بدون خلاصۀ ویرایش
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = دختر | | موضوع مرتبط = دختر | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = دختر | ||
| مداخل مرتبط = [[دختر در قرآن]] - [[دختر در | | مداخل مرتبط = [[دختر در قرآن]] - [[دختر در معارف و سیره نبوی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
دختر واژهای [[فارسی]] به معنای فرزند اناث [[انسان]] و [[کودک]] یا نوجوان از جنس مؤنث است و در فارسی به آن دُخت هم میگویند. <ref>لغت نامه، ج ۷، ص ۱۰۴۹۱؛ فرهنگ فارسی، ج ۲، ص ۱۴۹۸، "دختر".</ref> نزدیکترین معادل [[عربی]] آن "بنت" است و جمع آن "بنات".<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص ۹۶؛ المصباح، ص ۶۳، "ابن".</ref> بعضی واژهپژوهان "بنت" را از ریشه "ب ـ ن ـ و"<ref>المصباح، ص ۶۳. </ref> و برخی از ریشه "ب ـ ن ـ ی" به معنای ساختن دانستهاند <ref>التحقیق، ج ۱، ص ۳۴۰ ـ ۳۴۲، "بنو".</ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] | دختر واژهای [[فارسی]] به معنای فرزند اناث [[انسان]] و [[کودک]] یا نوجوان از جنس مؤنث است و در فارسی به آن دُخت هم میگویند. <ref>لغت نامه، ج ۷، ص ۱۰۴۹۱؛ فرهنگ فارسی، ج ۲، ص ۱۴۹۸، "دختر".</ref> نزدیکترین معادل [[عربی]] آن "بنت" است و جمع آن "بنات".<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص ۹۶؛ المصباح، ص ۶۳، "ابن".</ref> بعضی واژهپژوهان "بنت" را از ریشه "ب ـ ن ـ و"<ref>المصباح، ص ۶۳. </ref> و برخی از ریشه "ب ـ ن ـ ی" به معنای ساختن دانستهاند <ref>التحقیق، ج ۱، ص ۳۴۰ ـ ۳۴۲، "بنو".</ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]].</ref> | ||
== دختر در [[قرآن]] == | == دختر در [[قرآن]] == | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۲: | ||
# [[ولایت پدر]] در [[عقد]] [[نکاح]] دائم یا موقت دختر باکره {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمیخواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref> | # [[ولایت پدر]] در [[عقد]] [[نکاح]] دائم یا موقت دختر باکره {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمیخواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref> | ||
# [[اعتقاد]] [[مشرکان]] به دختر داشتن [[خدا]] {{متن قرآن|وَيَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُمْ مَا يَشْتَهُونَ}}<ref>«و دختران را برای خداوند میپندارند- پاکاکه اوست- و برای خودشان آنچه خود میخواهند» سوره نحل، آیه ۵۷.</ref>؛ | # [[اعتقاد]] [[مشرکان]] به دختر داشتن [[خدا]] {{متن قرآن|وَيَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُمْ مَا يَشْتَهُونَ}}<ref>«و دختران را برای خداوند میپندارند- پاکاکه اوست- و برای خودشان آنچه خود میخواهند» سوره نحل، آیه ۵۷.</ref>؛ | ||
همچنین در آیاتی سخن از دختران بهشتی و ویژگیهای آنان است؛ مانند: {{متن قرآن|كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ}}<ref>«چنین است، و زنان سیاه چشم درشت دیدهای را همسر آنان گردانیدیم» سوره دخان، آیه ۵۴.</ref>، {{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ}}<ref>«(آنان) بر تختهایی کنار هم چیده پشت میدهند و زنانی درشت چشم را به همسری آنان در میآوریم» سوره طور، آیه ۲۰.</ref>، {{متن قرآن| فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلا جَانٌّ }}<ref>«در آن (بهشت) ها دوشیزگانی خوشخو و خوشرویند پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ میشمارید؟ سیهدیده زنانی پردهنشین در خیمهها. پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ میشمارید؟ که پیش از آن (شوی) ها، هیچ آدمی و پری به آنان دست نزده است» سوره الرحمن، آیه ۷۰-۷۴.</ref> و {{متن قرآن|وَحُورٌ عِينٌ كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و سیاهدیده زنانی درشت چشم همانند مروارید فرو پوشیده. به پاداش آنچه انجام میدادهاند» سوره واقعه، آیه ۲۲-۲۴.</ref>، {{متن قرآن| إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا عُرُبًا أَتْرَابًا }}<ref>«که ما آنان را به گونهای ویژه پدید آوردهایم، و، آنان را دوشیزه آفریدهایم، که شوهر دوستانی همسن و سالند» سوره واقعه، آیه ۳۵-۳۷.</ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] | همچنین در آیاتی سخن از دختران بهشتی و ویژگیهای آنان است؛ مانند: {{متن قرآن|كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ}}<ref>«چنین است، و زنان سیاه چشم درشت دیدهای را همسر آنان گردانیدیم» سوره دخان، آیه ۵۴.</ref>، {{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ}}<ref>«(آنان) بر تختهایی کنار هم چیده پشت میدهند و زنانی درشت چشم را به همسری آنان در میآوریم» سوره طور، آیه ۲۰.</ref>، {{متن قرآن| فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلا جَانٌّ }}<ref>«در آن (بهشت) ها دوشیزگانی خوشخو و خوشرویند پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ میشمارید؟ سیهدیده زنانی پردهنشین در خیمهها. پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ میشمارید؟ که پیش از آن (شوی) ها، هیچ آدمی و پری به آنان دست نزده است» سوره الرحمن، آیه ۷۰-۷۴.</ref> و {{متن قرآن|وَحُورٌ عِينٌ كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و سیاهدیده زنانی درشت چشم همانند مروارید فرو پوشیده. به پاداش آنچه انجام میدادهاند» سوره واقعه، آیه ۲۲-۲۴.</ref>، {{متن قرآن| إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا عُرُبًا أَتْرَابًا }}<ref>«که ما آنان را به گونهای ویژه پدید آوردهایم، و، آنان را دوشیزه آفریدهایم، که شوهر دوستانی همسن و سالند» سوره واقعه، آیه ۳۵-۳۷.</ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]].</ref> | ||
== دختر در [[اقوام]] پیشین و [[روزگار]] [[جاهلی]] == | == دختر در [[اقوام]] پیشین و [[روزگار]] [[جاهلی]] == | ||
| خط ۴۰: | خط ۳۹: | ||
نمونه دیگر، [[خواهر]] [[موسی]] {{ع}} است که به [[دستور]] مادرش پیگیر وضعیت موسی {{ع}} شد که به دریا افکنده شده بود و همین دختر سرانجام واسطه رسیدن [[مادر موسی]] {{ع}} به وی شد. {{متن قرآن|وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و به خواهر موسی گفت: او را دنبال کن! و از دور چشم بر او داشت و آنان درنمییافتند و پیش از آن، (پستان) دایگان را از او بازداشتیم؛ (خواهر موسی) گفت: میخواهید شما را به خانوادهای رهنمون شوم که او را برای شما نگهدارند و خیراندیش او باشند؟ پس (بدینگونه) او را به مادرش باز گرداندیم تا چشمش (بدو) روشن گردد و اندوهگین نباشد و بداند که وعده خداوند راستین است اما بیشتر آنان نمیدانند» سوره قصص، آیه ۱۱-۱۳.</ref> از دیگر نمونهها میتوان به کارکردن دو دختر [[شعیب]] {{ع}} در بیرون از [[خانه]] و کمک کردن موسی {{ع}} به آنان و آمدن یکی از آن دو با حالت [[حیا]] نزد موسی {{ع}} و بردن وی نزد پدرشان و پیشنهاد یکی از [[دختران]] برای [[اجیر]] کردن موسی {{ع}} به [[پدر]] و سرانجام، [[ازدواج]] یکی از آن دو با موسی {{ع}} اشاره کرد. {{متن قرآن|وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الأَمِينُ قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَن تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ قَالَ ذَلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ أَيَّمَا الأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلا عُدْوَانَ عَلَيَّ وَاللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ }}<ref>«و چون به آب مدین رسید بر آن، گروهی را دید که (گوسفندان خود را) آب میدادند و کنار آنان دو زن را دید که (گوسفندان خود را از رفتن به سوی آب) دور میداشتند. گفت: شما چه میکنید؟ گفتند: ما (به گوسفندان خود) آب نمیدهیم تا شبانان (گوسفندان خود را از آبشخور) باز گردانند و پدر ما پیری کهنسال است. پس برای آن دو (گوسفندان را) آب داد سپس به سایه بازگشت و گفت پروردگارا به هر خیری که به من برسانی نیازمندم. آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمیداشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا میخواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی. یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر! او را به مزد گیر که بیگمان بهترین کسی که (میتوانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است. (شعیب) گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی پس اگر ده سال را به پایان بردی خود دانی و من نمیخواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت. (موسی) گفت: این (قرار) میان من و شما بماند که هر یک از دو زمان را به پایان بردم بر من تجاوزی (روا) نباشد و خداوند بر آنچه میگوییم نگهبان است» سوره قصص، آیه ۲۳-۲۸.</ref> | نمونه دیگر، [[خواهر]] [[موسی]] {{ع}} است که به [[دستور]] مادرش پیگیر وضعیت موسی {{ع}} شد که به دریا افکنده شده بود و همین دختر سرانجام واسطه رسیدن [[مادر موسی]] {{ع}} به وی شد. {{متن قرآن|وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و به خواهر موسی گفت: او را دنبال کن! و از دور چشم بر او داشت و آنان درنمییافتند و پیش از آن، (پستان) دایگان را از او بازداشتیم؛ (خواهر موسی) گفت: میخواهید شما را به خانوادهای رهنمون شوم که او را برای شما نگهدارند و خیراندیش او باشند؟ پس (بدینگونه) او را به مادرش باز گرداندیم تا چشمش (بدو) روشن گردد و اندوهگین نباشد و بداند که وعده خداوند راستین است اما بیشتر آنان نمیدانند» سوره قصص، آیه ۱۱-۱۳.</ref> از دیگر نمونهها میتوان به کارکردن دو دختر [[شعیب]] {{ع}} در بیرون از [[خانه]] و کمک کردن موسی {{ع}} به آنان و آمدن یکی از آن دو با حالت [[حیا]] نزد موسی {{ع}} و بردن وی نزد پدرشان و پیشنهاد یکی از [[دختران]] برای [[اجیر]] کردن موسی {{ع}} به [[پدر]] و سرانجام، [[ازدواج]] یکی از آن دو با موسی {{ع}} اشاره کرد. {{متن قرآن|وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الأَمِينُ قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَن تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ قَالَ ذَلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ أَيَّمَا الأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلا عُدْوَانَ عَلَيَّ وَاللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ }}<ref>«و چون به آب مدین رسید بر آن، گروهی را دید که (گوسفندان خود را) آب میدادند و کنار آنان دو زن را دید که (گوسفندان خود را از رفتن به سوی آب) دور میداشتند. گفت: شما چه میکنید؟ گفتند: ما (به گوسفندان خود) آب نمیدهیم تا شبانان (گوسفندان خود را از آبشخور) باز گردانند و پدر ما پیری کهنسال است. پس برای آن دو (گوسفندان را) آب داد سپس به سایه بازگشت و گفت پروردگارا به هر خیری که به من برسانی نیازمندم. آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمیداشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا میخواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی. یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر! او را به مزد گیر که بیگمان بهترین کسی که (میتوانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است. (شعیب) گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی پس اگر ده سال را به پایان بردی خود دانی و من نمیخواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت. (موسی) گفت: این (قرار) میان من و شما بماند که هر یک از دو زمان را به پایان بردم بر من تجاوزی (روا) نباشد و خداوند بر آنچه میگوییم نگهبان است» سوره قصص، آیه ۲۳-۲۸.</ref> | ||
دختر و [[زن]] در [[زمان جاهلیت]] پیش از [[اسلام]] در سختترین دوران [[زندگی]] میکرده و هیچ ارزشی نداشت. <ref> الصحیح من سیرة النبی، ج ۲، ص ۱۹. </ref> [[محرومیت]] از [[ارث]] از سنّتهای تبعیضآمیز آنان درباره دختر بود. ارث، ویژه کسی بود که [[شمشیر]] به دست بگیرد و بر اسب بنشیند و بجنگد و [[غنیمت]] بگیرد. <ref> المحبر، ص ۳۲۴ و ۳۲۵. </ref> [[قرآن]] با [[نزول آیه]] ارث، برای مردان سهمی و برای [[زنان]] و دختران نیز سهمی از ارث را معیّن و پرداخت آن را حتمی اعلام فرمود. {{متن قرآن|لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا}}<ref>«مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، بر جای مینهند، بهرهای معیّن است؛ و زنان را (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای مینهند؛ بهرهای معیّن است؛ چه کم باشد و چه زیاد» سوره نساء، آیه ۷.</ref> این دستور، خط بطلانی بر [[عقیده]] و [[سنت]] [[جاهلی]] در زمینه [[محروم]] کردن زنان، دختران، [[کودکان]] و مردان غیر فعّال در جنگهای قبیلهای بود. <ref>جامع البیان، ج ۴، ص ۳۴۹؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص ۴۶. </ref> [[خلیفه دوم]] گفته است: در [[فرهنگ]] ما، زنان و دختران هیچ جایگاهی نداشتند و نه تنها از ارث، از همه [[حقوق]] محروم بودند تا قرآن نازل شد. <ref> صحیح البخاری، ج ۶، ص ۶۹؛ صحیح مسلم، ج ۴، ص ۱۹۰؛ الصحیح من سیرة النبی، ج ۲، ص ۱۹. </ref> در [[جاهلیت]]، دختر را مایه [[ننگ]] و [[شرمساری]] میدانستند، از این رو وقتی [[آگاه]] میشدند همسرشان دختر زاییده است، از شدت [[ناراحتی]] و خجلت رنگ چهرهشان سیاه میشد و رخ پنهان میکردند تا کسی را نبینند و دیگران هم آنها را نبینند و در [[فکر]] فرو میرفتند که چه کنند! با [[خواری]] و سرافکندگی دختر را نگه دارند؛ یا زنده به گورش کنند:{{متن قرآن|وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ}}<ref>«و چون یکی از ایشان را به دختر (دار شدن) نوید دهند چهرهاش (از خشم) سیاه میشود و او (ناگزیر) خشم خود را فرو میخورد» سوره نحل، آیه ۵۸.</ref>، {{متن قرآن|يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}}<ref>«از بدی خبری که به او دادهاند از قوم خود پنهان میگردد؛ آیا او را با (احساس) خواری نگه دارد یا (زنده) در خاک پنهان کند؛ هان! بد داوری میکنند» سوره نحل، آیه ۵۹.</ref> پدیده {{عربی|"وَاْد البنات"}} یا [[زنده به گور کردن دختران]]، اقدامی جانسوز، تکان دهنده و شرمآور بود که [[عرب جاهلی]] انجام میدادند که [[قرآن]] در دو جا به آن اشاره میکند. {{متن قرآن|يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}}<ref>«از بدی خبری که به او دادهاند از قوم خود پنهان میگردد؛ آیا او را با (احساس) خواری نگه دارد یا (زنده) در خاک پنهان کند؛ هان! بد داوری میکنند» سوره نحل، آیه ۵۹.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ}}<ref>«و آنگاه که از دختر زنده در گور نهاده، بپرسند: که به کدام گناه او را کشتهاند؟» سوره تکویر، آیه ۸-۹.</ref> برخی [[مفسران]] [[آیات]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ}}<ref>«و بدینگونه در نظر بسیاری از مشرکان، شریکان آنان کشتن فرزندانشان را آراسته جلوه دادند تا آنان را نابود کنند و دینشان را بر آنان مشتبه گردانند و اگر خداوند میخواست چنین نمیکردند پس آنان را با آنچه دروغ میبافند واگذار» سوره انعام، آیه ۱۳۷.</ref> و {{متن قرآن|قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلَادَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِرَاءً عَلَى اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ}}<ref>«به راستی آنان که فرزندان خویش را از بیخردی به نادانی کشتند و آنچه خداوند روزی آنان کرده بود با دروغ بافتن به خداوند حرام دانستند زیان کردند، بیگمان گمراه شدند و رهیافته نبودند» سوره انعام، آیه ۱۴۰.</ref> و {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا}}<ref>«و فرزندانتان را از ترس ناداری مکشید، ما به آنان و شما روزی میدهیم؛ بیگمان کشتن آنان گناهی بزرگ است» سوره اسراء، آیه ۳۱.</ref> را نیز به دخترکشی [[تفسیر]] کردهاند؛<ref>جامع البیان، ج ۱۵، ص ۱۰۰ ـ ۱۰۱؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۲۴۷ ـ ۲۴۸؛ کشف الاسرار، ج ۳، ص ۴۹۹. </ref> ولی بسیاری از مفسران این آیات را درباره [[خصلت]] فرزندکشی [[عربها]] میدانند که ریشه آن [[ترس]] از [[فقر]] بود و به [[دختران]] اختصاص نداشت. <ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۸۵. </ref> در [[سوره تکویر]]، داستان [[محاکمه]] زنده به [[گور]] کنندگان در [[قیامت]] را [[یادآوری]] میشود؛ آنجا که از [[قربانی]] پرسیده میشود که به چه جرمی کشته شده است: {{متن قرآن|وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ}}<ref>«و آنگاه که از دختر زنده در گور نهاده، بپرسند: که به کدام گناه او را کشتهاند؟» سوره تکویر، آیه ۸-۹.</ref> وقتی بیگناهی او روشن شد، [[مصیبت]] بسیار بزرگ و بنیانکن به سراغ [[قاتل]] میآید. <ref> التبیان، ج ۱۰، ص ۲۸۳؛ مجمعالبیان، ج ۱۰، ص ۶۷۴. </ref> به روایتی از [[ابن عباس]]: [[زن]] هنگام زایمان گودالی حفر میکرد و کنار آن مینشست؛ وقتی بچه متولد میشد اگر پسر بود، نگه میداشت و چنانچه دختر بود، درون همان گودال میانداخت و روی آن [[خاک]] میریخت و [[دفن]] میکرد. <ref>تفسیر ابن ابی حاتم، ج ۱۰، ص ۳۴۰۳؛ مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۶۷۴. </ref> به گفتهای، [[انگیزه]] آنان از کشتن [[دختران]]، [[قصه]] [[نعمان بن منذر]] بود که یکی از [[قبایل عرب]] را [[غارت]] و دختر "[[قیس بن عاصم]]" را نیز [[اسیر]] کرد و آنان [[مصالحه]] کردند و همه [[زنان]] به [[قبیله]] خود پیوستند، جز دختر [[قیس]] که ماندن در [[اسارت]] را برگزید. قیس [[سوگند]] یاد کرد هیچ دختری برایش زاییده نشود، مگر زنده به گورش کند و این کار میان [[اعراب جاهلی]] [[سنت]] شد. <ref>مجمع البیان، ج ۴، ص ۵۷۲ ـ ۵۷۳. </ref> به گزارشی، روزی قیس تمیمی پس از [[اسلام آوردن]] [[خدمت]] [[پیامبر]] {{صل}} رسید و عرض کرد که ۸ و در بعضی [[روایات]] ۹ دختر را زنده به [[گور]] کردهام و پیامبر {{صل}} فرمود: از طرف هر یک، شتری فدیه بده. <ref>جامع البیان، ج ۳۰، ص ۹۱. </ref> شاید به همین دلیل [[زنده به گور کردن دختران]] در قبیله [[بنی تمیم]] رایجتر بود. [[قتاده]] گفته است: [[عرب]] دختر خود را به گور میکرد و سگ خود را [[غذا]] میداد. <ref>جامع البیان، ج ۳۰، ص ۹۱. </ref> با این حال، [[اعتقاد]] داشتند که [[خدا]] [[فرزندان]] دختر دارد؛ یعنی آنچه را مایه نکبت میدانستند به خدا و آنچه را [[دوست]] میداشتند، به خود نسبت میدادند، در حالی که خدا از [[فرزند داشتن]] منزّه است؛ دختر یا پسر باشد: "{{متن قرآن|وَيَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُمْ مَا يَشْتَهُونَ}}<ref>«و دختران را برای خداوند میپندارند- پاکاکه اوست- و برای خودشان آنچه خود میخواهند» سوره نحل، آیه ۵۷.</ref> نیز {{متن قرآن|فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ}}<ref>«از آنان بپرس آیا دختران از آن پروردگار توست و پسران از آن آنان؟» سوره صافات، آیه ۱۴۹.</ref>، {{متن قرآن|أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ}}<ref>«آیا (خداوند) دختران را بر پسران برگزیده است؟» سوره صافات، آیه ۱۵۳.</ref>؛ {{متن قرآن|أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاكُمْ بِالْبَنِينَ}}<ref>«آیا از آنچه میآفریند برای خود دخترانی گرفته و شما را به (داشتن) پسران برگزیده است؟» سوره زخرف، آیه ۱۶.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَكُمُ الْبَنُونَ}}<ref>«یا مگر دختران از آن او ست و پسران، از آن شما؟» سوره طور، آیه ۳۹.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۱۴، ص ۱۶۲؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۳۷ ـ ۶۳۸. </ref> در روش تبعیضآمیز دیگری، شیر و جنین برخی [[چارپایان]] را بر زنان و دختران [[حرام]] و بهرهوری از آن را ویژه مردان و پسران کرده بودند: {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا فِي بُطُونِ هَذِهِ الْأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِنْ يَكُنْ مَيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاءُ سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و گفتند: آنچه در شکم این چارپایان است ویژه مردان ماست و بر زنان ما حرام است و اگر مرده (به دنیا آمده) باشد همه در آن شریکند؛ به زودی (خداوند) کیفر (این) وصف آنان را میدهد که او فرزانهای داناست» سوره انعام، آیه ۱۳۹.</ref>.<ref>التبیان، ج ۴، ص ۲۹۱؛ مجمع البیان، ج ۴، ص ۵۷۵. </ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] | دختر و [[زن]] در [[زمان جاهلیت]] پیش از [[اسلام]] در سختترین دوران [[زندگی]] میکرده و هیچ ارزشی نداشت. <ref> الصحیح من سیرة النبی، ج ۲، ص ۱۹. </ref> [[محرومیت]] از [[ارث]] از سنّتهای تبعیضآمیز آنان درباره دختر بود. ارث، ویژه کسی بود که [[شمشیر]] به دست بگیرد و بر اسب بنشیند و بجنگد و [[غنیمت]] بگیرد. <ref> المحبر، ص ۳۲۴ و ۳۲۵. </ref> [[قرآن]] با [[نزول آیه]] ارث، برای مردان سهمی و برای [[زنان]] و دختران نیز سهمی از ارث را معیّن و پرداخت آن را حتمی اعلام فرمود. {{متن قرآن|لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا}}<ref>«مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، بر جای مینهند، بهرهای معیّن است؛ و زنان را (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای مینهند؛ بهرهای معیّن است؛ چه کم باشد و چه زیاد» سوره نساء، آیه ۷.</ref> این دستور، خط بطلانی بر [[عقیده]] و [[سنت]] [[جاهلی]] در زمینه [[محروم]] کردن زنان، دختران، [[کودکان]] و مردان غیر فعّال در جنگهای قبیلهای بود. <ref>جامع البیان، ج ۴، ص ۳۴۹؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص ۴۶. </ref> [[خلیفه دوم]] گفته است: در [[فرهنگ]] ما، زنان و دختران هیچ جایگاهی نداشتند و نه تنها از ارث، از همه [[حقوق]] محروم بودند تا قرآن نازل شد. <ref> صحیح البخاری، ج ۶، ص ۶۹؛ صحیح مسلم، ج ۴، ص ۱۹۰؛ الصحیح من سیرة النبی، ج ۲، ص ۱۹. </ref> در [[جاهلیت]]، دختر را مایه [[ننگ]] و [[شرمساری]] میدانستند، از این رو وقتی [[آگاه]] میشدند همسرشان دختر زاییده است، از شدت [[ناراحتی]] و خجلت رنگ چهرهشان سیاه میشد و رخ پنهان میکردند تا کسی را نبینند و دیگران هم آنها را نبینند و در [[فکر]] فرو میرفتند که چه کنند! با [[خواری]] و سرافکندگی دختر را نگه دارند؛ یا زنده به گورش کنند:{{متن قرآن|وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ}}<ref>«و چون یکی از ایشان را به دختر (دار شدن) نوید دهند چهرهاش (از خشم) سیاه میشود و او (ناگزیر) خشم خود را فرو میخورد» سوره نحل، آیه ۵۸.</ref>، {{متن قرآن|يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}}<ref>«از بدی خبری که به او دادهاند از قوم خود پنهان میگردد؛ آیا او را با (احساس) خواری نگه دارد یا (زنده) در خاک پنهان کند؛ هان! بد داوری میکنند» سوره نحل، آیه ۵۹.</ref> پدیده {{عربی|"وَاْد البنات"}} یا [[زنده به گور کردن دختران]]، اقدامی جانسوز، تکان دهنده و شرمآور بود که [[عرب جاهلی]] انجام میدادند که [[قرآن]] در دو جا به آن اشاره میکند. {{متن قرآن|يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}}<ref>«از بدی خبری که به او دادهاند از قوم خود پنهان میگردد؛ آیا او را با (احساس) خواری نگه دارد یا (زنده) در خاک پنهان کند؛ هان! بد داوری میکنند» سوره نحل، آیه ۵۹.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ}}<ref>«و آنگاه که از دختر زنده در گور نهاده، بپرسند: که به کدام گناه او را کشتهاند؟» سوره تکویر، آیه ۸-۹.</ref> برخی [[مفسران]] [[آیات]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ}}<ref>«و بدینگونه در نظر بسیاری از مشرکان، شریکان آنان کشتن فرزندانشان را آراسته جلوه دادند تا آنان را نابود کنند و دینشان را بر آنان مشتبه گردانند و اگر خداوند میخواست چنین نمیکردند پس آنان را با آنچه دروغ میبافند واگذار» سوره انعام، آیه ۱۳۷.</ref> و {{متن قرآن|قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلَادَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِرَاءً عَلَى اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ}}<ref>«به راستی آنان که فرزندان خویش را از بیخردی به نادانی کشتند و آنچه خداوند روزی آنان کرده بود با دروغ بافتن به خداوند حرام دانستند زیان کردند، بیگمان گمراه شدند و رهیافته نبودند» سوره انعام، آیه ۱۴۰.</ref> و {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا}}<ref>«و فرزندانتان را از ترس ناداری مکشید، ما به آنان و شما روزی میدهیم؛ بیگمان کشتن آنان گناهی بزرگ است» سوره اسراء، آیه ۳۱.</ref> را نیز به دخترکشی [[تفسیر]] کردهاند؛<ref>جامع البیان، ج ۱۵، ص ۱۰۰ ـ ۱۰۱؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۲۴۷ ـ ۲۴۸؛ کشف الاسرار، ج ۳، ص ۴۹۹. </ref> ولی بسیاری از مفسران این آیات را درباره [[خصلت]] فرزندکشی [[عربها]] میدانند که ریشه آن [[ترس]] از [[فقر]] بود و به [[دختران]] اختصاص نداشت. <ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۸۵. </ref> در [[سوره تکویر]]، داستان [[محاکمه]] زنده به [[گور]] کنندگان در [[قیامت]] را [[یادآوری]] میشود؛ آنجا که از [[قربانی]] پرسیده میشود که به چه جرمی کشته شده است: {{متن قرآن|وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ}}<ref>«و آنگاه که از دختر زنده در گور نهاده، بپرسند: که به کدام گناه او را کشتهاند؟» سوره تکویر، آیه ۸-۹.</ref> وقتی بیگناهی او روشن شد، [[مصیبت]] بسیار بزرگ و بنیانکن به سراغ [[قاتل]] میآید. <ref> التبیان، ج ۱۰، ص ۲۸۳؛ مجمعالبیان، ج ۱۰، ص ۶۷۴. </ref> به روایتی از [[ابن عباس]]: [[زن]] هنگام زایمان گودالی حفر میکرد و کنار آن مینشست؛ وقتی بچه متولد میشد اگر پسر بود، نگه میداشت و چنانچه دختر بود، درون همان گودال میانداخت و روی آن [[خاک]] میریخت و [[دفن]] میکرد. <ref>تفسیر ابن ابی حاتم، ج ۱۰، ص ۳۴۰۳؛ مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۶۷۴. </ref> به گفتهای، [[انگیزه]] آنان از کشتن [[دختران]]، [[قصه]] [[نعمان بن منذر]] بود که یکی از [[قبایل عرب]] را [[غارت]] و دختر "[[قیس بن عاصم]]" را نیز [[اسیر]] کرد و آنان [[مصالحه]] کردند و همه [[زنان]] به [[قبیله]] خود پیوستند، جز دختر [[قیس]] که ماندن در [[اسارت]] را برگزید. قیس [[سوگند]] یاد کرد هیچ دختری برایش زاییده نشود، مگر زنده به گورش کند و این کار میان [[اعراب جاهلی]] [[سنت]] شد. <ref>مجمع البیان، ج ۴، ص ۵۷۲ ـ ۵۷۳. </ref> به گزارشی، روزی قیس تمیمی پس از [[اسلام آوردن]] [[خدمت]] [[پیامبر]] {{صل}} رسید و عرض کرد که ۸ و در بعضی [[روایات]] ۹ دختر را زنده به [[گور]] کردهام و پیامبر {{صل}} فرمود: از طرف هر یک، شتری فدیه بده. <ref>جامع البیان، ج ۳۰، ص ۹۱. </ref> شاید به همین دلیل [[زنده به گور کردن دختران]] در قبیله [[بنی تمیم]] رایجتر بود. [[قتاده]] گفته است: [[عرب]] دختر خود را به گور میکرد و سگ خود را [[غذا]] میداد. <ref>جامع البیان، ج ۳۰، ص ۹۱. </ref> با این حال، [[اعتقاد]] داشتند که [[خدا]] [[فرزندان]] دختر دارد؛ یعنی آنچه را مایه نکبت میدانستند به خدا و آنچه را [[دوست]] میداشتند، به خود نسبت میدادند، در حالی که خدا از [[فرزند داشتن]] منزّه است؛ دختر یا پسر باشد: "{{متن قرآن|وَيَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُمْ مَا يَشْتَهُونَ}}<ref>«و دختران را برای خداوند میپندارند- پاکاکه اوست- و برای خودشان آنچه خود میخواهند» سوره نحل، آیه ۵۷.</ref> نیز {{متن قرآن|فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ}}<ref>«از آنان بپرس آیا دختران از آن پروردگار توست و پسران از آن آنان؟» سوره صافات، آیه ۱۴۹.</ref>، {{متن قرآن|أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ}}<ref>«آیا (خداوند) دختران را بر پسران برگزیده است؟» سوره صافات، آیه ۱۵۳.</ref>؛ {{متن قرآن|أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاكُمْ بِالْبَنِينَ}}<ref>«آیا از آنچه میآفریند برای خود دخترانی گرفته و شما را به (داشتن) پسران برگزیده است؟» سوره زخرف، آیه ۱۶.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَكُمُ الْبَنُونَ}}<ref>«یا مگر دختران از آن او ست و پسران، از آن شما؟» سوره طور، آیه ۳۹.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۱۴، ص ۱۶۲؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۳۷ ـ ۶۳۸. </ref> در روش تبعیضآمیز دیگری، شیر و جنین برخی [[چارپایان]] را بر زنان و دختران [[حرام]] و بهرهوری از آن را ویژه مردان و پسران کرده بودند: {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا فِي بُطُونِ هَذِهِ الْأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِنْ يَكُنْ مَيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاءُ سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و گفتند: آنچه در شکم این چارپایان است ویژه مردان ماست و بر زنان ما حرام است و اگر مرده (به دنیا آمده) باشد همه در آن شریکند؛ به زودی (خداوند) کیفر (این) وصف آنان را میدهد که او فرزانهای داناست» سوره انعام، آیه ۱۳۹.</ref>.<ref>التبیان، ج ۴، ص ۲۹۱؛ مجمع البیان، ج ۴، ص ۵۷۵. </ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]].</ref> | ||
== دیدگاه [[اسلام]] درباره دختر == | == دیدگاه [[اسلام]] درباره دختر == | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۸: | ||
[[آیات]] دیگری نیز برخی دختران نمونه را [[ستایش]] میکنند که بیانگر دیدگاه مثبت [[قرآن]] به دختر است. یکی از این دختران نمونه، [[مریم]] {{س}} دختر [[عمران]] است که مادرش [[زمان]] بارداری به [[گمان]] اینکه پسری در شکم دارد، او را برای [[خدمت]] به [[بیت المقدس]] [[نذر]] کرد و از [[خدا]] خواست وی را بپذیرد {{متن قرآن|إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که همسر عمران گفت: پروردگارا! من نذر کردهام آنچه در شکم دارم آزاد (از هر شرطی) تو را باشد پس (نذر مرا) از من بپذیر که تویی که شنوای دانایی» سوره آل عمران، آیه ۳۵.</ref> و وقتی آن فرزند دختر شد، [[حسرت]] و [[اندوه]] مادرش را فرا گرفت؛ [[ولی خدا]] این دختر را [[برتر]] از پسری دانست که در [[ذهن]] [[مادر]] مریم بود: {{متن قرآن|فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنْثَى وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثَى وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وَإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}}<ref>«و چون او را بزاد گفت: پروردگارا! من (به جای پسر) دختر، زادهام- و خداوند بهتر میداند که او چه زاد و هر پسر همگون این دختر نیست- و من او را مریم نامیدهام و او و نسل او را از شیطان رانده به پناه تو میآورم» سوره آل عمران، آیه ۳۶.</ref>.<ref> المیزان، ج ۳، ص ۱۷۱ ـ ۱۷۲. </ref> و او را به [[نیکی]] پذیرفت، [[رشد]] و رویش بخشید {{متن قرآن|فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref>«پس خداوند آن (دختر) را به نیکی پذیرفت و به نیکی (پروراند و) برآورد و زکریّا را سرپرست او کرد و هرگاه زکریّا در محراب (عبادت) نزد وی میرفت کنار او، رزقی مییافت و میپرسید: ای مریم! این از کجا برای تو آمده است؟ و او میگفت: از نزد خداوند؛ (آری) خداوند به هر که بخواهد بیحساب (و شمار) روزی میدهد» سوره آل عمران، آیه ۳۷.</ref>، برگزید، [[پاک]] کرد و بر زنان زمان خودش <ref>نورالثقلین، ج ۱، ص ۳۳۶ ـ ۳۳۷. </ref> برتری داد {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را برگزید و پاکیزه داشت و بر زنان جهان برتری داد» سوره آل عمران، آیه ۴۲.</ref>؛ همچنین در داستان [[موسی و خضر]] {{ع}} [[قرآن کریم]] دختر [[شایسته]] <ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۳۳۶؛ [[الکافی]]، ج ۶، ص ۶ ـ ۷. </ref> را پاکتر و با محبتتر از آن پسر مقتول به دست [[خضر]] {{ع}} میداند: {{متن قرآن|فَأَرَدْنَا أَنْ يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا}}<ref>«پس، خواستیم که پروردگارشان برای آنان فرزندی (دیگر) پاکجانتر و مهربانتر از او، جایگزین کند» سوره کهف، آیه ۸۱.</ref>. | [[آیات]] دیگری نیز برخی دختران نمونه را [[ستایش]] میکنند که بیانگر دیدگاه مثبت [[قرآن]] به دختر است. یکی از این دختران نمونه، [[مریم]] {{س}} دختر [[عمران]] است که مادرش [[زمان]] بارداری به [[گمان]] اینکه پسری در شکم دارد، او را برای [[خدمت]] به [[بیت المقدس]] [[نذر]] کرد و از [[خدا]] خواست وی را بپذیرد {{متن قرآن|إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که همسر عمران گفت: پروردگارا! من نذر کردهام آنچه در شکم دارم آزاد (از هر شرطی) تو را باشد پس (نذر مرا) از من بپذیر که تویی که شنوای دانایی» سوره آل عمران، آیه ۳۵.</ref> و وقتی آن فرزند دختر شد، [[حسرت]] و [[اندوه]] مادرش را فرا گرفت؛ [[ولی خدا]] این دختر را [[برتر]] از پسری دانست که در [[ذهن]] [[مادر]] مریم بود: {{متن قرآن|فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنْثَى وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثَى وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وَإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}}<ref>«و چون او را بزاد گفت: پروردگارا! من (به جای پسر) دختر، زادهام- و خداوند بهتر میداند که او چه زاد و هر پسر همگون این دختر نیست- و من او را مریم نامیدهام و او و نسل او را از شیطان رانده به پناه تو میآورم» سوره آل عمران، آیه ۳۶.</ref>.<ref> المیزان، ج ۳، ص ۱۷۱ ـ ۱۷۲. </ref> و او را به [[نیکی]] پذیرفت، [[رشد]] و رویش بخشید {{متن قرآن|فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref>«پس خداوند آن (دختر) را به نیکی پذیرفت و به نیکی (پروراند و) برآورد و زکریّا را سرپرست او کرد و هرگاه زکریّا در محراب (عبادت) نزد وی میرفت کنار او، رزقی مییافت و میپرسید: ای مریم! این از کجا برای تو آمده است؟ و او میگفت: از نزد خداوند؛ (آری) خداوند به هر که بخواهد بیحساب (و شمار) روزی میدهد» سوره آل عمران، آیه ۳۷.</ref>، برگزید، [[پاک]] کرد و بر زنان زمان خودش <ref>نورالثقلین، ج ۱، ص ۳۳۶ ـ ۳۳۷. </ref> برتری داد {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را برگزید و پاکیزه داشت و بر زنان جهان برتری داد» سوره آل عمران، آیه ۴۲.</ref>؛ همچنین در داستان [[موسی و خضر]] {{ع}} [[قرآن کریم]] دختر [[شایسته]] <ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۳۳۶؛ [[الکافی]]، ج ۶، ص ۶ ـ ۷. </ref> را پاکتر و با محبتتر از آن پسر مقتول به دست [[خضر]] {{ع}} میداند: {{متن قرآن|فَأَرَدْنَا أَنْ يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا}}<ref>«پس، خواستیم که پروردگارشان برای آنان فرزندی (دیگر) پاکجانتر و مهربانتر از او، جایگزین کند» سوره کهف، آیه ۸۱.</ref>. | ||
[[روایات نبوی]] نیز اهتمام ویژهای به دختر دارند: [[پیامبر]] {{صل}} دختر را گلی خوشبو و روزی او را با خدا دانست<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۰۲. </ref> و فرمود: اگر کسی دختری از [[محارم]] خود را [[خشنود]] کند، گویا بردهای از [[نسل]] [[اسماعیل]] {{ع}} [[آزاد]] کرده است <ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۱۸. </ref> و هر کس دختری را خوب [[ادب]] کند و در تعلیمش بکوشد و اسباب [[رفاه]] وی را فراهم کند، آن دختر نجاتبخش او از [[آتش]] است <ref>مجمع الزوائد، ج ۸، ص ۱۵۸. </ref> و کسی که سه یا دو حتّی یک دختر را تأمین و [[سرپرستی]] کند، [[اهل بهشت]] است<ref>وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۳۶۱ ـ ۳۶۲. </ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] | [[روایات نبوی]] نیز اهتمام ویژهای به دختر دارند: [[پیامبر]] {{صل}} دختر را گلی خوشبو و روزی او را با خدا دانست<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۰۲. </ref> و فرمود: اگر کسی دختری از [[محارم]] خود را [[خشنود]] کند، گویا بردهای از [[نسل]] [[اسماعیل]] {{ع}} [[آزاد]] کرده است <ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۱۸. </ref> و هر کس دختری را خوب [[ادب]] کند و در تعلیمش بکوشد و اسباب [[رفاه]] وی را فراهم کند، آن دختر نجاتبخش او از [[آتش]] است <ref>مجمع الزوائد، ج ۸، ص ۱۵۸. </ref> و کسی که سه یا دو حتّی یک دختر را تأمین و [[سرپرستی]] کند، [[اهل بهشت]] است<ref>وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۳۶۱ ـ ۳۶۲. </ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]].</ref> | ||
== [[احکام فقهی]] دختر == | == [[احکام فقهی]] دختر == | ||
=== [[بلوغ]] === | === [[بلوغ]] === | ||
برخی [[آیات]] درباره بلوغ فرزنداناند: {{متن قرآن|وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و چون کودکانتان به بلوغ رسیدند باید (هنگام ورود) اجازه بگیرند مانند کسانی که پیش از آنان اجازه میگرفتند، بدین گونه خداوند آیات خود را برای شما روشن میدارد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نور، آیه ۵۹.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|وَابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا}}<ref>«و یتیمان را تا زمانی که توانایی زناشویی یافته باشند بیازمایید، پس اگر در آنان کاردانی یافتید، داراییهایشان را به آنان بازگردانید و آن را به گزافکاری و شتاب، از (بیم) اینکه بالغ گردند (و از شما باز گیرند) نخورید و هر کس از شما که توانگر باشد (در برداشت مزد سرپرستی) خویشتنداری کند و هرکس تنگدست باشد برابر عرف (از آن) بخورد؛ و هنگامی که داراییهای ایشان را به آنان باز میگردانید بر آنها گواه بگیرید و حسابرسی را خداوند، بسنده است» سوره نساء، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا}}<ref>«و به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به گونهای که (برای یتیم) نیکوتر است تا او به برنایی خود برسد و به پیمان وفا کنید که از پیمان خواهند پرسید» سوره اسراء، آیه ۳۴.</ref> [[مفسران]] و [[فقیهان]] برای [[زمان]] بلوغ دختر نشانههایی برشمردهاند که پیدایی یکی از آنها علامت بلوغ اوست: خارج شدن [[منی]] در [[خواب]] یا [[بیداری]]؛<ref> المبسوط، ج ۲، ص ۲۸۲؛ المغنی، ج ۴، ص ۵۱۳. </ref> روییدن موی [[خشن]] در شرمگاه؛<ref>جواهر الکلام، ج ۱۶، ص ۳۴۸؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۲، ص ۴۱۱. </ref> رسیدن به [[سنّی]] خاصّ؛<ref>تفسیر قرطبی، ج ۵، ص ۳۵ ـ ۳۶؛ شرائع الاسلام، ج ۲، ص ۳۵۱. </ref> دیدن [[خون]] حیض و حاملگی<ref>شرائع الاسلام، ج ۲، ص ۳۵۲؛ المغنی، ج ۴، ص ۵۱۵. </ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] | برخی [[آیات]] درباره بلوغ فرزنداناند: {{متن قرآن|وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و چون کودکانتان به بلوغ رسیدند باید (هنگام ورود) اجازه بگیرند مانند کسانی که پیش از آنان اجازه میگرفتند، بدین گونه خداوند آیات خود را برای شما روشن میدارد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نور، آیه ۵۹.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|وَابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا}}<ref>«و یتیمان را تا زمانی که توانایی زناشویی یافته باشند بیازمایید، پس اگر در آنان کاردانی یافتید، داراییهایشان را به آنان بازگردانید و آن را به گزافکاری و شتاب، از (بیم) اینکه بالغ گردند (و از شما باز گیرند) نخورید و هر کس از شما که توانگر باشد (در برداشت مزد سرپرستی) خویشتنداری کند و هرکس تنگدست باشد برابر عرف (از آن) بخورد؛ و هنگامی که داراییهای ایشان را به آنان باز میگردانید بر آنها گواه بگیرید و حسابرسی را خداوند، بسنده است» سوره نساء، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا}}<ref>«و به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به گونهای که (برای یتیم) نیکوتر است تا او به برنایی خود برسد و به پیمان وفا کنید که از پیمان خواهند پرسید» سوره اسراء، آیه ۳۴.</ref> [[مفسران]] و [[فقیهان]] برای [[زمان]] بلوغ دختر نشانههایی برشمردهاند که پیدایی یکی از آنها علامت بلوغ اوست: خارج شدن [[منی]] در [[خواب]] یا [[بیداری]]؛<ref> المبسوط، ج ۲، ص ۲۸۲؛ المغنی، ج ۴، ص ۵۱۳. </ref> روییدن موی [[خشن]] در شرمگاه؛<ref>جواهر الکلام، ج ۱۶، ص ۳۴۸؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۲، ص ۴۱۱. </ref> رسیدن به [[سنّی]] خاصّ؛<ref>تفسیر قرطبی، ج ۵، ص ۳۵ ـ ۳۶؛ شرائع الاسلام، ج ۲، ص ۳۵۱. </ref> دیدن [[خون]] حیض و حاملگی<ref>شرائع الاسلام، ج ۲، ص ۳۵۲؛ المغنی، ج ۴، ص ۵۱۵. </ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]].</ref> | ||
=== [[ارث]] === | === [[ارث]] === | ||
در [[اسلام]] پرداخت ارث به [[دختران]] به مقداری معیّن همانند پسران [[واجب]] است: {{متن قرآن|لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا}}<ref>«مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، بر جای مینهند، بهرهای معیّن است؛ و زنان را (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای مینهند؛ بهرهای معیّن است؛ چه کم باشد و چه زیاد» سوره نساء، آیه ۷.</ref> بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«خداوند درباره (ارث) فرزندانتان به شما سفارش میکند که بهره پسر برابر با بهره دو دختر است و اگر (همه وارثان)، دختر و بیش از دو تن باشند تنها دو سوم آنچه بر جای نهاده، از آن ایشان است و اگر (تنها) یک دختر باشد، نصف از آن اوست. و برای هر یک از پدر و مادر شخص در گذشته اگر فرزند داشته باشد، یک ششم از آنچه بر جای نهاده، خواهد بود و اگر فرزندی نداشته باشد و پدر و مادرش ارثبر اویند، مادرش یک سوم خواهد برد؛ اگر برادرانی (یا خواهرانی یا برادران و خواهرانی) داشته باشد، برای مادرش یک ششم است. (این تقسیمها) پس از (انجام) آن وصیّتی است که میکند یا (پرداختن) وامی (که دارد)؛ شما در نمییابید کدامیک از پدرانتان و فرزندانتان برای شما سودمندترند؛ (این احکام) فریضهای است از سوی خداوند بیگمان خداوند دانایی حکیم است» سوره نساء، آیه ۱۱.</ref> اگر میت دختر و پسر داشته باشد، سهم هر دختر نصف سهم هر پسر است؛ چنانچه تنها دختر داشته باشد، در صورتی که بیش از دو دختر باشند، سهم آنان دو سوم [[اموال]] میّت و اگر تنها یک دختر باشد، سهم او نیمی از اموال میت است. چنانچه میت تنها دو دختر داشته باشد، باز هم به گفته [[مفسران]] <ref>التبیان، ج ۳، ص ۱۳۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص ۴۲ ـ ۴۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص ۲۰۵. </ref> و [[فقیهان]]<ref>فقه القرآن، ج ۲، ص ۳۵۵؛ جواهر الکلام، ج ۳۹، ص ۹۳. </ref> [[ارث]] آنان دو سوم است. <ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] | در [[اسلام]] پرداخت ارث به [[دختران]] به مقداری معیّن همانند پسران [[واجب]] است: {{متن قرآن|لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا}}<ref>«مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، بر جای مینهند، بهرهای معیّن است؛ و زنان را (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای مینهند؛ بهرهای معیّن است؛ چه کم باشد و چه زیاد» سوره نساء، آیه ۷.</ref> بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«خداوند درباره (ارث) فرزندانتان به شما سفارش میکند که بهره پسر برابر با بهره دو دختر است و اگر (همه وارثان)، دختر و بیش از دو تن باشند تنها دو سوم آنچه بر جای نهاده، از آن ایشان است و اگر (تنها) یک دختر باشد، نصف از آن اوست. و برای هر یک از پدر و مادر شخص در گذشته اگر فرزند داشته باشد، یک ششم از آنچه بر جای نهاده، خواهد بود و اگر فرزندی نداشته باشد و پدر و مادرش ارثبر اویند، مادرش یک سوم خواهد برد؛ اگر برادرانی (یا خواهرانی یا برادران و خواهرانی) داشته باشد، برای مادرش یک ششم است. (این تقسیمها) پس از (انجام) آن وصیّتی است که میکند یا (پرداختن) وامی (که دارد)؛ شما در نمییابید کدامیک از پدرانتان و فرزندانتان برای شما سودمندترند؛ (این احکام) فریضهای است از سوی خداوند بیگمان خداوند دانایی حکیم است» سوره نساء، آیه ۱۱.</ref> اگر میت دختر و پسر داشته باشد، سهم هر دختر نصف سهم هر پسر است؛ چنانچه تنها دختر داشته باشد، در صورتی که بیش از دو دختر باشند، سهم آنان دو سوم [[اموال]] میّت و اگر تنها یک دختر باشد، سهم او نیمی از اموال میت است. چنانچه میت تنها دو دختر داشته باشد، باز هم به گفته [[مفسران]] <ref>التبیان، ج ۳، ص ۱۳۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص ۴۲ ـ ۴۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص ۲۰۵. </ref> و [[فقیهان]]<ref>فقه القرآن، ج ۲، ص ۳۵۵؛ جواهر الکلام، ج ۳۹، ص ۹۳. </ref> [[ارث]] آنان دو سوم است. <ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]].</ref> | ||
=== محرمیت === | === محرمیت === | ||
هر دختری با کسانی [[محرم]] است که نمیتواند با هیچ یک از آنان [[ازدواج]] کند و دو طرف میتوانند بیقصد [[لذّت]] به [[بدن]] یکدیگر جز عورت نگاه کنند: <ref>ایضاح الفوائد، ج ۳، ص ۹؛ العروة الوثقی، ج ۵، ص ۴۸۷؛ مبانی العروه، ج ۱، ص ۶۶، "کتاب النکاح".</ref> [[پدر]]؛ جدّ پدری؛ جدّ [[مادری]]؛ [[برادر]]؛ پسر برادر؛ پسر [[خواهر]]؛ پدر رضاعی؛<ref>کنزالعرفان، ج ۲، ص ۱۸۰ ـ ۱۸۲. </ref> شوهر [[مادر]]، اگر با مادر همبستر شده باشد؛ دایی؛ دایی پدر؛ دایی مادر؛ عمو؛ عموی پدر و عموی مادر: {{متن قرآن|وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}<ref>«و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسریهایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابستهای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاههای زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده میدارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمههایتان و خالههایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیردهتان و خواهران شیرخوردهتان و مادرزنهایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کردهاید، که اگر با آنها همخوابگی نکردهاید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] | هر دختری با کسانی [[محرم]] است که نمیتواند با هیچ یک از آنان [[ازدواج]] کند و دو طرف میتوانند بیقصد [[لذّت]] به [[بدن]] یکدیگر جز عورت نگاه کنند: <ref>ایضاح الفوائد، ج ۳، ص ۹؛ العروة الوثقی، ج ۵، ص ۴۸۷؛ مبانی العروه، ج ۱، ص ۶۶، "کتاب النکاح".</ref> [[پدر]]؛ جدّ پدری؛ جدّ [[مادری]]؛ [[برادر]]؛ پسر برادر؛ پسر [[خواهر]]؛ پدر رضاعی؛<ref>کنزالعرفان، ج ۲، ص ۱۸۰ ـ ۱۸۲. </ref> شوهر [[مادر]]، اگر با مادر همبستر شده باشد؛ دایی؛ دایی پدر؛ دایی مادر؛ عمو؛ عموی پدر و عموی مادر: {{متن قرآن|وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}<ref>«و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسریهایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابستهای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاههای زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده میدارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«بر شما حرام است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمههایتان و خالههایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شیردهتان و خواهران شیرخوردهتان و مادرزنهایتان و ختران زنانتان (از شوهر پیشین) که (اینک) در سرپرستی شمایند، (اگر) از همسرانی (باشند) که با آنان همخوابگی کردهاید، که اگر با آنها همخوابگی نکردهاید بر شما گناهی نیست؛ و همسران آن پسرانتان که از پشت شمایند؛ و (نیز) جمع میان دو خواهر، مگر آنکه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است، که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۳.</ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]].</ref> | ||
=== [[ولایت]] بر ازدواج === | === [[ولایت]] بر ازدواج === | ||
درباره ولایت بر ازدواج دختر سه نظریه هست: | درباره ولایت بر ازدواج دختر سه نظریه هست: | ||
# خود دختر: او با هرکس خواست میتواند ازدواج کند <ref>احکام النساء، ص ۳۶؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۴، ص ۳۲؛ مستمسک العروه، ج ۱۴، ص ۴۴۰.</ref> و به [[آیات]] {{متن قرآن|فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يَتَرَاجَعَا إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آنگاه اگر زن را (سومین بار) طلاق داد دیگر بر او حلال نیست تا آنکه به مرد دیگری شوهر کند؛ سپس اگر (آن مرد دیگر) او را طلاق داد، چنانچه (زن و شوهر اول) گمان میکنند که احکام خداوند را میتوانند بجا آورند بر آنان گناهی نیست که به یکدیگر باز گردند؛ و این احکام خداوند است که آن را برای گروهی که میدانند روشن میدارد» سوره بقره، آیه ۲۳۰.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«و کسانی از شما که میمیرند و همسرانی به جای مینهند، آن همسران باید چهار ماه و ده روز انتظار کشند و چون به سرآمد عدّه خود رسیدند، در آنچه به شایستگی با خویش میکنند بر شما گناهی نیست و خداوند از آنچه میکنید آگاه است» سوره بقره، آیه ۲۳۴.</ref>.<ref> السرائر، ج ۲، ص ۵۶۱ ـ ۵۶۲؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص ۲۰۹.</ref> و روایاتی <ref>وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۶۷.</ref> [[استدلال]] شده و [[سید مرتضی]] بر آن [[اجماع]] ادّعا کرده است؛<ref>الانتصار، ص ۲۸۴.</ref> این نظریه در صورتی است که دختر، طفل یا [[مجنون]] نباشد، وگرنه [[ولایت پدر]] و جدّ دختر مسلّم است. <ref>حقوق مدنی خانواده، ج ۲، ص ۳۰۳؛ عروة الوثقی، ج ۵، ص ۶۱۴.</ref> | # خود دختر: او با هرکس خواست میتواند ازدواج کند <ref>احکام النساء، ص ۳۶؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۴، ص ۳۲؛ مستمسک العروه، ج ۱۴، ص ۴۴۰.</ref> و به [[آیات]] {{متن قرآن|فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يَتَرَاجَعَا إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آنگاه اگر زن را (سومین بار) طلاق داد دیگر بر او حلال نیست تا آنکه به مرد دیگری شوهر کند؛ سپس اگر (آن مرد دیگر) او را طلاق داد، چنانچه (زن و شوهر اول) گمان میکنند که احکام خداوند را میتوانند بجا آورند بر آنان گناهی نیست که به یکدیگر باز گردند؛ و این احکام خداوند است که آن را برای گروهی که میدانند روشن میدارد» سوره بقره، آیه ۲۳۰.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«و کسانی از شما که میمیرند و همسرانی به جای مینهند، آن همسران باید چهار ماه و ده روز انتظار کشند و چون به سرآمد عدّه خود رسیدند، در آنچه به شایستگی با خویش میکنند بر شما گناهی نیست و خداوند از آنچه میکنید آگاه است» سوره بقره، آیه ۲۳۴.</ref>.<ref> السرائر، ج ۲، ص ۵۶۱ ـ ۵۶۲؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص ۲۰۹.</ref> و روایاتی <ref>وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۶۷.</ref> [[استدلال]] شده و [[سید مرتضی]] بر آن [[اجماع]] ادّعا کرده است؛<ref>الانتصار، ص ۲۸۴.</ref> این نظریه در صورتی است که دختر، طفل یا [[مجنون]] نباشد، وگرنه [[ولایت پدر]] و جدّ دختر مسلّم است. <ref>حقوق مدنی خانواده، ج ۲، ص ۳۰۳؛ عروة الوثقی، ج ۵، ص ۶۱۴.</ref> | ||
# پدر و جدّ: آنان میتوانند دختر را به ازدواج هر کس خواستند در آورند <ref>الخلاف، ج ۴، ص ۲۵۰؛ المهذب، ج ۲، ص ۱۹۳ ـ ۱۹۵؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۴، ص ۳۵ ـ ۳۶.</ref> و به [[آیات]] {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابینهایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوستهای پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمیخواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref>.<ref> تفسیر قرطبی، ج ۳، ص ۷۳؛ ج ۱۴، ص ۲۷۲.</ref> و روایاتی <ref>المهذب، ج ۲، ص ۱۹۳ ـ ۱۹۵؛ وسائلالشیعه، ج ۲۰، ص ۲۷۰.</ref> استناد شده است. [[ولایت]] یاد شده به این معنا نیست که دختر دچار [[قصور]] [[عقلی]] و [[فکری]] یا [[اجتماعی]] یا [[مدیریت]] [[اقتصادی]] است، بلکه به گوشهای از [[روانشناسی]] [[زن]] و مرد مربوط است، زیرا [[زن]] با همه وجود [[نیازمند]] [[محبت]] است و تا دوشیزه است و درباره مردان تجربه کافی ندارد، به سبب خوشباوری و [[مثبت اندیشی]]، زود از مردان [[فریب]] میخورد، پس میبایست با [[پدر]] خود که از [[احساسات]] مردان بهتر [[آگاه]] است و خیر فرزندش را میخواهد، [[مشورت]] و لزوما موافقت او را جلب کند. <ref>مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۹۲، "نظام حقوق زن".</ref> آری! اگر پدر بی [[رعایت مصلحت]] دخترش را از [[ازدواج]] با شوهر مناسب بازدارد، ولایتش ساقط میشود. <ref> کشف اللثام، ج ۷، ص ۸۲؛ مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۹۱.</ref> | # پدر و جدّ: آنان میتوانند دختر را به ازدواج هر کس خواستند در آورند <ref>الخلاف، ج ۴، ص ۲۵۰؛ المهذب، ج ۲، ص ۱۹۳ ـ ۱۹۵؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۴، ص ۳۵ ـ ۳۶.</ref> و به [[آیات]] {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و هر یک از شما که یارایی مالی نداشته باشد تا زنان آزاد مؤمن را به همسری گیرد، در میان کنیزان، از دختران جوان مؤمن، همسر گزیند و خداوند به ایمانتان داناتر است؛ همه چون یکدیگرید پس با اجازه کسان آنها با آنان ازدواج کنید و کابینهایشان را در حالی که پاکدامنند و نه پلیدکار و گزیننده دوستهای پنهان، به گونه شایسته به (کسان) آنها بپردازید. آنگاه چون شوی کنند، اگر به کاری زشت دست یازیدند بر آنان نیمی از کیفر زنان آزاد خواهد بود. این (ازدواج با کنیزکان) برای کسی است که از (آلایش) گناه بهراسد و شکیبایی ورزیدن، برای شما بهتر است و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمیخواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref>.<ref> تفسیر قرطبی، ج ۳، ص ۷۳؛ ج ۱۴، ص ۲۷۲.</ref> و روایاتی <ref>المهذب، ج ۲، ص ۱۹۳ ـ ۱۹۵؛ وسائلالشیعه، ج ۲۰، ص ۲۷۰.</ref> استناد شده است. [[ولایت]] یاد شده به این معنا نیست که دختر دچار [[قصور]] [[عقلی]] و [[فکری]] یا [[اجتماعی]] یا [[مدیریت]] [[اقتصادی]] است، بلکه به گوشهای از [[روانشناسی]] [[زن]] و مرد مربوط است، زیرا [[زن]] با همه وجود [[نیازمند]] [[محبت]] است و تا دوشیزه است و درباره مردان تجربه کافی ندارد، به سبب خوشباوری و [[مثبت اندیشی]]، زود از مردان [[فریب]] میخورد، پس میبایست با [[پدر]] خود که از [[احساسات]] مردان بهتر [[آگاه]] است و خیر فرزندش را میخواهد، [[مشورت]] و لزوما موافقت او را جلب کند. <ref>مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۹۲، "نظام حقوق زن".</ref> آری! اگر پدر بی [[رعایت مصلحت]] دخترش را از [[ازدواج]] با شوهر مناسب بازدارد، ولایتش ساقط میشود. <ref> کشف اللثام، ج ۷، ص ۸۲؛ مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۹۱.</ref> | ||
# [[رضایت]] و موافقت پدر و دختر<ref>المقنعه، ص ۵۱۰؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۴، ص ۳۴.</ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] | # [[رضایت]] و موافقت پدر و دختر<ref>المقنعه، ص ۵۱۰؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۴، ص ۳۴.</ref>.<ref>[[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]].</ref> | ||
== دختر در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم == | == دختر در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم == | ||
| خط ۷۵: | خط ۷۷: | ||
# جواز [[ازدواج پیامبر]] بادختر داییهای خود ودختر عموها و دختر عمهها و دختر خالهها در صورت [[مهاجرت]] و [[ایمان آوردن]] آنها: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ}}<ref>"ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را دادهای بر تو حلال کردهایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّهها و دختران داییها و دختران خالههایت را که با تو هجرت کردهاند و هر زن مؤمنی را که" سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref>.... {{متن قرآن|عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ}}<ref>"ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را دادهای بر تو حلال کردهایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّهها و دختران داییها و دختران خالههایت را که با تو هجرت کردهاند و هر زن مؤمنی را که" سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref> | # جواز [[ازدواج پیامبر]] بادختر داییهای خود ودختر عموها و دختر عمهها و دختر خالهها در صورت [[مهاجرت]] و [[ایمان آوردن]] آنها: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ}}<ref>"ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را دادهای بر تو حلال کردهایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّهها و دختران داییها و دختران خالههایت را که با تو هجرت کردهاند و هر زن مؤمنی را که" سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref>.... {{متن قرآن|عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ}}<ref>"ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را دادهای بر تو حلال کردهایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّهها و دختران داییها و دختران خالههایت را که با تو هجرت کردهاند و هر زن مؤمنی را که" سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref> | ||
# [[ازدواج]] [[زید]] پسر خوانده [[پیامبر]] با دختر عمه [[رسول الله]] [[زینب]] و [[ازدواج پیامبر]] با دختر عمه خود پس از [[طلاق]] از طرف [[زید]] به [[دستور خداوند]]: {{متن قرآن|فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>"و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که:" سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref>. | # [[ازدواج]] [[زید]] پسر خوانده [[پیامبر]] با دختر عمه [[رسول الله]] [[زینب]] و [[ازدواج پیامبر]] با دختر عمه خود پس از [[طلاق]] از طرف [[زید]] به [[دستور خداوند]]: {{متن قرآن|فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>"و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که:" سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref>. | ||
# [[همراهی]] [[دختر پیامبر]] ([[فاطمه]]) در [[جریان مباهله]] آن [[حضرت]] با [[نصارا]]: {{متن قرآن|فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ}}<ref>"بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو:" سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref><ref>در تفسیر قمی از امام صادق روایت کرده که فرمود: نصارای نجران وقتی برای وفد و شرفیابی حضور رسول خدا ص حرکت میکردند، سه نفر از بزرگانشان به نام اهتم و عاقب و سید با آنان همراهی نمودند،.. پس از بحث و سخن آنان قانع نشدند لذا رسول خدا ص به ایشان فرمود: پس با من مباهله کنید، اگر من صادق بودم لعنت خدا بر شما نازل شود و اگر کاذب باشم لعنتش بر من نازل شود، مسیحیان گفتند: با ما از در انصاف درآمدی، قرار گذاشتند همین کار را بکنند، وقتی مشورت کردند و گفتند: اگر خودش با امتش به مباهله بیایند، مباهله میکنیم چون میفهمیم که او پیغمبر نیست و اگر خودش با اقرباءش به مباهله بیاید مباهله نمیکنیم، چون هیچکس علیه زن و بچه خود اقدامی نمیکند، مگر آنکه ایمان و یقین داشته باشد که خطری در بین نیست و در این صورت او در دعویش صادق است، فردا صبح به طرف رسول خدا روانه شدند، دیدند که تنها رسول خدا و علی بن ابی طالب و فاطمه و حسن و حسین {{ع}}برای مباهله آمدهاند، نصارا از اشخاص پرسیدند: اینان چه کسانی هستند؟ گفتند: این مرد پسر عم و وصی و داماد او است و این دخترش فاطمه س است و این دو کودک، دو فرزندانش حسن و حسین {{ع}}هستند، نصارا سخت دچار وحشت شدند و به رسول خدا ص عرضه داشتند: ما حاضریم تو را راضی کنیم، ما را از مباهله معاف بدار، رسول خدا ص با ایشان به جزیه مصالحه کرد و نصارا به دیار خود برگشتند. (ترجمه المیزان، ج ۳، ص: ۳۶۱ - تفسیرقمی ج ۱ ص ۱۰۴)</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، | # [[همراهی]] [[دختر پیامبر]] ([[فاطمه]]) در [[جریان مباهله]] آن [[حضرت]] با [[نصارا]]: {{متن قرآن|فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ}}<ref>"بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو:" سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref><ref>در تفسیر قمی از امام صادق روایت کرده که فرمود: نصارای نجران وقتی برای وفد و شرفیابی حضور رسول خدا ص حرکت میکردند، سه نفر از بزرگانشان به نام اهتم و عاقب و سید با آنان همراهی نمودند،.. پس از بحث و سخن آنان قانع نشدند لذا رسول خدا ص به ایشان فرمود: پس با من مباهله کنید، اگر من صادق بودم لعنت خدا بر شما نازل شود و اگر کاذب باشم لعنتش بر من نازل شود، مسیحیان گفتند: با ما از در انصاف درآمدی، قرار گذاشتند همین کار را بکنند، وقتی مشورت کردند و گفتند: اگر خودش با امتش به مباهله بیایند، مباهله میکنیم چون میفهمیم که او پیغمبر نیست و اگر خودش با اقرباءش به مباهله بیاید مباهله نمیکنیم، چون هیچکس علیه زن و بچه خود اقدامی نمیکند، مگر آنکه ایمان و یقین داشته باشد که خطری در بین نیست و در این صورت او در دعویش صادق است، فردا صبح به طرف رسول خدا روانه شدند، دیدند که تنها رسول خدا و علی بن ابی طالب و فاطمه و حسن و حسین {{ع}}برای مباهله آمدهاند، نصارا از اشخاص پرسیدند: اینان چه کسانی هستند؟ گفتند: این مرد پسر عم و وصی و داماد او است و این دخترش فاطمه س است و این دو کودک، دو فرزندانش حسن و حسین {{ع}}هستند، نصارا سخت دچار وحشت شدند و به رسول خدا ص عرضه داشتند: ما حاضریم تو را راضی کنیم، ما را از مباهله معاف بدار، رسول خدا ص با ایشان به جزیه مصالحه کرد و نصارا به دیار خود برگشتند. (ترجمه المیزان، ج ۳، ص: ۳۶۱ - تفسیرقمی ج ۱ ص ۱۰۴)</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۵۱۲.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱''']] | ||
# [[پرونده:000063.jpg|22px]] [[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲''']] | # [[پرونده:000063.jpg|22px]] [[علی اصغر قربانی|قربانی، علی اصغر]]؛ [[دختر (مقاله)|مقاله «دختر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۸۶: | خط ۸۸: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:خانواده]] | ||