توحید: تفاوت میان نسخه‌ها

۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۴ اکتبر ۲۰۱۸
خط ۹۳: خط ۹۳:
#'''تنها برای خدا سجده کردن:''' کسانی که فقط خدا را معبود خویش می‌دانند، در برابر موجوداتی چون خورشید و ماه که با همه عظمت و حشمتشان در وجود و بقا به اراده خدا وابسته‌اند و از خود هیچ ندارند و مطیع و فرمانبر اویند سجده و اظهار ذلت و خضوع و کرنش نمی‌کنند. خشوع و خضوع ویژه خدایی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفریده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}﴾}}<ref> و از نشانه‌های او شب و روز و خورشید و ماه است، به خورشید و ماه سجده نبرید و به خداوندی که آنها را آفریده است سجده برید اگر او را می‌پرستید؛ سوره فصلت، آیه: ۳۷.</ref> مشرکان گمان می‌کردند که با سجده برای این‌ها نزد خدا قرب و منزلت می‌یابند و خدا برای تنبه می‌فرماید: اگر غرض شما از این سجده نزدیکی به حق و عبادت اوست، این کار را نکنید، بلکه مرا سجده کنید که آفریننده و پروردگار آن‌هایم<ref>مخزن العرفان، ج ۱۱، ص ۳۳۴.</ref>. جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}﴾}} اشاره دارد که اگر می‌خواهید خدا را عبادت کنید، غیر را کنار نهید و کسی را در عبادت او شریک نسازید، زیرا عبادت خدا با عبادت غیر جمع نمی‌شود<ref>نمونه، ج ۲۰، ص ۲۹۱.</ref>. برخی با توجه به تأویل و معنای باطنی، "شمس" و "قمر" را [[پیامبر]]{{صل}} و جانشین یا جانشینان او {{عم}} یا عقل و نفس اعم از جزئی و کلی و نیز هر معلّم و متعلّمی دانسته و سپس ناروایی سجده بر همه آن‌ها را از آیه مزبور استنباط کرده‌اند<ref>بیان السعاده، ج ۴، ص ۳۸.</ref>.
#'''تنها برای خدا سجده کردن:''' کسانی که فقط خدا را معبود خویش می‌دانند، در برابر موجوداتی چون خورشید و ماه که با همه عظمت و حشمتشان در وجود و بقا به اراده خدا وابسته‌اند و از خود هیچ ندارند و مطیع و فرمانبر اویند سجده و اظهار ذلت و خضوع و کرنش نمی‌کنند. خشوع و خضوع ویژه خدایی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفریده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}﴾}}<ref> و از نشانه‌های او شب و روز و خورشید و ماه است، به خورشید و ماه سجده نبرید و به خداوندی که آنها را آفریده است سجده برید اگر او را می‌پرستید؛ سوره فصلت، آیه: ۳۷.</ref> مشرکان گمان می‌کردند که با سجده برای این‌ها نزد خدا قرب و منزلت می‌یابند و خدا برای تنبه می‌فرماید: اگر غرض شما از این سجده نزدیکی به حق و عبادت اوست، این کار را نکنید، بلکه مرا سجده کنید که آفریننده و پروردگار آن‌هایم<ref>مخزن العرفان، ج ۱۱، ص ۳۳۴.</ref>. جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}﴾}} اشاره دارد که اگر می‌خواهید خدا را عبادت کنید، غیر را کنار نهید و کسی را در عبادت او شریک نسازید، زیرا عبادت خدا با عبادت غیر جمع نمی‌شود<ref>نمونه، ج ۲۰، ص ۲۹۱.</ref>. برخی با توجه به تأویل و معنای باطنی، "شمس" و "قمر" را [[پیامبر]]{{صل}} و جانشین یا جانشینان او {{عم}} یا عقل و نفس اعم از جزئی و کلی و نیز هر معلّم و متعلّمی دانسته و سپس ناروایی سجده بر همه آن‌ها را از آیه مزبور استنباط کرده‌اند<ref>بیان السعاده، ج ۴، ص ۳۸.</ref>.
#'''شکرگزاری در برابر نعمت‌ها:''' کسی که فقط خدا را عبادت می‌کند، نمی‌تواند نعمت‌هایی را که خداوند به او ارزانی داشته به طور دلخواه به کار گرفته، رضایت یا کراهت خدا را در به کارگیری آن‌ها در نظر نداشته باشد، بلکه چنین کسی باید در برابر نعمت‌های الهی شکر گزارده و از آن‌ها در راهی بهره جوید که سزاوار است و رضای خدا در آن است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ }}﴾}}<ref> هان ای مؤمنان! از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم بخورید و خداوند را سپاس بگزارید اگر تنها او را می‌پرستید؛ سوره بقره، آیه:۱۷۲.</ref> بنابر روایتی، کمترین چیزی که خداوند در برابر نعمت‌ها از بندگان خویش می‌خواهد این است که نعمت را در معصیت به کار نگیرند و این نکته‌ای است که باید مورد توجه صاحبان جاه و ثروت باشد و امکاناتی را که در اختیارشان قرار گرفته در راه کبر، طغیان و لذت‌های نامشروع صرف نکنند<ref>الکاشف، ج ۱، ص ۲۶۴.</ref> بنابر روایتی دیگر، شکر نعمت این است که از حرام اجتناب شود<ref>مواهب الرحمن، ج ۲، ص ۳۰۵.</ref>. برخی مفسران نیز تأکید کرده‌اند که بندگی خدا جز به حقیقت شکر یعنی صرف نعمت‌ها در آنچه مورد رضای خداست، تمام نمی‌گردد<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۱، ص ۳۱۵؛ کنز الدقائق، ج ۲، ص ۲۱۸.</ref> و تنها شکر زبانی کافی نیست<ref>تفسیر خسروی، ج ۱، ص ۲۱۹.</ref>. برخی ذیل آیه ۱۱۴ سوره نحل که مانند آیه ۱۷۲ سوره بقره توحید عبادی را به شکرگزاری در برابر نعمت ها پیوند داده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ‏}}﴾}}<ref> پس، از آنچه خداوند روزی شما کرده است حلال و پاکیزه بخورید و نعمت خداوند را سپاس بگزارید اگر تنها او را می‌پرستید؛ سوره نحل، آیه: 114.</ref> عبادت را دارای انواع بسیاری دانسته اند؛ از جمله آنکه آدمی هنگام استفاده از نعمت‌ها خدا را یاد کند و با شکر زبانی و این احساس که نعمت‌ها از خداست و نیز با ممارست عملی، در محقق ساختن هدف بزرگی که در پس نعمت است، حق سپاسگزاری را به جای آورد. بدین سان، شکرگزاری با پرستش پیوند می‌خورد، چنان که کفران قولی و عملی در برابر نعمت‌ها به کفرورزی ارتباط می‌یابد<ref>من وحی القرآن، ج ۱۳، ص ۳۱۳.</ref>.
#'''شکرگزاری در برابر نعمت‌ها:''' کسی که فقط خدا را عبادت می‌کند، نمی‌تواند نعمت‌هایی را که خداوند به او ارزانی داشته به طور دلخواه به کار گرفته، رضایت یا کراهت خدا را در به کارگیری آن‌ها در نظر نداشته باشد، بلکه چنین کسی باید در برابر نعمت‌های الهی شکر گزارده و از آن‌ها در راهی بهره جوید که سزاوار است و رضای خدا در آن است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ }}﴾}}<ref> هان ای مؤمنان! از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم بخورید و خداوند را سپاس بگزارید اگر تنها او را می‌پرستید؛ سوره بقره، آیه:۱۷۲.</ref> بنابر روایتی، کمترین چیزی که خداوند در برابر نعمت‌ها از بندگان خویش می‌خواهد این است که نعمت را در معصیت به کار نگیرند و این نکته‌ای است که باید مورد توجه صاحبان جاه و ثروت باشد و امکاناتی را که در اختیارشان قرار گرفته در راه کبر، طغیان و لذت‌های نامشروع صرف نکنند<ref>الکاشف، ج ۱، ص ۲۶۴.</ref> بنابر روایتی دیگر، شکر نعمت این است که از حرام اجتناب شود<ref>مواهب الرحمن، ج ۲، ص ۳۰۵.</ref>. برخی مفسران نیز تأکید کرده‌اند که بندگی خدا جز به حقیقت شکر یعنی صرف نعمت‌ها در آنچه مورد رضای خداست، تمام نمی‌گردد<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۱، ص ۳۱۵؛ کنز الدقائق، ج ۲، ص ۲۱۸.</ref> و تنها شکر زبانی کافی نیست<ref>تفسیر خسروی، ج ۱، ص ۲۱۹.</ref>. برخی ذیل آیه ۱۱۴ سوره نحل که مانند آیه ۱۷۲ سوره بقره توحید عبادی را به شکرگزاری در برابر نعمت ها پیوند داده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ‏}}﴾}}<ref> پس، از آنچه خداوند روزی شما کرده است حلال و پاکیزه بخورید و نعمت خداوند را سپاس بگزارید اگر تنها او را می‌پرستید؛ سوره نحل، آیه: 114.</ref> عبادت را دارای انواع بسیاری دانسته اند؛ از جمله آنکه آدمی هنگام استفاده از نعمت‌ها خدا را یاد کند و با شکر زبانی و این احساس که نعمت‌ها از خداست و نیز با ممارست عملی، در محقق ساختن هدف بزرگی که در پس نعمت است، حق سپاسگزاری را به جای آورد. بدین سان، شکرگزاری با پرستش پیوند می‌خورد، چنان که کفران قولی و عملی در برابر نعمت‌ها به کفرورزی ارتباط می‌یابد<ref>من وحی القرآن، ج ۱۳، ص ۳۱۳.</ref>.
#'''دعا و مناجات:''' دعا و راز و نیاز و مناجات با خدای متعالی و همواره نام و یاد او را در زبان و دل جاری و حاضر ساختن، از جلوه‌های مهم عبادت بلکه مغز عبادت است: {{عربی|اندازه=150%|" الدُّعَاءُ مُخُ‏ الْعِبَادَة‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۷.</ref> و ترک آن عین استکبار از عبادت و موجب دخول در جهنّم است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ }}﴾}}<ref> و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمی‌کشند به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند؛ سوره غافر، آیه:۶۰.</ref>، بنابراین انسان خداپرست هیچ گاه از این تکلیف، که تجلیگاه توحید عبادی است، غفلت نمی‌ورزد و با ترک دعا، یا دعا کردن به درگاه غیر خدا خود را به استکبار و شرک نمی‌آلاید، از این رو [[قرآن کریم]] در دسته‌ای از آیات افزون بر تأکید بر اصل دعا به عنوان عبادت از دعا کردن به غیر پیشگاه حق و خواندن غیر خدا نهی کرده و آن را از مصادیق ظلم دانسته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ}}﴾}}<ref> و به جای خداوند چیزی را (به پرستش) مخوان که نه تو را سودی می‌رساند و نه زیانی، اگر چنین کنی آنگاه بی‌گمان از ستمگرانی؛ سوره یونس، آیه: ۱۰۶.</ref> و کسانی را که به جای خدا موجوداتی را می‌خوانند که از دعایشان غافل‌اند و تا قیامت پاسخ آنان را نمی‌دهند، گمراه‌ترین کسان شمرده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ}}﴾}}<ref> و گمراه‌تر از آن کس که به جای خداوند چیزی را (به پرستش) می‌خواند که تا رستخیز پاسخ او را نخواهد داد، کیست؟ و آنان از خواندن اینان بی‌خبرند؛ سوره احقاف، آیه:۵.</ref> و نیز تصریح می کند که در قیامت خوانده شدگان با این عبادت کنندگان دشمن اند و عبادت آنان را انکار می کنند: «و اِذا حُشِرَ النّاسُ کانوا لَهُم اَعداءً وکانوا بِعِبادَتِهِم کـفِرین». (احقاف/۴۶،۶) در برخی آیات سرّ عدم استجابت دعا از جانب معبودهای دروغین، نشنیدن آن ها بیان شده است: «اِن تَدعوهُم لا یسمَعوا دُعاءَکم» (فاطر/۳۵،۱۴) ـ اگر نشنیدن کنایه از اجابت نکردن نباشد ـ و در برخی دیگر تأکید شده که بر فرض شنیدن، کاری از آن ها ساخته نیست (یونس/۱۰،۱۰۶)، زیرا مالک چیزی نیستند. (فاطر/۳۵،۱۳)[۱۶۴]
#'''دعا و مناجات:''' دعا و راز و نیاز و مناجات با خدای متعالی و همواره نام و یاد او را در زبان و دل جاری و حاضر ساختن، از جلوه‌های مهم عبادت بلکه مغز عبادت است: {{عربی|اندازه=150%|" الدُّعَاءُ مُخُ‏ الْعِبَادَة‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۷.</ref> و ترک آن عین استکبار از عبادت و موجب دخول در جهنّم است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ }}﴾}}<ref> و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمی‌کشند به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند؛ سوره غافر، آیه:۶۰.</ref>، بنابراین انسان خداپرست هیچ گاه از این تکلیف، که تجلیگاه توحید عبادی است، غفلت نمی‌ورزد و با ترک دعا، یا دعا کردن به درگاه غیر خدا خود را به استکبار و شرک نمی‌آلاید، از این رو [[قرآن کریم]] در دسته‌ای از آیات افزون بر تأکید بر اصل دعا به عنوان عبادت از دعا کردن به غیر پیشگاه حق و خواندن غیر خدا نهی کرده و آن را از مصادیق ظلم دانسته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ}}﴾}}<ref> و به جای خداوند چیزی را (به پرستش) مخوان که نه تو را سودی می‌رساند و نه زیانی، اگر چنین کنی آنگاه بی‌گمان از ستمگرانی؛ سوره یونس، آیه: ۱۰۶.</ref> و کسانی را که به جای خدا موجوداتی را می‌خوانند که از دعایشان غافل‌اند و تا قیامت پاسخ آنان را نمی‌دهند، گمراه‌ترین کسان شمرده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ}}﴾}}<ref> و گمراه‌تر از آن کس که به جای خداوند چیزی را (به پرستش) می‌خواند که تا رستخیز پاسخ او را نخواهد داد، کیست؟ و آنان از خواندن اینان بی‌خبرند؛ سوره احقاف، آیه:۵.</ref> و نیز تصریح می‌کند که در قیامت خوانده شدگان با این عبادت کنندگان دشمن‌اند و عبادت آنان را انکار می‌کنند: «و اِذا حُشِرَ النّاسُ کانوا لَهُم اَعداءً وکانوا بِعِبادَتِهِم کـفِرین». (احقاف/۴۶،۶) در برخی آیات سرّ عدم استجابت دعا از جانب معبودهای دروغین، نشنیدن آن ها بیان شده است: «اِن تَدعوهُم لا یسمَعوا دُعاءَکم» (فاطر/۳۵،۱۴) ـ اگر نشنیدن کنایه از اجابت نکردن نباشد ـ و در برخی دیگر تأکید شده که بر فرض شنیدن، کاری از آن ها ساخته نیست (یونس/۱۰،۱۰۶)، زیرا مالک چیزی نیستند. (فاطر/۳۵،۱۳)[۱۶۴]


۵. حمد و ستایش در برابر اوصاف کمال:  
۵. حمد و ستایش در برابر اوصاف کمال:  
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش