←امام حسین{{ع}} و مبارزه با حاکم جائر
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۹۰: | خط ۹۰: | ||
در [[تأیید]] بیان غزالی، روایتی از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} وارد شده است: “هرگاه [[مسلمانان]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] را ترک کنند و از خوبان خاندانم ([[ائمه]])[[پیروی]] نکنند [[خداوند]] [[اشرار]] و اوباش را بر آنان مسلط میکند. در این هنگام انسانهای خوب از برگزیدگان خود میخواهند، اما دعایشان [[مستجاب]] نمیشود”<ref>{{متن حدیث|وَ إِذَا لَمْ يَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ لَمْ يَنْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لَمْ يَتَّبِعُوا الْأَخْيَارَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ شِرَارَهُمْ فَيَدْعُوا خِيَارُهُمْ فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ}} (ابوالفتح کراجکی، معدن الجواهر، ص۶۶؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج۲، ص۴۲۰؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۳۳۴).</ref>. بنابراین کسانی که [[امر به معروف و نهی از منکر]] نکنند، سهم زیادی در به [[قدرت]] رسیدن [[ستمگران]] دارند<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۱۱۲.</ref>. | در [[تأیید]] بیان غزالی، روایتی از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} وارد شده است: “هرگاه [[مسلمانان]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] را ترک کنند و از خوبان خاندانم ([[ائمه]])[[پیروی]] نکنند [[خداوند]] [[اشرار]] و اوباش را بر آنان مسلط میکند. در این هنگام انسانهای خوب از برگزیدگان خود میخواهند، اما دعایشان [[مستجاب]] نمیشود”<ref>{{متن حدیث|وَ إِذَا لَمْ يَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ لَمْ يَنْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لَمْ يَتَّبِعُوا الْأَخْيَارَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ شِرَارَهُمْ فَيَدْعُوا خِيَارُهُمْ فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ}} (ابوالفتح کراجکی، معدن الجواهر، ص۶۶؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج۲، ص۴۲۰؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۳۳۴).</ref>. بنابراین کسانی که [[امر به معروف و نهی از منکر]] نکنند، سهم زیادی در به [[قدرت]] رسیدن [[ستمگران]] دارند<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۱۱۲.</ref>. | ||
== [[امام حسین]]{{ع}} و [[مبارزه]] با [[حاکم جائر]] == | ==== [[امام حسین]]{{ع}} و [[مبارزه]] با [[حاکم جائر]] ==== | ||
[[امام حسین]]{{ع}} در پاسخ یکی از [[کوفیان]] به نام [[قیس بن اشعث]] که گفت: با پسرعموهایت [[صلح]] کن و [[حکومت]] آنان را بپذیر، فرمود: همانند [[بندگان]] و افراد [[ذلیل]] [[تسلیم]] نخواهم شد<ref>{{متن حدیث|لَا أُعْطِيكُمْ بِيَدِي إِعْطَاءَ الذَّلِيلِ وَ لَا أُقِرُّ لَكُمْ إِقْرَارَ الْعَبِيدِ}} (ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۵، ص۷).</ref>. در جای دیگر، [[امام]] خطاب به [[مردم کوفه]] فرمود: “ما هرگز زیر بار [[ذلت]] نمیرویم. [[خداوند]] و [[رسول]] او و [[مؤمنان]] و نیاکان [[وارسته]] و دامنهای [[پاک]] و بزرگان [[غیرتمند]] و انسانهای بزرگوار آن را برای ما نمیپسندند که [[پیروی]] از [[فرومایگان]] بر [[قتلگاه]] افراد بزرگوار و باکرامت ترجیح داده شود”<ref>{{متن حدیث|هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ أَبَى اللَّهُ ذَلِكَ لَنَا وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَهُرَتْ وَ جُدُودٌ طَابَتْ أَنْ يُؤْثَرَ طَاعَةُ اللِّئَامِ عَلَى مَصَارِعِ الْكِرَامِ أَلَا وَ إِنِّي زَاحِفٌ بِهَذِهِ الْأُسْرَةِ عَلَى قِلَّةِ الْعَدَدِ وَ كَثْرَةِ الْعَدُوِّ }} (ابننما حلی، مثیر الأحزان ص۵۴؛ سیدعلی بن موسی بن طاووس، اللهوف، ص۹۷؛ ابومنصور احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۳۰۰).</ref>. | [[امام حسین]]{{ع}} در پاسخ یکی از [[کوفیان]] به نام [[قیس بن اشعث]] که گفت: با پسرعموهایت [[صلح]] کن و [[حکومت]] آنان را بپذیر، فرمود: همانند [[بندگان]] و افراد [[ذلیل]] [[تسلیم]] نخواهم شد<ref>{{متن حدیث|لَا أُعْطِيكُمْ بِيَدِي إِعْطَاءَ الذَّلِيلِ وَ لَا أُقِرُّ لَكُمْ إِقْرَارَ الْعَبِيدِ}} (ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۵، ص۷).</ref>. در جای دیگر، [[امام]] خطاب به [[مردم کوفه]] فرمود: “ما هرگز زیر بار [[ذلت]] نمیرویم. [[خداوند]] و [[رسول]] او و [[مؤمنان]] و نیاکان [[وارسته]] و دامنهای [[پاک]] و بزرگان [[غیرتمند]] و انسانهای بزرگوار آن را برای ما نمیپسندند که [[پیروی]] از [[فرومایگان]] بر [[قتلگاه]] افراد بزرگوار و باکرامت ترجیح داده شود”<ref>{{متن حدیث|هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ أَبَى اللَّهُ ذَلِكَ لَنَا وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَهُرَتْ وَ جُدُودٌ طَابَتْ أَنْ يُؤْثَرَ طَاعَةُ اللِّئَامِ عَلَى مَصَارِعِ الْكِرَامِ أَلَا وَ إِنِّي زَاحِفٌ بِهَذِهِ الْأُسْرَةِ عَلَى قِلَّةِ الْعَدَدِ وَ كَثْرَةِ الْعَدُوِّ }} (ابننما حلی، مثیر الأحزان ص۵۴؛ سیدعلی بن موسی بن طاووس، اللهوف، ص۹۷؛ ابومنصور احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۳۰۰).</ref>. | ||
| خط ۹۹: | خط ۹۹: | ||
ابنحزم میگوید: [[قیام]] [[یزید بن معاویه]] فقط به غرض [[دنیا]] بود. بنابراین تأویلپذیر نیست و [[بغی]] مجرد است<ref>ر.ک: ابو محمد علی بن احمد بن سعید بن حزم الأندلسی القرطبی الظاهری، المحلی بالآثار، ج۱۱، ص۳۳۵.</ref>. شوکانی نیز میگوید: “برخی از [[اهل]] [[علم]] [[افراط]] ورزیده و [[حکم]] کردهاند که [[حسین]] [[سبط]] [[باغی]] بر شرابخوار همیشه مست، و هتککننده [[حرمت]] [[شریعت]] مطهره، [[یزید بن معاویه]] بود. شگفتا از سخنانی که از شنیدن آن موی بر [[بدن]] سیخ و هر صخرهای متلاشی میشود!” <ref>محمد بن علی بن محمد بن الشوکانی، نیل الاوطار من احادیث سید الاخبار شرح منتقی الأخبار، ج۷، تعلیقات سیرة لمحمد منیر الدمشقی، ص۱۴۷.</ref> ابنعقیل و ابنجوزی به [[دلیل]] [[قیام]] [[حسین]] علیه [[یزید]] برای [[اقامه حق]]، خروج بر [[امام]] غیرعادل را جایز دانستهاند. ابنجوزی در کتاب خود السر المصون بیان کرده است: از جمله [[اعتقادات]] عامیانهای که بر جماعتی از علمای منسوب به [[اهل سنت]] [[غلبه]] نموده، این است که میگویند: [[یزید]] بر جاده صواب بود و [[حسین]] در خروج بر ضد او [[اشتباه]] کرد. اگر در کتابهای [[سیره]] نظر میکردند، میدانستند که چگونه با او [[بیعت]] کردند و [[مردم]] بر آن ملزم شدند؛ [[یزید]] در این کار، هر گونه فعل قبیحی با [[مردم]] انجام داد. حتی اگر [[خلافت]] [[یزید]] را بپذیریم، کارهای ناشایستی که انجام داد – از قبیل [[غارت]] [[مدینه]]، کوبیدن [[کعبه]] با منجنیق، [[قتل]] [[حسین]] و [[خاندان]] او، زدن با [[نی]] بر دندانهای [[حسین]] و حمل سر او بر روی چوب - هر یک میتوانست موجب فسخ [[عقد]] [[بیعت]] او شود<ref>به نقل از: [[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، مبانی نظری حکومت اسلامی (بررسی فقهی تطبیقی)، ترجمه محمد سپهری، ص۳۳۱.</ref>.<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۱۱۸.</ref> | ابنحزم میگوید: [[قیام]] [[یزید بن معاویه]] فقط به غرض [[دنیا]] بود. بنابراین تأویلپذیر نیست و [[بغی]] مجرد است<ref>ر.ک: ابو محمد علی بن احمد بن سعید بن حزم الأندلسی القرطبی الظاهری، المحلی بالآثار، ج۱۱، ص۳۳۵.</ref>. شوکانی نیز میگوید: “برخی از [[اهل]] [[علم]] [[افراط]] ورزیده و [[حکم]] کردهاند که [[حسین]] [[سبط]] [[باغی]] بر شرابخوار همیشه مست، و هتککننده [[حرمت]] [[شریعت]] مطهره، [[یزید بن معاویه]] بود. شگفتا از سخنانی که از شنیدن آن موی بر [[بدن]] سیخ و هر صخرهای متلاشی میشود!” <ref>محمد بن علی بن محمد بن الشوکانی، نیل الاوطار من احادیث سید الاخبار شرح منتقی الأخبار، ج۷، تعلیقات سیرة لمحمد منیر الدمشقی، ص۱۴۷.</ref> ابنعقیل و ابنجوزی به [[دلیل]] [[قیام]] [[حسین]] علیه [[یزید]] برای [[اقامه حق]]، خروج بر [[امام]] غیرعادل را جایز دانستهاند. ابنجوزی در کتاب خود السر المصون بیان کرده است: از جمله [[اعتقادات]] عامیانهای که بر جماعتی از علمای منسوب به [[اهل سنت]] [[غلبه]] نموده، این است که میگویند: [[یزید]] بر جاده صواب بود و [[حسین]] در خروج بر ضد او [[اشتباه]] کرد. اگر در کتابهای [[سیره]] نظر میکردند، میدانستند که چگونه با او [[بیعت]] کردند و [[مردم]] بر آن ملزم شدند؛ [[یزید]] در این کار، هر گونه فعل قبیحی با [[مردم]] انجام داد. حتی اگر [[خلافت]] [[یزید]] را بپذیریم، کارهای ناشایستی که انجام داد – از قبیل [[غارت]] [[مدینه]]، کوبیدن [[کعبه]] با منجنیق، [[قتل]] [[حسین]] و [[خاندان]] او، زدن با [[نی]] بر دندانهای [[حسین]] و حمل سر او بر روی چوب - هر یک میتوانست موجب فسخ [[عقد]] [[بیعت]] او شود<ref>به نقل از: [[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، مبانی نظری حکومت اسلامی (بررسی فقهی تطبیقی)، ترجمه محمد سپهری، ص۳۳۱.</ref>.<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۱۱۸.</ref> | ||
==== [[امام عصر]] و [[مبارزه]] با [[حاکم جائر]] ==== | |||
یکی از ویژگیهای مؤمنان بنابر [[آیه]] {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا... يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا}}<ref>«خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند وعده داده است... (آنان) مرا میپرستند و چیزی را شریک من نمیگردانند» سوره نور، آیه ۵۵.</ref>[[شرک]] نورزیدن به خداست. [[طبرسی]] ذیل این [[آیه]] مینویسد: “... [[امام چهارم]] این [[آیه]] را خواند و فرمود: بر اساس روایاتی که در ذیل این [[آیه شریفه]] وارد شده است، به [[خدا]] آنها [[شیعیان]] ما هستند که [[خداوند]] به [[دست]] مردی از ما که [[مهدی این امت]] است، این وعدهها را درباره آنها انجام میدهد”<ref>{{متن حدیث|المروی عن اهل البیت{{عم}} أنها فی المهدی من آل محمد{{صل}} وَ رَوَى الْعَيَّاشِيُّ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ{{ع}} أَنَّهُ قَرَأَ هَذِهِ الْآيَةَ وَ قَالَ هُمْ وَ اللَّهِ شِيعَتُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ يَفْعَلُ اللَّهُ ذَلِكَ بِهِمْ عَلَى يَدَيْ رَجُلٍ مِنَّا وَ هُوَ مَهْدِيُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ الَّذِي قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فِيهِ لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّى يَأْتِيَ رَجُلٌ مِنْ عِتْرَتِي اسْمُهُ اسْمِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً وَ قَالَ وَ رَوَى مِثْلَ ذَلِكَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}}}. (امین الاسلام ابی علی الفضل بن الحسن الطبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه جمعی از مترجمان، ج۷، ص۲۴۰).</ref>. بر پایه بخششهای پایانی [[دعای افتتاح]]<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ الدَّاعِيَ إِلَى كِتَابِكَ وَ الْقَائِمَ بِدِينِكَ... لَا يُشْرِكُ بِكَ شَيْئاً}} (ر.ک: سیدعلی بن موسی بن طاووس، إقبال الاعمال، ص۶۰؛ ابیجعفر محمد بن حسن طوسی، مصباح المتهجد، ص۵۸۰).</ref>. مقصود از شاخص [[مؤمن]] در این [[آیه]]، [[حضرت مهدی موعود]]{{ع}} است، یا دستکم یکی از مصادیق بارز آن، [[حضرت حجت]] به شمار میرود. همچنین مراد از [[شرک]] بالله، که دامن ولیاش را از آن مبرّا دانسته است، [[پذیرش بیعت]] و [[اطاعت]] [[حاکمان جائر]] است؛ چنانکه به فرموده خود [[حضرت]]<ref>{{عربی|لیس فی عنقی بیعه طاغیه زمانی}} کلینی از اسحاق بن یعقوب نقل کرده که محمد بن عثمان از ناحیه مقدسه وارد کرده است: {{متن حدیث|... إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنْ آبَائِي إِلَّا وَ قَدْ وَقَعَتْ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطَاغِيَةِ زَمَانِهِ وَ إِنِّي أَخْرُجُ حِينَ أَخْرُجُ وَ لَا بَيْعَةَ لِأَحَدٍ مِنَ الطَّوَاغِيتِ فِي عُنُقِي}} (ر.ک: ابومنصور، احمد بن علی طبرسی، الإحتجاج، ج۲، ص۴۷۰؛ قطبالدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۳، ص۱۱۱۳؛ ابیجعفر محمد بن حسن طوسی، الغیبة، ص۲۹۰).</ref>، [[بیعت]] [[حاکمان جور]] بر [[ذمه]] ایشان نیست<ref>ر.ک: میرزا محمد حسین نایینی، تنبیه الامه و تنزیه المله، تصحیح و تحقیق سیدجواد ورعی، ص۵۶-۵۷.</ref>. | یکی از ویژگیهای مؤمنان بنابر [[آیه]] {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا... يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا}}<ref>«خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند وعده داده است... (آنان) مرا میپرستند و چیزی را شریک من نمیگردانند» سوره نور، آیه ۵۵.</ref>[[شرک]] نورزیدن به خداست. [[طبرسی]] ذیل این [[آیه]] مینویسد: “... [[امام چهارم]] این [[آیه]] را خواند و فرمود: بر اساس روایاتی که در ذیل این [[آیه شریفه]] وارد شده است، به [[خدا]] آنها [[شیعیان]] ما هستند که [[خداوند]] به [[دست]] مردی از ما که [[مهدی این امت]] است، این وعدهها را درباره آنها انجام میدهد”<ref>{{متن حدیث|المروی عن اهل البیت{{عم}} أنها فی المهدی من آل محمد{{صل}} وَ رَوَى الْعَيَّاشِيُّ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ{{ع}} أَنَّهُ قَرَأَ هَذِهِ الْآيَةَ وَ قَالَ هُمْ وَ اللَّهِ شِيعَتُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ يَفْعَلُ اللَّهُ ذَلِكَ بِهِمْ عَلَى يَدَيْ رَجُلٍ مِنَّا وَ هُوَ مَهْدِيُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ الَّذِي قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فِيهِ لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّى يَأْتِيَ رَجُلٌ مِنْ عِتْرَتِي اسْمُهُ اسْمِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً وَ قَالَ وَ رَوَى مِثْلَ ذَلِكَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}}}. (امین الاسلام ابی علی الفضل بن الحسن الطبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه جمعی از مترجمان، ج۷، ص۲۴۰).</ref>. بر پایه بخششهای پایانی [[دعای افتتاح]]<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ الدَّاعِيَ إِلَى كِتَابِكَ وَ الْقَائِمَ بِدِينِكَ... لَا يُشْرِكُ بِكَ شَيْئاً}} (ر.ک: سیدعلی بن موسی بن طاووس، إقبال الاعمال، ص۶۰؛ ابیجعفر محمد بن حسن طوسی، مصباح المتهجد، ص۵۸۰).</ref>. مقصود از شاخص [[مؤمن]] در این [[آیه]]، [[حضرت مهدی موعود]]{{ع}} است، یا دستکم یکی از مصادیق بارز آن، [[حضرت حجت]] به شمار میرود. همچنین مراد از [[شرک]] بالله، که دامن ولیاش را از آن مبرّا دانسته است، [[پذیرش بیعت]] و [[اطاعت]] [[حاکمان جائر]] است؛ چنانکه به فرموده خود [[حضرت]]<ref>{{عربی|لیس فی عنقی بیعه طاغیه زمانی}} کلینی از اسحاق بن یعقوب نقل کرده که محمد بن عثمان از ناحیه مقدسه وارد کرده است: {{متن حدیث|... إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنْ آبَائِي إِلَّا وَ قَدْ وَقَعَتْ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطَاغِيَةِ زَمَانِهِ وَ إِنِّي أَخْرُجُ حِينَ أَخْرُجُ وَ لَا بَيْعَةَ لِأَحَدٍ مِنَ الطَّوَاغِيتِ فِي عُنُقِي}} (ر.ک: ابومنصور، احمد بن علی طبرسی، الإحتجاج، ج۲، ص۴۷۰؛ قطبالدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۳، ص۱۱۱۳؛ ابیجعفر محمد بن حسن طوسی، الغیبة، ص۲۹۰).</ref>، [[بیعت]] [[حاکمان جور]] بر [[ذمه]] ایشان نیست<ref>ر.ک: میرزا محمد حسین نایینی، تنبیه الامه و تنزیه المله، تصحیح و تحقیق سیدجواد ورعی، ص۵۶-۵۷.</ref>. | ||