جز
جایگزینی متن - 'جمع آوری' به 'جمعآوری'
جز (جایگزینی متن - 'شبه جزیره عربستان' به 'شبه جزیره عربستان') |
جز (جایگزینی متن - 'جمع آوری' به 'جمعآوری') |
||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
== ارتداد کندیان == | == ارتداد کندیان == | ||
به طور طبیعی، قبایلی که در [[وفود]]، [[مسلمان]] میشدند، آشنایی چندانی با [[مبانی دینی]] نداشتند و بیشتر [[حکومت سیاسی]] [[اسلام]] را میپذیرفتند. بر همین اساس، برخی از این [[قبایل]]، پس از [[رحلت]] [[پیامبراکرم]] {{صل}} از [[پذیرش حکومت]] [[دینی]] سر باز زدند و آن را نپذیرفتند که کندیان نیز از این قاعده مستثنا نشدند. پس از انتشار خبر [[بیماری]] [[رسول خدا]] {{صل}} عدهای تحت عنوان [[ادعای نبوّت]] [[مرتد]] شدند اما کندیان در برخورد با مقوله ارتداد چند دسته شدند. عدهای مانند تیرههای سکون کنده و افرادی مانند ابوقرعان کِندی [[ثبات]] نشان دادند<ref>ابن حجر العسقلانی، الاصابه، به کوشش عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت، دار الکتب العلمیه، ط الاولی، ۱۴۱۵، ج۷، ص۲۸۱.</ref> و بر اسلام [[پایدار]] ماندند. برخی متهم به ارتداد شدند و عدهای مرتد گردیدند. در مجموع، ارتداد کندیان با ارتداد قبایل دیگر متفاوت بود و اسباب متعددی داشت که یکی از آنها، بیتوجهی عامل [[زکات]] [[خلیفه اول]] به قرار کندیان با رسول خدا {{صل}} در حمل زکات آنان به [[مدینه]] بود. براساس گزارشهای [[تاریخی]]، زمانی که [[مردم]] کنده و حضرموت مسلمان شدند، [[پیامبر]] {{صل}} [[دستور]] داد، قسمتی از زکات حضرموت را به مردم کنده اختصاص داده، [[زکات]] کنده را برای حضرموت صرف کنند. مردی از بنی ولیعه<ref>ابن اعثم الکوفی، الفتوح، به کوشش علی شیری، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۱۱، ج۱، ۴۵-۶۵؛ عمر رضا کحاله، معجم المؤلفین، ص۱۲۵۳.</ref> کنده از پیامبر {{صل}} درخواست کرد که چون ما شتر نداریم، اگر [[صلاح]] میدانید، زکات ما را حمل کنید و پیامبر {{صل}} این درخواست را قبول کرد. بعد از [[رحلت پیامبر]] {{صل}}، [[زیاد بن لبید]] ـ عامل حضرموت ـ برای | به طور طبیعی، قبایلی که در [[وفود]]، [[مسلمان]] میشدند، آشنایی چندانی با [[مبانی دینی]] نداشتند و بیشتر [[حکومت سیاسی]] [[اسلام]] را میپذیرفتند. بر همین اساس، برخی از این [[قبایل]]، پس از [[رحلت]] [[پیامبراکرم]] {{صل}} از [[پذیرش حکومت]] [[دینی]] سر باز زدند و آن را نپذیرفتند که کندیان نیز از این قاعده مستثنا نشدند. پس از انتشار خبر [[بیماری]] [[رسول خدا]] {{صل}} عدهای تحت عنوان [[ادعای نبوّت]] [[مرتد]] شدند اما کندیان در برخورد با مقوله ارتداد چند دسته شدند. عدهای مانند تیرههای سکون کنده و افرادی مانند ابوقرعان کِندی [[ثبات]] نشان دادند<ref>ابن حجر العسقلانی، الاصابه، به کوشش عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت، دار الکتب العلمیه، ط الاولی، ۱۴۱۵، ج۷، ص۲۸۱.</ref> و بر اسلام [[پایدار]] ماندند. برخی متهم به ارتداد شدند و عدهای مرتد گردیدند. در مجموع، ارتداد کندیان با ارتداد قبایل دیگر متفاوت بود و اسباب متعددی داشت که یکی از آنها، بیتوجهی عامل [[زکات]] [[خلیفه اول]] به قرار کندیان با رسول خدا {{صل}} در حمل زکات آنان به [[مدینه]] بود. براساس گزارشهای [[تاریخی]]، زمانی که [[مردم]] کنده و حضرموت مسلمان شدند، [[پیامبر]] {{صل}} [[دستور]] داد، قسمتی از زکات حضرموت را به مردم کنده اختصاص داده، [[زکات]] کنده را برای حضرموت صرف کنند. مردی از بنی ولیعه<ref>ابن اعثم الکوفی، الفتوح، به کوشش علی شیری، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۱۱، ج۱، ۴۵-۶۵؛ عمر رضا کحاله، معجم المؤلفین، ص۱۲۵۳.</ref> کنده از پیامبر {{صل}} درخواست کرد که چون ما شتر نداریم، اگر [[صلاح]] میدانید، زکات ما را حمل کنید و پیامبر {{صل}} این درخواست را قبول کرد. بعد از [[رحلت پیامبر]] {{صل}}، [[زیاد بن لبید]] ـ عامل حضرموت ـ برای جمعآوری زکات بین مردم بنی ولیعه رفت. آنها از او خواستند چنان که پیامبر {{صل}} [[وعده]] داده است، باید زکات ما را حمل کنید. زیاد در جواب از آنها خواست که چون شتر دارند، خودشان، زکات را حمل کنند. با بروز [[درشتی]] زیاد، مردم حضرموت هم درشتی کردند و زکات ندادند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج۳، ۳۳۵؛ ابن اثیر؛ اسد الغابه فی معرفة الصحابه، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹، ج۲، ص۳۷۸-۳۸۳.</ref>. در این هنگام [[زکات]] ندادن بخشی از کندیان، حمل بر [[ارتداد]] آنان گردید. | ||
دلیل دیگری که در ارتداد کنده دخیل بود، حساسیت کندیان، به ویژه [[ملوک]] کنده به [[جانشینی]] و روی کار آمدن [[قبایل]] ضعیفِ تیرههای [[قریش]] بود. | دلیل دیگری که در ارتداد کنده دخیل بود، حساسیت کندیان، به ویژه [[ملوک]] کنده به [[جانشینی]] و روی کار آمدن [[قبایل]] ضعیفِ تیرههای [[قریش]] بود. | ||