جز
جایگزینی متن - 'جمع آوری' به 'جمعآوری'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'جمع آوری' به 'جمعآوری') |
||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
### با [[روایات]] دیگری که آیات دیگر را آخرین آیه نازل شده دانستهاند، [[تعارض]] دارد و [[اختلاف]] درباره آخرین آیه نازل شده به قدری است که [[باقلانی]] احتمال داده است این روایات اجتهادات [[راویان]] باشند. <ref>برای دیدن آرای مختلف، نک: البرهان، ج ۱، ص۲۱۰. </ref> برخی نیز درصدد جمع بین این روایات برآمدهاند. <ref>الاتقان، ج ۱، ص۸۰ - ۸۱. </ref> | ### با [[روایات]] دیگری که آیات دیگر را آخرین آیه نازل شده دانستهاند، [[تعارض]] دارد و [[اختلاف]] درباره آخرین آیه نازل شده به قدری است که [[باقلانی]] احتمال داده است این روایات اجتهادات [[راویان]] باشند. <ref>برای دیدن آرای مختلف، نک: البرهان، ج ۱، ص۲۱۰. </ref> برخی نیز درصدد جمع بین این روایات برآمدهاند. <ref>الاتقان، ج ۱، ص۸۰ - ۸۱. </ref> | ||
### این آیه با واو عطف شروع شده <ref>نک: اعراب القرآن، دعاس، ج ۱، ص۱۱۸؛ اعراب القرآن، درویش، ج ۱، ص۴۳۲. </ref> و حاکی از [[پیوستگی]] آن به [[آیات]] پیشین است و [[نزول]] جداگانه آن خلاف ظاهر و [[سیاق آیه]] است. <ref>ر. ک: پژوهشی در مصحف علی {{ع}}، ص۲۰۳. </ref> | ### این آیه با واو عطف شروع شده <ref>نک: اعراب القرآن، دعاس، ج ۱، ص۱۱۸؛ اعراب القرآن، درویش، ج ۱، ص۴۳۲. </ref> و حاکی از [[پیوستگی]] آن به [[آیات]] پیشین است و [[نزول]] جداگانه آن خلاف ظاهر و [[سیاق آیه]] است. <ref>ر. ک: پژوهشی در مصحف علی {{ع}}، ص۲۰۳. </ref> | ||
### ادعا شده هیچ دلیلی وجود ندارد که [[پیامبر]] {{صل}} بخواهد [[آیات قرآن]] را برخلاف [[ترتیب نزول]] جایگذاری کند؛ به ویژه آنکه [[قرآن]] [[امام علی]] {{ع}} که با اشاره پیامبر | ### ادعا شده هیچ دلیلی وجود ندارد که [[پیامبر]] {{صل}} بخواهد [[آیات قرآن]] را برخلاف [[ترتیب نزول]] جایگذاری کند؛ به ویژه آنکه [[قرآن]] [[امام علی]] {{ع}} که با اشاره پیامبر جمعآوری شده چینش آیاتش به ترتیب نزول بوده است <ref>نک: فتح الباری، ج ۹، ص۲۴؛ بحارالانوار، ج ۲۸، ص۲۶۵؛ الصافی، ج ۱، ص۱. </ref> و هیچ آیهای برخلاف نزول جایگذاری نشده بود و اساساً هیچ حاجتی به این نبوده است که آیات با اشاره پیامبر مرتب شود. <ref>نک: پژوهشی در مصحف علی {{ع}}، ص۱۶۳ - ۱۶۹. </ref> گفتنی است این اشکالات با یک [[انگیزه]] مطرح نشدهاند؛ برخی را کسانی مطرح کردهاند که توقیفیت چینش آیات در [[سورهها]] را [[باور]] ندارند؛ مانند اشکال اول و دوم؛ ولی برخی، اشکالات فوق را برای [[اثبات]] چینش آیات سورهها برحسب ترتیب نزول مطرح کردهاند. | ||
## از طریق [[اهل سنت]] نقل شده است که پس از [[نزول آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان میدهد و از کارهای زشت و ناپسند و افزونجویی، باز میدارد؛ به شما اندرز میدهد باشد که شما پند گیرید» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref> پیامبر {{صل}} فرمود: [[جبرئیل]] [[فرمان]] داد تا آن را در این [[سوره]] قرار دهم. [[شهر بن حوشب]] [[روایت]] مذکور را از [[عثمان بن ابی العاص]] گزارش کرده است. همو در [[نقلی]] دیگر بدون ذکر جمله «[[جبرئیل]] فرمان داد تا آن را در این سوره قرار دهم» روایت مذکور را از [[عثمان بن مظعون]] نقل کرده است. [[ابن کثیر]] هر دو روایت را [[تأیید]] میکند؛<ref>نک: مسند احمد، ج ۴، ص۲۱۸؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۵۱۲ - ۵۱۳. </ref> ولی برخی با توجه به مکی بودن [[سوره نحل]] و [[اسلام آوردن]] [[عثمان بن ابی العاص]] در [[سال نهم هجرت]] در نقل اول تردید کردهاند. <ref>نک: پژوهشی در مصحف علی {{ع}}، ص۲۰۴. </ref> | ## از طریق [[اهل سنت]] نقل شده است که پس از [[نزول آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان میدهد و از کارهای زشت و ناپسند و افزونجویی، باز میدارد؛ به شما اندرز میدهد باشد که شما پند گیرید» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref> پیامبر {{صل}} فرمود: [[جبرئیل]] [[فرمان]] داد تا آن را در این [[سوره]] قرار دهم. [[شهر بن حوشب]] [[روایت]] مذکور را از [[عثمان بن ابی العاص]] گزارش کرده است. همو در [[نقلی]] دیگر بدون ذکر جمله «[[جبرئیل]] فرمان داد تا آن را در این سوره قرار دهم» روایت مذکور را از [[عثمان بن مظعون]] نقل کرده است. [[ابن کثیر]] هر دو روایت را [[تأیید]] میکند؛<ref>نک: مسند احمد، ج ۴، ص۲۱۸؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۵۱۲ - ۵۱۳. </ref> ولی برخی با توجه به مکی بودن [[سوره نحل]] و [[اسلام آوردن]] [[عثمان بن ابی العاص]] در [[سال نهم هجرت]] در نقل اول تردید کردهاند. <ref>نک: پژوهشی در مصحف علی {{ع}}، ص۲۰۴. </ref> | ||
# بر پایه روایتی هرگاه [[آیه]] و سورهای بر [[پیامبر]] نازل میشد دستور میدادند آن را بنویسند و درباره هریک از [[آیات]] پراکنده میفرمودند آن را در فلان سوره قرار دهید. <ref>مسند احمد، ج ۱، ص۵۷، ۶۹؛ سنن الترمذی، ج ۴، ص۳۳۷؛ البرهان، ج ۱، ص۲۳۲. </ref> [[روایت]] یاد شده را [[یزید فارسی]] [[مجهول الحال]] <ref>مناهل العرفان، ج ۱، ص۳۶۰ - ۳۶۱؛ التاریخ الکبیر، ج ۸، ص۳۶۷ - ۳۶۸. </ref> از [[ابن عباس]] گزارش کرده است و از نظر برخی محققان [[اهل سنت]] [[ضعیف]] شمرده شده است. <ref>نک: ضعیف سنن الترمذی، ص۳۸۱. </ref> گفتنی است با وجود [[ادله]] یاد شده و [[اتفاق نظر]] پیش گفته، [[علامه طباطبایی]] در توقیفی بودن ترتیب همه آیات در [[سورهها]]، [[تردید]] کرده و [[معتقد]] است [[روایات]] یاد شده توقیفی بودن ترتیب بخشی از آیات را ثابت میکنند نه همه آنها را. <ref>المیزان، ج ۱۲، ص۱۲۱، ۱۲۸ - ۱۲۹. </ref> | # بر پایه روایتی هرگاه [[آیه]] و سورهای بر [[پیامبر]] نازل میشد دستور میدادند آن را بنویسند و درباره هریک از [[آیات]] پراکنده میفرمودند آن را در فلان سوره قرار دهید. <ref>مسند احمد، ج ۱، ص۵۷، ۶۹؛ سنن الترمذی، ج ۴، ص۳۳۷؛ البرهان، ج ۱، ص۲۳۲. </ref> [[روایت]] یاد شده را [[یزید فارسی]] [[مجهول الحال]] <ref>مناهل العرفان، ج ۱، ص۳۶۰ - ۳۶۱؛ التاریخ الکبیر، ج ۸، ص۳۶۷ - ۳۶۸. </ref> از [[ابن عباس]] گزارش کرده است و از نظر برخی محققان [[اهل سنت]] [[ضعیف]] شمرده شده است. <ref>نک: ضعیف سنن الترمذی، ص۳۸۱. </ref> گفتنی است با وجود [[ادله]] یاد شده و [[اتفاق نظر]] پیش گفته، [[علامه طباطبایی]] در توقیفی بودن ترتیب همه آیات در [[سورهها]]، [[تردید]] کرده و [[معتقد]] است [[روایات]] یاد شده توقیفی بودن ترتیب بخشی از آیات را ثابت میکنند نه همه آنها را. <ref>المیزان، ج ۱۲، ص۱۲۱، ۱۲۸ - ۱۲۹. </ref> | ||
| خط ۹۸: | خط ۹۸: | ||
شایان ذکر است اینکه [[خلفا]] بعد از [[رسول خدا]] {{صل}} در خصوص [[قرآن]] کاری انجام دادهاند مثلاً [[ابوبکر]] برای خود [[صُحُف]] یا مصاحفی تدوین کرد و [[عثمان]] برای [[رفع اختلاف]]، مصاحف را یکی کرد، جای تردید نیست؛ ولی بعدها احتمالاً برخی برای فضیلتسازی کوشیدند با بزرگنمایی، کارهای انجام گرفته در [[زمان رسول خدا]] {{صل}} را نادیده گرفته، هرکسی [[شخصیت]] [[محبوب]] خود را «نخستین جامع قرآن» معرفی کند، از این رو برخی ابوبکر، برخی دیگر عمر و برخی عثمان را نخستین جامع قرآن معرفی میکنند. | شایان ذکر است اینکه [[خلفا]] بعد از [[رسول خدا]] {{صل}} در خصوص [[قرآن]] کاری انجام دادهاند مثلاً [[ابوبکر]] برای خود [[صُحُف]] یا مصاحفی تدوین کرد و [[عثمان]] برای [[رفع اختلاف]]، مصاحف را یکی کرد، جای تردید نیست؛ ولی بعدها احتمالاً برخی برای فضیلتسازی کوشیدند با بزرگنمایی، کارهای انجام گرفته در [[زمان رسول خدا]] {{صل}} را نادیده گرفته، هرکسی [[شخصیت]] [[محبوب]] خود را «نخستین جامع قرآن» معرفی کند، از این رو برخی ابوبکر، برخی دیگر عمر و برخی عثمان را نخستین جامع قرآن معرفی میکنند. | ||
به هر روی بر فرض [[صحت]] [[روایات]] جمع قرآن در [[زمان ابوبکر]] او نیز مانند دیگر [[صحابه]] پس از رسول خدا {{صل}} کوشید تا [[قرآنی]] شخصی در ضمن صحیفههایی پراکنده <ref>مقدمتان فی علوم القرآن، ص۱۸؛ ر. ک: التحریر والتنویر، ج ۱، ص۵۱؛ دراسات قرآنیه، ص۸۶. </ref> یا در مجموعه ای میان دو جلد <ref>ر. ک: مناهل العرفان، ج ۱، ص۲۵۰؛ المصاحف، ج ۱، ص۱۵۳ - ۱۵۵. </ref> برای خود فراهم کند، از این رو آن را در [[اختیار]] [[مسلمانان]] قرار نداد و پس از او نیز به عمر که در این کار او را [[همراهی]] کرد منتقل شد و بعد از عمر نزد دخترش [[حفصه]] بود و عثمان در [[توحید]] مصاحف از آن استفاده کرد و پس از [[مرگ]] حفصه توسط [[مروان]] از بین برده شد. <ref>المصاحف، ج ۱، ص۱۶۶ - ۱۶۹؛ دراسات قرآنیه، ص۸۶. </ref> شاید بتوان روایتی را مؤیدی بر این مدعا دانست که میگوید: ابوبکر خود شخصاً مصحفی نگاشت و از [[زید بن ثابت]] خواست در آن نظر کند و زید نپذیرفت تا اینکه ابوبکر، عمر را واسطه کرد و زید این کار را کرد. <ref>جمال القراء، ج ۱، ص۲۶۴. </ref> گفتنی است که بنا به روایتی نخستین بار عمر به جمع قرآن پرداخت. <ref>المصاحف، ج ۱، ص۱۷۰ - ۱۷۱؛ کنزالعمال، ج ۲، ص۵۷۸. </ref> [[طبری]] [[معتقد]] است این نسبت از آن روست که هرچند کار جمع قرآن در نوشت ابزارهای مختلف در [[زمان ابوبکر]] به پایان رسید؛ ولی عمر بعد از [[ابوبکر]] آن را در یک [[مصحف]] قرار داد. <ref>جامع البیان، ج ۱، ص۲۱. </ref> [[ابن حجر]] و به تبع او [[سیوطی]] با اشکال بر این [[روایت]] به سبب منقطع بودن بر این باورند که این روایت بدین معنا است که عمر برای اولین بار به ابوبکر اشاره کرد تا [[قرآن]] را | به هر روی بر فرض [[صحت]] [[روایات]] جمع قرآن در [[زمان ابوبکر]] او نیز مانند دیگر [[صحابه]] پس از رسول خدا {{صل}} کوشید تا [[قرآنی]] شخصی در ضمن صحیفههایی پراکنده <ref>مقدمتان فی علوم القرآن، ص۱۸؛ ر. ک: التحریر والتنویر، ج ۱، ص۵۱؛ دراسات قرآنیه، ص۸۶. </ref> یا در مجموعه ای میان دو جلد <ref>ر. ک: مناهل العرفان، ج ۱، ص۲۵۰؛ المصاحف، ج ۱، ص۱۵۳ - ۱۵۵. </ref> برای خود فراهم کند، از این رو آن را در [[اختیار]] [[مسلمانان]] قرار نداد و پس از او نیز به عمر که در این کار او را [[همراهی]] کرد منتقل شد و بعد از عمر نزد دخترش [[حفصه]] بود و عثمان در [[توحید]] مصاحف از آن استفاده کرد و پس از [[مرگ]] حفصه توسط [[مروان]] از بین برده شد. <ref>المصاحف، ج ۱، ص۱۶۶ - ۱۶۹؛ دراسات قرآنیه، ص۸۶. </ref> شاید بتوان روایتی را مؤیدی بر این مدعا دانست که میگوید: ابوبکر خود شخصاً مصحفی نگاشت و از [[زید بن ثابت]] خواست در آن نظر کند و زید نپذیرفت تا اینکه ابوبکر، عمر را واسطه کرد و زید این کار را کرد. <ref>جمال القراء، ج ۱، ص۲۶۴. </ref> گفتنی است که بنا به روایتی نخستین بار عمر به جمع قرآن پرداخت. <ref>المصاحف، ج ۱، ص۱۷۰ - ۱۷۱؛ کنزالعمال، ج ۲، ص۵۷۸. </ref> [[طبری]] [[معتقد]] است این نسبت از آن روست که هرچند کار جمع قرآن در نوشت ابزارهای مختلف در [[زمان ابوبکر]] به پایان رسید؛ ولی عمر بعد از [[ابوبکر]] آن را در یک [[مصحف]] قرار داد. <ref>جامع البیان، ج ۱، ص۲۱. </ref> [[ابن حجر]] و به تبع او [[سیوطی]] با اشکال بر این [[روایت]] به سبب منقطع بودن بر این باورند که این روایت بدین معنا است که عمر برای اولین بار به ابوبکر اشاره کرد تا [[قرآن]] را جمعآوری کند، ref>فتح الباری، ج ۹، ص۱۰؛ [[الاتقان]]، ج ۱، ص۱۵۵. </ref> در هر حال به احتمال زیاد [[هدف]] اصلی این گونه [[روایات]] ثبت [[فضیلت]] «نخستین جامع قرآن» برای افرادی خاص است.<ref>[[سید عبدالرسول حسینیزاده|حسینیزاده، سید عبدالرسول]]، [[جمع قرآن (مقاله)|مقاله «جمع قرآن»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم، ج۹.]]</ref> | ||
=== [[اجتهادی]] بودن ترتیب برخی از [[سورههای قرآن]] === | === [[اجتهادی]] بودن ترتیب برخی از [[سورههای قرآن]] === | ||
جمعی از قرآنپژوهان به توقیفی بودن ترتیب بسیاری از سورههای قرآن معتقدند؛ اما در عین حال ترتیب برخی از [[سورهها]] مانند [[سوره توبه]] را اجتهادی و مربوط به دوران پس از [[پیامبر]] میدانند. [[بیهقی]]، [[ابن عطیه]] <ref>المحرر الوجیز، ج ۱، ص۵۰. </ref>، [[ابن حجر]]<ref>فتح الباری، ج ۹، ص۳۹. </ref>، [[سیوطی]]<ref>الاتقان، ج ۱، ص۱۶۷. </ref> و از معاصران [[ابن عاشور]]،<ref>التحریر والتنویر، ج ۱، ص۸۶ - ۸۷. </ref> [[زرقانی]]،<ref>مناهل العرفان، ج ۱، ص۳۵۶ - ۳۵۷. </ref> [[رامیار]]<ref>تاریخ قرآن، رامیار، ص۲۹۵. </ref> و دکتر [[حجتی]]<ref>تاریخ قرآن، حجتی، ص۹۰ - ۹۳. </ref> از این گروهاند. دلیل این گروه برخی روایاتی است که تصریح میکند ترتیب بعضی سورهها اجتهادی است؛ از جمله برپایه روایتی [[ابن عباس]] از [[عثمان]] میپرسد: چرا [[سوره انفال]] را که از [[مثانی]] است با [[سوره توبه]] که از مئین است کنار هم آورده و بین آن دو با {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱.</ref> فاصله نینداخته و در سبع طُوال قرار دادید؟ عثمان پاسخ میدهد: زیرا درباره سوره توبه که از آخرین سورههای نازل شده بر پیامبر بود چیزی از [[رسول خدا]] {{صل}} به ما نرسیده بود و داستان هر دو [[سوره]] شبیه هم بود، از این رو آن دو را کنار هم نهادم. [[ابن عطیه]] [[معتقد]] است با توجه به [[اخبار]]، ترتیب سورههایِ سبع طُوال، [[حوامیم]] و مفصلات توقیفی است؛ ولی ترتیب برخی دیگر [[اجتهادی]] است؛<ref>المحرر الوجیز، ج ۱، ص۵۰. </ref> ولی [[ابوجعفر بن زبیر]] معتقد است [[روایات]] بر بیش از آنچه ابن عطیه گفته است دلالت دارد. <ref>البرهان، ج ۱، ص۲۵۸. </ref> [[سیوطی]] با استناد به [[روایت]] [[ابن عباس]] نظر [[بیهقی]] را که به توقیفی بودن همه [[سورهها]] جز [[برائت]] و [[سوره انفال]] معتقد است آرامبخش [[دل]] میداند. <ref>الاتقان، ج ۱، ص۱۶۷. </ref> به نظر در این امر مهم نمیتوان بر [[خبر واحد]] ضعیفی [[اعتماد]] کرد که حتی براساس [[قواعد]] رجالی [[اهل سنت]] از طریق [[راوی]] مجهول الحالی ([[یزید الفارسی]]) نقل شده که او را کاتب [[عبیداللّه بن زیاد]] دانستهاند. <ref>التاریخ الکبیر، ج ۸، ص۳۶۷ - ۳۶۸؛ الجرح والتعدیل، ج ۹، ص۲۹۳ - ۲۹۴؛ مناهل العرفان، ج ۱، ص۳۶۰ - ۳۶۱. </ref> [[باقلانی]] در مضمون این روایت تردید میکند و احتمال میدهد در نقل آن کم یا زیادی رخ داده باشد. <ref>الانتصار، ج ۱، ص۲۸۲. </ref> جای [[شگفتی]] است که ادعا میشود [[پیامبر]] {{صل}} ترتیب بخش بزرگی از [[قرآن]] را معین کرد؛ ولی ترتیب بخش اندک یا دو [[سوره توبه]] و [[سوره انفال]] را به [[اجتهاد]] [[صحابه]] واگذاشت؛ به ویژه که [[نزول]] [[سوره انفال]] در اوائل [[هجرت]] و در [[جنگ بدر]] بوده <ref>التحریر والتنویر، ج ۹، ص۶. </ref> و آن [[حضرت]] با توجه به روایات به [[رحلت]] خویش [[آگاه]] بودهاند<ref>نک: صحیح البخاری، ج ۶، ص۱۰۱ - ۱۰۲. </ref>.<ref>[[سید عبدالرسول حسینیزاده|حسینیزاده، سید عبدالرسول]]، [[جمع قرآن (مقاله)|مقاله «جمع قرآن»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم، ج۹.]]</ref> | جمعی از قرآنپژوهان به توقیفی بودن ترتیب بسیاری از سورههای قرآن معتقدند؛ اما در عین حال ترتیب برخی از [[سورهها]] مانند [[سوره توبه]] را اجتهادی و مربوط به دوران پس از [[پیامبر]] میدانند. [[بیهقی]]، [[ابن عطیه]] <ref>المحرر الوجیز، ج ۱، ص۵۰. </ref>، [[ابن حجر]]<ref>فتح الباری، ج ۹، ص۳۹. </ref>، [[سیوطی]]<ref>الاتقان، ج ۱، ص۱۶۷. </ref> و از معاصران [[ابن عاشور]]،<ref>التحریر والتنویر، ج ۱، ص۸۶ - ۸۷. </ref> [[زرقانی]]،<ref>مناهل العرفان، ج ۱، ص۳۵۶ - ۳۵۷. </ref> [[رامیار]]<ref>تاریخ قرآن، رامیار، ص۲۹۵. </ref> و دکتر [[حجتی]]<ref>تاریخ قرآن، حجتی، ص۹۰ - ۹۳. </ref> از این گروهاند. دلیل این گروه برخی روایاتی است که تصریح میکند ترتیب بعضی سورهها اجتهادی است؛ از جمله برپایه روایتی [[ابن عباس]] از [[عثمان]] میپرسد: چرا [[سوره انفال]] را که از [[مثانی]] است با [[سوره توبه]] که از مئین است کنار هم آورده و بین آن دو با {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱.</ref> فاصله نینداخته و در سبع طُوال قرار دادید؟ عثمان پاسخ میدهد: زیرا درباره سوره توبه که از آخرین سورههای نازل شده بر پیامبر بود چیزی از [[رسول خدا]] {{صل}} به ما نرسیده بود و داستان هر دو [[سوره]] شبیه هم بود، از این رو آن دو را کنار هم نهادم. [[ابن عطیه]] [[معتقد]] است با توجه به [[اخبار]]، ترتیب سورههایِ سبع طُوال، [[حوامیم]] و مفصلات توقیفی است؛ ولی ترتیب برخی دیگر [[اجتهادی]] است؛<ref>المحرر الوجیز، ج ۱، ص۵۰. </ref> ولی [[ابوجعفر بن زبیر]] معتقد است [[روایات]] بر بیش از آنچه ابن عطیه گفته است دلالت دارد. <ref>البرهان، ج ۱، ص۲۵۸. </ref> [[سیوطی]] با استناد به [[روایت]] [[ابن عباس]] نظر [[بیهقی]] را که به توقیفی بودن همه [[سورهها]] جز [[برائت]] و [[سوره انفال]] معتقد است آرامبخش [[دل]] میداند. <ref>الاتقان، ج ۱، ص۱۶۷. </ref> به نظر در این امر مهم نمیتوان بر [[خبر واحد]] ضعیفی [[اعتماد]] کرد که حتی براساس [[قواعد]] رجالی [[اهل سنت]] از طریق [[راوی]] مجهول الحالی ([[یزید الفارسی]]) نقل شده که او را کاتب [[عبیداللّه بن زیاد]] دانستهاند. <ref>التاریخ الکبیر، ج ۸، ص۳۶۷ - ۳۶۸؛ الجرح والتعدیل، ج ۹، ص۲۹۳ - ۲۹۴؛ مناهل العرفان، ج ۱، ص۳۶۰ - ۳۶۱. </ref> [[باقلانی]] در مضمون این روایت تردید میکند و احتمال میدهد در نقل آن کم یا زیادی رخ داده باشد. <ref>الانتصار، ج ۱، ص۲۸۲. </ref> جای [[شگفتی]] است که ادعا میشود [[پیامبر]] {{صل}} ترتیب بخش بزرگی از [[قرآن]] را معین کرد؛ ولی ترتیب بخش اندک یا دو [[سوره توبه]] و [[سوره انفال]] را به [[اجتهاد]] [[صحابه]] واگذاشت؛ به ویژه که [[نزول]] [[سوره انفال]] در اوائل [[هجرت]] و در [[جنگ بدر]] بوده <ref>التحریر والتنویر، ج ۹، ص۶. </ref> و آن [[حضرت]] با توجه به روایات به [[رحلت]] خویش [[آگاه]] بودهاند<ref>نک: صحیح البخاری، ج ۶، ص۱۰۱ - ۱۰۲. </ref>.<ref>[[سید عبدالرسول حسینیزاده|حسینیزاده، سید عبدالرسول]]، [[جمع قرآن (مقاله)|مقاله «جمع قرآن»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم، ج۹.]]</ref> | ||