توحید: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۴۶۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۴ اکتبر ۲۰۱۸
خط ۱۰۳: خط ۱۰۳:
#'''توکل و اعتماد به خدا:''' هنگامی که اسباب ظاهری به موحدان پشت می‌کند و همه درها را بر روی خویش روی بسته می‌بینند، امید خود را از دست نمی‌دهند و به خدای یگانه اعتماد می‌کنند که بر همه موجودات و سراسر هستی "عرش" سلطه دارد، از این رو خداوند به [[پیامبر]] خویش می‌فرماید: اگر آنان "منافقان"<ref>منهج الصادقین، ج ۴، ص ۳۳۸.</ref> روی گرداندند، نگران مباش و بگو: خداوند مرا کفایت می‌کند، هیچ معبودی جز او نیست. بر او توکل می‌کنم که صاحب عرش بزرگ است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ }}﴾}}<ref> پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ سوره توبه، آیه: ۱۲۹.</ref>. توکل از لوازم و آثار توحید افعالی است<ref>اطیب البیان، ج ۶، ص ۳۴۰.</ref>، زیرا وقتی انسان یقین کند که تدبیر امور و حوادث جهان به اراده پروردگار است و هیچ موجودی در شئون و آثار خود مستقل نیست، زمام امور خویش را به دست خدا می‌سپرد و در عین جدّیت و تلاش، بر نیروی غیبی اعتماد می‌کند و صلاح خود را از پروردگار می‌خواهد<ref>انوار درخشان، ج ۷، ص ۲۲۸.</ref>.
#'''توکل و اعتماد به خدا:''' هنگامی که اسباب ظاهری به موحدان پشت می‌کند و همه درها را بر روی خویش روی بسته می‌بینند، امید خود را از دست نمی‌دهند و به خدای یگانه اعتماد می‌کنند که بر همه موجودات و سراسر هستی "عرش" سلطه دارد، از این رو خداوند به [[پیامبر]] خویش می‌فرماید: اگر آنان "منافقان"<ref>منهج الصادقین، ج ۴، ص ۳۳۸.</ref> روی گرداندند، نگران مباش و بگو: خداوند مرا کفایت می‌کند، هیچ معبودی جز او نیست. بر او توکل می‌کنم که صاحب عرش بزرگ است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ }}﴾}}<ref> پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ سوره توبه، آیه: ۱۲۹.</ref>. توکل از لوازم و آثار توحید افعالی است<ref>اطیب البیان، ج ۶، ص ۳۴۰.</ref>، زیرا وقتی انسان یقین کند که تدبیر امور و حوادث جهان به اراده پروردگار است و هیچ موجودی در شئون و آثار خود مستقل نیست، زمام امور خویش را به دست خدا می‌سپرد و در عین جدّیت و تلاش، بر نیروی غیبی اعتماد می‌کند و صلاح خود را از پروردگار می‌خواهد<ref>انوار درخشان، ج ۷، ص ۲۲۸.</ref>.
#'''صبر، رضا و تسلیم:''' بر اساس توحید افعالی هیچ مصیبتی رخ نمی‌دهد مگر به اذن خدا. [[قرآن کریم]] در آیه ۱۱ سوره تغابن به این حقیقت تصریح و سپس تأکید می‌کند که هرکس به خدا [[ایمان]] دارد، خداوند قلب او را هدایت می‌کند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> هیچ بلایی (به کسی) نمی‌رسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی می‌کند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره تغابن، آیه:۱۱.</ref>. این مژده‌ای است به اهل [[ایمان]] که هرکس به اصول توحید به ویژه توحید افعالی معتقد باشد پروردگار قلب او را هدایت می‌کند و هنگام ورود مصیبت‌ها و بروز ناملایمات، به او صبر می‌دهد<ref>انوار درخشان، ج ۱۶، ص ۴۰۷.</ref>. وقتی انسان ایمان می‌آورد که مصائب به اذن خدایند و درمی یابد که صلاح او در چیزی است که برایش پیش می‌آید، در پیشآمدهای ناگوار بی‌تابی نمی‌کند و به قضای الهی رضا می‌دهد و خدا نیز او را به مقام رضا و تسلیم راه می‌نماید<ref>تفسیر جامع، ج ۷، ص ۱۷۱؛ حجة التفاسیر، ج ۷، ص ۳۲.</ref>. در وجه نزول آیه یاد شده آورده اند که برخی کافران مکه اسلام نمی‌آوردند، چون می‌دانستند که اگر مسلمان شوند ناچارند مانند دیگر مسلمانان به حبشه هجرت کنند و در این صورت، اگر زن و فرزند خود را در مکه رها کنند، بی‌سرپرست می‌مانند و اگر آن‌ها را با خود ببرند، به سختی‌های غربت دچار می‌شوند. در این فضا خداوند آیه یاد شده را نازل کرد<ref>حجة التفاسیر، ج ۷، ص ۳۲.</ref>. برخی گفته‌اند: مراد از هدایتِ قلب در آیه آن است که هنگام حوادث ناگوار دل انسان موحّد در پرتو توحید به این حقیقت می‌رسد که هر حرکت و سکونی و هر فاعل وقابلی در سایه اذن و مشیت الهی است و بی‌علم و مشیت خدا، فاعل یا قابلی نیست و علم ومشیت الهی خطا نمی‌کند و قضایش رد نمی‌شود و توجه به این حقیقت قلب را آرامش می‌بخشد. مؤمن در این حال یقین دارد که اسباب ظاهری در پدید آوردن حوادث، مستقل نیستند و زمام اختیار آن ها به دست خدایی حکیم است که بی‌مصلحت حادثه‌ای را پدید نمی‌آورد<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۳۰۴.</ref>.
#'''صبر، رضا و تسلیم:''' بر اساس توحید افعالی هیچ مصیبتی رخ نمی‌دهد مگر به اذن خدا. [[قرآن کریم]] در آیه ۱۱ سوره تغابن به این حقیقت تصریح و سپس تأکید می‌کند که هرکس به خدا [[ایمان]] دارد، خداوند قلب او را هدایت می‌کند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> هیچ بلایی (به کسی) نمی‌رسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی می‌کند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره تغابن، آیه:۱۱.</ref>. این مژده‌ای است به اهل [[ایمان]] که هرکس به اصول توحید به ویژه توحید افعالی معتقد باشد پروردگار قلب او را هدایت می‌کند و هنگام ورود مصیبت‌ها و بروز ناملایمات، به او صبر می‌دهد<ref>انوار درخشان، ج ۱۶، ص ۴۰۷.</ref>. وقتی انسان ایمان می‌آورد که مصائب به اذن خدایند و درمی یابد که صلاح او در چیزی است که برایش پیش می‌آید، در پیشآمدهای ناگوار بی‌تابی نمی‌کند و به قضای الهی رضا می‌دهد و خدا نیز او را به مقام رضا و تسلیم راه می‌نماید<ref>تفسیر جامع، ج ۷، ص ۱۷۱؛ حجة التفاسیر، ج ۷، ص ۳۲.</ref>. در وجه نزول آیه یاد شده آورده اند که برخی کافران مکه اسلام نمی‌آوردند، چون می‌دانستند که اگر مسلمان شوند ناچارند مانند دیگر مسلمانان به حبشه هجرت کنند و در این صورت، اگر زن و فرزند خود را در مکه رها کنند، بی‌سرپرست می‌مانند و اگر آن‌ها را با خود ببرند، به سختی‌های غربت دچار می‌شوند. در این فضا خداوند آیه یاد شده را نازل کرد<ref>حجة التفاسیر، ج ۷، ص ۳۲.</ref>. برخی گفته‌اند: مراد از هدایتِ قلب در آیه آن است که هنگام حوادث ناگوار دل انسان موحّد در پرتو توحید به این حقیقت می‌رسد که هر حرکت و سکونی و هر فاعل وقابلی در سایه اذن و مشیت الهی است و بی‌علم و مشیت خدا، فاعل یا قابلی نیست و علم ومشیت الهی خطا نمی‌کند و قضایش رد نمی‌شود و توجه به این حقیقت قلب را آرامش می‌بخشد. مؤمن در این حال یقین دارد که اسباب ظاهری در پدید آوردن حوادث، مستقل نیستند و زمام اختیار آن ها به دست خدایی حکیم است که بی‌مصلحت حادثه‌ای را پدید نمی‌آورد<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۳۰۴.</ref>.
#'''دفع و رفع بدی‌ها:''' توحید حسنه‌ای است که همه بدی‌ها و پلیدی‌ها را دفع می‌کند و اگر بدی و پلیدی فرصت بروز یابد، با وجود توحید از میان می‌رود، زیرا اساس کژی‌های اخلاقی و رفتاری انسان ظلمت شرک است که با نور توحید از صحنه زندگی محو می‌گردد. [[قرآن کریم]] گروهی از اهل کتاب را که به اسلام گرویدند، می‌ستاید و می‌فرماید: اینان بدی را با نیکی دفع می‌کنند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَكِنَّا أَنشَأْنَا قُرُونًا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَمَا كُنتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ}}﴾}}<ref> ولی ما نسل‌هایی پدید آوردیم که زمانی دراز بر آنان گذشت و تو در میان مردم مدین ساکن نبودی تا آیات ما را بر آنان بخوانی ولی ما فرستنده (ی تو به پیامبری) بودیم؛ سوره قصص، آیه: ۴۵.</ref> شماری از مفسران "حسنه" را در این آیه به توحید و "سیئه" را به شرک تفسیر کرده<ref>منهج الصادقین، ج ۷، ص ۱۱۲؛ الجدید، ج ۵ ، ص ۲۹۳؛ تفسیر اثنی عشری، ج ۱۰، ص۱۵۵-۱۵۶.</ref> و برخی افزوده‌اند همان‌گونه که اسلام پلیدی‌های گذشته را جبران می‌کند، توحید شرک را محو می‌کند<ref>الجدید، ج ۵، ص ۲۹۳.</ref>. و با محو شرک اساس بدی‌ها برچیده می‌شود. گروهی دیگر از مفسران "حسنه" و "سیئه" را به مطلق نیکی و بدی معنا کرده و در بیان آیه یادشده گفته‌اند: اینان با نیکی‌ها، بدی‌ها را دفع می‌کنند؛ یعنی با گفتار نیکو، سخنان زشت را و با معروف، منکر را و با حلم جهل جاهلان را و با محبت، کینه توزی را و با پیوند، قطع رابطه را دفع می‌کنند<ref>اطیب البیان، ج ۱۰، ص ۲۵۳؛ تفسیر خسروی، ج ۶، ص ۳۷۲؛ نمونه، ج ۱۶، ص ۱۰۶.</ref>. همچنین برخی درباره آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ }}﴾}}<ref> بدی را با روشی که نیکوتر است دور کن؛ ما به آنچه وصف می‌کنند داناتریم؛ سوره مؤمنون، آیه: ۹۶.</ref> گفته‌اند که مراد از عبارت{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ }}﴾}} کلمه توحید و مقصود از {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|السَّيِّئَةَ }}﴾}} شرک است و [[پیامبر]]{{صل}} مأمور شد تا به وسیله توحید، شرک مشرکان را دفع کند<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۹، ص ۱۷۳.</ref>، گرچه تصریح شده است که لفظ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|السَّيِّئَةَ }}﴾}} شامل همه بدی‌هاست و دفع آن به اختلاف موارد مختلف است؛ برای مثال، دفع شرک و بت پرستی به ادلّه توحید و دفع سخن جاهلان به پند و اندرز و دفع منکرات به اشاعه معروف و دفع ناملایمات به حلم و بردباری و دفع اخلاق رذیله به مکارم حمیده و دفع ناهنجاری‌ها و ستم‌ها به عفو و چشم پوشی است<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۹، ص ۱۷۴.</ref>


۴. دفع و رفع بدی ها:
==گواهان توحید==
توحید حسنه ای است که همه بدی ها و پلیدی ها را دفع می کند و اگر بدی و پلیدی فرصت بروز یابد، با وجود توحید از میان می رود، زیرا اساس کژی های اخلاقی و رفتاری انسان ظلمت شرک است که با نور توحید از صحنه زندگی محو می گردد. قرآن کریم گروهی از اهل کتاب را که به اسلام گرویدند، می ستاید و می فرماید: اینان بدی را با نیکی دفع می کنند: «یدرَءونَ بِالحَسَنَةِ السَّیئَة». (قصص/۲۸،۵۴) شماری از مفسران «حسنه» را در این آیه به توحید و «سیئه» را به شرک تفسیر کرده[۱۹۱] و برخی افزوده اند همان گونه که اسلام پلیدی های گذشته را جبران می کند، توحید شرک را محو می کند[۱۹۲] و با محو شرک اساس بدی ها برچیده می شود. گروهی دیگر از مفسران «حسنه» و «سیئه» را به مطلق نیکی و بدی معنا کرده و در بیان آیه یادشده گفته اند: اینان با نیکی ها، بدی ها را دفع می کنند؛ یعنی با گفتار نیکو، سخنان زشت را و با معروف، منکر را و با حلم جهل جاهلان را و با محبت، کینه توزی را و با پیوند، قطع رابطه را دفع می کنند.[۱۹۳]
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۱۱۰
همچنین برخی درباره ۹۶ مؤمنون/۲۳: «اِدفَع بِالَّتی هِی اَحسَنُ السَّیئَة» گفته اند که مراد از عبارت«الَّتی هِی اَحسَن» کلمه توحید و مقصود از «السَّیئَة» شرک است و پیامبر صلی الله علیه و آله مأمور شد تا به وسیله توحید، شرک مشرکان را دفع کند[۱۹۴]، گرچه تصریح شده است که لفظ «سیئه» شامل همه بدی هاست و دفع آن به اختلاف موارد مختلف است؛ برای مثال، دفع شرک و بت پرستی به ادلّه توحید و دفع سخن جاهلان به پند و اندرز و دفع منکرات به اشاعه معروف و دفع ناملایمات به حلم و بردباری و دفع اخلاق رذیله به مکارم حمیده و دفع ناهنجاری ها و ستم ها به عفو و چشم پوشی است.[۱۹۵]
 
گواهان توحید:
براساس برخی از آیات قرآن، توحید حقیقتی است که افزون بر وضوح و برهانی بودن آن، مورد گواهی کسانی واقع شده است که شهادت آنان پذیرفته می شود:  
براساس برخی از آیات قرآن، توحید حقیقتی است که افزون بر وضوح و برهانی بودن آن، مورد گواهی کسانی واقع شده است که شهادت آنان پذیرفته می شود:  


۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش