←مقدمه
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[مذاهب]] کلامیدرباره این صفت [[اتفاق نظر]] ندارند. از نظر [[شیعه امامیه]] [[عدالت]] و [[پارسایی]] از [[شرایط لازم امامت]] است؛ زیرا اگر [[امام]] {{ع}} [[عادل]] نباشد، یا [[تسلیم]] [[ظلم]] میشود که از [[رذایل اخلاقی]] و مخالف با [[عصمت]] است یا به دیگران [[ستم]] خواهد کرد که از [[گناهان کبیره]] و با | [[مذاهب]] کلامیدرباره این صفت [[اتفاق نظر]] ندارند. از نظر [[شیعه امامیه]] [[عدالت]] و [[پارسایی]] از [[شرایط لازم امامت]] است؛ زیرا اگر [[امام]]{{ع}} [[عادل]] نباشد، یا [[تسلیم]] [[ظلم]] میشود که از [[رذایل اخلاقی]] و مخالف با [[عصمت]] است یا به دیگران [[ستم]] خواهد کرد که از [[گناهان کبیره]] و با عصمت [[مخالفت]] دارد<ref>قواعد المرام؛ ص۱۷۹ـ ۱۸۰.</ref>. [[شیعه]] [[اسماعیلیه]] و [[زیدیه]] نیز عدالت و پارسایی را از [[صفات لازم امام]]{{ع}} دانستهاند<ref>شرح المواقف؛ ج۸؛ ص۳۵۱؛ الزیدیه؛ ص۳۳۸ـ ۳۳۹.</ref>. [[معتزله]] نیز عدالت و [[پاکدامنی]] را از [[صفات امام]]{{ع}} شناختهاند<ref>المغنی؛ ج۱؛ ص۲۰۱ـ ۲۰۲.</ref> از نظر [[اباضیه]] نیز عدالت از شرایط لازم امامت است<ref>الأباضیه مذهب اسلامی معتدل؛ ص۲۵.</ref>. | ||
دیدگاه مشهور [[اشاعره]] نیز [[لزوم]] | دیدگاه مشهور [[اشاعره]] نیز [[لزوم]] عدالت و پارسایی در باب [[امامت]] است<ref>شرح المقاصد؛ ج۵؛ ص۲۴۴؛ شرح المواقف؛ ج۸؛ ص۳۵۰؛ اصول الدین بغدادی؛ ص۱۴۷؛ الإقتصاد فی الاإعتقاد؛ ص۲۵۶.</ref>؛ [[حشویه]] و [[ظاهرگرایان]] [[اهل حدیث]] عدالت را در امامت شرط ندانستهاند، به [[اعتقاد]] آنان اگر فردی از طریق [[قهر و غلبه]] زمام امر [[حکومت]] را در دست گیرد هر چند [[جائر]] و [[ستمکار]] باشد امامتش [[اثبات]] خواهد گردید<ref>المغنی؛ ج۱؛ ص۱۹۹.</ref>، آنچه این سخن را [[تأیید]] میکند سخن [[احمد بن حنبل]] است که گفته است [[اطاعت از امام]] اگر چه [[تبهکار]] باشد؛ [[واجب]] اس<ref>اصول السنه؛ ص۸۰.</ref>. | ||
از نظر اکثر | از نظر اکثر اهل حدیث؛ امام{{ع}} با [[ارتکاب ظلم]] و [[فسق]] از [[مقام]] خود [[خلع]] نمیشود و [[قیام]] علیه او روا نیست؛ فقط باید او را [[موعظه]] کرد و از [[اطاعت]] وی در [[معاصی]] [[خداوند]] سرباز زد<ref>تمهید الأوائل؛ ص۴۷۸.</ref>. | ||
با اینکه [[ماتریدیه]] در [[کلام]]؛ روشی [[عقلی]] دارند؛ [[ابوحفص]] [[ماتریدی]] در این مسئله با | با اینکه [[ماتریدیه]] در [[کلام]]؛ روشی [[عقلی]] دارند؛ [[ابوحفص]] [[ماتریدی]] در این مسئله با اهل حدیث و ظاهرگرایان همراه شده و گفته است: امام با ارتکاب ظلم و فسق از مقام خود [[عزل]] نمیشود<ref>شرح العقائد النسفیه؛ ص۱۱۴.</ref>. | ||
طرفداران این [[عقیده]] به دو وجه استناد کردهاند: یکی [[عمل صحابه]] و [[تابعین]] که در زمان | طرفداران این [[عقیده]] به دو وجه استناد کردهاند: یکی [[عمل صحابه]] و [[تابعین]] که در [[زمان]] [[حکومتهای اموی]] [[زندگی]] میکردند و در برابر [[ستمگری]] و [[تبهکاری]] آنان روش [[مدارا]] و [[سکوت]] را برگزیده بودند و حتی برخی از آنان؛ مانند [[عبداللّه بن عمر]] از [[قیام]] علیه [[بنی امیه]] منع میکردند<ref>شرح العقائد النسفیه؛ ص۱۱۴.</ref> و دیگری احادیثی که بر [[اطاعت]] از [[فرمانروا]] دستور داده و از [[سرپیچی]] از [[فرمان]] او [[نهی]] کرده است<ref>شرح الفقه الأکبر؛ ص۱۸۱.</ref>. | ||
دو [[استدلال]] مزبور ناتمام است؛ زیرا در برابر [[احادیث]] یاد شده؛ | دو [[استدلال]] مزبور ناتمام است؛ زیرا در برابر [[احادیث]] یاد شده؛ احادیث دیگری [[روایت]] شده که از هرگونه [[همکاری]] با فرمانروای [[ستمگر]] نهی کرده است. [[ابن اثیر جزری]] به نقل از [[ترمذی]] و [[نسایی]] از [[پیامبر]]{{صل}} روایت کرده که فرمود: "پس از من امیرانی [[رهبری]] شما را برعهده میگیرند؛ هر کس [[دروغگویی]] آنها را [[تصدیق]] کرده و [[ستمکاری]] آنان را [[تأیید]] کند؛ از من نخواهد بود"<ref>جامع الاصول؛ ج۴؛ ص۷۵.</ref> در [[حدیث]] دیگری از پیامبر{{صل}} آمده است که در [[قیامت]] کسانی که [[ستمکاران]] را [[یاری]] کردهاند با آنها [[محشور]] خواهند شد<ref>وسائل الشیعه؛ ج۱۲؛ باب۴۲؛ حدیث۱۰.</ref> [[امام حسین]]{{ع}} از پیامبر{{صل}} روایت کرده که فرمود: "هر کس فرمانروای ستمکاری را ببیند که [[حرام]] [[خدا]] را [[حلال]] کرده؛ [[عهد الهی]] را میشکند و بر خلاف [[سنت پیامبر]]{{صل}} عمل میکند و در میان [[مردم]] [[دست]] به [[تبهکاری]] و [[ستمگری]] میزند، با گفتار و [[کردار]] خود علیه او اقدام نکند؛ بر [[خداوند]] است که او را با آن فرمانروای [[ستمکار]] [[همنشین]] کند"<ref>تاریخ طبری؛ ج۶؛ ص۲۲۹.</ref>. | ||
از سوی دیگر؛ همه [[صحابه]] و [[تابعین]] در برابر | از سوی دیگر؛ همه [[صحابه]] و [[تابعین]] در برابر ستمکاری و تبهکاری [[بنیامیه]] [[سکوت]] نکردند. روشنترین [[گواه]] این مطلب [[قیام امام حسین]]{{ع}} علیه یزید ستمکار و [[تبهکار]] است. عدهای از صحابه یا تابعین نیز که علیه یزید قیام نکردند بدان جهت نبود که [[مخالفت]] با [[حاکم ستمکار]] را روا نمیدانستند؛ بلکه یا به خاطر [[ترس]] بر [[جان]] و [[مال]] خود بود و یا به این دلیل بود که [[گمان]] میکردند قیام علیه او نتیجهای نخواهد داشت<ref>مقدمه ابن خلدون؛ ص۲۱۶ـ ۲۱۷.</ref>، ولی امام حسین{{ع}} بر آن بود که [[سکوت]] در برابر [[رفتار]] جائرانه و تبهکارانه یزید سبب [[نابودی اسلام]] خواهد شد؛ بدین جهت حاضر شد [[جان]] و [[مال]] و [[فرزندان]] و [[یاران فداکار]] خود را در راه [[دفاع از اسلام]] [[فدا]] نماید. [[امام حسین]]{{ع}} با [[قیام]] خود چند مطلب مهم را [[اثبات]] کرد: [[نامشروع]] بودن [[حکومت یزید]]؛ [[مشروع]] بودن قیام علیه [[حاکم ستمکار]] و [[تبهکار]]؛ [[احیای سنت]] [[امر به معروف و نهی از منکر]]؛ [[پایداری]] [[سیره]] و [[سنت پیامبر]]{{صل}} و [[امیرمؤمنان]]{{ع}}<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «امامت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۱۲.</ref>. | ||
== ساحتهای عدالت == | == ساحتهای عدالت == | ||