ابوعبدون: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۴ اکتبر ۲۰۲۲
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = ابوعبدون در معارف و سیره رضوی| پرسش مرتبط = }} == مقدمه == از این شخص در کتب رجال نامی نیست، و از حدیث او معلوم می‌شود که اهل خراسان بوده و در این ناحیه خدمت آن جناب رسیده و اخذ حدی...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ابوعبدون در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ابوعبدون در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط  = }}
== مقدمه ==
== مقدمه ==
از این شخص در [[کتب رجال]] نامی نیست، و از [[حدیث]] او معلوم می‌شود که [[اهل]] [[خراسان]] بوده و در این ناحیه [[خدمت]] آن جناب رسیده و اخذ حدیث کرده است، او از [[امام رضا]]{{ع}} فقط یک [[روایت]] نقل می‌کند.
از این شخص در [[کتب رجال]] نامی نیست، و از [[حدیث]] او معلوم می‌شود که [[اهل خراسان]] بوده و در این ناحیه [[خدمت]] آن جناب رسیده و اخذ حدیث کرده است، او از [[امام رضا]]{{ع}} فقط یک [[روایت]] نقل می‌کند.


ابوعبدون گوید: [[زید بن موسی]]{{ع}} را که در [[بصره]] [[قیام]] کرده و خانه‌های [[بنی عباس]] و هواداران آنها را خراب نموده و [[آتش]] زده بود به خراسان آورده و نزد [[مأمون]] بردند، مأمون به او گفت: ای زید تو هنگامی که در بصره قیام کردی می‌خواستی خانه‌های [[دشمنان]] ما [[بنی‌امیه]] و ثقیف وعدی و [[باهله]] و [[آل زیاد]] را خراب می‌‌کردی و آتش می‌زدی، اما تو منازل پسرعموهای خود را آتش زدی و ویران کردی، زید که مردی بذله‌گو بود گفت: یا [[امیرالمؤمنین]] اگر این بار، به بهره برگردم از دشمنان آغاز می‌کنم، مأمون خندید و او را نزد برادرش امام رضا{{ع}} فرستاد و گفت: من [[گناهان]] او را به تو بخشیدم، هنگامی که زید نزد [[امام]]{{ع}} رفت [[حضرت]] او را [[سرزنش]] کردند و بعد رهایش کردند.<ref>[[عزیزالله عطاردی قوچانی|عطاردی قوچانی، عزیزالله]]، [[راویان امام رضا در مسند الرضا (کتاب)|راویان امام رضا در مسند الرضا]]، ص ۴۷.</ref>
ابوعبدون گوید: [[زید بن موسی]]{{ع}} را که در [[بصره]] [[قیام]] کرده و خانه‌های [[بنی عباس]] و هواداران آنها را خراب نموده و [[آتش]] زده بود به خراسان آورده و نزد [[مأمون]] بردند، مأمون به او گفت: ای زید تو هنگامی که در بصره قیام کردی می‌خواستی خانه‌های [[دشمنان]] ما [[بنی‌امیه]] و ثقیف وعدی و [[باهله]] و [[آل زیاد]] را خراب می‌‌کردی و آتش می‌زدی، اما تو منازل پسرعموهای خود را آتش زدی و ویران کردی، زید که مردی بذله‌گو بود گفت: یا [[امیرالمؤمنین]] اگر این بار، به بهره برگردم از دشمنان آغاز می‌کنم، مأمون خندید و او را نزد برادرش امام رضا{{ع}} فرستاد و گفت: من [[گناهان]] او را به تو بخشیدم، هنگامی که زید نزد [[امام]]{{ع}} رفت [[حضرت]] او را [[سرزنش]] کردند و بعد رهایش کردند.<ref>[[عزیزالله عطاردی قوچانی|عطاردی قوچانی، عزیزالله]]، [[راویان امام رضا در مسند الرضا (کتاب)|راویان امام رضا در مسند الرضا]]، ص ۴۷.</ref>
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش