ولایت در لغت: تفاوت میان نسخهها
←معانی واژه
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
'''2- آمدن چیزی در پی چیز دیگر؛ بدون آنکه فاصلهای میان آن دو باشد''' <ref>{{عربی|الوَلْیُ: مِثْلُ فَلْسِ الْقُرْبُ... وَ قِیلَ (الْوَلْیُ) حُصُولُ الثَّانِی بَعْدَ الْأَوَّلِ مِنْ غَیْرِ فَصْل}}، فیومی، المصباح المنیر، ج۲، ص۶۷۲.</ref>. که میتوان از آن به «اتصال و پیوند دو شیء» تعبیر کرد. | '''2- آمدن چیزی در پی چیز دیگر؛ بدون آنکه فاصلهای میان آن دو باشد''' <ref>{{عربی|الوَلْیُ: مِثْلُ فَلْسِ الْقُرْبُ... وَ قِیلَ (الْوَلْیُ) حُصُولُ الثَّانِی بَعْدَ الْأَوَّلِ مِنْ غَیْرِ فَصْل}}، فیومی، المصباح المنیر، ج۲، ص۶۷۲.</ref>. که میتوان از آن به «اتصال و پیوند دو شیء» تعبیر کرد. | ||
علاوه بر این دو معنا، برای کلمه "ولی" اسم مصدر و مشتقات آن، معانی گوناگون دیگری در کتابهای لغت ذکر گردیده، بهگونهای که برخی این معانی را تا ٢۱ معنا نیز دانستهاند.<ref>تاج العروس، ج۲۰، ص۳۱۰، کلمه ولی.</ref> | علاوه بر این دو معنا، برای کلمه "ولی" اسم مصدر و مشتقات آن، معانی گوناگون دیگری در کتابهای لغت ذکر گردیده، بهگونهای که برخی این معانی را تا ٢۱ معنا نیز دانستهاند.<ref>تاج العروس، ج۲۰، ص۳۱۰، کلمه ولی.</ref>. از قبیل: تسلّط، [[قدرت]]، [[فرمانروایی]]، [[محبّت]] و [[دوستی]]، کمک و [[یاری]]، عهدهدار شدن کاری با [[مسئولیت]] و سمتی، [[حکم]]، [[سلطنت]]، [[پشتیبانی]]، [[زمامداری]]، [[سرپرستی]] و تصرّف در اشیا و امور [[انسانها]]<ref>اقرب الموارد، ج۵، (ل - ی)، ص۸۳۲-۸۳۳، ماده «ولی»، فرهنگ نوین، ص۸۱۵، ماده «ولی»؛ مجمع البحرین، ج۲، النهایة، ج۵، ماده «ولی»؛ المختار من صحاح اللغة، ص۵۸۴، مادّه «ولی».</ref>. | ||
هنگامی که این واژه در [[روابط انسانی]] و [[امور اجتماعی]] به کار میرود، بیانگر [[تدبیر]] و ولایت [[ولیّ]] بر مُوَلَّی علیه خود است. چنان که ابناثیر در النهایة، معنای اصلی ولایت را [[مقید]] به سه قید میکند که اگر با هم جمع نشوند، معنای ولایت محقق نمیگردد؛ آن سه شرط عبارتاند از: تدبیر، [[قدرت]] بر [[اعمال]] تدبیر و بالاخره فعلیت آن<ref>النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج۵، ص۲۲۷.</ref>. به همین دلیل است که ابنمنظور در لسان العرب معنای «[[الولی]]» را [[مدبر]] و [[متصرف]] در امور عالم معنا میکند و میگوید: {{عربی|الولی، المتولی الأمور العالم و الخلائق، القائم بها، و من أسمائه عزوجل الوالی؛ و هو مالک الأشیاء جمیعها التصرف فیها}}<ref>لسان العرب، ج۱۵، ص۴۰۷.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۴ ص ۴۳؛ [[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص ۴۲.</ref> | هنگامی که این واژه در [[روابط انسانی]] و [[امور اجتماعی]] به کار میرود، بیانگر [[تدبیر]] و ولایت [[ولیّ]] بر مُوَلَّی علیه خود است. چنان که ابناثیر در النهایة، معنای اصلی ولایت را [[مقید]] به سه قید میکند که اگر با هم جمع نشوند، معنای ولایت محقق نمیگردد؛ آن سه شرط عبارتاند از: تدبیر، [[قدرت]] بر [[اعمال]] تدبیر و بالاخره فعلیت آن<ref>النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج۵، ص۲۲۷.</ref>. به همین دلیل است که ابنمنظور در لسان العرب معنای «[[الولی]]» را [[مدبر]] و [[متصرف]] در امور عالم معنا میکند و میگوید: {{عربی|الولی، المتولی الأمور العالم و الخلائق، القائم بها، و من أسمائه عزوجل الوالی؛ و هو مالک الأشیاء جمیعها التصرف فیها}}<ref>لسان العرب، ج۱۵، ص۴۰۷.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۴ ص ۴۳؛ [[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص ۴۲.</ref> | ||