جز
جایگزینی متن - 'احمدبن' به 'احمد بن'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'احمدبن' به 'احمد بن') |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
او از [[رسول خدا]] {{صل}} [[روایت]] کرد که: «[[قبیله ازد]] از من است و من از ایشان هستم، [[غضب]] آنان مرا غضبناک و [[رضایت]] ایشان مرا مسرور میکند». در گونه دیگری از همین روایت که از [[بشر]] نقل میشود، به جای قبیله ازد، [[قبیله خزاعه]] نشسته است<ref>ابن ابی حاتم، ج۲، ص۳۶۰؛ ابن عبد البر، ج۱، ص۱۵۰.</ref> که دست رقابتهای قبیلهای در ساختن هر دو گونه روایت آشکار است؛ چنان که [[معاویه]] این روایت را در [[حق]] [[قریش]] میدانست<ref>طبرانی، ج۲، ص۳۸؛ ابونعیم، ج۱، ص۳۹۵.</ref>. به نظر میرسد [[حدیث]] یاد شده در [[فضیلت]] [[ازد]] و [[قبایل]] دیگر پایهای نداشته باشد. | او از [[رسول خدا]] {{صل}} [[روایت]] کرد که: «[[قبیله ازد]] از من است و من از ایشان هستم، [[غضب]] آنان مرا غضبناک و [[رضایت]] ایشان مرا مسرور میکند». در گونه دیگری از همین روایت که از [[بشر]] نقل میشود، به جای قبیله ازد، [[قبیله خزاعه]] نشسته است<ref>ابن ابی حاتم، ج۲، ص۳۶۰؛ ابن عبد البر، ج۱، ص۱۵۰.</ref> که دست رقابتهای قبیلهای در ساختن هر دو گونه روایت آشکار است؛ چنان که [[معاویه]] این روایت را در [[حق]] [[قریش]] میدانست<ref>طبرانی، ج۲، ص۳۸؛ ابونعیم، ج۱، ص۳۹۵.</ref>. به نظر میرسد [[حدیث]] یاد شده در [[فضیلت]] [[ازد]] و [[قبایل]] دیگر پایهای نداشته باشد. | ||
در روایتی نام بشر بن عصمه آمده است. براساس این گزارش، رسول خدا {{صل}} یکی از [[اصحاب]] را به [[ازدواج]] سفارش میکرد که از «کُرسُف» نامی، [[سخن]] به میان آورد. بشر بن عصمه از رسول خدا {{صل}} درباره این شخص پرسید و [[حضرت]] وی را عابدی در ساحل دریا معرفی کرد که سالها پیش میزیسته است<ref> | در روایتی نام بشر بن عصمه آمده است. براساس این گزارش، رسول خدا {{صل}} یکی از [[اصحاب]] را به [[ازدواج]] سفارش میکرد که از «کُرسُف» نامی، [[سخن]] به میان آورد. بشر بن عصمه از رسول خدا {{صل}} درباره این شخص پرسید و [[حضرت]] وی را عابدی در ساحل دریا معرفی کرد که سالها پیش میزیسته است<ref>احمد بن حنبل، ج۵، ص۱۶۳؛ عبدالرزاق صنعانی، ج۶، ص۱۷۲.</ref>. | ||
[[ابن عساکر]]<ref>ابن عساکر، ج۱۰، ص۲۴۲.</ref>، بشر بن عصمه را با عنوان «شاعر [[فارس]]» ستوده است. براساس گزارش [[سیف بن عمر]]، وی از [[فرماندهان]] [[ابوعبیده جراح]] بوده است که پس از هزیمت [[دشمن]] در [[نبرد یرموک]]، همراه فرماندهان دیگری به منطقه فِحل، از مناطق [[شام]] فرستاده شد<ref>طبری، ج۳، ص۴۳۸.</ref>. وی پس از فتوح شام به [[عراق]] رفت و در [[کوفه]] [[مسکن]] گزید. او از کوفیانی بود که در [[جنگ صفین]] به معاویه پیوست و در میدان [[نبرد]]، وقتی مالک بن عَقَدِیّه از [[اصحاب امام]] بر [[یاران]] معاویه [[یورش]] برد، از [[غفلت]] وی استفاده کرده و بر او ضربتی کاری زد. بعدها بشر از این [[اقدام]] خود پشیمان شد و در این باره شعری سرود<ref>منقری، ص۲۶۹؛ طبری، ج۵، ص۲۹؛ ابن اعثم، ج۳، ص۳۳؛ ابن عساکر، ج۱۰، ص۲۴۲.</ref>. | [[ابن عساکر]]<ref>ابن عساکر، ج۱۰، ص۲۴۲.</ref>، بشر بن عصمه را با عنوان «شاعر [[فارس]]» ستوده است. براساس گزارش [[سیف بن عمر]]، وی از [[فرماندهان]] [[ابوعبیده جراح]] بوده است که پس از هزیمت [[دشمن]] در [[نبرد یرموک]]، همراه فرماندهان دیگری به منطقه فِحل، از مناطق [[شام]] فرستاده شد<ref>طبری، ج۳، ص۴۳۸.</ref>. وی پس از فتوح شام به [[عراق]] رفت و در [[کوفه]] [[مسکن]] گزید. او از کوفیانی بود که در [[جنگ صفین]] به معاویه پیوست و در میدان [[نبرد]]، وقتی مالک بن عَقَدِیّه از [[اصحاب امام]] بر [[یاران]] معاویه [[یورش]] برد، از [[غفلت]] وی استفاده کرده و بر او ضربتی کاری زد. بعدها بشر از این [[اقدام]] خود پشیمان شد و در این باره شعری سرود<ref>منقری، ص۲۶۹؛ طبری، ج۵، ص۲۹؛ ابن اعثم، ج۳، ص۳۳؛ ابن عساکر، ج۱۰، ص۲۴۲.</ref>. | ||