رستگاری: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۴٬۲۷۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ سپتامبر ۲۰۱۸
خط ۱۴: خط ۱۴:
*[[قرآن کریم]] در آیات پرشماری انسان‌ها را به تحصیل اسباب سعادت و دوری از موانع آن فرمان داده که این امر بیانگر اکتسابی بودن رستگاری است. برخی از جبری‌ها، از آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَ يَأْتِ لاَ تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ}}﴾}} <ref>روزی که (چون) فرا رسد، هیچ کس جز به اذن خداوند سخن نمی‌گوید؛ برخی نگونبخت و برخی نیکبخت‌ان سوره هود، آیه:۱۰۵.</ref> که در آن خدای متعالی برخی انسان‌ها را شقاوتمند و بعضی را سعادتمند نامیده، چنین برداشت کرده‌اند که سعادت و شقاوت، ذاتی هستند و سعادتمند هیچ‌گاه شقاوتمند، چنانکه شقاوتمند هرگز سعادتمند نمی‌شود<ref>التفسير الكبير، ج ۱۸، ص ۳۹۹.</ref> مفسران امامیه<ref>التبیان، ج ۶، ص ۶۵؛ مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۹۶؛ الجديد، ج ۳، ص ۵۱۸-۵۲۰.</ref> و معتزله<ref>الكشاف، ج ۲، ص ۴۲۹.</ref> در تفسیر آیه یادشده، رستگاری انسان‌ها را تنها در گرو اعمال پسندیده و اطاعت خدا و شقاوت آنان را بر اثر گناهان و اعمال زشت خودشان و استدلال‌های جبری‌ها را سست و مغالطه‌آمیز دانسته و با ردّ آنها گفته‌اند آیه مذکور، تنها درباره اصل اتصاف گروهی به شقاوت و دسته‌ای به سعادت است؛ نه چگونگی این اتصاف و ذاتی یا اکتسابی بودن آن<ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۱۹-۲۰؛ نمونه، ج ۹، ص ۲۳۵-۲۳۷.</ref>؛ نیز از همه خوبی‌هایی که به انسان می‌رسند و از جمله رستگاری از ناحیه خداست{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا }}﴾}}<ref> ای آدمی!) هر نیکی به تو رسد از خداوند است و هر بدی به تو رسد از خود توست. و (ای محمّد!) ما تو را برای مردم، پیامبر فرستاده‌ایم و خداوند، (شما را) گواه بس؛ سوره نساء، آیه: ۷۹.</ref> و از اینکه در آیات پسین، شقاوت به شکل فعل معلوم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ}}﴾}}<ref> اما آنان که نگونبخت‌اند در آتش‌اند، آنان را در آن داد و فریاد ی است ؛ سوره هود، آیه:۱۰۶.</ref> و سعادت به صورت فعل مجهول: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ عَطَاء غَيْرَ مَجْذُوذٍ}}﴾}}<ref> و اما آنان که نیکبخت شده‌اند در بهشتند؛ تا آسمان‌ها و زمین برجاست در آن جاودانند جز آنچه پروردگارت به دهشی پایدار بخواهد؛ سوره هود، آیه:۱۰۸.</ref> به کار رفته‌اند، برداشت می‌شود که انسان راه شقاوت را با پای خود می‌پیماید؛ ولی برای پیمودن راه سعادت بی‌کمک خدا پیروز نخواهد شد؛ اما یاری خدا به کسانی می‌رسد که گام‌های نخست را با اراده و اختیار خود برداشته و شایستگی بهره‌مندی از چنین کمکی را یافته‌اند<ref>نمونه، ج ۹، ص ۲۳۸-۲۳۹.</ref>.
*[[قرآن کریم]] در آیات پرشماری انسان‌ها را به تحصیل اسباب سعادت و دوری از موانع آن فرمان داده که این امر بیانگر اکتسابی بودن رستگاری است. برخی از جبری‌ها، از آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَ يَأْتِ لاَ تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ}}﴾}} <ref>روزی که (چون) فرا رسد، هیچ کس جز به اذن خداوند سخن نمی‌گوید؛ برخی نگونبخت و برخی نیکبخت‌ان سوره هود، آیه:۱۰۵.</ref> که در آن خدای متعالی برخی انسان‌ها را شقاوتمند و بعضی را سعادتمند نامیده، چنین برداشت کرده‌اند که سعادت و شقاوت، ذاتی هستند و سعادتمند هیچ‌گاه شقاوتمند، چنانکه شقاوتمند هرگز سعادتمند نمی‌شود<ref>التفسير الكبير، ج ۱۸، ص ۳۹۹.</ref> مفسران امامیه<ref>التبیان، ج ۶، ص ۶۵؛ مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۹۶؛ الجديد، ج ۳، ص ۵۱۸-۵۲۰.</ref> و معتزله<ref>الكشاف، ج ۲، ص ۴۲۹.</ref> در تفسیر آیه یادشده، رستگاری انسان‌ها را تنها در گرو اعمال پسندیده و اطاعت خدا و شقاوت آنان را بر اثر گناهان و اعمال زشت خودشان و استدلال‌های جبری‌ها را سست و مغالطه‌آمیز دانسته و با ردّ آنها گفته‌اند آیه مذکور، تنها درباره اصل اتصاف گروهی به شقاوت و دسته‌ای به سعادت است؛ نه چگونگی این اتصاف و ذاتی یا اکتسابی بودن آن<ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۱۹-۲۰؛ نمونه، ج ۹، ص ۲۳۵-۲۳۷.</ref>؛ نیز از همه خوبی‌هایی که به انسان می‌رسند و از جمله رستگاری از ناحیه خداست{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا }}﴾}}<ref> ای آدمی!) هر نیکی به تو رسد از خداوند است و هر بدی به تو رسد از خود توست. و (ای محمّد!) ما تو را برای مردم، پیامبر فرستاده‌ایم و خداوند، (شما را) گواه بس؛ سوره نساء، آیه: ۷۹.</ref> و از اینکه در آیات پسین، شقاوت به شکل فعل معلوم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ}}﴾}}<ref> اما آنان که نگونبخت‌اند در آتش‌اند، آنان را در آن داد و فریاد ی است ؛ سوره هود، آیه:۱۰۶.</ref> و سعادت به صورت فعل مجهول: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ عَطَاء غَيْرَ مَجْذُوذٍ}}﴾}}<ref> و اما آنان که نیکبخت شده‌اند در بهشتند؛ تا آسمان‌ها و زمین برجاست در آن جاودانند جز آنچه پروردگارت به دهشی پایدار بخواهد؛ سوره هود، آیه:۱۰۸.</ref> به کار رفته‌اند، برداشت می‌شود که انسان راه شقاوت را با پای خود می‌پیماید؛ ولی برای پیمودن راه سعادت بی‌کمک خدا پیروز نخواهد شد؛ اما یاری خدا به کسانی می‌رسد که گام‌های نخست را با اراده و اختیار خود برداشته و شایستگی بهره‌مندی از چنین کمکی را یافته‌اند<ref>نمونه، ج ۹، ص ۲۳۸-۲۳۹.</ref>.
==اسباب رستگاری==
==اسباب رستگاری==
*در آیات متعددی از قرآن به اسباب گوناگون رستگاری اشاره شده که در عرض یکدیگر نیستند و جامع همه آنها ایمان و اعمال صالح است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ}}﴾}}. (جاثیه/۴۵، ۳۰؛ نیز حجّ/۲۲، ۲۷؛ تغابن/۶۴، ۹؛ بروج/۸۵، ۱۱) برخی از این اسباب، به تنهایی مایه رستگاری نمی‌شوند، بلکه کنار دیگر اسباب و شرایط، سعادت انسان را در پی دارند، از این رو با واژه‌هایی که بر امیدواری دلالت دارند، مانند لعلّ و عسى (بقره/۲، ۱۸۹؛ آل‌عمران/۳، ۲۰۰؛ مائده/۵، ۳۵؛ قصص/۲۸، ۶۷ و...) به کار رفته‌اند<ref>المیزان، ج ۲، ص ۵۷؛ آلاء الرحمن، ج ۱، ص ۳۸۳؛ اطیب البیان، ج ، ص ۳۵۷.</ref>؛ البته برخی گفته‌اند: کاربرد واژه‌های ترجی (امیدواری) درباره خدا به معنای تحقق قطعی است<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۹۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج ص ۲۲۵؛ بيان السعاده، ج ۱، ص ۳۲۷.</ref>
*در آیات متعددی از [[قرآن]] به اسباب گوناگون رستگاری اشاره شده که در عرض یکدیگر نیستند و جامع همه آنها ایمان و اعمال صالح است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ}}﴾}}<ref> امّا آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند پروردگارشان آنان را در (کنف) بخشایش خویش درمی‌آورد؛ این همان رستگاری آشکار است؛ سوره جاثیه، آیه: ۳۰.</ref>؛ نیز {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}﴾}}<ref> و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند؛ سوره حج، آیه: ۲۷.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذَلِكَ يَوْمُ التَّغَابُنِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}﴾}}<ref> روزی که شما را برای روز رستخیز  گرد می‌آورد، آن روز، روز افسوس خوردن است و هر که به خداوند ایمان آورد و کاری شایسته کند (خداوند) گناهانش را می‌پوشاند و او را در بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آنها جاودانند، این همان رستگاری سترگ است؛ سوره تغابن، آیه:۹.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ }}﴾}}<ref> بی‌گمان آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، بهشت‌هایی که جویباران از بن آنها روان است از آن آنهاست؛ این رستگاری بزرگ است؛ سوره بروج، آیه: ۱۱.</ref> برخی از این اسباب، به تنهایی مایه رستگاری نمی‌شوند، بلکه کنار دیگر اسباب و شرایط، سعادت انسان را در پی دارند، از این رو با واژه‌هایی که بر امیدواری دلالت دارند، مانند لعلّ و عسى{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْا الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}﴾}}<ref> از تو درباره ماه‌های نو می‌پرسند، بگو: آنها زمان نمای مردم و حجّ‌اند؛ و نیکی آن نیست که از پشت خانه‌ها به درون آنها درآیید بلکه (حقیقت) نیکی (از آن) کسی است که پرهیزگاری ورزد و به خانه‌ها از در درآیید، و از خداوند پروا کنید باشد که رستگار گردید؛ سوره بقره، آیه:۱۸۹.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه: ۲۰۰.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار گردید؛ سوره مائده، آیه: ۳۵.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَى أَن يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ}}﴾}}<ref> اما آنکه توبه کرده و ایمان آورده و کاری شایسته انجام داده است، امید است که از رستگاران باشد؛ سوره قصص، آیه: ۶۷.</ref> به کار رفته‌اند<ref>المیزان، ج ۲، ص ۵۷؛ آلاء الرحمن، ج ۱، ص ۳۸۳؛ اطیب البیان، ج ، ص ۳۵۷.</ref>؛ البته برخی گفته‌اند: کاربرد واژه‌های ترجی (امیدواری) درباره خدا به معنای تحقق قطعی است<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۹۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۶، ص ۲۲۵؛ بيان السعاده، ج ۱، ص ۳۲۷.</ref>
۱. ایمان: ایمان، امری قلبی<ref>تفسیر سید مصطفی خمینی، ج ۳، ص ۲6۲-۲6۳.</ref> و از نگاه قرآن کریم مهم‌ترین شرط رستگاری است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref>التحرير والتنوير، ج ۱۸، ص ۸؛ نیز نک: عمدة القاری، ج ۱، ص ۱۲۲.</ref> (مومنون/۲۳، ۱)، چنانکه از عدم رستگاری قطعی کافران که افزون بر عبادت خدای جهان، خدایانی دیگر نیز می‌پرستیدند، خبر می‌دهد: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ}}﴾}} (مؤمنون/۲۳، ۱۱۷)؛ نیز اصحاب کهف تأکید کردند که اگر مشرکان بر آنان دست یابند، یا ایشان را سنگسار کرده؛ یا به کیش خود (کفر و بت‌پرستی)<ref>تفسير مقاتل، ج ۲، ص ۵۷۹؛ التبیان، ج ۷، ص ۲۵؛ تفسیر ثعلبی، ج ص ۱6۲.</ref> باز خواهند گرداند، در نتیجه هیچ‌گاه رستگار نخواهند شد: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا}}﴾}} (کهف/۱۸، ۲۰)؛ البته ایمان وقتی مایه رستگاری است که زنده و کوشا باشد و آثارش عملی شود، از این رو در آیات ۹-۲ مؤمنون/۲۳، به ذکر اوصافی پرداخته شده که تنها مؤمنانِ برخوردار از آنها به رستگاری خواهند رسید: خشوع در نماز؛ روی‌گردانی از لغو و بیهودگی؛ پرداخت زکات؛ پاکدامنی؛ رعایت امانت‌ها و پیمان؛ مواظبت بر نمازها<ref>الميزان، ج ۱۵، ص ۸-۷.</ref> بر این اساس، رستگاری قطعی به ایمان حقیقی بسته است که در پرتو تصدیق یگانگی خدا، پیامبران الهی و روز جزا به دست می‌آید<ref>التبیان، ج ۷، ص ۳۴۷؛ المیزان، ج ۱۵، ص 6-7.</ref> (بقره/۲، ۲-۵) و نتیجه‌اش عمل به هر حکم خدا و پیامبر اوست: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}} (نور/۲۴، ۵۱؛ نیز نساء/۴، ۱۳ و احزاب/۳۳، ۷۱)، بنابراین حزب خدا یعنی لشکر الهی و دوستان خدا و یاری کنندگان دین او رستگارند: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|... أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref>التبیان، ج ۹، ص ۵۵۷؛ مجمع البیان، ج ص ۳۸۳.</ref> (مجادله/۵۸، ۲۲)
===[[ایمان]]===
آیات بسیار دیگری نیز که از رستگاری سخن دارند، از افراد با عنوان ایمانشان یاد و فرمان‌های خاصی برای رستگاری آنان به دست داده‌اند. (بقره/۲، ۱۷۷؛ آل‌عمران/۳، ۲۰۰؛ مائده/۵، ۳۵؛ توبه/۹، ۸۸؛ حجّ/۲۲، ۷۷؛ قصص/۲۸، ۶۷ و...)
*[[ایمان]]، امری قلبی<ref>تفسیر سید مصطفی خمینی، ج ۳، ص ۲۶۲-۲۶۳.</ref> و از نگاه [[قرآن کریم]] مهم‌ترین شرط رستگاری است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref>سوره مؤمنون، آیه:۱.</ref><ref>التحرير والتنوير، ج ۱۸، ص ۸؛ نیز نک: عمدة القاری، ج ۱، ص ۱۲۲.</ref>، چنانکه از عدم رستگاری قطعی کافران که افزون بر عبادت خدای جهان، خدایانی دیگر نیز می‌پرستیدند، خبر می‌دهد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ }}﴾}}<ref> و هر کس با خداوند خدایی دیگر (به پرستش) بخواند که برهانی بر آن ندارد جز این نیست که حسابش نزد پروردگار اوست؛ بی‌گمان کافران رستگار نمی‌گردند؛ سوره مؤمنون، آیه: ۱۱۷.</ref>؛ نیز اصحاب کهف تأکید کردند که اگر مشرکان بر آنان دست یابند، یا ایشان را سنگسار کرده؛ یا به کیش خود "کفر و بت‌پرستی"<ref>تفسير مقاتل، ج ۲، ص ۵۷۹؛ التبیان، ج ۷، ص ۲۵؛ تفسیر ثعلبی، ج ۶، ص ۱۶۲.</ref> باز خواهند گرداند، در نتیجه هیچ‌گاه رستگار نخواهند شد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا }}﴾}}<ref> که آنان اگر بر شما دست یابند، سنگسارتان می‌کنند، یا به آیین خویش برمی‌گردانند و در آن صورت، هرگز، هیچ‌گاه رستگار نخواهید شد؛ سوره کهف، آیه: ۲۰.</ref>؛ البته [[ایمان]] وقتی مایه رستگاری است که زنده و کوشا باشد و آثارش عملی شود، از این رو در آیات ۹-۲ سوره مؤمنون، به ذکر اوصافی پرداخته شده که تنها مؤمنانِ برخوردار از آنها به رستگاری خواهند رسید: خشوع در نماز؛ روی‌گردانی از لغو و بیهودگی؛ پرداخت زکات؛ پاکدامنی؛ رعایت امانت‌ها و پیمان؛ مواظبت بر نمازها<ref>الميزان، ج ۱۵، ص ۸-۷.</ref> بر این اساس، رستگاری قطعی به ایمان حقیقی بسته است که در پرتو تصدیق یگانگی خدا، پیامبران الهی و روز جزا به دست می‌آید<ref>التبیان، ج ۷، ص ۳۴۷؛ المیزان، ج ۱۵، ص ۶-۷.</ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست،  رهنمودی برای پرهیزگاران است.همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند.و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستاده‌اند، ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند.آنان از (سوی) پروردگارشان به رهنمودی رسیده‌اند  و آنانند که رستگارند؛ سوره بقره، آیه: ۲- ۵.</ref> و نتیجه‌اش عمل به هر حکم خدا و [[پیامبر]]{{صل}} اوست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> جز این نیست که گفتار مؤمنان چون به سوی خداوند و پیامبرش فرا خوانده شوند تا (پیامبر) میان آنان داوری کند این است که می‌گویند: شنیدیم و فرمان بردیم و آنانند که رستگارند؛ سوره نور، آیه: ۵۱.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}﴾}}<ref> اینها حدود خداوند است و آنان که از خداوند و رسول او فرمانبرداری کنند، (خداوند) آنها را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در آنها جاودانند و این است رستگاری سترگ؛ سوره نساء، آیه: ۱۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا }}﴾}}<ref> تا کردارهایتان را شایسته گرداند و گناهانتان را بیامرزد و هر که از خداوند و فرستاده او فرمان برد بی‌گمان به رستگاری سترگی رسیده است؛ سوره احزاب، آیه: ۷۱.</ref>، بنابراین حزب خدا یعنی لشکر الهی و دوستان خدا و یاری کنندگان دین او رستگارند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند؛ سوره مجادله، آیه: ۲۲.</ref><ref>التبیان، ج ۹، ص ۵۵۷؛ مجمع البیان، ج ۹، ص ۳۸۳.</ref> آیات بسیار دیگری نیز که از رستگاری سخن دارند، از افراد با عنوان ایمانشان یاد و فرمان‌های خاصی برای رستگاری آنان به دست داده‌اند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}﴾}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه: ۱۷۷.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه: ۲۰۰.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار گردید؛ سوره مائده، آیه: ۳۵.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُولَئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> اما پیامبر و کسانی که با وی ایمان آورده‌اند با مال و جان جهاد کرده‌اند و آنانند که نیکی‌ها از آن آنهاست و آنانند که رستگارند؛ سوره توبه، آیه: ۸۸.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> ای مؤمنان! رکوع و سجود کنید و پروردگارتان را بپرستید و کار نیکو انجام دهید باشد که رستگار گردید؛ سوره حج، آیه: ۷۷.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَى أَن يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ}}﴾}}<ref> اما آنکه توبه کرده و ایمان آورده و کاری شایسته انجام داده است، امید است که از رستگاران باشد؛ سوره قصص، آیه: ۶۷.</ref>.
۲. اطاعت از خدا و پیامبر{{صل}} و ترس از خدا: هرکس از خدا و فرستاده‌اش در آنچه اطاعت کند که بدان امر یا از آن نهی کرده‌اند، به رستگاری بزرگ می‌رسد: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ ... وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}﴾}}<ref>جامع البیان، ج ۴، ص ۱۹6؛ التبیان، ج ۸، ص ۳6۷-۳6۹؛ ارشاد الاذهان، ج ۱، ص ۴۳۲.</ref> (نساء/۴، ۱۳؛ نیز احزاب/۳۳، ۷۱)
===اطاعت از خدا و [[پیامبر]]{{صل}} و ترس از خدا===
پیروی کردن از نوری که همراه پیامبر{{صل}} نازل شده، از اسباب رستگاری است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ ... وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}. (اعراف/۷، ۱۵۷) این نور، قرآن کریم<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص ۷۵۰؛ کشف الاسرار، ج ۳، ص ۷6۱؛ روح المعانی، ج ۵، ص ۷۷.</ref> یا امیرمؤمنان، علی{{ع}}<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۲۴۲؛ روض الجنان، ج ۸، ص ۴۲۸؛ نور الثقلین، ج ۲، ص ۸۳.</ref> است که پیروی از آنها در حقیقت، اطاعت از خداست.
*هرکس از خدا و فرستاده‌اش در آنچه اطاعت کند که بدان امر یا از آن نهی کرده‌اند، به رستگاری بزرگ می‌رسد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ ... وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}﴾}}<ref>جامع البیان، ج ۴، ص ۱۹6؛ التبیان، ج ۸، ص ۳۶۷-۳۶۹؛ ارشاد الاذهان، ج ۱، ص ۴۳۲.</ref> (نساء/۴، ۱۳؛ نیز احزاب/۳۳، ۷۱)
پیروی کردن از نوری که همراه پیامبر{{صل}} نازل شده، از اسباب رستگاری است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ ... وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}. (اعراف/۷، ۱۵۷) این نور، قرآن کریم<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص ۷۵۰؛ کشف الاسرار، ج ۳، ص ۷6۱؛ روح المعانی، ج ۵، ص ۷۷.</ref> یا امیرمؤمنان، علی{{ع}}<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۲۴۲؛ روض الجنان، ج ۸، ص ۴۲۸؛ نور الثقلین، ج ۲، ص ۸۳.</ref> است که پیروی از آنها در حقیقت، اطاعت از خداست.
افزون بر اطاعت از خدا و پیامبر{{صل}}، خشیت نیز از اسباب رستگاری است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ ... فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ}}﴾}}. (نور/۲۴، ۵۲) خشیت را به ترس همراه با بزرگداشت<ref>مفردات، ص ۲۸۳، «خشی».</ref> یا مراقبت از اعمال همراه ترس<ref>التحقيق، ج ۳، ص 6۴، «خشی».</ref> معنا کرده‌اند.
افزون بر اطاعت از خدا و پیامبر{{صل}}، خشیت نیز از اسباب رستگاری است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ ... فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ}}﴾}}. (نور/۲۴، ۵۲) خشیت را به ترس همراه با بزرگداشت<ref>مفردات، ص ۲۸۳، «خشی».</ref> یا مراقبت از اعمال همراه ترس<ref>التحقيق، ج ۳، ص 6۴، «خشی».</ref> معنا کرده‌اند.
۳. بزرگ داشتن و یاری کردن پیامبر اکرم{{صل}}: ایمان به رسول خدا{{صل}} و بزرگ داشتن و یاری کردن او از اسباب رستگاری‌اند: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ ... أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}. (اعراف/۷، ۱۵۷) تعزیر پیامبر{{صل}}، همان بزرگ داشتن حضرت<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص ۵۵6؛ روح المعانی، ج ۵، ص ۷۷؛ فتح القدیر، ج ۲، ص ۲۸۸.</ref> و حمایت و نگاهبانی از وی در برابر دشمنانش<ref>التبیان، ج ۴، ص ۵6۰؛ تفسیر مراغی، ج 9، ص ۸۴؛ البحر المديد، ج ، ص ۲6۹.</ref> و ستایش او<ref>البحر المحيط، ج ۵، ص ۱۹6.</ref> و مراد از نصرت وی، یاری رساندن به حضرت در برابر دشمنانش<ref>التفسير الكبير، ج ۱۵، ص ۳۸۲؛ مجمع البیان، ج ۴، ص ۷۵۰؛ تفسير اثنا عشری، ج ۴، ص ۲۱۵.</ref> است.
۳. بزرگ داشتن و یاری کردن پیامبر اکرم{{صل}}: ایمان به رسول خدا{{صل}} و بزرگ داشتن و یاری کردن او از اسباب رستگاری‌اند: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ ... أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}. (اعراف/۷، ۱۵۷) تعزیر پیامبر{{صل}}، همان بزرگ داشتن حضرت<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص ۵۵6؛ روح المعانی، ج ۵، ص ۷۷؛ فتح القدیر، ج ۲، ص ۲۸۸.</ref> و حمایت و نگاهبانی از وی در برابر دشمنانش<ref>التبیان، ج ۴، ص ۵6۰؛ تفسیر مراغی، ج 9، ص ۸۴؛ البحر المديد، ج ، ص ۲6۹.</ref> و ستایش او<ref>البحر المحيط، ج ۵، ص ۱۹6.</ref> و مراد از نصرت وی، یاری رساندن به حضرت در برابر دشمنانش<ref>التفسير الكبير، ج ۱۵، ص ۳۸۲؛ مجمع البیان، ج ۴، ص ۷۵۰؛ تفسير اثنا عشری، ج ۴، ص ۲۱۵.</ref> است.
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش