بدون خلاصۀ ویرایش
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = جهان | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[جهانی شدن در کلام اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | |||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | |||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
فرآیندی است [[اجتماعی]] که قید و بندهای جغرافیایی [[حاکم]] بر [[روابط اجتماعی]] و [[فرهنگی]] را از میان میبرد<ref>فرهنگ واژهها، ۲۴۶.</ref>. این اصطلاح از حول و حوش سال ۱۹۶۰ م. رواج عام یافته است. بنابر نظریه جهانی شدن، رفته رفته فرآیند فشردگی فزاینده زمان و فضا موجب میشود تا [[مردم]] [[جهان]] کمابیش به صورت آگاهانه در جامعهای جهانی ادغام شوند. این فرآیند، دست کم به لحاظ [[تاریخی]]، تحولی است برگشتناپذیر<ref>فرهنگ روابط بینالملل، ۱۳۰.</ref>. جهانی شدن، حرکتی است به سوی جامعهای جهانی واحد. بسیاری از صاحبنظران، مفهوم جهانی شدن را با "غربیسازی" برابر میدانند و معتقدند که مقصود آن، [[حاکم]] گشتن [[فرهنگ]] غربی بر سراسر [[گیتی]] است<ref>دام جهانی شدن، ۴۹- ۴۷.</ref>. این [[فرهنگ]] از گذر [[استعمار]] نو یا فرا نو، [[وابستگی]] [[اقتصادی]]، فناوری [[برتر]] ارتباطات، [[مهاجرت]] و مرعوب ساختن [[ملل]] ضعیف [[جهان]]، به همه کشورها راه مییابد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۲۰.</ref>. | |||
== زمینههای جهانی شدن == | == زمینههای جهانی شدن == | ||
# '''[[اقتصاد]]:''' تحولات [[جهان]] به گونهای رقم میخورد که [[دولتها]] [[اختیار]] [[اقتصاد]] ملی خویش را به گونهای فزاینده از کف میدهند و عناصر اصلی [[سیاستهای اقتصادی]] و [[مالی]] ملی، رنگ و بویی جهانی میگیرند. در [[اقتصاد]] جهانی، کاپیتالیسم و [[سرمایهداری]] غربی، سردمدار است. توسعه [[تجارت]] آزاد در [[نظام]] سودگرایی، رشد شرکتهای چند ملیتی و گسترش مراکز [[مالی]] جهانی، همگی از مؤلفههای بُعد [[اقتصادی]] جهانیشدناند | # '''[[اقتصاد]]:''' تحولات [[جهان]] به گونهای رقم میخورد که [[دولتها]] [[اختیار]] [[اقتصاد]] ملی خویش را به گونهای فزاینده از کف میدهند و عناصر اصلی [[سیاستهای اقتصادی]] و [[مالی]] ملی، رنگ و بویی جهانی میگیرند. در [[اقتصاد]] جهانی، کاپیتالیسم و [[سرمایهداری]] غربی، سردمدار است. توسعه [[تجارت]] آزاد در [[نظام]] سودگرایی، رشد شرکتهای چند ملیتی و گسترش مراکز [[مالی]] جهانی، همگی از مؤلفههای بُعد [[اقتصادی]] جهانیشدناند. | ||
# '''[[سیاست]]:''' با [[ظهور]] و گسترش اختیارات نهادهای [[سیاسی]] جهانی، تحولات ژرفی در [[قدرت]] و [[حاکمیت]] دولتهای ملی رخ مینماید و به محدودیت آنها دامن میزند. [[ناتوانی]] و ناکارآمدی برخی [[دولتها]] در حل چالشها و مسائل داخلی و همچنین رشد پیمانها و اتحادهای منطقهای و جهانی و [[ظهور]] سازمانهای بینالمللی مانند سازمان [[ملل]]، بر شتاب فرآیند جهانیشدن در بُعد [[سیاسی]] میافزاید | # '''[[سیاست]]:''' با [[ظهور]] و گسترش اختیارات نهادهای [[سیاسی]] جهانی، تحولات ژرفی در [[قدرت]] و [[حاکمیت]] دولتهای ملی رخ مینماید و به محدودیت آنها دامن میزند. [[ناتوانی]] و ناکارآمدی برخی [[دولتها]] در حل چالشها و مسائل داخلی و همچنین رشد پیمانها و اتحادهای منطقهای و جهانی و [[ظهور]] سازمانهای بینالمللی مانند سازمان [[ملل]]، بر شتاب فرآیند جهانیشدن در بُعد [[سیاسی]] میافزاید. | ||
# '''[[فرهنگ]]:''' هواخواهان نظریه جهانیشدن، [[فرهنگ]] و ارزشهای همسنخ و یکدستی را که بیشتر برخاسته [[جوامع]] غربی است، "[[فرهنگ]] جهانی" میخوانند. از این [[فرهنگ]] واحد، [[جامعه]] مدنی جهانی سر برمیآورد و فرهنگهای ملی و بومی را به چالش میکشاند و با بهانههایی همانند [[دفاع]] از [[حقوق بشر]]، به مخاطرهای جدی میاندازد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، | # '''[[فرهنگ]]:''' هواخواهان نظریه جهانیشدن، [[فرهنگ]] و ارزشهای همسنخ و یکدستی را که بیشتر برخاسته [[جوامع]] غربی است، "[[فرهنگ]] جهانی" میخوانند. از این [[فرهنگ]] واحد، [[جامعه]] مدنی جهانی سر برمیآورد و فرهنگهای ملی و بومی را به چالش میکشاند و با بهانههایی همانند [[دفاع]] از [[حقوق بشر]]، به مخاطرهای جدی میاندازد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۲۰ ـ ۲۲۱.</ref>. | ||
== مبانی جهانیشدن == | == مبانی جهانیشدن == | ||
از آن رو که این موضوع از حول و حوش دهه ۱۹۶۰ م. در [[غرب]] مطرح گشت و در اواسط دهه ۱۹۸۰ م. در همانجا بر سر زبانها افتاد و شیوع یافت، باید مبانی آن را در باورهای غربی پی جست. مهمترین مبانی جهانیشدن، عبارتاند از: [[اومانیسم]] یا انسانمحوری، لیبرالیسم یا آزادیمحوری، سکولاریسم یا دینگریزی و کاپیتالیسم یا سودمحوری<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۲۱.</ref>. | |||
== پیامدهای جهانیشدن == | == پیامدهای جهانیشدن == | ||
# مطالعات نشان میدهند که جهانی شدن از نظر [[اقتصادی]] به زیان [[ملل]] [[جهان]] سوم میانجامد. [[مردم]] [[جهان]] سوم، از نیروی کار غیر ماهر و مواد خام بهرهمندند و بدین سان، ادغام آنها در [[نظام]] [[اقتصاد]] جهانی، موجب میشود که کشورهای [[سرمایهدار]] غربی آسان و با هزینهای کمتر، داشتههای این [[ملل]] را به سود خود به کار گیرند و بر غنای خویش بیفزایند و در برابر، [[ملل]] [[جهان]] سوم بیش از پیش به سوی [[فقر]] و عقبماندگی واپس زده شوند | # مطالعات نشان میدهند که جهانی شدن از نظر [[اقتصادی]] به زیان [[ملل]] [[جهان]] سوم میانجامد. [[مردم]] [[جهان]] سوم، از نیروی کار غیر ماهر و مواد خام بهرهمندند و بدین سان، ادغام آنها در [[نظام]] [[اقتصاد]] جهانی، موجب میشود که کشورهای [[سرمایهدار]] غربی آسان و با هزینهای کمتر، داشتههای این [[ملل]] را به سود خود به کار گیرند و بر غنای خویش بیفزایند و در برابر، [[ملل]] [[جهان]] سوم بیش از پیش به سوی [[فقر]] و عقبماندگی واپس زده شوند. | ||
# با گشوده شدن مرزهای ملی، [[اقتدار]] [[سیاسی]] [[دولتها]] روی به نقصان میگذارد و مفاهیم ملی همچون [[هویت]] ملی، در مواجهه با سازمانهای جهانی- که بیشتر ابزار دست قدرتهای غربیاند- به مخاطره افتند. ج. بی [[گمان]]، در روزگار معاصر، امکانات پیشرفته ارتباطات و فناوری [[برتر]] رسانهای در دست [[جوامع]] غربی است. این [[حقیقت]]، امکان رقابت را از دیگر [[جوامع]] سلب میکند. بدین سان، آنچه از این هماوردی سر برمیآورد و پیروز از میدان برون میرود، [[فرهنگ]] خاص غربی است. جهانیسازی [[فرهنگی]]، افزون بر هدم [[سنن]] و قومیتهای بومی و ارزشهای ملی، به دوگانگی و از خودبیگانگی و بحران [[هویت]] در [[جوامع]] پایین دست میانجامد | # با گشوده شدن مرزهای ملی، [[اقتدار]] [[سیاسی]] [[دولتها]] روی به نقصان میگذارد و مفاهیم ملی همچون [[هویت]] ملی، در مواجهه با سازمانهای جهانی- که بیشتر ابزار دست قدرتهای غربیاند- به مخاطره افتند. ج. بی [[گمان]]، در روزگار معاصر، امکانات پیشرفته ارتباطات و فناوری [[برتر]] رسانهای در دست [[جوامع]] غربی است. این [[حقیقت]]، امکان رقابت را از دیگر [[جوامع]] سلب میکند. بدین سان، آنچه از این هماوردی سر برمیآورد و پیروز از میدان برون میرود، [[فرهنگ]] خاص غربی است. جهانیسازی [[فرهنگی]]، افزون بر هدم [[سنن]] و قومیتهای بومی و ارزشهای ملی، به دوگانگی و از خودبیگانگی و بحران [[هویت]] در [[جوامع]] پایین دست میانجامد. | ||
در نظرگاه اندیشهمندان [[مسلمان]]، جهانیشدن واقعیتی است که در بسیاری از ابعاد، انکارناپذیر است؛ ولی باید آن را فرصتی برای جذب ویژگیهای سازنده دیگر [[جوامع]] و صدور ارزشهای [[اسلامی]] دانست و این، هوشیاری و زیرکی و [[برنامهریزی]] تمنا میکند. با دقت در آموزههای [[شیعی]] این [[حقیقت]] آشکار میشود که [[تشیع]] نیز به گونهای جهانیشدن [[معتقد]] است و این [[اعتقاد]] جایگاهی بنیادی برای او دارد؛ اما جهانیشدن در نظرگاه [[شیعی]] مفهوم و مقصودی دیگر دارد. | |||
جهانی شدن در [[باور]] غربیان به معنای گسترش بی چون و چرای آموزهها و [[فرهنگ]] غربی در سراسر [[جهان]] است؛ ولی بنابر معتقدات [[شیعی]]، جهانی شدن به معنای راه نمودن همه [[انسانها]] و [[جوامع انسانی]] به [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] و خشکانیدن ریشههای [[جهل]] و [[ستم]] و [[گناه]] است. [[قرآن کریم]] نیز بدین [[حقیقت]] اشارت برده و [[بشارت]] داده است که [[آیین حق]] بر همه [[آیینها]] غالب میآید<ref>{{متن قرآن| يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}؛ سوره توبه، آیه ۳۲ و ۳۳.</ref>. | |||
بنابر [[روایات]] بزرگان [[معصوم]] {{ع}} جهانیشدن [[اسلامی]] آن گاه تحقق میپذیرد که واپسین [[جانشین پیامبر]] {{صل}}، [[حضرت مهدی]] {{ع}} [[حکومت جهانی]] خویش را برپا سازد. از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] است که [[بشارت]] [[قرآن]] بر [[پیروزی]] [[آیین حق]] تنها آن گاه جامه واقعیت بر تن میکند که [[حضرت مهدی]] {{ع}} [[ظهور]] کند و در آن روز در سراسر [[جهان]] کسی بر جای نمیماند که خدای را [[انکار]] کند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۲۱ ـ ۲۲۲.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۲۷: | خط ۳۲: | ||
{{جامعه}} | {{جامعه}} | ||
[[رده: | [[رده:جهانشناسی]] | ||