و ضروری می‌دانستند تفکر در احوال نفس است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۹۸.</ref>. تفکر [[انسان]] را از [[خواب غفلت]] بیدار می‌نماید زیرا که [[قلوب]] قبل از تفکر در [[غفلت]] مغمور و در [[خواب]] اندرند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۸۹.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۳۳۸.</ref>


==منابع بیرونی==
== منابع بیرونی ==
===[[قرآن]]===
=== [[قرآن]] ===
در بیانات و موعظه‌های [[اخلاقی]] [[حضرت]] [[امام]] به کرات [[شاهد]] استناد به [[آیات]] مختلف قرآن در خصوص مسائل اخلاقی می‌باشیم که جمع‌آوری تمام آیات مورد استناد، در این مجال ممکن نیست و لذا در این [[مقام]] دیدگاه ایشان نسبت به قرآن که می‌تواند به عنوان منبعی در [[نظام اخلاقی اسلام]] مورد توجه قرار گیرد، بیان می‌گردد. از دیدگاه ایشان قرآن کتابی است با مشخصات و ویژگی‌های ذیل که این ویژگی‌ها می‌تواند قرآن را به عنوان مهم‌ترین منبع برای [[رشد اخلاقی]] انسان مطرح نماید.
در بیانات و موعظه‌های [[اخلاقی]] [[حضرت]] [[امام]] به کرات [[شاهد]] استناد به [[آیات]] مختلف قرآن در خصوص مسائل اخلاقی می‌باشیم که جمع‌آوری تمام آیات مورد استناد، در این مجال ممکن نیست و لذا در این [[مقام]] دیدگاه ایشان نسبت به قرآن که می‌تواند به عنوان منبعی در [[نظام اخلاقی اسلام]] مورد توجه قرار گیرد، بیان می‌گردد. از دیدگاه ایشان قرآن کتابی است با مشخصات و ویژگی‌های ذیل که این ویژگی‌ها می‌تواند قرآن را به عنوان مهم‌ترین منبع برای [[رشد اخلاقی]] انسان مطرح نماید.
# [[هدف]] اساسی [[آیات الهی]] در [[قرآن کریم]] [[تهذیب]] [[نفوس]] و [[تطهیر]] [[بواطن]] از ارجاس [[طبیعت]] و تحصیل [[سعادت]] می‌باشد.
# [[هدف]] اساسی [[آیات الهی]] در [[قرآن کریم]] [[تهذیب]] [[نفوس]] و [[تطهیر]] [[بواطن]] از ارجاس [[طبیعت]] و تحصیل [[سعادت]] می‌باشد.
# قرآن صورت احدیت جمیع [[اسماء و صفات]] و معرف مقام [[مقدس]] [[حق]] به تمام [[شئون]] و تجلیات است و به عبارت دیگر این [[صحیفه]] نورانیه صورت «[[اسم اعظم]]» است، چنانچه [[انسان کامل]] نیز صورت اسم اعظم است<ref>امام خمینی، آداب نماز، ص۳۲۱.</ref>.
# قرآن صورت احدیت جمیع [[اسماء و صفات]] و معرف مقام [[مقدس]] [[حق]] به تمام [[شئون]] و تجلیات است و به عبارت دیگر این [[صحیفه]] نورانیه صورت «[[اسم اعظم]]» است، چنانچه [[انسان کامل]] نیز صورت اسم اعظم است<ref>امام خمینی، آداب نماز، ص۳۲۱.</ref>.
# [[کتاب هدایت]] و راهنمای سلوک انسانیت و مربی نفوس و شفای امراض قلبیه و نوربخش إلی [[الله]] است<ref>امام خمینی، آداب نماز، ص۱۸۴.</ref>.
# [[کتاب هدایت]] و راهنمای سلوک انسانیت و مربی نفوس و شفای امراض قلبیه و نوربخش إلی [[الله]] است<ref>امام خمینی، آداب نماز، ص۱۸۴.</ref>.
#با توجه به [[اختلاف]] [[انسان‌ها]] در [[روحیات]] و علائق، قرآن از روش‌های متفاوتی برای [[اصلاح]] و تهذیب نفوس استفاده نموده است<ref>امام خمینی، آداب نماز، ص۱۸۷.</ref>.
# با توجه به [[اختلاف]] [[انسان‌ها]] در [[روحیات]] و علائق، قرآن از روش‌های متفاوتی برای [[اصلاح]] و تهذیب نفوس استفاده نموده است<ref>امام خمینی، آداب نماز، ص۱۸۷.</ref>.
#کتاب قرآن کتاب [[معرفت]] و [[اخلاق]] و [[دعوت]] به سعادت و کمال است<ref>امام خمینی، آداب نماز، ص۱۹۳.</ref>. و تنها کتاب [[سلوک]] إلی‌الله و [[یکتا]] کتاب [[تهذیب]] [[نفوس]] و [[آداب و سنن]] الهیه و بزرگ‌ترین وسیله رابطه بین [[خالق]] و [[خلق]] می‌باشد<ref>امام خمینی، آداب نماز، ص۱۲۴.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۳۴۰.</ref>
# کتاب قرآن کتاب [[معرفت]] و [[اخلاق]] و [[دعوت]] به سعادت و کمال است<ref>امام خمینی، آداب نماز، ص۱۹۳.</ref>. و تنها کتاب [[سلوک]] إلی‌الله و [[یکتا]] کتاب [[تهذیب]] [[نفوس]] و [[آداب و سنن]] الهیه و بزرگ‌ترین وسیله رابطه بین [[خالق]] و [[خلق]] می‌باشد<ref>امام خمینی، آداب نماز، ص۱۲۴.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۳۴۰.</ref>


===[[سنت انبیاء]] و اولیای [[معصومین]]===
=== [[سنت انبیاء]] و اولیای [[معصومین]] ===
یکی دیگر از منابعی که [[حضرت]] [[امام]] بهره‌های فراوانی از آن برده و در بیان مطالب [[اخلاقی]] از آن استفاده نموده و در موعظه‌ها و بیان مطالب اخلاقی به آن ارجاع داده‌اند کلمات و [[سیره انبیاء]] و اولیای معصومین{{عم}} می‌باشد که در این مختصر به دیدگاه ایشان نسبت به [[سیره]] و کلمات [[انبیاء]] و اولیای معصومین از این جهت که می‌تواند به عنوان مهم‌ترین منبع [[سعادت]] و [[کمال انسانی]] مورد بهره‌برداری قرار گیرد اشاره می‌گردد.
یکی دیگر از منابعی که [[حضرت]] [[امام]] بهره‌های فراوانی از آن برده و در بیان مطالب [[اخلاقی]] از آن استفاده نموده و در موعظه‌ها و بیان مطالب اخلاقی به آن ارجاع داده‌اند کلمات و [[سیره انبیاء]] و اولیای معصومین {{عم}} می‌باشد که در این مختصر به دیدگاه ایشان نسبت به [[سیره]] و کلمات [[انبیاء]] و اولیای معصومین از این جهت که می‌تواند به عنوان مهم‌ترین منبع [[سعادت]] و [[کمال انسانی]] مورد بهره‌برداری قرار گیرد اشاره می‌گردد.
#آن بزرگواران از [[انوار]] غیبیة الهیه و مظاهر تامه و [[آیات]] باهرة جلال و جمال‌اند. و در [[سیر]] [[معنوی]] و [[سفر]] إلی‌الله به غایة القصوای فنای ذاتی و منتهی العروج {{متن قرآن|قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى}}<ref>«آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیک‌تر رسید» سوره نجم، آیه ۹.</ref> رسیده‌اند، گرچه صاحب [[مقام]] بالاصالة [[نبی]] ختمی است و دیگر سالکین در [[عروج]] تابع آن [[ذات مقدس]] هستند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۴۴.</ref>.
# آن بزرگواران از [[انوار]] غیبیة الهیه و مظاهر تامه و [[آیات]] باهرة جلال و جمال‌اند. و در [[سیر]] [[معنوی]] و [[سفر]] إلی‌الله به غایة القصوای فنای ذاتی و منتهی العروج {{متن قرآن|قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى}}<ref>«آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیک‌تر رسید» سوره نجم، آیه ۹.</ref> رسیده‌اند، گرچه صاحب [[مقام]] بالاصالة [[نبی]] ختمی است و دیگر سالکین در [[عروج]] تابع آن [[ذات مقدس]] هستند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۴۴.</ref>.
#عمده مقصد و مقصود انبیاء عظام، نشر [[توحید]] و [[معارف الهیه]] و قطع ریشه [[کفر]] و [[شرک]] و دوبینی و دوپرستی بوده و سر توحید و تجرید در جمیع [[عبادات]] قلبیه و قالبیه ساری و جاری است.
# عمده مقصد و مقصود انبیاء عظام، نشر [[توحید]] و [[معارف الهیه]] و قطع ریشه [[کفر]] و [[شرک]] و دوبینی و دوپرستی بوده و سر توحید و تجرید در جمیع [[عبادات]] قلبیه و قالبیه ساری و جاری است.
# انبیاء و اولیای معصومین اطبای نفوس و شفادهندگان [[قلوب]] و ارواح‌اند<ref>امام خمینی، آداب نماز، ص۱۵۳.</ref>.
# انبیاء و اولیای معصومین اطبای نفوس و شفادهندگان [[قلوب]] و ارواح‌اند<ref>امام خمینی، آداب نماز، ص۱۵۳.</ref>.
# [[ائمه]] [[برگزیده]] شدگان از سوی [[خداوند]] می‌باشند که با [[شناخت]] آنان [[خدای تعالی]] شناخته می‌شود، ظاهرشان آراسته به [[ولایت]] و باطن‌شان منور به [[نور]] [[نبوت]] و [[رسالت]]، راهنمایانی که با [[هدایت]] تکوینیه در [[نهان]] و با هدایت [[تشریعیه]] در آشکار و عیان [[راهنمایی]] می‌کنند<ref>امام خمینی، شرح دعای سحر، ص۳۱.</ref>.
# [[ائمه]] [[برگزیده]] شدگان از سوی [[خداوند]] می‌باشند که با [[شناخت]] آنان [[خدای تعالی]] شناخته می‌شود، ظاهرشان آراسته به [[ولایت]] و باطن‌شان منور به [[نور]] [[نبوت]] و [[رسالت]]، راهنمایانی که با [[هدایت]] تکوینیه در [[نهان]] و با هدایت [[تشریعیه]] در آشکار و عیان [[راهنمایی]] می‌کنند<ref>امام خمینی، شرح دعای سحر، ص۳۱.</ref>.
#در کتب [[روایی]] راجع به تهذیب [[باطن]] و [[اصلاح]] خلق و تعدیل خلق مطالب بسیار [[ارزشمندی]] وجود دارد که لازم است برای [[تهذیب نفس]] به آنها مراجعه شود<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۳۸۹.</ref>.
# در کتب [[روایی]] راجع به تهذیب [[باطن]] و [[اصلاح]] خلق و تعدیل خلق مطالب بسیار [[ارزشمندی]] وجود دارد که لازم است برای [[تهذیب نفس]] به آنها مراجعه شود<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۳۸۹.</ref>.
# [[رب]] [[انسان کامل]] که [[حضرت]] خاتم [[رسل]]{{صل}} است بر [[صراط مستقیم]] و حد [[اعتدال]] تام است و مربوب او نیز بر صراط مستقیم و اعتدال تمام است، منتهی رب تعالی بر [[سبیل]] [[استقلال]] و مربوب که [[پیامبر اکرم]] می‌باشد بر سبیل استضلال<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۴۸.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۳۴۱.</ref>
# [[رب]] [[انسان کامل]] که [[حضرت]] خاتم [[رسل]] {{صل}} است بر [[صراط مستقیم]] و حد [[اعتدال]] تام است و مربوب او نیز بر صراط مستقیم و اعتدال تمام است، منتهی رب تعالی بر [[سبیل]] [[استقلال]] و مربوب که [[پیامبر اکرم]] می‌باشد بر سبیل استضلال<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۴۸.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۳۴۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش