←جایگاه صحابه پیامبر
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
|||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
[[صحابه پیامبر]]، به [[یاران]] و کسانی که [[توفیق]] [[مصاحبت]] [[پیامبر]] را داشتهاند گفته میشود و در اصطلاح خاص به [[نزدیکان]] [[پیامبر]] اطلاق میشود و در مفهوم واژگانی آن مطلق و شامل همه کسانی است که به [[پیامبر]] کمک کرده میشود، اما در جایی که در کنار [[مهاجران]] و [[انصار]] به کار گرفته میشود، منظور آنانی هستند که به طور کلی در [[عصر پیامبر]] بودند و [[پیامبر]] را [[درک]] کرده هرچند بعدها [[مرتد]] شدند و یا به صفت [[نفاق]] در [[قرآن]] توصیف شدهاند، خواه از [[اهل مکه]] و یا [[مدینه]] و یا [[یمن]] و مناطق دیگر بوده باشند. | [[صحابه پیامبر]]، به [[یاران]] و کسانی که [[توفیق]] [[مصاحبت]] [[پیامبر]] را داشتهاند گفته میشود و در اصطلاح خاص به [[نزدیکان]] [[پیامبر]] اطلاق میشود و در مفهوم واژگانی آن مطلق و شامل همه کسانی است که به [[پیامبر]] کمک کرده میشود، اما در جایی که در کنار [[مهاجران]] و [[انصار]] به کار گرفته میشود، منظور آنانی هستند که به طور کلی در [[عصر پیامبر]] بودند و [[پیامبر]] را [[درک]] کرده هرچند بعدها [[مرتد]] شدند و یا به صفت [[نفاق]] در [[قرآن]] توصیف شدهاند، خواه از [[اهل مکه]] و یا [[مدینه]] و یا [[یمن]] و مناطق دیگر بوده باشند. | ||
== | == جایگاه صحابه پیامبر == | ||
#{{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«و خداوند از نخستین پیشآهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستانهایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref>. '''نکته''': معرفی [[جایگاه]] و [[منزلت]] [[صحابه پیامبر]] از طرف [[خداوند]] با ویژگیهای [[پیشگامان]]، {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ}}<ref>«و خداوند از نخستین پیشآهنگان» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref> [[مهاجر]] {{متن قرآن|مِنَ الْمُهَاجِرِينَ}}<ref>«از مهاجران» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref> و [[انصار]] {{متن قرآن|وَالْأَنْصَارِ}}<ref>«و انصار» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref> و [[تابعین]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ}}<ref>«و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref> [[علامه طباطبائی]] درباره واژه وصفی {{متن قرآن|بِإِحْسَانٍ}} چنین مینویسد: مقصود از این قید این میشود: «[[تبعیت]] آنان همراه با یک نوع [[احسان]] بوده باشد» و خلاصه، [[احسان]]، [[وصف]] برای [[پیروی]] میشود. خواهید گفت مگر [[پیروی]] چند [[جور]] است؟ در جواب میگوییم: ما از خود [[قرآن کریم]] استفاده میکنیم که [[پیروی]] دو [[جور]] است، یکی مذموم و [[ناپسند]]، و دیگری ممدوح و [[پسندیده]]، و [[قرآن کریم]] [[پیروی]] [[کورکورانه]] و از روی [[جهل]] و [[هوای نفس]]، - مانند [[پیروی]] [[مشرکین]] از پدرانشان و [[پیروی]] [[اهل کتاب]] از [[احبار]] و [[رهبانان]] و نیاکانشان - را که جز متابعت هوی و [[شیطان]]، [[انگیزه]] دیگری ندارد [[مذمت]] میکند. پس، کسی که پیرویش اینچنین باشد پیرویش بد و مذموم، و کسی که از [[حق]] [[پیروی]] کند پیرویش خوب و ممدوح است، و [[خدای تعالی]] در باره آن میفرماید {{متن قرآن|الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ}}<ref>«کسانی که گفتار را میشنوند آنگاه از بهترین آن پیروی میکنند، آنانند که خداوند راهنماییشان کرده است و آنانند که خردمندند» سوره زمر، آیه ۱۸.</ref> و کسانی که گفتار را میشنوند و [[بهترین]] آن را [[پیروی]] میکنند ایشانند آن کسانی که [[خدا]] هدایتشان کرده.) و از جمله شرایط [[احسان]] در [[پیروی]] یکی این است که عمل تابع، کمال مطابقت را با عمل متبوع داشته باشد، که اگر نداشته باشد باز [[پیروی]] بد و مذموم است. پس، ظاهرا منظور از طبقه سوم یعنی {{متن قرآن|الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ}} کسانی هستند که با [[پیروی]] [[نیک]] آن دو طبقه را [[پیروی]] کنند، یعنی پیرویشان به [[حق]] باشد - و یا به عبارتی پیرویشان برای این باشد که [[حق]] را با آنان ببینند - پس در [[حقیقت]] برگشت این قید به این شد که:[[پیروی]] دسته سوم از دو دسته اول [[پیروی از حق]] باشد، نه [[پیروی]] به خاطر علاقهای که به ایشان دارند، یا به خاطر علاقه و تعصبی که به اصل [[پیروی]] از آنان دارند، و همچنین در پیرویشان رعایت مطابقت را بکنند. پس خلاصه بحث این شد که: [[آیه شریفه]]، [[مؤمنین]] از [[امت اسلام]] را، به سه طائفه تقسیم میکند، یکی [[سابقون]] اولون از [[مهاجرین]]، و یکی [[سابقون]] اولون از [[انصار]]، و طائفه سوم کسانی که این دو طائفه را به [[احسان]] (به [[حق]])[[پیروی]] کنند. و [[خداوند]] دو طائفه اول را میستاید به اینکه ایشان در [[ایمان آوردن]] به [[خدا]] و بر پا کردن پایههای [[دین]]، [[سبقت]] و تقدم داشتهاند، و بهطوری که از سیاق [[آیه]] استفاده میشود میخواهد این دو طائفه را بر دیگر [[مسلمانان]] با [[ایمان]] [[برتری]] دهد. و اینکه، [[حکم]] به [[فضیلت]] آن دو طائفه و خوشنودی [[خدا]] از ایشان در خود [[آیه]] [[مقید]] شده به [[ایمان]] و [[عمل صالح]]، و سیاق [[آیه]] به خوبی بر این معنا [[گواهی]] میدهد، چون [[آیه شریفه]]، [[مؤمنین]] را در سیاقی [[مدح]] کرده که در همان سیاق [[منافقین]] را به [[کفر]] و [[اعمال زشت]] [[مذمت]] نموده است<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۹، ص۵۰۸.</ref>. | #{{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«و خداوند از نخستین پیشآهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستانهایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref>. '''نکته''': معرفی [[جایگاه]] و [[منزلت]] [[صحابه پیامبر]] از طرف [[خداوند]] با ویژگیهای [[پیشگامان]]، {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ}}<ref>«و خداوند از نخستین پیشآهنگان» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref> [[مهاجر]] {{متن قرآن|مِنَ الْمُهَاجِرِينَ}}<ref>«از مهاجران» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref> و [[انصار]] {{متن قرآن|وَالْأَنْصَارِ}}<ref>«و انصار» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref> و [[تابعین]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ}}<ref>«و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref> [[علامه طباطبائی]] درباره واژه وصفی {{متن قرآن|بِإِحْسَانٍ}} چنین مینویسد: مقصود از این قید این میشود: «[[تبعیت]] آنان همراه با یک نوع [[احسان]] بوده باشد» و خلاصه، [[احسان]]، [[وصف]] برای [[پیروی]] میشود. خواهید گفت مگر [[پیروی]] چند [[جور]] است؟ در جواب میگوییم: ما از خود [[قرآن کریم]] استفاده میکنیم که [[پیروی]] دو [[جور]] است، یکی مذموم و [[ناپسند]]، و دیگری ممدوح و [[پسندیده]]، و [[قرآن کریم]] [[پیروی]] [[کورکورانه]] و از روی [[جهل]] و [[هوای نفس]]، - مانند [[پیروی]] [[مشرکین]] از پدرانشان و [[پیروی]] [[اهل کتاب]] از [[احبار]] و [[رهبانان]] و نیاکانشان - را که جز متابعت هوی و [[شیطان]]، [[انگیزه]] دیگری ندارد [[مذمت]] میکند. پس، کسی که پیرویش اینچنین باشد پیرویش بد و مذموم، و کسی که از [[حق]] [[پیروی]] کند پیرویش خوب و ممدوح است، و [[خدای تعالی]] در باره آن میفرماید {{متن قرآن|الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ}}<ref>«کسانی که گفتار را میشنوند آنگاه از بهترین آن پیروی میکنند، آنانند که خداوند راهنماییشان کرده است و آنانند که خردمندند» سوره زمر، آیه ۱۸.</ref> و کسانی که گفتار را میشنوند و [[بهترین]] آن را [[پیروی]] میکنند ایشانند آن کسانی که [[خدا]] هدایتشان کرده.) و از جمله شرایط [[احسان]] در [[پیروی]] یکی این است که عمل تابع، کمال مطابقت را با عمل متبوع داشته باشد، که اگر نداشته باشد باز [[پیروی]] بد و مذموم است. پس، ظاهرا منظور از طبقه سوم یعنی {{متن قرآن|الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ}} کسانی هستند که با [[پیروی]] [[نیک]] آن دو طبقه را [[پیروی]] کنند، یعنی پیرویشان به [[حق]] باشد - و یا به عبارتی پیرویشان برای این باشد که [[حق]] را با آنان ببینند - پس در [[حقیقت]] برگشت این قید به این شد که:[[پیروی]] دسته سوم از دو دسته اول [[پیروی از حق]] باشد، نه [[پیروی]] به خاطر علاقهای که به ایشان دارند، یا به خاطر علاقه و تعصبی که به اصل [[پیروی]] از آنان دارند، و همچنین در پیرویشان رعایت مطابقت را بکنند. پس خلاصه بحث این شد که: [[آیه شریفه]]، [[مؤمنین]] از [[امت اسلام]] را، به سه طائفه تقسیم میکند، یکی [[سابقون]] اولون از [[مهاجرین]]، و یکی [[سابقون]] اولون از [[انصار]]، و طائفه سوم کسانی که این دو طائفه را به [[احسان]] (به [[حق]])[[پیروی]] کنند. و [[خداوند]] دو طائفه اول را میستاید به اینکه ایشان در [[ایمان آوردن]] به [[خدا]] و بر پا کردن پایههای [[دین]]، [[سبقت]] و تقدم داشتهاند، و بهطوری که از سیاق [[آیه]] استفاده میشود میخواهد این دو طائفه را بر دیگر [[مسلمانان]] با [[ایمان]] [[برتری]] دهد. و اینکه، [[حکم]] به [[فضیلت]] آن دو طائفه و خوشنودی [[خدا]] از ایشان در خود [[آیه]] [[مقید]] شده به [[ایمان]] و [[عمل صالح]]، و سیاق [[آیه]] به خوبی بر این معنا [[گواهی]] میدهد، چون [[آیه شریفه]]، [[مؤمنین]] را در سیاقی [[مدح]] کرده که در همان سیاق [[منافقین]] را به [[کفر]] و [[اعمال زشت]] [[مذمت]] نموده است<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۹، ص۵۰۸.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرامزادهای را که پیش دست و پای آنان است بر (شوهر) خویش نبندند و در هیچ کار شایستهای سر از فرمان تو نپیچند، با آنان بیعت کن و برای آنها از خداوند آمرزش بخواه که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.</ref>. | #{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرامزادهای را که پیش دست و پای آنان است بر (شوهر) خویش نبندند و در هیچ کار شایستهای سر از فرمان تو نپیچند، با آنان بیعت کن و برای آنها از خداوند آمرزش بخواه که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.</ref>. | ||