جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[خداوند]] [[انسان]] را بر [[فطرت]] [[توحید]] آفرید و رستگاریاش را در گرو [[شکوفایی]] آن [[قرارداد]]. برای تحقّق چنین امری، انسان از یک سو باید تحت [[تعلیم]] علمای ربّانی قرار گیرد و از سوی دیگر، [[موانع رشد]] و شکوفایی فطرت از مقابلش برداشته شود. رجمت خداوند ایجاب میکند [[انبیاء الهی]]{{صل}} را [[مأمور]] به دو امر، یعنی «تعلیم» و «[[تزکیه]]» [[انسانها]] بنمایند. | [[خداوند]] [[انسان]] را بر [[فطرت]] [[توحید]] آفرید و رستگاریاش را در گرو [[شکوفایی]] آن [[قرارداد]]. برای تحقّق چنین امری، انسان از یک سو باید تحت [[تعلیم]] علمای ربّانی قرار گیرد و از سوی دیگر، [[موانع رشد]] و شکوفایی فطرت از مقابلش برداشته شود. رجمت خداوند ایجاب میکند [[انبیاء الهی]] {{صل}} را [[مأمور]] به دو امر، یعنی «تعلیم» و «[[تزکیه]]» [[انسانها]] بنمایند. | ||
تزکیه یعنی برداشتن موانع رشد [[معنوی]] انسان. تزکیهای که مورد نظر خداوند است، باید بر اساس [[شرع]] [[مقدّس]] و [[فرامین]] [[قرآن]] باشد. چنین تزکیهای نیازمند به استادی است که خود الگویی مزکَّی و [[آگاه]] به [[اسرار]] [[درون انسان]] باشد. او باید مکرهای پیچیده [[نفس امّاره]] و [[شیاطین]] جنّی و انسی و سایر [[دشمنان]] طریق [[هدایت]] [[انسانی]] را بشناسد. علمای [[امّت]]، در هر مرتبه از [[طهارت]] و کمال که باشند، نمیتوانند در جایگاه چنان استاد [[ارجمندی]] قرار گیرند؛ زیرا همان طور که آنها در [[علوم الهی]] ناقصاند و احتمال [[خطا]] در [[استنباط]] آنان میرود، در [[تزکیه نفوس]] نیز نمیتوانند الگوی کامل و جامعی در [[تربیت]] انسانها باشند. علاوه براین، [[علم]] از مقوله [[حکمت نظری]] است و با تجربه و [[آزمایش]]، عالم از [[اعلم]] متمایز میگردد. ولی تزکیه از مقوله [[حکمت عملی]] است و بیش از آنکه جلوه بیرونی داشته باشد، به [[نیّت]] و [[اخلاص]] در عمل و حالات درونی انسان باز میگردد. برای همین، تمییز مزکّی از غیر او، به [[راحتی]] برای [[مردم]] ممکن نیست و احتمال [[اسوه]] قرار گرفتن افراد نالایق و [[عالمان]] بیعمل در این حوزه بیش از سایر حوزهای [[علم]] است. همچنین اگر در [[حکمت نظری]]، [[بشر]] برای رسیدن به مراتب عالی [[یقین]]، علاوه بر [[استدلال]] نیازمند [[مشاهده]] [[عینی]] است تا در [[مقام]] [[عینالیقین]] قرار گیرد، در [[تزکیه]] [[دینی]] و [[حکمت عملی]] ـ که به مراتب پیچیدگیهای بیشتری از [[تعلیم]] دارد ـ همیشه نیازمند استادی [[مطهّر]] و مزکَّی است که [[معصوم]] به [[عصمت الهی]] و [[راسخ]] درعلم وعمل باشد؛ تا بتواند راه تزکیه را به [[درستی]] بپیماید و اسوه دیگران در این طریق باشد.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۶ ص ۱۲۳.</ref> | تزکیه یعنی برداشتن موانع رشد [[معنوی]] انسان. تزکیهای که مورد نظر خداوند است، باید بر اساس [[شرع]] [[مقدّس]] و [[فرامین]] [[قرآن]] باشد. چنین تزکیهای نیازمند به استادی است که خود الگویی مزکَّی و [[آگاه]] به [[اسرار]] [[درون انسان]] باشد. او باید مکرهای پیچیده [[نفس امّاره]] و [[شیاطین]] جنّی و انسی و سایر [[دشمنان]] طریق [[هدایت]] [[انسانی]] را بشناسد. علمای [[امّت]]، در هر مرتبه از [[طهارت]] و کمال که باشند، نمیتوانند در جایگاه چنان استاد [[ارجمندی]] قرار گیرند؛ زیرا همان طور که آنها در [[علوم الهی]] ناقصاند و احتمال [[خطا]] در [[استنباط]] آنان میرود، در [[تزکیه نفوس]] نیز نمیتوانند الگوی کامل و جامعی در [[تربیت]] انسانها باشند. علاوه براین، [[علم]] از مقوله [[حکمت نظری]] است و با تجربه و [[آزمایش]]، عالم از [[اعلم]] متمایز میگردد. ولی تزکیه از مقوله [[حکمت عملی]] است و بیش از آنکه جلوه بیرونی داشته باشد، به [[نیّت]] و [[اخلاص]] در عمل و حالات درونی انسان باز میگردد. برای همین، تمییز مزکّی از غیر او، به [[راحتی]] برای [[مردم]] ممکن نیست و احتمال [[اسوه]] قرار گرفتن افراد نالایق و [[عالمان]] بیعمل در این حوزه بیش از سایر حوزهای [[علم]] است. همچنین اگر در [[حکمت نظری]]، [[بشر]] برای رسیدن به مراتب عالی [[یقین]]، علاوه بر [[استدلال]] نیازمند [[مشاهده]] [[عینی]] است تا در [[مقام]] [[عینالیقین]] قرار گیرد، در [[تزکیه]] [[دینی]] و [[حکمت عملی]] ـ که به مراتب پیچیدگیهای بیشتری از [[تعلیم]] دارد ـ همیشه نیازمند استادی [[مطهّر]] و مزکَّی است که [[معصوم]] به [[عصمت الهی]] و [[راسخ]] درعلم وعمل باشد؛ تا بتواند راه تزکیه را به [[درستی]] بپیماید و اسوه دیگران در این طریق باشد.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۶ ص ۱۲۳.</ref> | ||
== [[نیازمندی]] [[تهذیب نفس]] به وجود امام معصوم == | == [[نیازمندی]] [[تهذیب نفس]] به وجود امام معصوم == | ||
[[تزکیه نفس]] و مبارزه با [[هواهای نفسانی]]، [[هدف اصلی رسالت]] [[انبیاء الهی]]{{عم}} است: {{متن قرآن|لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«بیگمان خداوند بر مؤمنان منّت نهاد که از خودشان فرستادهای در میان آنان برانگیخت که آیات وی را بر آنان میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنها کتاب و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.</ref> و تحقق چنین هدفی، تنها با وجود امام معصوم محقق میشود. | [[تزکیه نفس]] و مبارزه با [[هواهای نفسانی]]، [[هدف اصلی رسالت]] [[انبیاء الهی]] {{عم}} است: {{متن قرآن|لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«بیگمان خداوند بر مؤمنان منّت نهاد که از خودشان فرستادهای در میان آنان برانگیخت که آیات وی را بر آنان میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنها کتاب و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.</ref> و تحقق چنین هدفی، تنها با وجود امام معصوم محقق میشود. | ||
[[امام باقر]]{{ع}} در توضیح [[آیه]] میفرمایند: {{متن حدیث|أَمَّا قَوْلُهُ {{متن قرآن|لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ...}} فَهَذِهِ الْآيَةُ لِآلِ مُحَمَّدٍ}}<ref>تفسیر قمی (ط. دارالکتاب، ۱۴۱۳ه. ق.)، ج۱، ص۱۲۲.</ref> همچنین [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ الْهِلَالِيِّ عَنْ عَلِيٍّ{{ع}}، قَالَ نَحْنُ الَّذِينَ بَعَثَ اللَّهُ فِينَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْنَا آيَاتِهِ وَ يُزَكِّينَا وَ يُعَلِّمُنَا الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ}}<ref>کتاب سلیم بن قیس الهلالی (الهادی، ۱۴۰۵ ه. ق.)، ج۲، ص۹۴۵.</ref><ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۶ ص۱۴۱ ـ ۱۴۴.</ref> | [[امام باقر]] {{ع}} در توضیح [[آیه]] میفرمایند: {{متن حدیث|أَمَّا قَوْلُهُ {{متن قرآن|لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ...}} فَهَذِهِ الْآيَةُ لِآلِ مُحَمَّدٍ}}<ref>تفسیر قمی (ط. دارالکتاب، ۱۴۱۳ه. ق.)، ج۱، ص۱۲۲.</ref> همچنین [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ الْهِلَالِيِّ عَنْ عَلِيٍّ {{ع}}، قَالَ نَحْنُ الَّذِينَ بَعَثَ اللَّهُ فِينَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْنَا آيَاتِهِ وَ يُزَكِّينَا وَ يُعَلِّمُنَا الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ}}<ref>کتاب سلیم بن قیس الهلالی (الهادی، ۱۴۰۵ ه. ق.)، ج۲، ص۹۴۵.</ref><ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۶ ص۱۴۱ ـ ۱۴۴.</ref> | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||