سلام بن مشکم نضیری: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱۰ مهٔ ۲۰۲۳
جز (جایگزینی متن - 'پیوستن' به 'پیوستن')
خط ۱۰: خط ۱۰:
بنابر [[روایت]] [[ابن‌عباس]]، گروهی از بزرگان [[یهود]] از جمله سلاّم بن مشکم نزد [[رسول اکرم]] {{صل}} آمدند و از او پرسیدند که آیا پیرو [[آیین]] [[ابراهیم]] و [[معتقد]] به [[تورات]] است که [[پیامبر]] آنها را [[تأیید]] کرد؛ ولی اظهار داشت که شما تورات را [[تغییر]] دادید و آنچه را می‌بایست برای [[مردم]] بیان کنید، [[کتمان]] کردید. سلاّم و همراهانش در واکنش به [[سخن پیامبر]]، خود را بر [[حق]] و [[هدایت]] دانسته و اعلام کردند که از وی [[پیروی]] نخواهند کرد، پس [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! تا تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است بر پا ندارید بر حق نیستید؛ و بی‌گمان آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید پس بر گروه کافران اندوه مخور» سوره مائده، آیه ۶۸.</ref> نازل شد<ref>جامع البیان، ج۶، ص۲۰۰؛ تفسیر ابن ابی حاتم، ج۴، ص۱۱۷۴.</ref>. در [[سال دوم هجری]] که [[قبله مسلمانان]] از [[بیت‌المقدس]] به [[کعبه]] تغییر کرد، گروهی از [[یهودیان]] از جمله سلاّم بن مشکم، نزد رسول اکرم {{صل}} آمده و [[تغییر قبله]] از بیت‌المقدس به سمت [[مکه]] و همچنین [[بی‌اعتقادی]] پیامبر به ابن‌الله بودن عُزَیر را مانع پیوستن خود به او دانستند، پس آیه {{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}}<ref>«یهودیان گفتند عزیر پسر خداوند است و مسیحیان گفتند: مسیح پسر خداوند است؛ این گفتار، سر زبان آنهاست که با گفته کافران پیشین همانندی می‌کند؛ خداوندشان بکشاد! چگونه (از حقّ) باز گردانیده می‌شوند؟» سوره توبه، آیه ۳۰.</ref> نازل شد.<ref> السیرة النبویه، ج۱، ص۵۷۰؛ جامع البیان، ج۱۰، ص۷۸؛ مجمع البیان، ج۵، ص۳۶.</ref> در این آیه یهودیان و [[مسیحیان]] از اینکه عُزَیر و [[حضرت عیسی]] را [[فرزندان]] [[خداوند]] دانسته‌اند، ملامت و پیرو [[کافران]] پیش از خود دانسته شده‌اند که خداوند را صاحب فرزند می‌دانستند. با توجه به [[نزول آیات]] سوره توبه در [[سال ۹ هجری]] <ref>مجمع البیان، ج۵، ص۳.</ref> و [[مرگ]] سلاّم در [[سال ۶ هجری]]، باید این آیه بر وی [[تطبیق]] شده باشد.
بنابر [[روایت]] [[ابن‌عباس]]، گروهی از بزرگان [[یهود]] از جمله سلاّم بن مشکم نزد [[رسول اکرم]] {{صل}} آمدند و از او پرسیدند که آیا پیرو [[آیین]] [[ابراهیم]] و [[معتقد]] به [[تورات]] است که [[پیامبر]] آنها را [[تأیید]] کرد؛ ولی اظهار داشت که شما تورات را [[تغییر]] دادید و آنچه را می‌بایست برای [[مردم]] بیان کنید، [[کتمان]] کردید. سلاّم و همراهانش در واکنش به [[سخن پیامبر]]، خود را بر [[حق]] و [[هدایت]] دانسته و اعلام کردند که از وی [[پیروی]] نخواهند کرد، پس [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! تا تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است بر پا ندارید بر حق نیستید؛ و بی‌گمان آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید پس بر گروه کافران اندوه مخور» سوره مائده، آیه ۶۸.</ref> نازل شد<ref>جامع البیان، ج۶، ص۲۰۰؛ تفسیر ابن ابی حاتم، ج۴، ص۱۱۷۴.</ref>. در [[سال دوم هجری]] که [[قبله مسلمانان]] از [[بیت‌المقدس]] به [[کعبه]] تغییر کرد، گروهی از [[یهودیان]] از جمله سلاّم بن مشکم، نزد رسول اکرم {{صل}} آمده و [[تغییر قبله]] از بیت‌المقدس به سمت [[مکه]] و همچنین [[بی‌اعتقادی]] پیامبر به ابن‌الله بودن عُزَیر را مانع پیوستن خود به او دانستند، پس آیه {{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}}<ref>«یهودیان گفتند عزیر پسر خداوند است و مسیحیان گفتند: مسیح پسر خداوند است؛ این گفتار، سر زبان آنهاست که با گفته کافران پیشین همانندی می‌کند؛ خداوندشان بکشاد! چگونه (از حقّ) باز گردانیده می‌شوند؟» سوره توبه، آیه ۳۰.</ref> نازل شد.<ref> السیرة النبویه، ج۱، ص۵۷۰؛ جامع البیان، ج۱۰، ص۷۸؛ مجمع البیان، ج۵، ص۳۶.</ref> در این آیه یهودیان و [[مسیحیان]] از اینکه عُزَیر و [[حضرت عیسی]] را [[فرزندان]] [[خداوند]] دانسته‌اند، ملامت و پیرو [[کافران]] پیش از خود دانسته شده‌اند که خداوند را صاحب فرزند می‌دانستند. با توجه به [[نزول آیات]] سوره توبه در [[سال ۹ هجری]] <ref>مجمع البیان، ج۵، ص۳.</ref> و [[مرگ]] سلاّم در [[سال ۶ هجری]]، باید این آیه بر وی [[تطبیق]] شده باشد.


در [[غزوه سویق]] در [[سال دوم هجری]]، [[ابوسفیان]] تا نزدیک [[مدینه]] پیش آمد. در آنجا همراهان خود را گذاشت و شب‌هنگام تنها برای دریافت اطلاعات، نزد [[حیی بن اخطب]] از سران [[بنی‌نضیر]] رفت؛ اما او ابوسفیان را نپذیرفت؛<ref> السیرة النبویه، ج۲، ص۴۴؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۴۸۳.</ref> ولی سلاّم او را به قلعه خود [[راه]] داد.<ref> الطبقات، ج۲، ص۲۳؛ الثقات، ج۱، ص۲۱۱؛ اعلام الوری، ج۱، ص۱۷۲.</ref> ابوسفیان [[شب]] در آنجا ماند <ref>البدء و التاریخ، ج۴، ص۱۹۶.</ref> و صبحگاه با [[حمله]] به برخی مناطق پیرامونی مدینه و کشتن چند تن از [[انصار]] و [[سوزاندن]] [[خانه]] آنها، از مدینه گریخت و سپس درباره [[پذیرایی]] سلاّم از خود، شعری سرود.<ref> الطبقات، ج۲، ص۲۳؛ الاغانی، ج۶، ص۵۳۰.</ref> هنگامی که [[رسول]] گرامی {{صل}} برای [[مذاکره]] با بنی‌نضیر نزد آنان رفت، [[عمرو]] بن جحاش در صدد بود با پرتاب صخره‌ای بر روی وی، آن [[حضرت]] را [[ترور]] کند؛ ولی [[سلام بن مشکم]] آنان را از این کار بازداشت و به آنان [[اطمینان]] داد که وی متوجه خواهد شد و این کار به مفهوم [[نقض پیمان]] فیمابین خواهد بود؛ ولی دیگران نپذیرفتند.<ref> المغازی، ج۱، ص۳۶۵؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۵۵۲.</ref> پس از باخبر شدن [[پیامبر گرامی]] {{صل}} از [[توطئه]] آنان، و [[دستور]] وی مبنی بر [[مهاجرت]] از مدینه، سلاّم از حیی خواست برای [[حفظ]] [[املاک]] بنی‌نضیر به خواسته [[پیامبر]] تن دهد؛ ولی حیی‌بن اخطب نپذیرفت و در پی آن [[نبرد]] بنی‌نضیر در [[سال ۴ هجری]] شکل گرفت و آنان پس از مدتی محاصره، ناچار شدند به [[تبعید]] تن داده و صرفاً به بردن [[دارایی]] منقول خود بسنده کنند.<ref>المغازی، ج۱، ص۳۷۲-۳۷۳؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۵۵۲-۵۵۳.</ref> بنی‌نضیر پس از تبعید، به [[خیبر]] رفتند؛ ولی سرانشان از جمله سلاّم برای بازگرداندن موقعیت خود در مدینه به [[مکه]] رفتند و ضمن اعلام [[مشارکت]] خود برای نبرد با پیامبر، [[قریش]] را به [[جنگ]] با پیامبر [[تشویق]] کردند که نبرد [[احزاب]] در [[سال ۵ هجری]] شکل گرفت.<ref>عیون الاثر، ج۲، ص۸۳؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۴۴۰-۴۴۱.</ref> این رویداد در برخی [[تفاسیر]] نیز [[نقل]] شده است. در آیه {{متن قرآن|إِذْ جَاءُوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا}}<ref>«هنگامی که از فراز و فرودتان بر شما تاختند و آنگاه که چشم‌ها کلاپیسه شد و دل‌ها به گلوها رسید و به خداوند گمان‌ها (ی نادرست) بردید؛» سوره احزاب، آیه ۱۰.</ref> که به [[مسلمانان]] گفته شده "محاصره‌کنندگان از بالا و پایین به شما [[یورش]] بردند"، مراد از "بالا" در این [[آیه]] [[یهودیان]] [[بنی‌قریظه]] است که با اقدامات [[بنی‌نضیر]] به [[سپاه]] [[دشمن]] پیوستند و مقصود از "پایین"، [[قریش]] و دیگر [[قبایل]] است که با تحریک یهودیان بنی‌نضیر وارد این [[جنگ]] شدند:<ref> تفسیر ابن کثیر، ج۶، ص۳۴۳؛ تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۱۲۹.</ref> در محاصره [[خیبر]] در [[سال ۶ هجری]]، سلاّم بن مشکم با آنکه [[بیمار]] و در قلعه نطات در حال استراحت بود، آماده [[دفاع]] از قلعه شد و در همین ماجرا هم کشته شد<ref>المغازی، ج۲، ص۶۷۹.</ref>.<ref>[[علی احمدی|احمدی، علی]]، [[سلام بن مشکم (مقاله)|مقاله «سلام بن مشکم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵.</ref>
در [[غزوه سویق]] در [[سال دوم هجری]]، [[ابوسفیان]] تا نزدیک [[مدینه]] پیش آمد. در آنجا همراهان خود را گذاشت و شب‌هنگام تنها برای دریافت اطلاعات، نزد [[حیی بن اخطب]] از سران [[بنی‌نضیر]] رفت؛ اما او ابوسفیان را نپذیرفت؛<ref> السیرة النبویه، ج۲، ص۴۴؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۴۸۳.</ref> ولی سلاّم او را به قلعه خود [[راه]] داد.<ref> الطبقات، ج۲، ص۲۳؛ الثقات، ج۱، ص۲۱۱؛ اعلام الوری، ج۱، ص۱۷۲.</ref> ابوسفیان [[شب]] در آنجا ماند <ref>البدء و التاریخ، ج۴، ص۱۹۶.</ref> و صبحگاه با [[حمله]] به برخی مناطق پیرامونی مدینه و کشتن چند تن از [[انصار]] و [[سوزاندن]] [[خانه]] آنها، از مدینه گریخت و سپس درباره [[پذیرایی]] سلاّم از خود، شعری سرود.<ref> الطبقات، ج۲، ص۲۳؛ الاغانی، ج۶، ص۵۳۰.</ref> هنگامی که [[رسول]] گرامی {{صل}} برای [[مذاکره]] با بنی‌نضیر نزد آنان رفت، [[عمرو بن جحاش]] در صدد بود با پرتاب صخره‌ای بر روی وی، آن [[حضرت]] را [[ترور]] کند؛ ولی [[سلام بن مشکم]] آنان را از این کار بازداشت و به آنان [[اطمینان]] داد که وی متوجه خواهد شد و این کار به مفهوم [[نقض پیمان]] فیمابین خواهد بود؛ ولی دیگران نپذیرفتند.<ref> المغازی، ج۱، ص۳۶۵؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۵۵۲.</ref> پس از باخبر شدن [[پیامبر گرامی]] {{صل}} از [[توطئه]] آنان، و [[دستور]] وی مبنی بر [[مهاجرت]] از مدینه، سلاّم از حیی خواست برای [[حفظ]] [[املاک]] بنی‌نضیر به خواسته [[پیامبر]] تن دهد؛ ولی حیی‌بن اخطب نپذیرفت و در پی آن [[نبرد]] بنی‌نضیر در [[سال ۴ هجری]] شکل گرفت و آنان پس از مدتی محاصره، ناچار شدند به [[تبعید]] تن داده و صرفاً به بردن [[دارایی]] منقول خود بسنده کنند.<ref>المغازی، ج۱، ص۳۷۲-۳۷۳؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۵۵۲-۵۵۳.</ref> بنی‌نضیر پس از تبعید، به [[خیبر]] رفتند؛ ولی سرانشان از جمله سلاّم برای بازگرداندن موقعیت خود در مدینه به [[مکه]] رفتند و ضمن اعلام [[مشارکت]] خود برای نبرد با پیامبر، [[قریش]] را به [[جنگ]] با پیامبر [[تشویق]] کردند که نبرد [[احزاب]] در [[سال ۵ هجری]] شکل گرفت.<ref>عیون الاثر، ج۲، ص۸۳؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۴۴۰-۴۴۱.</ref> این رویداد در برخی [[تفاسیر]] نیز [[نقل]] شده است. در آیه {{متن قرآن|إِذْ جَاءُوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا}}<ref>«هنگامی که از فراز و فرودتان بر شما تاختند و آنگاه که چشم‌ها کلاپیسه شد و دل‌ها به گلوها رسید و به خداوند گمان‌ها (ی نادرست) بردید؛» سوره احزاب، آیه ۱۰.</ref> که به [[مسلمانان]] گفته شده "محاصره‌کنندگان از بالا و پایین به شما [[یورش]] بردند"، مراد از "بالا" در این [[آیه]] [[یهودیان]] [[بنی‌قریظه]] است که با اقدامات [[بنی‌نضیر]] به [[سپاه]] [[دشمن]] پیوستند و مقصود از "پایین"، [[قریش]] و دیگر [[قبایل]] است که با تحریک یهودیان بنی‌نضیر وارد این [[جنگ]] شدند:<ref> تفسیر ابن کثیر، ج۶، ص۳۴۳؛ تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۱۲۹.</ref> در محاصره [[خیبر]] در [[سال ۶ هجری]]، سلاّم بن مشکم با آنکه [[بیمار]] و در قلعه نطات در حال استراحت بود، آماده [[دفاع]] از قلعه شد و در همین ماجرا هم کشته شد<ref>المغازی، ج۲، ص۶۷۹.</ref>.<ref>[[علی احمدی|احمدی، علی]]، [[سلام بن مشکم (مقاله)|مقاله «سلام بن مشکم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۲۲۴٬۹۰۲

ویرایش