←منابع
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
منظور نخستین مکان [[نزول وحی]] به گفته مورخان [[اسلامی]] است. ویژگی این محل به جز آنکه محل [[نزول]] [[نخستین آیات]] [[وحی]] است عبادتگاه [[پیامبر]] [[پیش از بعثت]] هم بوده و [[حضرت]] دوران [[تحنث]] خود را در آن میگذرانده و یک روزنه به سمت [[کعبه]] داشته که برای [[دعا]] و [[راز و نیاز]] به سمت [[کعبه]] و [[قبله]] با جهت نشستن آن منطبق میشود. در [[قرآن]] [[دلیل]] روشنی برای [[اثبات]] [[نخستین آیات]] نیست، البته در [[آیات قرآن]] گاه توصیفاتی شده که به این مکان تناسب دارد، اما روشن نمیسازد که این مکان اولین آنها بوده و اگر [[سوره نجم]] مبنا باشد، در ترتیب [[نزول]] اولین آنها نیست. | منظور نخستین مکان [[نزول وحی]] به گفته مورخان [[اسلامی]] است. ویژگی این محل به جز آنکه محل [[نزول]] [[نخستین آیات]] [[وحی]] است عبادتگاه [[پیامبر]] [[پیش از بعثت]] هم بوده و [[حضرت]] دوران [[تحنث]] خود را در آن میگذرانده و یک روزنه به سمت [[کعبه]] داشته که برای [[دعا]] و [[راز و نیاز]] به سمت [[کعبه]] و [[قبله]] با جهت نشستن آن منطبق میشود. در [[قرآن]] [[دلیل]] روشنی برای [[اثبات]] [[نخستین آیات]] نیست، البته در [[آیات قرآن]] گاه توصیفاتی شده که به این مکان تناسب دارد، اما روشن نمیسازد که این مکان اولین آنها بوده و اگر [[سوره نجم]] مبنا باشد، در ترتیب [[نزول]] اولین آنها نیست. | ||
#{{متن قرآن|وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى * ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى * فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى * أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى * وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى * عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى * إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى * مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى * لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى}}<ref>«و او در افق فراتر بود * سپس نزدیک شد و فروتر آمد * آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید * پس آیا شما با او در آنچه میبیند، بگو- مگو میکنید؟ * و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود * کنار درخت سدری که در واپسین جای است * که نزد آن بوستانسراست * هنگامی که آن درخت سدر را فرو پوشاند، آنچه فرو پوشاند * چشم (وی سوی دیگر) نگشت و کژ ندید * بیگمان برخی از نشانههای بزرگ پروردگارش را دیده است» سوره نجم، آیه ۷-۹ و ۱۲-۱۸.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۲۸.</ref>. | #{{متن قرآن|وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى * ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى * فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى * أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى * وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى * عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى * إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى * مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى * لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى}}<ref>«و او در افق فراتر بود * سپس نزدیک شد و فروتر آمد * آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید * پس آیا شما با او در آنچه میبیند، بگو- مگو میکنید؟ * و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود * کنار درخت سدری که در واپسین جای است * که نزد آن بوستانسراست * هنگامی که آن درخت سدر را فرو پوشاند، آنچه فرو پوشاند * چشم (وی سوی دیگر) نگشت و کژ ندید * بیگمان برخی از نشانههای بزرگ پروردگارش را دیده است» سوره نجم، آیه ۷-۹ و ۱۲-۱۸.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۲۸.</ref>. | ||
==جغرافیای [[غار]]، در [[سوره مبارکه توبه]]== | |||
{{متن قرآن|...إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا...}}<ref>«اگر او را یاری ندهید بیگمان خداوند یاریش کرده است هنگامی که کافران او را که یکی از دو نفر بود (از مکّه) بیرون راندند، آنگاه که آن دو در غار بودند همان هنگام که به همراهش میگفت: مهراس که خداوند با ماست و خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و وی را با سپاهی که آنان را نمیدیدید پشتیبانی کرد و سخن کافران را فروتر نهاد و سخن خداوند است که فراتر است و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۴۰.</ref>. | |||
مکان مورد تحقیق در این [[آیه]]، واژه غار است؛ که ابتدا باید بدانیم به چه مناسبت این کلمه در آیه ذکر شده و چه حادثه مهمی در آن مکان رخ داده که از آن مکان در آیه مذکور یاد شده است و سپس به توضیح جغرافیای آن بپردازیم: لذا ناچاریم برای آشنایی با آن قضیه به [[تاریخ]] مراجعه نماییم.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۳۷۴.</ref> | |||
==تاریخ چه میگوید؟== | |||
تاریخ میگوید: «[[حکومت]] مکیان، شبیه حکومت مشروط بود [[دارالندوه]] آنان مانند مجلس شورای ملی بود، که در... مسائل بغرنج، به تبادل [[افکار]]... میپرداختند. در [[سال سیزدهم بعثت]] [[مردم]] [[مکه]] با خطر... [[مسلمانان]]؛ که هستی... آنها را [[تهدید]] میکرد؛ روبهرو شدند... و یثربیان که [[حمایت]] و [[محافظت]] [[پیامبر]]{{صل}} را به عهده گرفته بودند؛ نشانه بارز این تهدید بود. | |||
در ماه [[ربیع الاول]] سال سیزدهم بعثت، که [[مهاجرت پیامبر]]{{صل}} در آن اتفاق افتاد... ناگهان [[قریش]] تصمیمی بس [[قاطع]] و خطرناک گرفتند. جلسه مشورتی سران، در دارالندوه منعقد گردید و [[تصمیم]] گرفتند... از تمام [[قبایل]]، افرادی [[انتخاب]] شوند و شبانه به طور دسته جمعی به [[خانه]] او پیامبر{{صل}} [[حمله]] ببرند و او را قطعه قطعه کنند؛ تا [[خون]] او در میان تمام قبایل پخش گردد... بنا به نقل [[مفسران]]؛ [[فرشته وحی]] نازل گردید و پیامبر{{صل}} را از نقشههای شوم [[مشرکان]]... [[آگاه]] ساخت - [[آیه]] ۳۰ [[سوره انفال]] - [[رسول اکرم]]{{صل}} از طرف [[خدا]] [[مأمور]] شد، آهنگ [[سفر]] کند و به سوی یثرب برود، ولی [[رهایی]] از دست مأموران [[بیرحم]] حکو مت [[بتپرست]]،... کار آسانی نبود..؛ لذا [[رسول خدا]]{{صل}} دستور داد که علی{{ع}} در بستر وی بخوابد... تا مشرکان [[تصور]] کنند، که [[پیامبر]]{{صل}} بیرون نرفته و در [[خانه]] است و در نتیجه، تنها به [[فکر]] محاصره خانه او باشند... ثلثی از شب گذشته بود؛ که چهل نفر [[تروریست]] اطراف [[خانه پیامبر]]{{صل}} را محاصره کردند و از شکاف در به داخل خانه نگاه میکردند و وضع خانه را عادی دیدند... در چنین وقت، پیامبر{{صل}} [[تصمیم]] گرفت، که از خانه بیرون برود... [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[سوره یس]] را تا آیه {{متن قرآن|فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ}}<ref>«و ما پیش رویشان سدّی و پشت سرشان سدّی نهادهایم و (دیدگان) آنان را فرو پوشاندهایم چنان که (چیزی) نمیبینند» سوره یس، آیه ۹.</ref>[[تلاوت]] نمود، بلافاصله از در خانه بیرون آمد... صبح صادق سینه افق را شکافت... مشرکان... در حالی که دستها به قبضه [[شمشیر]] بود؛ با [[شوری]] وارد [[حجره]] پیامبر{{صل}} شدند. مقارن این حال علی{{ع}} سر از بالش برداشت... چهرههای مأموران از شدت [[غضب]] و [[خشم]] برافروخته شد و خشم گلوی آنها را میفشرد... از این که نقشه آنها نقش بر آب شده و با [[شکست]] روشنی روبهرو شدند؛ عصبانی بودند و با خود فکر میکردند؛ در این مدت کم محمد{{صل}} نمیتواند، از محیط [[مکه]] بیرون برود؛ ناچار در خود مکه پنهان شده و یا، در طریق [[مدینه]] است... آنچه مسلم است این است، که پیامبر{{صل}} [[شب هجرت]] را با [[ابوبکر]]<ref>آقای نجاح عطا الطایی، در مورد واژه {{متن قرآن|لِصَاحِبِهِ}} در آیه ۴۰ سوره مبارکه توبه پژوهشی انجام داده و نتیجه نهایی آن را در کتابی تحت عنوان {{عربی|صاحب الغار ابوبکر أم رجل أخر؟}} اعلام نموده، ما علاقهمندان را به صفحه ۵۹ همان کتاب و نشانی الکترونیکی زیر ارجاع میدهیم. nayahtace @ yahoo.com.</ref> در [[غار ثور]] که در جنوب [[مکه]] - نقطه مقابل [[مدینه]] است – به سر برده است»<ref>جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ج۱، تلخیص از ص۳۵۴ – ۳۴۸.</ref>. | |||
به [[گواهی]] [[اسناد]] [[تاریخی]] روشن شد که واژه [[غار]] که در [[آیه]] مورد تحقیق ذکر شده [[شاهد]] یک حادثه تاریخی بسیار مهم بوده است؛ به همین دلیل غار ثور مورد توجه [[کلیه]] [[مسلمین]] است و از نظر آنان، این غار دارای تقدم ویژهای است و مورد [[احترام]] [[مسلمانان]] و نقطهای خاطره انگیز در [[تاریخ]] [[سیاسی]] [[اسلامی]]، به حساب میآید و آن [[شایستگی]] را دارد، که جغرافیای آن برای علاقهمندان بیان گردد.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۳۷۴.</ref> | |||
==[[سرگردانی]] [[مشرکین]]!== | |||
زمانی که مشرکین به [[بیت]] [[رسول الله]]{{صل}} [[هجوم]] بردند و علی{{ع}} را در رختخواب او دیدند شگفتزده شدند که آن [[حضرت]] چگونه از میان آنان عبور نموده و آنان متوجه نشدهاند لذا جهت یافتن او در درون مکه و راه مدینه و از جمله غار ثور را جستجو نمودند «[[روایات]] فراوانی حکایت از آن دارد که آنان به قدری به غار نزدیک شدند که [[رسول خدا]]{{صل}} صدای آنان را میشنید... اما [[خداوند]] از او با [[سپاهیان]] [[ناپیدا]] [[یاری]] فرمود این [[نصرت]] بر اساس روایات تاریخی با ایجاد تارهای عنکبوت بر در غار صورت گرفت آن گونه که [[مشرکان]] مطمئن شدند آن حضرت به درون غار نرفته است. برخی افزودهاند که دو کبوتر نیز در همانجا خانهای درست کرده بودند. آن گونه که اگر کسی به درون رفته بود امکان چنین [[زندگی]] با آنان نبود.»..<ref>رسول جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ج۱، صص۲۵۴-۲۵۵.</ref>.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۳۷۶.</ref> | |||
==جغرافیای غار ثور== | |||
برخی نویسندگان، در مورد غار ثور چنین نقل شده کردهاند: «غار به معنی شکاف در سینه [[کوه]] است و در [[اقرب]] الموارد نقل کرده غار محلی است که از کوه میشکافد و چون بزرگ و وسیع باشد، آن را [[کهف]] گویند... وی میافزاید مراد از الغار - در آیه مورد تحقیق - غار [[جبل]] ثور است، که [[رسول خدا]]{{صل}} به هنگام [[هجرت]] از [[مکه]] با [[ابوبکر]]<ref>طبق تحقیقات آقای نجاح عطا الطایی، که در صپیش، نشانی الکترونیکی وی ذکر شده، شخصی به نام ابن البکر همراه پیامبر{{صل}} بوده، نه ابابکر.</ref> در آن مخفی شدند و [[کفار]] تا کنار آن آمدند.<ref>قرشی، قاموس قرآن.</ref>. | |||
[[جبل]] ثور تقریباً در چهار فرسخی مکه واقع شده و [[غار]] معروف در یکی از ارتفاعات آن واقع است. | |||
بالا رفتن از [[کوه]] و رسیدن به غار به [[زحمت]] انجام میگیرد و آن، دو در دارد یکی در طرف [[غرب]] به وسعت دو وجب در سه وجب که شخص باید روی شکم و خوابیده. از آن داخل شود و یکی در جانب [[شرق]]، که کمی از آن بزرگتر است، به قولی در شرقی بعداً [[احداث]] شده، که [[مردم]] از یکی داخل و از دیگری خارج شوند. | |||
همانجا محل اختفای بزرگترین ابناء [[بشر]] محمد عبدالله{{صل}} است. که [[تاریخ]] بشر را دگرگون و جهانیان را به [[توحید]] [[دعوت]] فرمود. اما کوه ثور: کوهی است؛ بزرگتر از کوه حراء که در جنوب شرقی [[مسجدالحرام]] و در فاصلهای دوردست، نسبت به مکه واقع شده است. | |||
میگویند این کوه به نام شخصی است؛ که [[ثور بن منات]] نامیده میشد. | |||
سه کوه متصل به یکدیگر را به نام ثور میشناسند و [[غار ثور]]، در سومین کوه قرار دارد زمانی که [[مشرکان مکه]]، به قصد کشتن [[رسول الله]]{{صل}} [[بسیج]] شدند: آن [[حضرت]] از [[خانه]] خود خارج شد و همراه ابوبکر به سمت جنوب مکه به راه افتاد، در حالی که باید به سمت شمال، یعنی یثرب میرفت؛ اما برای مخفی نگاه داشتن مسیر، چنین کرد. آنها وارد غار ثور شدند و مدت سه [[روز]] در آن مخفی بودند. | |||
... کوه ثور، در میان چند خیابان، با نامهای: خیابان ثور، جاده [[طائف]] و جاده کدی قرار گرفته است»<ref>رسول جعفریان آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۵۰.</ref>. | |||
برخی [[پژوهشگران]]، مینویسند: «در آن وقت [[زمان]] هجرت دهنه غار به اندازهای تنگ بود؛ که یک تن به [[زحمت]] میتوانست، به اندرون آن برود؛ ولی تقریباً صد و بیست سال پیش، به [[فرمان]] [[شریف]] عدن، دهنه آن را گشاد کردند و بر آن دری [[نصب]] کردند. [[غار ثور]]، به مسافت سه میل [[انگلیسی]]، از [[مکه]] واقع شده.»...<ref>عباس مهرین شوشتری فرهنگ لغات قرآن.</ref>.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۳۷۷.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | ||
# [[پرونده:IM010435.jpg|22px]] [[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|'''دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||