جز
جایگزینی متن - 'برخی از علما' به 'برخی از دانشمندان'
جز (جایگزینی متن - 'تفسیر شریف المیزان' به 'تفسیر المیزان') |
|||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
[[خداوند سبحان]]، در آیه ۱۳۷ [[سوره مبارکه اعراف]] به مشرقها و مغربهای پر [[برکت]] [[زمین]] اشاره فرموده و میافزاید: که ما خاورها و باخترهای آن [[سرزمین]] را، که برکت در آنها نهاده بودیم، به گروهی که [[خوار]] به شمار میرفتند: واگذاشتیم و کلمه نیکوی [[پروردگار]] تو، درباره پسران [[اسرائیل]]، به [[پاداش]] صبری که کرده بودند، انجام شد و آنچه را [[فرعون]] و [[قوم]] وی میساختند، با بناهایی که بالا میبردند ویران کردیم. | [[خداوند سبحان]]، در آیه ۱۳۷ [[سوره مبارکه اعراف]] به مشرقها و مغربهای پر [[برکت]] [[زمین]] اشاره فرموده و میافزاید: که ما خاورها و باخترهای آن [[سرزمین]] را، که برکت در آنها نهاده بودیم، به گروهی که [[خوار]] به شمار میرفتند: واگذاشتیم و کلمه نیکوی [[پروردگار]] تو، درباره پسران [[اسرائیل]]، به [[پاداش]] صبری که کرده بودند، انجام شد و آنچه را [[فرعون]] و [[قوم]] وی میساختند، با بناهایی که بالا میبردند ویران کردیم. | ||
برخی از [[ | برخی از [[دانشمندان]] در ذیل آیه مذکور میفرمایند: «ظاهراً، مراد به ارض [[سرزمین شام]] و [[فلسطین]] است، مؤید و یا دلیل بر این معنا، جمله بعدی است، که میفرماید: {{متن قرآن|الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا}}<ref>«که در آن برکت نهاده بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۳۷.</ref> برای این که [[خداوند]] در [[قرآن کریم]]ش، غیر از [[سرزمین مقدس]]، که همان نواحی فلسطین است و غیر از [[کعبه]]، هیچ سرزمینی را، به برکت یاد نکرده<ref>علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۶ ص۶۵.</ref>. | ||
برخی از علما مینویسند: «و تعبیر به مشارقها و مغاربها - مشرقها و مغربهای زمین - اشاره به سرزمینهای وسیع و پهناوری است، که در [[اختیار]] [[فرعونیان]] بود؛ زیرا سرزمینهای کوچک، مشرقها و مغربهای مختلف و به تعبیر دیگر افقهای متعدد ندارند، اما یک سر زمین پهناور، حتماً [[اختلاف]] افق و مشرقها و مغربها، به خاطر خاصیت کرؤیت [[زمین]] خواهد داشت، به همین دلیل است، که ما این تعبیر را کنایه، از وسعت [[سرزمین]] فراعنه گرفتیم و جمله {{متن قرآن|بَارَكْنَا فِيهَا}} اشاره به [[آبادی]] فوق العاده این منطقه، یعنی [[مصر]] و [[شام]] است، که هم در آن [[زمان]] هم در این زمان، از مناطق پر [[برکت]] [[دنیا]] محسوب میشود».<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۶، ص۳۲۹.</ref> | برخی از علما مینویسند: «و تعبیر به مشارقها و مغاربها - مشرقها و مغربهای زمین - اشاره به سرزمینهای وسیع و پهناوری است، که در [[اختیار]] [[فرعونیان]] بود؛ زیرا سرزمینهای کوچک، مشرقها و مغربهای مختلف و به تعبیر دیگر افقهای متعدد ندارند، اما یک سر زمین پهناور، حتماً [[اختلاف]] افق و مشرقها و مغربها، به خاطر خاصیت کرؤیت [[زمین]] خواهد داشت، به همین دلیل است، که ما این تعبیر را کنایه، از وسعت [[سرزمین]] فراعنه گرفتیم و جمله {{متن قرآن|بَارَكْنَا فِيهَا}} اشاره به [[آبادی]] فوق العاده این منطقه، یعنی [[مصر]] و [[شام]] است، که هم در آن [[زمان]] هم در این زمان، از مناطق پر [[برکت]] [[دنیا]] محسوب میشود».<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۶، ص۳۲۹.</ref> | ||
| خط ۹۰: | خط ۹۰: | ||
وقتی [[برادران یوسف]]، این جریان را متوجه شدند، که این بار هم با از دست دادن بنیامین، [[پدر]] خود را سخت آزرده خاطر خواهند کرد، با هم به [[مشورت]] پرداختند. بزرگترین آنها گفت: آیا نمیدانید، که پدرتان از شما [[پیمان الهی]] گرفته و پیش از این، درباره یوسف کوتاهی کردید؟ لذا من، از این [[سرزمین]] بیرون نمیروم...). | وقتی [[برادران یوسف]]، این جریان را متوجه شدند، که این بار هم با از دست دادن بنیامین، [[پدر]] خود را سخت آزرده خاطر خواهند کرد، با هم به [[مشورت]] پرداختند. بزرگترین آنها گفت: آیا نمیدانید، که پدرتان از شما [[پیمان الهی]] گرفته و پیش از این، درباره یوسف کوتاهی کردید؟ لذا من، از این [[سرزمین]] بیرون نمیروم...). | ||
با توجه، به این قطعه، از حادثه، که بین یوسف و [[برادران]] اتفاق افتاده به خوبی روشن میشود، که محل [[تصمیم]] اقامت [[برادر]] بزرگ، در [[ارض]] مندرج در [[آیه]] مورد بحث، همان مکان گروگانگیری بنیامین بوده، که [[حضرت یوسف]] در همانجا به یکی از مدارج [[اعلی]] [[سیاسی]] رسیده بود، پس غرض از ارض در این آیه، نیز [[کشور]] [[مصر]] است. | با توجه، به این قطعه، از حادثه، که بین یوسف و [[برادران]] اتفاق افتاده به خوبی روشن میشود، که محل [[تصمیم]] اقامت [[برادر]] بزرگ، در [[ارض]] مندرج در [[آیه]] مورد بحث، همان مکان گروگانگیری بنیامین بوده، که [[حضرت یوسف]] در همانجا به یکی از مدارج [[اعلی]] [[سیاسی]] رسیده بود، پس غرض از ارض در این آیه، نیز [[کشور]] [[مصر]] است. | ||
برخی از [[ | برخی از [[دانشمندان]] و بزرگان<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۲۲، ص۷۶ آیتالله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۰، ص۴۶.</ref> نیز ارض را در آیه مذکور، [[سرزمین مصر]] معرفی کردهاند، که به خواست [[خدای سبحان]]، توضیح جغرافیایی این مکان، زیر واژه مصر خواهد آمد.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۵۳.</ref> | ||
==جغرافیای [[ارض]]، در [[سوره مبارکه یونس]]{{ع}}== | ==جغرافیای [[ارض]]، در [[سوره مبارکه یونس]]{{ع}}== | ||
| خط ۱۴۵: | خط ۱۴۵: | ||
واژه ارض، در [[آیات]] ۹۰ [[سوره مبارکه اسراء]] باز تکرار گردیده است، که ما به معنی آیه مذکور در ذیل توجه میکنیم: | واژه ارض، در [[آیات]] ۹۰ [[سوره مبارکه اسراء]] باز تکرار گردیده است، که ما به معنی آیه مذکور در ذیل توجه میکنیم: | ||
«و گفتند: ما هرگز به تو [[ایمان]] نمیآوریم؛ مگر این که چشمهای، از این [[سرزمین]] ۔ خشک و سوزان - برای ما خارج سازی». | «و گفتند: ما هرگز به تو [[ایمان]] نمیآوریم؛ مگر این که چشمهای، از این [[سرزمین]] ۔ خشک و سوزان - برای ما خارج سازی». | ||
برخی از [[ | برخی از [[دانشمندان]]<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۲۵، ص۳۴۳.</ref> در معنی آیه مینویسند: | ||
«و معنای آن این است، که... [[قریش]] گفتند... ای محمد{{صل}} به تو ایمان نمیآوریم... [تا] آنکه بشکافی... برای ما، از [[زمین]] مکه، با همه کم آبیش... چشمهای که خشک نشود.»... | «و معنای آن این است، که... [[قریش]] گفتند... ای محمد{{صل}} به تو ایمان نمیآوریم... [تا] آنکه بشکافی... برای ما، از [[زمین]] مکه، با همه کم آبیش... چشمهای که خشک نشود.»... | ||
مرحوم [[زین العابدین]] رهنما، در [[تفسیر قرآن]]<ref>تفسیر قرآن، ج۲، ص۴۸۵.</ref>، در [[تفسیر آیه]] مورد بحث مینویسد: «... [[ابن عباس]] گفت: [[اشراف قریش]]، نزدیک [[کعبه]] به هم آمدند: [[عتبه]] و [[شیبه]]، [[پسران]] [[ربیعه]] و [[ابوسفیان بن حرب]] و النضر بن الحرث و ابوالبحتری بن هشام و [[اسود]] بن [[عبدالمطلب]] و [[زمعه]] ابن الاسود... ونبیه و منبه پسران [[حجاج]]». | مرحوم [[زین العابدین]] رهنما، در [[تفسیر قرآن]]<ref>تفسیر قرآن، ج۲، ص۴۸۵.</ref>، در [[تفسیر آیه]] مورد بحث مینویسد: «... [[ابن عباس]] گفت: [[اشراف قریش]]، نزدیک [[کعبه]] به هم آمدند: [[عتبه]] و [[شیبه]]، [[پسران]] [[ربیعه]] و [[ابوسفیان بن حرب]] و النضر بن الحرث و ابوالبحتری بن هشام و [[اسود]] بن [[عبدالمطلب]] و [[زمعه]] ابن الاسود... ونبیه و منبه پسران [[حجاج]]». | ||
| خط ۱۶۱: | خط ۱۶۱: | ||
برخی از بزرگان در مورد کلمه ارض، در آیات مورد بحث<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۲۶، ص۱۳.</ref> مینویسند: «مقصود، از زمین، که [[مأمور]] شدند، در آنجا سکونت نمایند، [[سرزمین مقدس]] است، که به [[حکم]] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ}}<ref>«ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید» سوره مائده، آیه ۲۱.</ref> و آیاتی دیگر، [[خداوند]] برای آنان مقدر فرموده است، همچنان که از [[سیاق]] بر میآید، مراد، از کلمه [[ارض]]، در [[آیه]] قبلی ۱۰۳ مطلق روی [[زمین]] و یا خصوصی [[سرزمین مصر]] باشد». | برخی از بزرگان در مورد کلمه ارض، در آیات مورد بحث<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۲۶، ص۱۳.</ref> مینویسند: «مقصود، از زمین، که [[مأمور]] شدند، در آنجا سکونت نمایند، [[سرزمین مقدس]] است، که به [[حکم]] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ}}<ref>«ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید» سوره مائده، آیه ۲۱.</ref> و آیاتی دیگر، [[خداوند]] برای آنان مقدر فرموده است، همچنان که از [[سیاق]] بر میآید، مراد، از کلمه [[ارض]]، در [[آیه]] قبلی ۱۰۳ مطلق روی [[زمین]] و یا خصوصی [[سرزمین مصر]] باشد». | ||
برخی از [[ | برخی از [[دانشمندان]]<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۳۱۳.</ref> زیر عنوان منظور، از ارض در این [[آیات]] - ۱۰۳ و ۱۰۴ - کدام [[سرزمین]] است؟ مینویسند: «در آیات فوق... خداوند به [[بنی اسرائیل]] دستور داد که اکنون، که بر [[دشمن]] [[پیروز]] شدید در ارض معهود سکونت جویید - آیا منظور سرزمین [[مضر]] است؟ - همین کلمه در آیه قبل - ۱۰۳ -، که میگوید، [[فرعون]] میخواست آنها را از سرزمین مصر بیرون کند؛ به همین معنی آمده و آیات دیگر [[قرآن]]، نیز میگوید، که بنی اسرائیل [[وارث]] [[فرعونیان]] شدند، یا این که اشاره، به [[سرزمین مقدس فلسطین]] است؛ زیرا بنی اسرائیل، بعد از این ماجرا به سوی [[فلسطین]] رفتند و [[مأمور]] شدند، که در آن وارد شوند. | ||
ولی ما بعید نمیدانیم، هر دو سرزمین منظور بوده باشد؛ زیرا بنی اسرائیل به [[شهادت]] [[آیات قرآن]]، وارث زمینهای فرعونیان شدند و هم مالک سرزمین فلسطین. | ولی ما بعید نمیدانیم، هر دو سرزمین منظور بوده باشد؛ زیرا بنی اسرائیل به [[شهادت]] [[آیات قرآن]]، وارث زمینهای فرعونیان شدند و هم مالک سرزمین فلسطین. | ||
| خط ۲۲۴: | خط ۲۲۴: | ||
برخی از نویسندگان، در ترجمه [[آیه]] ۴ مینویسد: «بیگمان، [[فرعون]]، در [[سرزمین مصر]] [[برتری]] گرفت و [[اهل]] آن را گروه، گروه کرد.».. و در پاورقی، در توضیح [[ارض]] در [[ترجمه قرآن]] [[مجید]]<ref>زین العابدین رهنما، ترجمه قرآن مجید، ج۲، ص۲۳۹.</ref>، مینویسد: «و مراد اززمین/، [[مصر]] است، که [[فرعون]]، در آن [[غلو]] و [[تکبر]] و ترفع کرد.»... | برخی از نویسندگان، در ترجمه [[آیه]] ۴ مینویسد: «بیگمان، [[فرعون]]، در [[سرزمین مصر]] [[برتری]] گرفت و [[اهل]] آن را گروه، گروه کرد.».. و در پاورقی، در توضیح [[ارض]] در [[ترجمه قرآن]] [[مجید]]<ref>زین العابدین رهنما، ترجمه قرآن مجید، ج۲، ص۲۳۹.</ref>، مینویسد: «و مراد اززمین/، [[مصر]] است، که [[فرعون]]، در آن [[غلو]] و [[تکبر]] و ترفع کرد.»... | ||
برخی از [[ | برخی از [[دانشمندان]]<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۱.</ref> در مورد ارض چنین نقل نموده است: تعبیر، به ارض =[[زمین]]، اشاره به سرزمین مصر و اطراف آن است و از آنجا که یک قسمت مهم آباد روی زمین، در آن [[روز]]، آن منطقه بوده، این واژه به صورت مطلق آمده است. این احتمال نیز وجود دارد؛ که الف و [[لام]] برای [[عهد]] و اشاره، به سرزمین مصر باشد». | ||
به هر حال ارض در [[آیه]] مورد [[پژوهش]]، سرزمین مصر [[زمان]] [[حضرت موسی]] و فرعون است، که ما شرح جغرافیای آن را، در گفتار مربوط به مصر؛ بیان خواهیم نمود. | به هر حال ارض در [[آیه]] مورد [[پژوهش]]، سرزمین مصر [[زمان]] [[حضرت موسی]] و فرعون است، که ما شرح جغرافیای آن را، در گفتار مربوط به مصر؛ بیان خواهیم نمود. | ||