نظام اخلاقی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'حضرت امام' به 'حضرت امام'
جز (جایگزینی متن - 'طاقت فرسا' به 'طاقت‌فرسا')
جز (جایگزینی متن - 'حضرت امام' به 'حضرت امام')
خط ۱۸: خط ۱۸:


=== [[عقل]] ===
=== [[عقل]] ===
انسان دارای چهار [[قوه]] می‌باشد که عبارت‌اند از [[قوه عاقله]] روحانیه، قوه غضبیة [[سبعیه]]، [[قوه شهویه]] بهیمیه و [[قوة]] واهمه شیطانیه؛ منظور از قوه عاقله، قوة روحانیه‌ای است که به حسب ذات، مجرد و به حسب [[فطرت]]، مایل به [[خیرات]] و [[کمالات]] و [[داعی]] به [[عدل]] و [[احسان]] است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۲۱.</ref>. با توجه به وجود این قوه، انسان [[قادر]] به [[تفکر]] و تمییز [[حق]] از [[باطل]] و خیر از [[شر]] می‌باشد و به عنوان [[حجت درونی]] در [[روایات]] از آن نام برده شده است، در مقابل [[حجت بیرونی]] که [[انبیاء الهی]] باشند. از این جهت یکی از منابعی که به وسیله آن می‌توان بین [[فضایل]] و رذایل اخلاقی تمییز داد قوه عاقله می‌باشد؛ لذا [[حضرت]] [[امام]] در نوشته‌ها و بیانات خود به تفکر در بسیاری از امور از جمله مسائل [[اخلاقی]] توصیه می‌نمودند که به مواردی در ذیل اشاره می‌گردد. «اگر انسان [[عاقل]] لحظه‌ای [[فکر]] کند می‌فهمد که مقصود از این بساط [[دنیوی]]، چیز دیگر است، و منظور از این [[خلقت]]، عالم بالاتر و بزرگ‌تری است و این [[حیات]] [[حیوانی]]، مقصود بالذات. نیست و انسان عاقل باید در فکر خودش باشد، و به حال [[بیچارگی]] خود رحم کند و با خود خطاب کند: ای نفس [[شقی]] که سال‌های دراز در [[شهوات]]، [[عمر]] خود را صرف کردی، و چیزی جز [[حسرت]] نصیب نشد، خوب است قدری به حال خود رحم کنی. از مالک‌الملوک [[حیا]] کنی، و قدری در راه مقصود اصلی قدم زنی، که آن موجب حیات همیشگی و سعادت دائمی است و سعادت همیشگی را مفروش به شهوات چند [[روزه]] فانی، که آن هم به دست نمی‌آید حتی با زحمت‌های طاقت‌فرسا نگردانی»<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۶.</ref>.
انسان دارای چهار [[قوه]] می‌باشد که عبارت‌اند از [[قوه عاقله]] روحانیه، قوه غضبیة [[سبعیه]]، [[قوه شهویه]] بهیمیه و [[قوة]] واهمه شیطانیه؛ منظور از قوه عاقله، قوة روحانیه‌ای است که به حسب ذات، مجرد و به حسب [[فطرت]]، مایل به [[خیرات]] و [[کمالات]] و [[داعی]] به [[عدل]] و [[احسان]] است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۲۱.</ref>. با توجه به وجود این قوه، انسان [[قادر]] به [[تفکر]] و تمییز [[حق]] از [[باطل]] و خیر از [[شر]] می‌باشد و به عنوان [[حجت درونی]] در [[روایات]] از آن نام برده شده است، در مقابل [[حجت بیرونی]] که [[انبیاء الهی]] باشند. از این جهت یکی از منابعی که به وسیله آن می‌توان بین [[فضایل]] و رذایل اخلاقی تمییز داد قوه عاقله می‌باشد؛ لذا حضرت امام در نوشته‌ها و بیانات خود به تفکر در بسیاری از امور از جمله مسائل [[اخلاقی]] توصیه می‌نمودند که به مواردی در ذیل اشاره می‌گردد. «اگر انسان [[عاقل]] لحظه‌ای [[فکر]] کند می‌فهمد که مقصود از این بساط [[دنیوی]]، چیز دیگر است، و منظور از این [[خلقت]]، عالم بالاتر و بزرگ‌تری است و این [[حیات]] [[حیوانی]]، مقصود بالذات. نیست و انسان عاقل باید در فکر خودش باشد، و به حال [[بیچارگی]] خود رحم کند و با خود خطاب کند: ای نفس [[شقی]] که سال‌های دراز در [[شهوات]]، [[عمر]] خود را صرف کردی، و چیزی جز [[حسرت]] نصیب نشد، خوب است قدری به حال خود رحم کنی. از مالک‌الملوک [[حیا]] کنی، و قدری در راه مقصود اصلی قدم زنی، که آن موجب حیات همیشگی و سعادت دائمی است و سعادت همیشگی را مفروش به شهوات چند [[روزه]] فانی، که آن هم به دست نمی‌آید حتی با زحمت‌های طاقت‌فرسا نگردانی»<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۶.</ref>.
[[حضرت امام خمینی]] [[تفکر]] را مفتاح ابواب [[معارف]] و کلیه خزاین [[کمالات]] و [[علوم]] و مقدمه لازمه حتمیة [[سلوک]] [[انسانیت]] می‌دانستند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۹۱.</ref>. از جمله اموری که تفکر در آن را لازم و ضروری می‌دانستند تفکر در احوال نفس است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۹۸.</ref>. تفکر [[انسان]] را از [[خواب غفلت]] بیدار می‌نماید زیرا که [[قلوب]] قبل از تفکر در [[غفلت]] مغمور و در [[خواب]] اندرند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۸۹.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۳۳۸.</ref>
[[حضرت امام خمینی]] [[تفکر]] را مفتاح ابواب [[معارف]] و کلیه خزاین [[کمالات]] و [[علوم]] و مقدمه لازمه حتمیة [[سلوک]] [[انسانیت]] می‌دانستند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۹۱.</ref>. از جمله اموری که تفکر در آن را لازم و ضروری می‌دانستند تفکر در احوال نفس است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۹۸.</ref>. تفکر [[انسان]] را از [[خواب غفلت]] بیدار می‌نماید زیرا که [[قلوب]] قبل از تفکر در [[غفلت]] مغمور و در [[خواب]] اندرند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۸۹.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۳۳۸.</ref>


== منابع بیرونی ==
== منابع بیرونی ==
=== [[قرآن]] ===
=== [[قرآن]] ===
در بیانات و موعظه‌های [[اخلاقی]] [[حضرت]] [[امام]] به کرات [[شاهد]] استناد به [[آیات]] مختلف قرآن در خصوص مسائل اخلاقی می‌باشیم که جمع‌آوری تمام آیات مورد استناد، در این مجال ممکن نیست و لذا در این [[مقام]] دیدگاه ایشان نسبت به قرآن که می‌تواند به عنوان منبعی در [[نظام اخلاقی اسلام]] مورد توجه قرار گیرد، بیان می‌گردد. از دیدگاه ایشان قرآن کتابی است با مشخصات و ویژگی‌های ذیل که این ویژگی‌ها می‌تواند قرآن را به عنوان مهم‌ترین منبع برای [[رشد اخلاقی]] انسان مطرح نماید.
در بیانات و موعظه‌های [[اخلاقی]] حضرت امام به کرات [[شاهد]] استناد به [[آیات]] مختلف قرآن در خصوص مسائل اخلاقی می‌باشیم که جمع‌آوری تمام آیات مورد استناد، در این مجال ممکن نیست و لذا در این [[مقام]] دیدگاه ایشان نسبت به قرآن که می‌تواند به عنوان منبعی در [[نظام اخلاقی اسلام]] مورد توجه قرار گیرد، بیان می‌گردد. از دیدگاه ایشان قرآن کتابی است با مشخصات و ویژگی‌های ذیل که این ویژگی‌ها می‌تواند قرآن را به عنوان مهم‌ترین منبع برای [[رشد اخلاقی]] انسان مطرح نماید.
# [[هدف]] اساسی [[آیات الهی]] در [[قرآن کریم]] [[تهذیب]] [[نفوس]] و [[تطهیر]] [[بواطن]] از ارجاس [[طبیعت]] و تحصیل [[سعادت]] می‌باشد.
# [[هدف]] اساسی [[آیات الهی]] در [[قرآن کریم]] [[تهذیب]] [[نفوس]] و [[تطهیر]] [[بواطن]] از ارجاس [[طبیعت]] و تحصیل [[سعادت]] می‌باشد.
# قرآن صورت احدیت جمیع [[اسماء و صفات]] و معرف مقام [[مقدس]] [[حق]] به تمام [[شئون]] و تجلیات است و به عبارت دیگر این [[صحیفه]] نورانیه صورت «[[اسم اعظم]]» است، چنانچه [[انسان کامل]] نیز صورت اسم اعظم است<ref>امام خمینی، آداب نماز، ص۳۲۱.</ref>.
# قرآن صورت احدیت جمیع [[اسماء و صفات]] و معرف مقام [[مقدس]] [[حق]] به تمام [[شئون]] و تجلیات است و به عبارت دیگر این [[صحیفه]] نورانیه صورت «[[اسم اعظم]]» است، چنانچه [[انسان کامل]] نیز صورت اسم اعظم است<ref>امام خمینی، آداب نماز، ص۳۲۱.</ref>.
خط ۳۱: خط ۳۱:


=== [[سنت انبیاء]] و اولیای [[معصومین]] ===
=== [[سنت انبیاء]] و اولیای [[معصومین]] ===
یکی دیگر از منابعی که [[حضرت]] [[امام]] بهره‌های فراوانی از آن برده و در بیان مطالب [[اخلاقی]] از آن استفاده نموده و در موعظه‌ها و بیان مطالب اخلاقی به آن ارجاع داده‌اند کلمات و [[سیره انبیاء]] و اولیای معصومین {{عم}} می‌باشد که در این مختصر به دیدگاه ایشان نسبت به [[سیره]] و کلمات [[انبیاء]] و اولیای معصومین از این جهت که می‌تواند به عنوان مهم‌ترین منبع [[سعادت]] و [[کمال انسانی]] مورد بهره‌برداری قرار گیرد اشاره می‌گردد.
یکی دیگر از منابعی که حضرت امام بهره‌های فراوانی از آن برده و در بیان مطالب [[اخلاقی]] از آن استفاده نموده و در موعظه‌ها و بیان مطالب اخلاقی به آن ارجاع داده‌اند کلمات و [[سیره انبیاء]] و اولیای معصومین {{عم}} می‌باشد که در این مختصر به دیدگاه ایشان نسبت به [[سیره]] و کلمات [[انبیاء]] و اولیای معصومین از این جهت که می‌تواند به عنوان مهم‌ترین منبع [[سعادت]] و [[کمال انسانی]] مورد بهره‌برداری قرار گیرد اشاره می‌گردد.
# آن بزرگواران از [[انوار]] غیبیة الهیه و مظاهر تامه و [[آیات]] باهرة جلال و جمال‌اند. و در [[سیر]] [[معنوی]] و [[سفر]] إلی‌الله به غایة القصوای فنای ذاتی و منتهی العروج {{متن قرآن|قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى}}<ref>«آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیک‌تر رسید» سوره نجم، آیه ۹.</ref> رسیده‌اند، گرچه صاحب [[مقام]] بالاصالة [[نبی]] ختمی است و دیگر سالکین در [[عروج]] تابع آن [[ذات مقدس]] هستند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۴۴.</ref>.
# آن بزرگواران از [[انوار]] غیبیة الهیه و مظاهر تامه و [[آیات]] باهرة جلال و جمال‌اند. و در [[سیر]] [[معنوی]] و [[سفر]] إلی‌الله به غایة القصوای فنای ذاتی و منتهی العروج {{متن قرآن|قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى}}<ref>«آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیک‌تر رسید» سوره نجم، آیه ۹.</ref> رسیده‌اند، گرچه صاحب [[مقام]] بالاصالة [[نبی]] ختمی است و دیگر سالکین در [[عروج]] تابع آن [[ذات مقدس]] هستند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۴۴.</ref>.
# عمده مقصد و مقصود انبیاء عظام، نشر [[توحید]] و [[معارف الهیه]] و قطع ریشه [[کفر]] و [[شرک]] و دوبینی و دوپرستی بوده و سر توحید و تجرید در جمیع [[عبادات]] قلبیه و قالبیه ساری و جاری است.
# عمده مقصد و مقصود انبیاء عظام، نشر [[توحید]] و [[معارف الهیه]] و قطع ریشه [[کفر]] و [[شرک]] و دوبینی و دوپرستی بوده و سر توحید و تجرید در جمیع [[عبادات]] قلبیه و قالبیه ساری و جاری است.
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش