←ولایت در فقه نظام سیاسی
برچسب: برگرداندهشده |
برچسب: برگرداندهشده |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}}<ref>«حکومت و پادشاهی آسمانها و زمین تنها از آنِ خداست؛ زنده میکند و میمیراند؛ و جز خدا، سرپرست و یاوری ندارید» سوره توبه، آیه ۱۱۶.</ref>. | {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}}<ref>«حکومت و پادشاهی آسمانها و زمین تنها از آنِ خداست؛ زنده میکند و میمیراند؛ و جز خدا، سرپرست و یاوری ندارید» سوره توبه، آیه ۱۱۶.</ref>. | ||
در این آیه نیز تکرر نفی در {{متن قرآن|وَلِيٍّ}} و {{متن قرآن|نَصِيرٍ}}، صریح در تعدد معنای این دو واژه است از یکسو، و صدر آیه که {{متن قرآن|لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}} است، قرینه روشنی بر اراده معنای | در این [[آیه]] نیز تکرر [[نفی]] در {{متن قرآن|وَلِيٍّ}} و {{متن قرآن|نَصِيرٍ}}، صریح در تعدد معنای این دو واژه است از یکسو، و صدر [[آیه]] که {{متن قرآن|لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}} است، قرینه روشنی بر [[اراده]] معنای «[[مَلِک]] و [[سلطان]] و [[صاحب اختیار]] و مالک [[تصرف]]» از واژه {{متن قرآن|وَلِيٍّ}} از سوی دیگر است. | ||
'''نمونه سوم:''' | '''نمونه سوم:''' | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
تا آنجا که میگوید: {{عربی|ووَلِيَ الشيءَ، وعليه وِلايَةً وَوَلايَةً، أَو هي [أي بالفتح] المَصْدَرُ، وبالكسر: الخُطَّةُ، والإِمارَةُ، والسُّلطانُ. وأوْلَيْتُه الأمْرَ: وَلَّيْتُه إياهُ. والوَلاءُ: المِلْكُ...}}<ref>القاموس المحیط، ج۴، ذیل ماده «ولی».</ref>؛ | تا آنجا که میگوید: {{عربی|ووَلِيَ الشيءَ، وعليه وِلايَةً وَوَلايَةً، أَو هي [أي بالفتح] المَصْدَرُ، وبالكسر: الخُطَّةُ، والإِمارَةُ، والسُّلطانُ. وأوْلَيْتُه الأمْرَ: وَلَّيْتُه إياهُ. والوَلاءُ: المِلْكُ...}}<ref>القاموس المحیط، ج۴، ذیل ماده «ولی».</ref>؛ | ||
{{عربی|ووَلِيَ الشيءَ، وعليه وِلايَةً وَوَلايَةً}}، یا ولایت (به فتح واو) مصدر است و به کسر واو به معنای کشور و امارت و سلطنت است، {{عربی|وأوْلَيْتُه الأمْرَ}} به معنای {{عربی|وَلَّيْتُه إياهُ}} است و {{عربی|الوَلاءُ}} به معنای مالکیت است... . | {{عربی|ووَلِيَ الشيءَ، وعليه وِلايَةً وَوَلايَةً}}، یا ولایت (به فتح واو) مصدر است و به کسر واو به معنای کشور و امارت و سلطنت است، {{عربی|وأوْلَيْتُه الأمْرَ}} به معنای {{عربی|وَلَّيْتُه إياهُ}} است و {{عربی|الوَلاءُ}} به معنای مالکیت است... . | ||
فیومی در مصباح المنیر میگوید: | فیومی در مصباح المنیر میگوید: | ||
{{عربی|وَالْوَلِيُّ: فَعِيلٌ بِمَعْنَى فَاعِلٍ، مِنْ وَلِيَهُ إذَا قَامَ بِهِ وَمِنْهُ {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا}}<ref>«خداوند سرور مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۲۵۷.</ref> وَالْجَمْعُ: أَوْلِيَاءُ. قَالَ ابْنُ فَارِسٍ: وَكُلُّ مَنْ وَلِيَ أَمْرَ أَحَدٍ فَهُوَ وَلِيُّهُ}}<ref>المصباح المنیر، ج۲، ص۶۷۲.</ref>؛ ولیّ بر وزن فعیل به معنای فاعل است که از ریشه «وَلِیهُ» است که به معنای انجامدهنده و به عهده گیرنده است و به همین معناست {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا}} جمع آن: اولیا است، ابن فارس گفته: به هرکس گفته شود {{عربی|وَلِيَ أَمْرَ أَحَدٍ}} به معنای آن است که ولیّ اوست. | {{عربی|وَالْوَلِيُّ: فَعِيلٌ بِمَعْنَى فَاعِلٍ، مِنْ وَلِيَهُ إذَا قَامَ بِهِ وَمِنْهُ {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا}}<ref>«خداوند سرور مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۲۵۷.</ref> وَالْجَمْعُ: أَوْلِيَاءُ. قَالَ ابْنُ فَارِسٍ: وَكُلُّ مَنْ وَلِيَ أَمْرَ أَحَدٍ فَهُوَ وَلِيُّهُ}}<ref>المصباح المنیر، ج۲، ص۶۷۲.</ref>؛ ولیّ بر وزن فعیل به معنای فاعل است که از ریشه «وَلِیهُ» است که به معنای انجامدهنده و به عهده گیرنده است و به همین معناست {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا}} جمع آن: اولیا است، ابن فارس گفته: به هرکس گفته شود {{عربی|وَلِيَ أَمْرَ أَحَدٍ}} به معنای آن است که ولیّ اوست. | ||
راغب اصفهانی در مفردات میگوید: | راغب اصفهانی در مفردات میگوید: | ||
{{عربی|و الْوَلَايَةُ: النُّصْرةُ، و الْوِلَايَةُ: تَوَلِّي الأمرِ، و قيل: الْوِلَايَةُ و الْوَلَايَةُ نحو: الدِّلَالة و الدَّلَالة، و حقيقته: تَوَلِّي الأمرِ}}<ref>المفردات، ذیل ماده «ولی».</ref>؛ ولایت به معنای نصرت است و ولایت به معنای عهدهدار شدن امر است و گفتهاند وِلایت و وَلایت؛ نظیر: دِلالت و دَلالت است و حقیقت آن: عهدهدار شدن و تصدی امر است. | {{عربی|و الْوَلَايَةُ: النُّصْرةُ، و الْوِلَايَةُ: تَوَلِّي الأمرِ، و قيل: الْوِلَايَةُ و الْوَلَايَةُ نحو: الدِّلَالة و الدَّلَالة، و حقيقته: تَوَلِّي الأمرِ}}<ref>المفردات، ذیل ماده «ولی».</ref>؛ ولایت به معنای نصرت است و ولایت به معنای عهدهدار شدن امر است و گفتهاند وِلایت و وَلایت؛ نظیر: دِلالت و دَلالت است و حقیقت آن: عهدهدار شدن و تصدی امر است. | ||
همانگونه که در کلمات اهل لغت و نیز برخی از آیات قرآن ملاحظه شد، بیشترین کاربری واژگان «ولایت» و «ولیّ» و «مولا» در زبان عرب در دو معنای نصرت و مُلک است، لکن در قرآن کریم کاربری این واژگان در حق خدای متعال، به معنای دوم؛ یعنی صاحب اختیار بودن و صاحب مُلک و سلطنت بودن است. | همانگونه که در کلمات اهل لغت و نیز برخی از آیات قرآن ملاحظه شد، بیشترین کاربری واژگان «ولایت» و «ولیّ» و «مولا» در زبان عرب در دو معنای نصرت و مُلک است، لکن در قرآن کریم کاربری این واژگان در حق خدای متعال، به معنای دوم؛ یعنی صاحب اختیار بودن و صاحب مُلک و سلطنت بودن است. | ||
در اینجا لازم است به تعدادی از آیات قرآن کریم که در آنها واژه «ولایت» یا مشتقات آن در شأن خدای متعال به کار رفته و قرائن قطعی دلالت آن را بر اراده معنای مُلک و سلطنت و اختیارداری تأیید و تأکید میکند، اشاره کنیم. در این آیات نیز ولایت به معنای مُلک و سلطنت منحصراً از آنِ خدای متعال دانسته شده است. | در اینجا لازم است به تعدادی از آیات قرآن کریم که در آنها واژه «ولایت» یا مشتقات آن در شأن خدای متعال به کار رفته و قرائن قطعی دلالت آن را بر اراده معنای مُلک و سلطنت و اختیارداری تأیید و تأکید میکند، اشاره کنیم. در این آیات نیز ولایت به معنای مُلک و سلطنت منحصراً از آنِ خدای متعال دانسته شده است. | ||
آیه نخست: | |||
'''آیه نخست:''' | |||
{{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«خداوند، ولیّ و سرپرست کسانی است که ایمان آوردهاند؛ آنها را از ظلمتها خارج ساخته، به سوی نور میبرد. ولی کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نور خارج ساخته، به سوی ظلمتها میبرند؛ آنها اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند بود» سوره بقره، آیه ۲۵۷.</ref>. | {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«خداوند، ولیّ و سرپرست کسانی است که ایمان آوردهاند؛ آنها را از ظلمتها خارج ساخته، به سوی نور میبرد. ولی کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نور خارج ساخته، به سوی ظلمتها میبرند؛ آنها اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند بود» سوره بقره، آیه ۲۵۷.</ref>. | ||
در این آیه «ولیّ» به معنای صاحب اختیار و مَلِک و متصرف و قائم به امر است. قرائن و شواهد متعددی بر اراده این معنا از کلمه «ولیّ» در آیه مذکور دلالت میکنند. | در این آیه «ولیّ» به معنای صاحب اختیار و مَلِک و متصرف و قائم به امر است. قرائن و شواهد متعددی بر اراده این معنا از کلمه «ولیّ» در آیه مذکور دلالت میکنند. | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۶: | ||
در جمله {{متن قرآن|فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى}}<ref>«پس کسی که به طاغوت [= فرمانروایی جز خداوند] کافر شود و به خدا ایمان آورد، به محکمترین دستگیره چنگ زده است» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> اشاره به وصف و حال کسانی است که پس از تبیین حاکمیت حقه الهی و تمییز آن از حاکمیت باطل مدعیان دروغین رهبری و حاکمیت در جامعه بشر، دست رد به سینه نامحرمان زده و از گردن نهادن به حاکمیت طاغوت امتناع ورزیده و به حاکمیت خداوند متعال ایمان آورده و در برابر فرمان او سر تسلیم فرود آوردهاند. این آیه فرمانبران امر و نهی الهی و سرسپردگان به حاکمیت مطلق خدا را با جمله {{متن قرآن|فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى}} توصیف نموده است. | در جمله {{متن قرآن|فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى}}<ref>«پس کسی که به طاغوت [= فرمانروایی جز خداوند] کافر شود و به خدا ایمان آورد، به محکمترین دستگیره چنگ زده است» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> اشاره به وصف و حال کسانی است که پس از تبیین حاکمیت حقه الهی و تمییز آن از حاکمیت باطل مدعیان دروغین رهبری و حاکمیت در جامعه بشر، دست رد به سینه نامحرمان زده و از گردن نهادن به حاکمیت طاغوت امتناع ورزیده و به حاکمیت خداوند متعال ایمان آورده و در برابر فرمان او سر تسلیم فرود آوردهاند. این آیه فرمانبران امر و نهی الهی و سرسپردگان به حاکمیت مطلق خدا را با جمله {{متن قرآن|فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى}} توصیف نموده است. | ||
در جمله بعد از {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا}} میفرماید: {{متن قرآن|يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ}} اخراج از ظلمات به نور، همان اخراج از ظلمات به نوری است که در یکجا قرآن کریم را وسیله و سبب آن معرفی کرده است: {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«از طرف خدا، نور و کتاب روشنگری به سوی شما آمد * خداوند به برکت آن، کسانی را که از رضای او پیروی کنند، به راههای سلامت و امنیت، هدایت میکند؛ و به فرمانش، آنان را از ظلمتها خارج ساخته به سوی نور میبرد؛ و آنها را به سوی راه راست، هدایت مینماید» سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶.</ref>. | در جمله بعد از {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا}} میفرماید: {{متن قرآن|يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ}} اخراج از ظلمات به نور، همان اخراج از ظلمات به نوری است که در یکجا قرآن کریم را وسیله و سبب آن معرفی کرده است: {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«از طرف خدا، نور و کتاب روشنگری به سوی شما آمد * خداوند به برکت آن، کسانی را که از رضای او پیروی کنند، به راههای سلامت و امنیت، هدایت میکند؛ و به فرمانش، آنان را از ظلمتها خارج ساخته به سوی نور میبرد؛ و آنها را به سوی راه راست، هدایت مینماید» سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶.</ref>. | ||
و در جایی دیگر رسول اکرم{{صل}} را سبب آن معرفی نموده است: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ}}<ref>«الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستادهایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگیها به سوی روشنایی برون آوری» سوره ابراهیم، آیه ۱.</ref> این کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکیها [ی شرک و ظلم و جهل] به سوی روشنایی [ایمان و عدل و آگاهی]، بیرون آوری [و هدایت کنی]. | و در جایی دیگر رسول اکرم{{صل}} را سبب آن معرفی نموده است: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ}}<ref>«الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستادهایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگیها به سوی روشنایی برون آوری» سوره ابراهیم، آیه ۱.</ref> این کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکیها [ی شرک و ظلم و جهل] به سوی روشنایی [ایمان و عدل و آگاهی]، بیرون آوری [و هدایت کنی]. | ||
بنابراین، اخراج من الظلمات إلی النور به وسیله امر و نهی تشریعی یا همان اِعمال حاکمیت الهی انجام میگیرد که سبب و ابزار آن، قانون و مجریان قانونند؛ کتاب خدا بیان قانون را به عهده دارد و مجریان آن و حاکمان بر طبق آن، وجود مقدس رسول الله{{صل}} و حاکمان تعیینشده از سوی اویند. | بنابراین، اخراج من الظلمات إلی النور به وسیله امر و نهی تشریعی یا همان اِعمال حاکمیت الهی انجام میگیرد که سبب و ابزار آن، قانون و مجریان قانونند؛ کتاب خدا بیان قانون را به عهده دارد و مجریان آن و حاکمان بر طبق آن، وجود مقدس رسول الله{{صل}} و حاکمان تعیینشده از سوی اویند. | ||