←شواهد و قرینهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۵۸: | خط ۵۸: | ||
# نمیشود [[پیامبر]] الفاظ قرآن را از آن شخص عجم گرفته باشد. زیرا آیات [[قرآن]] فصیح و در حد اعجاز است. | # نمیشود [[پیامبر]] الفاظ قرآن را از آن شخص عجم گرفته باشد. زیرا آیات [[قرآن]] فصیح و در حد اعجاز است. | ||
#اگر معانی این آیات از جانب آن شخص باشد و [[پیامبر]] آنها را در قالب الفاظ ریخته، پاسخ این است، مطالب آیات [[قرآن]] پر از معارف حقیقی است که [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} با جان و دل به آنها ایمان دارد. چگونه چنین شخصی به خداوند دروغ میبندد{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ }}﴾}}<ref> تنها کسانی که به آیات خداوند [[ایمان]] ندارند دروغ میبافند و همانانند که دروغگویند؛ سوره نحل، آیه:۱۰۵.</ref><ref>[[علامه طباطبایی]]، المیزان، ج۱۸، ص:۳۴۸.</ref><ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۶.</ref>. | #اگر معانی این آیات از جانب آن شخص باشد و [[پیامبر]] آنها را در قالب الفاظ ریخته، پاسخ این است، مطالب آیات [[قرآن]] پر از معارف حقیقی است که [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} با جان و دل به آنها ایمان دارد. چگونه چنین شخصی به خداوند دروغ میبندد{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ }}﴾}}<ref> تنها کسانی که به آیات خداوند [[ایمان]] ندارند دروغ میبافند و همانانند که دروغگویند؛ سوره نحل، آیه:۱۰۵.</ref><ref>[[علامه طباطبایی]]، المیزان، ج۱۸، ص:۳۴۸.</ref><ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۶.</ref>. | ||
'''دوم. توبیخها و سرزنشها:''' در برخی موارد آن حضرت تصمیم بر کاری گرفتهاند؛ اما خداوند او را نهی نموده یا توبیخ میکند. مثل اجازه [[پیامبر]] به عدهای برای بازگشت از جهاد که آیه نازل شده {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبينَ}}﴾}}<ref>خداوند از تو در گذراد! چرا پیشتر از آنکه راستگویان بر تو آشکار گردند و دروغگویان را بشناسی به آنان اجازه دادی؟؛ سوره توبه، آیه:۴۳.</ref>. یعنی نباید پیامبر به افراد دروغگو و منافق اجازه ترک جهاد دهد. | '''دوم. توبیخها و سرزنشها:''' در برخی موارد آن حضرت تصمیم بر کاری گرفتهاند؛ اما خداوند او را نهی نموده یا توبیخ میکند. مثل اجازه [[پیامبر]] به عدهای برای بازگشت از جهاد که آیه نازل شده {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبينَ}}﴾}}<ref>خداوند از تو در گذراد! چرا پیشتر از آنکه راستگویان بر تو آشکار گردند و دروغگویان را بشناسی به آنان اجازه دادی؟؛ سوره توبه، آیه:۴۳.</ref>. یعنی نباید پیامبر به افراد دروغگو و منافق اجازه ترک جهاد دهد. | ||
'''سوم. [[پیامبر]] مفسر قرآن، نه مصدر قرآن:'''از آیات [[قرآن]] استفاده میشود [[پیامبر]] گیرنده [[وحی]]، مفسر و معلم آیات [[قرآن]] است {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم}}﴾}}<ref>و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی؛ سوره نحل؛ آیه:۴۴.</ref><ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۶ و ۲۳۷.</ref>. | '''سوم. [[پیامبر]] مفسر قرآن، نه مصدر قرآن:'''از آیات [[قرآن]] استفاده میشود [[پیامبر]] گیرنده [[وحی]]، مفسر و معلم آیات [[قرآن]] است {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم}}﴾}}<ref>و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی؛ سوره نحل؛ آیه:۴۴.</ref><ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۶ و ۲۳۷.</ref>. | ||
*[[پیامبر]] فرستادهای است که آیات خدا را باید به طور کامل و صحیح به مردم برساند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبينُ}}﴾}}<ref>بدانید که تنها پیامرسانی روشن بر عهده فرستاده ماست؛ سوره مائده، آیه:۹۲.</ref><ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۶ و ۲۳۷.</ref>. | *[[پیامبر]] فرستادهای است که آیات خدا را باید به طور کامل و صحیح به مردم برساند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبينُ}}﴾}}<ref>بدانید که تنها پیامرسانی روشن بر عهده فرستاده ماست؛ سوره مائده، آیه:۹۲.</ref><ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۶ و ۲۳۷.</ref>. | ||
'''چهارم. اعتراف سخنسرایان عرب:'''سخنوران و فصحایی که به فکر مقابله با قرآن بودند به دلیل شگفتی بیش از حد قرآن کریم آن را "[[سحر]]" نامیدند. مانند "[[ولید بن مغیره]]" که اعتراف کرد کلام [[پیامبر|محمد]] کلامی است که بر همه کلامها برتری دارد. این اعتراف از جانب مخالفان سرسخت دین اسلام، بهترین دلیل است. | '''چهارم. اعتراف سخنسرایان عرب:'''سخنوران و فصحایی که به فکر مقابله با قرآن بودند به دلیل شگفتی بیش از حد قرآن کریم آن را "[[سحر]]" نامیدند. مانند "[[ولید بن مغیره]]" که اعتراف کرد کلام [[پیامبر|محمد]] کلامی است که بر همه کلامها برتری دارد. این اعتراف از جانب مخالفان سرسخت دین اسلام، بهترین دلیل است. | ||
'''پنجم. سیره شخصی [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و قرآن:''' اگر این [[قرآن]] از جانب خود [[پیامبر]] باشد باید جریانات مهم زندگی شخصی [[پیامبر]] در قرآن آمده باشد چنانچه در انجیل مطالب فراوانی درباره زندگی شخصی [[حضرت عیسی]] {{ع}} یافت میشود<ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۸ و ۲۲۹.</ref>. | '''پنجم. سیره شخصی [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و قرآن:''' اگر این [[قرآن]] از جانب خود [[پیامبر]] باشد باید جریانات مهم زندگی شخصی [[پیامبر]] در قرآن آمده باشد چنانچه در انجیل مطالب فراوانی درباره زندگی شخصی [[حضرت عیسی]] {{ع}} یافت میشود<ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۸ و ۲۲۹.</ref>. | ||
'''ششم. تأخیر [[وحی]]:'''اگر [[پیامبر خاتم|پیامبر]] از جانب خود میتوانست به راحتی و خود به خود حکمی را بیان کند پس چرا در برخی موارد، مدتی طولانی، [[وحی]] بر [[پیامبر]] قطع میشد؛ به گونهای که ناراحتی آن حضرت نمایان میشد. مانند جریان "مخلفون"، "[[صلح حدیبیه]]" و "حکم ظهار" که با استفاده از تاریخ و شأن نزول آن نشان میدهد [[وحی]] تأخیر داشته و [[پیامبر]] از تأخیر آن نگران بوده است. | '''ششم. تأخیر [[وحی]]:'''اگر [[پیامبر خاتم|پیامبر]] از جانب خود میتوانست به راحتی و خود به خود حکمی را بیان کند پس چرا در برخی موارد، مدتی طولانی، [[وحی]] بر [[پیامبر]] قطع میشد؛ به گونهای که ناراحتی آن حضرت نمایان میشد. مانند جریان "مخلفون"، "[[صلح حدیبیه]]" و "حکم ظهار" که با استفاده از تاریخ و شأن نزول آن نشان میدهد [[وحی]] تأخیر داشته و [[پیامبر]] از تأخیر آن نگران بوده است. | ||
'''هفتم. اگر قرآن از جانب [[پیامبر]] باشد خطاب به خود نامعقول است:''' در حالی که واژه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُل}}﴾}} حدود ۲۳۲ بار در قرآن به کار رفته. یعنی وظیفه [[پیامبر]] گفتن مطالب قرآن و آیات به مردم است <ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۰ و ۲۳۱.</ref>. | '''هفتم. اگر قرآن از جانب [[پیامبر]] باشد خطاب به خود نامعقول است:''' در حالی که واژه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُل}}﴾}} حدود ۲۳۲ بار در قرآن به کار رفته. یعنی وظیفه [[پیامبر]] گفتن مطالب قرآن و آیات به مردم است <ref> [[حسین علوی مهر| علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۰ و ۲۳۱.</ref>. | ||