←مقدمه
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
نظریه [[مشروعیت الهی]] بر آن است که تنها ولی [[انسانها]] خداست و فقط اوست که میتواند [[حاکم]] و ولی | نظریه [[مشروعیت الهی]] بر آن است که تنها ولی [[انسانها]] خداست و فقط اوست که میتواند [[حاکم]] و ولی تعیین کند. گام بعدی در این نظریه بیان ضعفهای [[انسانی]] در تعیین ولی برای خود است. | ||
=== | === اصل عدم ولایت === | ||
[[جهانشناسی]] [[توحیدی]] [[مکتب]] [[شیعه]] مبنای انحصار [[مشروعیت]] از جانب [[خداوند]] است. هرچند [[توحید]] اصلی از اصول [[دین اسلام]] است و دیگر [[اندیشمندان مسلمان]] نیز به آن قائلاند، سرایت این اصل به [[زندگی سیاسی]] [[مردم]] حتی در [[دوران غیبت]] سبب شده است که برخی از متفکران [[اسلامی]] به محض قائل باشند. بنابر اصل [[توحید عملی]]، تنها خداوند است که [[تدبیر امور]] انسانها را عهدهدار است و تنها اوست که برای [[زندگی]] انسانها برنامه [[حقیقی]] دارد. تنها [[تبعیت]] از او [[واجب]] است و با [[بندگی]] او میتوان به [[سعادت]] رسید؛ از اینرو سر [[تسلیم]] فرود آوردن در مقابل هر موجود دیگری، غیرمشروع و مستلزم بیتوجهی به اصل توحید است. گام اول [[مسلمان]] شدن که [[شهادت]] به [[وحدانیت]] [[خدای متعال]] است، با گفتن {{متن قرآن|لَا إِلَهَ}} در جمله {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} محقق میشود و به معنای [[نفی]] تسلطها و تبعیتها و به عبارت دیگر نفی حکومتهای غیر از [[الله]] است<ref>مطهری، پانزده گفتار، ص۸۱.</ref>؛ بنابراین اصل توحید در [[اسلام]] به معنای نفی [[حکومت]] و [[سرپرستی]] دیگران بر [[انسان]] و ثبوت [[ولایت]] و تبعیت مطلق برای خداوند است. یکی از [[فقها]] اصل عدم ولایت را چنین تقریر کرده است: میگویند اصل، [[عدم ولایت]] فردی بر دیگری و نافذ نبودن [[حکم]] کسی بر دیگری است؛ زیرا انسانها به حسب طبیعتشان [[آزاد]] [[آفریده]] شدهاند و به حسب خَلق و فطرتشان مسلط بر [[جانها]] و بر [[اموال]] خود هستند. پس [[تصرف]] در شئونشان و اموالشان و [[تحمیل]] امری بر آنان [[ظلم]] و [[تعدی]] بر ایشان است، و اینکه انسانها به حسب استعدادشان در [[عقل]]، [[علم]]، [[فضایل]]، [[اموال]] و طاقتهایشان متفاوت هستند، سبب [[ولایت]] یکی بر دیگری نمیشود. در [[نامه]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} به فرزندشان، [[امام حسن]] {{ع}}، اینگونه آمده است: «بنده کسی نباش؛ زیرا [[خدا]] تو را [[آزاد]] [[آفریده]] است»، و همچنین باز [[حضرت]] میفرمایند: «ای [[مردم]]، [[حضرت آدم]] {{ع}} [[بنده]] و [[کنیز]] متولد نشد و همه [[انسانها]] آزاد هستند؛ [[ولی خدا]] برخی از شما را در [[اختیار]] دیگران قرار داده است»<ref>منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الإسلامیة، ج۱، ص۲۷.</ref>. | [[جهانشناسی]] [[توحیدی]] [[مکتب]] [[شیعه]] مبنای انحصار [[مشروعیت]] از جانب [[خداوند]] است. هرچند [[توحید]] اصلی از اصول [[دین اسلام]] است و دیگر [[اندیشمندان مسلمان]] نیز به آن قائلاند، سرایت این اصل به [[زندگی سیاسی]] [[مردم]] حتی در [[دوران غیبت]] سبب شده است که برخی از متفکران [[اسلامی]] به محض قائل باشند. بنابر اصل [[توحید عملی]]، تنها خداوند است که [[تدبیر امور]] انسانها را عهدهدار است و تنها اوست که برای [[زندگی]] انسانها برنامه [[حقیقی]] دارد. تنها [[تبعیت]] از او [[واجب]] است و با [[بندگی]] او میتوان به [[سعادت]] رسید؛ از اینرو سر [[تسلیم]] فرود آوردن در مقابل هر موجود دیگری، غیرمشروع و مستلزم بیتوجهی به اصل توحید است. گام اول [[مسلمان]] شدن که [[شهادت]] به [[وحدانیت]] [[خدای متعال]] است، با گفتن {{متن قرآن|لَا إِلَهَ}} در جمله {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} محقق میشود و به معنای [[نفی]] تسلطها و تبعیتها و به عبارت دیگر نفی حکومتهای غیر از [[الله]] است<ref>مطهری، پانزده گفتار، ص۸۱.</ref>؛ بنابراین اصل توحید در [[اسلام]] به معنای نفی [[حکومت]] و [[سرپرستی]] دیگران بر [[انسان]] و ثبوت [[ولایت]] و تبعیت مطلق برای خداوند است. یکی از [[فقها]] اصل عدم ولایت را چنین تقریر کرده است: میگویند اصل، [[عدم ولایت]] فردی بر دیگری و نافذ نبودن [[حکم]] کسی بر دیگری است؛ زیرا انسانها به حسب طبیعتشان [[آزاد]] [[آفریده]] شدهاند و به حسب خَلق و فطرتشان مسلط بر [[جانها]] و بر [[اموال]] خود هستند. پس [[تصرف]] در شئونشان و اموالشان و [[تحمیل]] امری بر آنان [[ظلم]] و [[تعدی]] بر ایشان است، و اینکه انسانها به حسب استعدادشان در [[عقل]]، [[علم]]، [[فضایل]]، [[اموال]] و طاقتهایشان متفاوت هستند، سبب [[ولایت]] یکی بر دیگری نمیشود. در [[نامه]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} به فرزندشان، [[امام حسن]] {{ع}}، اینگونه آمده است: «بنده کسی نباش؛ زیرا [[خدا]] تو را [[آزاد]] [[آفریده]] است»، و همچنین باز [[حضرت]] میفرمایند: «ای [[مردم]]، [[حضرت آدم]] {{ع}} [[بنده]] و [[کنیز]] متولد نشد و همه [[انسانها]] آزاد هستند؛ [[ولی خدا]] برخی از شما را در [[اختیار]] دیگران قرار داده است»<ref>منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الإسلامیة، ج۱، ص۲۷.</ref>. | ||