اطاعت حاکم جائر: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'برگزیده' به 'برگزیده'
جز (جایگزینی متن - 'برگزیده' به 'برگزیده')
خط ۹۷: خط ۹۷:
[[طبری]] در [[تاریخ]] خود و ابن‌اثیر در [[الکامل فی التاریخ (کتاب)|الکامل فی التاریخ]] [[روایت]] کرده‌اند: [[امام حسین]] {{ع}} میان [[یاران]] خود و نیروهای حر [[خطبه]] خواند و پس از [[حمد]] و [[ثنای الهی]] فرمود: ای [[مردم]]! [[رسول خدا]] {{صل}} فرمود: “هرکس از شما [[سلطان]] [[ستمگری]] را دید که [[حرام]] [[خدا]] را [[حلال]] کرده؛ [[پیمان]] [[خداوند]] را شکسته؛ با [[سنت رسول خدا]] {{صل}} [[مخالفت]] می‌ورزد؛ و میان [[بندگان خدا]] بر پایه [[گناه]] و [[تجاوزگری]] [[رفتار]] می‌کند اما به [[کردار]] و گفتار آن را [[تغییر]] ندهد، بر [[خداوند]] [[حق]] است که او را به جایگاهش وارد کند”. [[آگاه]] باشید! اینان [[فرمان]] [[شیطان]] را بر خود ملازم دانسته و [[طاعت]] [[خدای رحمان]] را ترک کرده‌اند، و [[فساد]] آشکار ساخته و حدود را تعطیل کرده‌اند، و [[اموال]] [[مردم]] را ویژه خود کرده و [[حرام]] [[خدا]] را [[حلال]]، و [[حلال]] [[خدا]] را [[حرام]] کرده‌اند، و من سزاوارترین [[تغییر]] دهندگان هستم<ref>{{متن حدیث|أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} قَدْ قَالَ فِي حَيَاتِهِ مَنْ رَأَى سُلْطَاناً جَائِراً مُسْتَحِلًّا لِحُرُمِ اللَّهِ نَاكِثاً لِعَهْدِ اللَّهِ مُخَالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ يَعْمَلُ فِي عِبَادِ اللَّهِ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ ثُمَّ لَمْ يُغَيِّرْ بِقَوْلٍ وَ لَا فِعْلٍ كَانَ حَقِيقاً عَلَى اللَّهِ أَنْ يُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ قَدْ لَزِمُوا طَاعَةَ الشَّيْطَانِ وَ تَوَلَّوْا عَنْ طَاعَةِ الرَّحْمَنِ وَ أَظْهَرُوا الْفَسَادَ وَ عَطَّلُوا الْحُدُودَ وَ اسْتَأْثَرُوا بِالْفَيْ‌ءِ وَ أَحَلُّوا حَرَامَ اللَّهِ وَ حَرَّمُوا حَلَالَهُ وَ إِنِّي أَحَقُّ بِهَذَا الْأَمْرِ لِقَرَابَتِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}}}} (محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۴، ص۳۸۲؛ محمود شریفی و دیگران، موسوعة کلمات الامام الحسین، ج۱، ص۳۷۵.</ref>.
[[طبری]] در [[تاریخ]] خود و ابن‌اثیر در [[الکامل فی التاریخ (کتاب)|الکامل فی التاریخ]] [[روایت]] کرده‌اند: [[امام حسین]] {{ع}} میان [[یاران]] خود و نیروهای حر [[خطبه]] خواند و پس از [[حمد]] و [[ثنای الهی]] فرمود: ای [[مردم]]! [[رسول خدا]] {{صل}} فرمود: “هرکس از شما [[سلطان]] [[ستمگری]] را دید که [[حرام]] [[خدا]] را [[حلال]] کرده؛ [[پیمان]] [[خداوند]] را شکسته؛ با [[سنت رسول خدا]] {{صل}} [[مخالفت]] می‌ورزد؛ و میان [[بندگان خدا]] بر پایه [[گناه]] و [[تجاوزگری]] [[رفتار]] می‌کند اما به [[کردار]] و گفتار آن را [[تغییر]] ندهد، بر [[خداوند]] [[حق]] است که او را به جایگاهش وارد کند”. [[آگاه]] باشید! اینان [[فرمان]] [[شیطان]] را بر خود ملازم دانسته و [[طاعت]] [[خدای رحمان]] را ترک کرده‌اند، و [[فساد]] آشکار ساخته و حدود را تعطیل کرده‌اند، و [[اموال]] [[مردم]] را ویژه خود کرده و [[حرام]] [[خدا]] را [[حلال]]، و [[حلال]] [[خدا]] را [[حرام]] کرده‌اند، و من سزاوارترین [[تغییر]] دهندگان هستم<ref>{{متن حدیث|أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} قَدْ قَالَ فِي حَيَاتِهِ مَنْ رَأَى سُلْطَاناً جَائِراً مُسْتَحِلًّا لِحُرُمِ اللَّهِ نَاكِثاً لِعَهْدِ اللَّهِ مُخَالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ يَعْمَلُ فِي عِبَادِ اللَّهِ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ ثُمَّ لَمْ يُغَيِّرْ بِقَوْلٍ وَ لَا فِعْلٍ كَانَ حَقِيقاً عَلَى اللَّهِ أَنْ يُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ قَدْ لَزِمُوا طَاعَةَ الشَّيْطَانِ وَ تَوَلَّوْا عَنْ طَاعَةِ الرَّحْمَنِ وَ أَظْهَرُوا الْفَسَادَ وَ عَطَّلُوا الْحُدُودَ وَ اسْتَأْثَرُوا بِالْفَيْ‌ءِ وَ أَحَلُّوا حَرَامَ اللَّهِ وَ حَرَّمُوا حَلَالَهُ وَ إِنِّي أَحَقُّ بِهَذَا الْأَمْرِ لِقَرَابَتِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}}}} (محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۴، ص۳۸۲؛ محمود شریفی و دیگران، موسوعة کلمات الامام الحسین، ج۱، ص۳۷۵.</ref>.


درباره [[قیام امام حسین]] {{ع}} نظرهای متفاوتی میان [[فقها]] و [[اندیشمندان]] [[اهل سنت]] دیده می‌شود. برخی با آن موافق‌اند و از آن تأییدی برای خروج علیه [[حاکم جائر]] گرفته‌اند. برخی نیز فعل [[امام حسین]] {{ع}} را تقبیح و فعل [[یزید]] را [[تأیید]] کرده‌اند. گروهی نیز معتقدند چون هر دو از [[صحابه]] بودند و به [[رأی]] خود عمل نمودند، بنابراین هر دو [[خطا]] کرده‌اند و هیچ‌یک [[گناهکار]] نیستند و [[فاسق]] به شمار نمی‌آیند. در اینجا برخی از آرائی که [[قیام امام حسین]] {{ع}} بر ضد [[یزید]] را [[تأیید]] کرده‌اند و یا آن را [[دلیل]] بر خروج [[حاکمان جور]] گرفته‌اند، [[نقل]] می‌کنیم. ابن‌خلدون دراین‌باره می‌نویسد: [[قاضی]] [[ابوبکر]] بن العربی [[مالکی]] [[اشتباه]] کرد و [[راه]] [[خطا]] را [[برگزیده]] است که در کتاب خود موسوم به العواصم و القواصم می‌گوید: [[حسین]] موافق [[قانون]] [[شریعت]] جد خود کشته شده است، و آنچه گوینده را بدین گفتار غلط واداشته، [[غفلت]] وی از اشتراط [[امام]] [[عادل]] برای [[نبرد]] با صاحبان [[عقاید]] است [و در آن زمان چه کسی را عادل‌تر از [[حسین]] {{ع}} در [[امامت]] و [[عدالت]] می‌توان یافت؟]<ref>عبدالرحمن بن خلدون، مقدمه ابن‌خلدون، ترجمه محمدپروین گنابادی، ج۱، ص۴۷۱-۴۱۸.</ref>. ابن‌خلدون [[فسق]] [[یزید]] را [[دلیل]] [[مشروعیت]] فعل [[امام]] دانسته است. [[فقها]] [[اجماع]] دارند که [[یزید]] [[فاسق]] بود. بنابراین [[شایستگی]] [[امامت]] نداشت<ref>عبدالرحمن بن خلدون، مقدمه ابن‌خلدون، ترجمه محمدپروین گنابادی، ج۱، ص۴۱۷.</ref>.
درباره [[قیام امام حسین]] {{ع}} نظرهای متفاوتی میان [[فقها]] و [[اندیشمندان]] [[اهل سنت]] دیده می‌شود. برخی با آن موافق‌اند و از آن تأییدی برای خروج علیه [[حاکم جائر]] گرفته‌اند. برخی نیز فعل [[امام حسین]] {{ع}} را تقبیح و فعل [[یزید]] را [[تأیید]] کرده‌اند. گروهی نیز معتقدند چون هر دو از [[صحابه]] بودند و به [[رأی]] خود عمل نمودند، بنابراین هر دو [[خطا]] کرده‌اند و هیچ‌یک [[گناهکار]] نیستند و [[فاسق]] به شمار نمی‌آیند. در اینجا برخی از آرائی که [[قیام امام حسین]] {{ع}} بر ضد [[یزید]] را [[تأیید]] کرده‌اند و یا آن را [[دلیل]] بر خروج [[حاکمان جور]] گرفته‌اند، [[نقل]] می‌کنیم. ابن‌خلدون دراین‌باره می‌نویسد: [[قاضی]] [[ابوبکر]] بن العربی [[مالکی]] [[اشتباه]] کرد و [[راه]] [[خطا]] را برگزیده است که در کتاب خود موسوم به العواصم و القواصم می‌گوید: [[حسین]] موافق [[قانون]] [[شریعت]] جد خود کشته شده است، و آنچه گوینده را بدین گفتار غلط واداشته، [[غفلت]] وی از اشتراط [[امام]] [[عادل]] برای [[نبرد]] با صاحبان [[عقاید]] است [و در آن زمان چه کسی را عادل‌تر از [[حسین]] {{ع}} در [[امامت]] و [[عدالت]] می‌توان یافت؟]<ref>عبدالرحمن بن خلدون، مقدمه ابن‌خلدون، ترجمه محمدپروین گنابادی، ج۱، ص۴۷۱-۴۱۸.</ref>. ابن‌خلدون [[فسق]] [[یزید]] را [[دلیل]] [[مشروعیت]] فعل [[امام]] دانسته است. [[فقها]] [[اجماع]] دارند که [[یزید]] [[فاسق]] بود. بنابراین [[شایستگی]] [[امامت]] نداشت<ref>عبدالرحمن بن خلدون، مقدمه ابن‌خلدون، ترجمه محمدپروین گنابادی، ج۱، ص۴۱۷.</ref>.


ابن‌حزم می‌گوید: [[قیام]] [[یزید بن معاویه]] فقط به غرض [[دنیا]] بود. بنابراین تأویل‌پذیر نیست و [[بغی]] مجرد است<ref>ر. ک: ابو محمد علی بن احمد بن سعید بن حزم الأندلسی القرطبی الظاهری، المحلی بالآثار، ج۱۱، ص۳۳۵.</ref>. شوکانی نیز می‌گوید: “برخی از [[اهل]] [[علم]] [[افراط]] ورزیده و [[حکم]] کرده‌اند که [[حسین]] [[سبط]] [[باغی]] بر شراب‌خوار همیشه مست، و هتک‌کننده [[حرمت]] [[شریعت]] مطهره، [[یزید بن معاویه]] بود. شگفتا از سخنانی که از شنیدن آن موی بر [[بدن]] سیخ و هر صخره‌ای متلاشی می‌شود!” <ref>محمد بن علی بن محمد بن الشوکانی، نیل الاوطار من احادیث سید الاخبار شرح منتقی الأخبار، ج۷، تعلیقات سیرة لمحمد منیر الدمشقی، ص۱۴۷.</ref> ابن‌عقیل و ابن‌جوزی به [[دلیل]] [[قیام]] [[حسین]] علیه [[یزید]] برای [[اقامه حق]]، خروج بر [[امام]] غیرعادل را جایز دانسته‌اند. ابن‌جوزی در کتاب خود السر المصون بیان کرده است: از جمله [[اعتقادات]] عامیانه‌ای که بر جماعتی از علمای منسوب به [[اهل سنت]] [[غلبه]] نموده، این است که می‌گویند: [[یزید]] بر جاده صواب بود و [[حسین]] در خروج بر ضد او [[اشتباه]] کرد. اگر در کتاب‌های [[سیره]] نظر می‌کردند، می‌دانستند که چگونه با او [[بیعت]] کردند و [[مردم]] بر آن ملزم شدند؛ [[یزید]] در این کار، هر گونه فعل قبیحی با [[مردم]] انجام داد. حتی اگر [[خلافت]] [[یزید]] را بپذیریم، کارهای ناشایستی که انجام داد – از قبیل [[غارت]] [[مدینه]]، کوبیدن [[کعبه]] با منجنیق، [[قتل]] [[حسین]] و [[خاندان]] او، زدن با [[نی]] بر دندان‌های [[حسین]] و حمل سر او بر روی چوب - هر یک می‌توانست موجب فسخ [[عقد]] [[بیعت]] او شود<ref>به نقل از: [[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، مبانی نظری حکومت اسلامی (بررسی فقهی تطبیقی)، ترجمه محمد سپهری، ص۳۳۱.</ref>.<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۱۱۸.</ref>
ابن‌حزم می‌گوید: [[قیام]] [[یزید بن معاویه]] فقط به غرض [[دنیا]] بود. بنابراین تأویل‌پذیر نیست و [[بغی]] مجرد است<ref>ر. ک: ابو محمد علی بن احمد بن سعید بن حزم الأندلسی القرطبی الظاهری، المحلی بالآثار، ج۱۱، ص۳۳۵.</ref>. شوکانی نیز می‌گوید: “برخی از [[اهل]] [[علم]] [[افراط]] ورزیده و [[حکم]] کرده‌اند که [[حسین]] [[سبط]] [[باغی]] بر شراب‌خوار همیشه مست، و هتک‌کننده [[حرمت]] [[شریعت]] مطهره، [[یزید بن معاویه]] بود. شگفتا از سخنانی که از شنیدن آن موی بر [[بدن]] سیخ و هر صخره‌ای متلاشی می‌شود!” <ref>محمد بن علی بن محمد بن الشوکانی، نیل الاوطار من احادیث سید الاخبار شرح منتقی الأخبار، ج۷، تعلیقات سیرة لمحمد منیر الدمشقی، ص۱۴۷.</ref> ابن‌عقیل و ابن‌جوزی به [[دلیل]] [[قیام]] [[حسین]] علیه [[یزید]] برای [[اقامه حق]]، خروج بر [[امام]] غیرعادل را جایز دانسته‌اند. ابن‌جوزی در کتاب خود السر المصون بیان کرده است: از جمله [[اعتقادات]] عامیانه‌ای که بر جماعتی از علمای منسوب به [[اهل سنت]] [[غلبه]] نموده، این است که می‌گویند: [[یزید]] بر جاده صواب بود و [[حسین]] در خروج بر ضد او [[اشتباه]] کرد. اگر در کتاب‌های [[سیره]] نظر می‌کردند، می‌دانستند که چگونه با او [[بیعت]] کردند و [[مردم]] بر آن ملزم شدند؛ [[یزید]] در این کار، هر گونه فعل قبیحی با [[مردم]] انجام داد. حتی اگر [[خلافت]] [[یزید]] را بپذیریم، کارهای ناشایستی که انجام داد – از قبیل [[غارت]] [[مدینه]]، کوبیدن [[کعبه]] با منجنیق، [[قتل]] [[حسین]] و [[خاندان]] او، زدن با [[نی]] بر دندان‌های [[حسین]] و حمل سر او بر روی چوب - هر یک می‌توانست موجب فسخ [[عقد]] [[بیعت]] او شود<ref>به نقل از: [[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، مبانی نظری حکومت اسلامی (بررسی فقهی تطبیقی)، ترجمه محمد سپهری، ص۳۳۱.</ref>.<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۱۱۸.</ref>
خط ۱۳۷: خط ۱۳۷:


== جمع‌بندی ==
== جمع‌بندی ==
از آن‌چه گفته شد این نتیجه به [[دست]] می‌آید که در دیدگاه [[شیعه]]، [[حاکمیت]] از آن [[خداوند]] و کسانی است که [[منصوب]] خاص و عام او هستند. بی‌شک کسی که از هر [[راه]] دیگری [[برگزیده]] شود و یا شرایط لازم را نداشته باشد، از دیدگاه [[شیعه]] [[نامشروع]] است و [[حاکم جائر]] شمرده می‌شود. بنابراین در پی آن مسائلی مانند [[الزام]] [[سیاسی]] و [[اطاعت‌پذیری]] [[شهروندان]] از [[فرامین]] [[حکومتی]] وی به چالش کشیده می‌شود و [[پذیرش]] [[مناصب]] [[حکومتی]] بر فرد [[حرام]] خواهد بود. بالاتر اینکه در منابع و متون [[شیعه]] ادله‌ای وجود دارد که [[مبارزه]] با چنین حکامی را ضروری شمرده است. [[آیات]]، [[روایات]] و [[سیره اهل بیت]] {{عم}} هریک بر این امر دلالت دارد. کمک و [[همکاری]] با چنین حکامی در قالب‌های مختلف آن [[حرام]] شمرده شده است. [[فقهای شیعه]] به لحاظ اهمیت این بحث، بابی را با عنوان “معونة الظالمین” در متون [[فقهی]] گشوده و مسائل مربوط به آن را بررسی کرده‌اند. از جمله مسائلی که در [[فروع فقهی]] آنان بررسی شده، [[مسافرت]] با [[نیت]] کمک به [[حاکم جائر]] است که آن را [[حرام]] و [[سفر]] [[معصیت]] دانسته‌اند. [[جهاد]] در رکاب [[حاکم جائر]]، یکی دیگر از مسائلی است که [[فقها]] آن را جایز ندانسته‌اند؛ گرچه برخی [[جهاد]] در [[دفاع]] از [[وطن]] را مستثنا کرده‌اند.
از آن‌چه گفته شد این نتیجه به [[دست]] می‌آید که در دیدگاه [[شیعه]]، [[حاکمیت]] از آن [[خداوند]] و کسانی است که [[منصوب]] خاص و عام او هستند. بی‌شک کسی که از هر [[راه]] دیگری برگزیده شود و یا شرایط لازم را نداشته باشد، از دیدگاه [[شیعه]] [[نامشروع]] است و [[حاکم جائر]] شمرده می‌شود. بنابراین در پی آن مسائلی مانند [[الزام]] [[سیاسی]] و [[اطاعت‌پذیری]] [[شهروندان]] از [[فرامین]] [[حکومتی]] وی به چالش کشیده می‌شود و [[پذیرش]] [[مناصب]] [[حکومتی]] بر فرد [[حرام]] خواهد بود. بالاتر اینکه در منابع و متون [[شیعه]] ادله‌ای وجود دارد که [[مبارزه]] با چنین حکامی را ضروری شمرده است. [[آیات]]، [[روایات]] و [[سیره اهل بیت]] {{عم}} هریک بر این امر دلالت دارد. کمک و [[همکاری]] با چنین حکامی در قالب‌های مختلف آن [[حرام]] شمرده شده است. [[فقهای شیعه]] به لحاظ اهمیت این بحث، بابی را با عنوان “معونة الظالمین” در متون [[فقهی]] گشوده و مسائل مربوط به آن را بررسی کرده‌اند. از جمله مسائلی که در [[فروع فقهی]] آنان بررسی شده، [[مسافرت]] با [[نیت]] کمک به [[حاکم جائر]] است که آن را [[حرام]] و [[سفر]] [[معصیت]] دانسته‌اند. [[جهاد]] در رکاب [[حاکم جائر]]، یکی دیگر از مسائلی است که [[فقها]] آن را جایز ندانسته‌اند؛ گرچه برخی [[جهاد]] در [[دفاع]] از [[وطن]] را مستثنا کرده‌اند.


[[قضاوت]] با [[نصب]] [[حاکم جائر]]، یکی دیگر از مسائلی است که [[مشروع]] دانسته نشده است. [[احکام]] [[مالی]] [[حاکم جائر]] مانند قبول هدایا و جوایز او، [[خراج]]، [[مقاسمه]] و [[زکات]]، هرکدام مسائلی دارد که [[فقها]] بررسی کرده‌اند. به‌رغم وجود [[اختلاف]] در کم‌و‌کیف و [[میزان]] آن، نظر مشهور [[فقهای شیعه]]، جز در مسائل [[مالی]]، [[همکاری]] نکردن و [[مبارزه]] است.
[[قضاوت]] با [[نصب]] [[حاکم جائر]]، یکی دیگر از مسائلی است که [[مشروع]] دانسته نشده است. [[احکام]] [[مالی]] [[حاکم جائر]] مانند قبول هدایا و جوایز او، [[خراج]]، [[مقاسمه]] و [[زکات]]، هرکدام مسائلی دارد که [[فقها]] بررسی کرده‌اند. به‌رغم وجود [[اختلاف]] در کم‌و‌کیف و [[میزان]] آن، نظر مشهور [[فقهای شیعه]]، جز در مسائل [[مالی]]، [[همکاری]] نکردن و [[مبارزه]] است.
۲۲۷٬۷۸۹

ویرایش