جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
جز (جایگزینی متن - '\=\=\sپانویس\s\=\=↵\{\{پانویس\}\}\n\n\[\[رده\:(.*)در\sقرآن\]\]' به '== پانویس == {{پانویس}}') |
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
||
| خط ۶۴: | خط ۶۴: | ||
== [[حقیقت]] و مصادیق [[ذلت]] == | == [[حقیقت]] و مصادیق [[ذلت]] == | ||
* [[انسانها]] در بستر [[تاریخ]]، با توجه به محدوده شناختشان پیوسته برای [[ذلت]] [[حقیقت]] و مصادیقی [[معتقد]] بودند، چنان که [[ملکه سبا]]، [[منش]] همیشگی [[پادشاهان]] را چنین | * [[انسانها]] در بستر [[تاریخ]]، با توجه به محدوده شناختشان پیوسته برای [[ذلت]] [[حقیقت]] و مصادیقی [[معتقد]] بودند، چنان که [[ملکه سبا]]، [[منش]] همیشگی [[پادشاهان]] را چنین وصف کرده که هرگاه وارد منطقه آبادی شوند، آن را تباه و عزیزانش را [[ذلیل]] میکنند: {{متن قرآن|قَالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً وَكَذَلِكَ يَفْعَلُونَ}}<ref>«گفت: پادشاهان چون به شهری درآیند آن را ویران و مردم گرانمایه آن را خوار و بدینگونه رفتار میکنند» سوره نمل، آیه ۳۴.</ref>. [[مفسران]] مراد از آن را [[خواری]] بر اثر اسیری و [[قتل]]، ترک [[سرزمین]] و از دست دادن [[اموال]] دانستهاند<ref>روح المعانی، ج ۱۰، ص ۱۹۳؛ الصافی، ج ۴، ص ۶۵؛ المیزان، ج ۱۵، ص ۳۶۰.</ref>. | ||
* [[زلیخا]] نیز [[یوسف]] {{ع}} را [[تهدید]] کرد که اگر [[فرمان]] وی را [[اجرا]] نکند، او را با زندانی و برکنار کردن از [[جاه و مقام]] و گرفتن [[نعمتها]] [[خوار]] خواهد کرد: {{متن قرآن| وَلَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِنَ الصَّاغِرِينَ}}<ref>«و اگر آنچه به او فرمان میدهم انجام ندهد بیگمان به زندان افکنده میشود و از خوارشدگان خواهد بود» سوره یوسف، آیه ۳۲.</ref><ref>فتح القدیر، ج ۳، ص ۲۸؛ المیزان، ج ۱۱، ص ۱۵۱؛ تفسیر آسان، ج ۸، ص ۱۰۵.</ref>. | * [[زلیخا]] نیز [[یوسف]] {{ع}} را [[تهدید]] کرد که اگر [[فرمان]] وی را [[اجرا]] نکند، او را با زندانی و برکنار کردن از [[جاه و مقام]] و گرفتن [[نعمتها]] [[خوار]] خواهد کرد: {{متن قرآن| وَلَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِنَ الصَّاغِرِينَ}}<ref>«و اگر آنچه به او فرمان میدهم انجام ندهد بیگمان به زندان افکنده میشود و از خوارشدگان خواهد بود» سوره یوسف، آیه ۳۲.</ref><ref>فتح القدیر، ج ۳، ص ۲۸؛ المیزان، ج ۱۱، ص ۱۵۱؛ تفسیر آسان، ج ۸، ص ۱۰۵.</ref>. | ||
* [[لوط]] {{ع}} نیز از آنجا که [[اهانت]] به مهمان را بیحرمتی به صاحب [[خانه]] میدانست، از قومش خواست که از آزردن مهمانانش بپرهیزند و وی را رسوا نسازند: {{متن قرآن|وَلَا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي}}<ref>«مرا در (کار) مهمانانم خوار نگردانید» سوره هود، آیه ۷۸.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاتَّقُوا اللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ}}<ref>«و از خداوند پروا کنید و مرا خوار مسازید!» سوره حجر، آیه ۶۹.</ref><ref> البحر المدید، ج ۲، ص ۵۴۶؛ التحریر و التنویر، ج ۱۱، ص ۳۰۳؛ الجدید، ج ۳، ص ۵۰۶.</ref>. | * [[لوط]] {{ع}} نیز از آنجا که [[اهانت]] به مهمان را بیحرمتی به صاحب [[خانه]] میدانست، از قومش خواست که از آزردن مهمانانش بپرهیزند و وی را رسوا نسازند: {{متن قرآن|وَلَا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي}}<ref>«مرا در (کار) مهمانانم خوار نگردانید» سوره هود، آیه ۷۸.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاتَّقُوا اللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ}}<ref>«و از خداوند پروا کنید و مرا خوار مسازید!» سوره حجر، آیه ۶۹.</ref><ref> البحر المدید، ج ۲، ص ۵۴۶؛ التحریر و التنویر، ج ۱۱، ص ۳۰۳؛ الجدید، ج ۳، ص ۵۰۶.</ref>. | ||
| خط ۹۳: | خط ۹۳: | ||
* در [[آخرت]] نیز [[کافران]] به [[سختی]] [[خوار]] خواهند شد، چنان که از اسمهای [[قیامت]]، خافضه یعنی پایین آورنده است {{متن قرآن|خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ}}<ref>«فرود آورندهای است، فرابرنده» سوره واقعه، آیه ۳.</ref> که اشاره به [[ذلیل]] شدن [[کافران]] و فاسقانی است که در [[دنیا]] [[عزیز]] بودند<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۳۲۴؛ المیزان، ج ۱۹، ص ۱۱۶؛ الجدید، ج ۷، ص ۸۴.</ref>. | * در [[آخرت]] نیز [[کافران]] به [[سختی]] [[خوار]] خواهند شد، چنان که از اسمهای [[قیامت]]، خافضه یعنی پایین آورنده است {{متن قرآن|خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ}}<ref>«فرود آورندهای است، فرابرنده» سوره واقعه، آیه ۳.</ref> که اشاره به [[ذلیل]] شدن [[کافران]] و فاسقانی است که در [[دنیا]] [[عزیز]] بودند<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۳۲۴؛ المیزان، ج ۱۹، ص ۱۱۶؛ الجدید، ج ۷، ص ۸۴.</ref>. | ||
* [[زبونی]] [[کافران]] در [[آخرت]] با ورود اجباری آنان به [[آتش دوزخ]] است: {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ}}<ref>«پروردگارا! هر که را به آتش (دوزخ) درآوری، خوار کردهای و ستمگران را یاوری نخواهد بود» سوره آل عمران، آیه ۱۹۲.</ref>؛ | * [[زبونی]] [[کافران]] در [[آخرت]] با ورود اجباری آنان به [[آتش دوزخ]] است: {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ}}<ref>«پروردگارا! هر که را به آتش (دوزخ) درآوری، خوار کردهای و ستمگران را یاوری نخواهد بود» سوره آل عمران، آیه ۱۹۲.</ref>؛ | ||
* آتشی جاودانه: {{متن قرآن|يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«(خداوند) او را در آتشی در میآورد (که) جاودانه در آن است و او را عذابی خوارساز (در پیش) خواهد بود» سوره نساء، آیه ۱۴.</ref> که [[قرآن]] آن را [[خواری]] بزرگ: {{متن قرآن| فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ}}<ref>«بیگمان آتش دوزخ او راست در حالی که در آن جاودان خواهد بود؛ خواری سترگ این است» سوره توبه، آیه ۶۳.</ref> یاد میکند که از [[ذلت]] [[دنیایی]] خوارکنندهتر است: {{متن قرآن|وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَخْزَى}}<ref>«بیگمان عذاب جهان واپسین رسواسازتر است» سوره فصلت، آیه ۱۶.</ref> از این [[آیات]] میتوان دریافت که همه [[آیات]] [[عذاب]] [[آخرتی]]، بیانگر [[ذلت]] [[آخرتی]] نیز هستند. این سخن با واژه {{متن قرآن|مُهِينٌ}}: "[[خوار]] کننده" که در آیاتی، [[عذاب]] [[آخرتی]] با آن | * آتشی جاودانه: {{متن قرآن|يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«(خداوند) او را در آتشی در میآورد (که) جاودانه در آن است و او را عذابی خوارساز (در پیش) خواهد بود» سوره نساء، آیه ۱۴.</ref> که [[قرآن]] آن را [[خواری]] بزرگ: {{متن قرآن| فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ}}<ref>«بیگمان آتش دوزخ او راست در حالی که در آن جاودان خواهد بود؛ خواری سترگ این است» سوره توبه، آیه ۶۳.</ref> یاد میکند که از [[ذلت]] [[دنیایی]] خوارکنندهتر است: {{متن قرآن|وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَخْزَى}}<ref>«بیگمان عذاب جهان واپسین رسواسازتر است» سوره فصلت، آیه ۱۶.</ref> از این [[آیات]] میتوان دریافت که همه [[آیات]] [[عذاب]] [[آخرتی]]، بیانگر [[ذلت]] [[آخرتی]] نیز هستند. این سخن با واژه {{متن قرآن|مُهِينٌ}}: "[[خوار]] کننده" که در آیاتی، [[عذاب]] [[آخرتی]] با آن وصف شده {{متن قرآن|بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ يَكْفُرُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ بَغْيًا أَنْ يُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«خود را به بد چیزی فروختند که به آنچه خداوند فرو فرستاده است، از سر افزونجویی کفر میورزند (و میگویند:) چرا خداوند برای برخی از بندگانش که بخواهد، از بخشش خویش، فرو میفرستد! و سزاوار خشمی از پی خشمی گشتند و برای کافران، عذابی خواری آور، خواهد بود» سوره بقره، آیه ۹۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«کافران هیچ مپندارند اینکه مهلتشان میدهیم برای آنها نیکوست؛ جز این نیست که مهلتشان میدهیم تا بر گناه بیفزایند و آنان را عذابی خوارساز خواهد بود» سوره آل عمران، آیه ۱۷۸.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«و کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ شمردند عذابی خوارساز خواهند داشت» سوره حج، آیه ۵۷.</ref> و...) [[تأیید]] میشود. | ||
* [[مفسران]]، واژه {{متن قرآن|مُهِينٌ}} را با تعبیراتی [[تفسیر]] کردهاند؛ مانند: | * [[مفسران]]، واژه {{متن قرآن|مُهِينٌ}} را با تعبیراتی [[تفسیر]] کردهاند؛ مانند: | ||
* اهانتآمیز بودن<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۳۲؛ تفسیر اثنی عشری، ج ۲، ص ۳۷۲.</ref>، عذابی اعم از [[روحی]] و جسمی<ref>روح المعانی، ج ۲، ص ۴۴۳؛ اطیب البیان، ج ۹، ص ۳۲۵.</ref>، [[عذاب]] از روی [[دشمنی]]<ref>التبیان، ج ۸، ص ۲۷۲.</ref>، [[عذاب]] ویژه [[کافران]]<ref>اطیب البیان، ج ۲، ص ۱۰۳.</ref>، [[خلود]] در [[عذاب]] خوار کننده<ref>جامع البیان، ج ۱، ص ۳۳۱.</ref> و عذابی که پس از آن اکرامی در کار نیست<ref>التبیان، ج ۱، ص ۳۵۰؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۳۱۴.</ref>. | * اهانتآمیز بودن<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۳۲؛ تفسیر اثنی عشری، ج ۲، ص ۳۷۲.</ref>، عذابی اعم از [[روحی]] و جسمی<ref>روح المعانی، ج ۲، ص ۴۴۳؛ اطیب البیان، ج ۹، ص ۳۲۵.</ref>، [[عذاب]] از روی [[دشمنی]]<ref>التبیان، ج ۸، ص ۲۷۲.</ref>، [[عذاب]] ویژه [[کافران]]<ref>اطیب البیان، ج ۲، ص ۱۰۳.</ref>، [[خلود]] در [[عذاب]] خوار کننده<ref>جامع البیان، ج ۱، ص ۳۳۱.</ref> و عذابی که پس از آن اکرامی در کار نیست<ref>التبیان، ج ۱، ص ۳۵۰؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۳۱۴.</ref>. | ||