بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
برکت: پیدایش، پایداری و فزونی خیر در پدیدهها از سوی خداوند | *'''برکت:''' پیدایش، پایداری و فزونی خیر در پدیدهها از سوی خداوند | ||
این واژه از ریشه | *این واژه از ریشه "ب - ر - ک" است<ref>الصحاح، ج۴، ص۱۵۷۴، «برک».</ref> که به سه معنای اصلی "سینه شتر"<ref>مفردات، ص۱۱۹؛ لسان العرب، ج۱، ص۳۸۷، «برک».</ref>، "ثبات"<ref>الصحاح، ج۴، ص۱۵۷۴؛ مقاییس اللغه، ج۱، ص۲۲۷، «برک».</ref> و "فزونی"<ref>التحقیق، ج۱، ص۲۵۷، «برک».</ref> دانسته شده است، گرچه راغب معنای اولیه را "سینه شتر" و معناهای دیگر را از استعمالهای بعدی شمرده، واژه برکت را به معنای ثبوت خیر الهی در امور، مشتق از "بِرکه" به معنای جایگاه استقرار و ثبات آب میداند<ref>مفردات، ص۱۱۹، «برک».</ref>. بعضی برکت را زیادشدن از خاستگاهی نامحسوس دانسته و به این صورت بین "برکت یافتن" و "زیاد شدن" تفاوت قائل شدهاند<ref>الفروق اللغویه، ص۹۶؛ مفردات، ص۱۱۹ـ۱۲۰، «برک».</ref>. | ||
آرتور جفری اصل این واژه را عربی نمیداند و معتقد است فعل | *[[آرتور جفری]] اصل این واژه را عربی نمیداند و معتقد است فعل "بَرَک" که برای زانو زدن به ویژه زانو زدن شتر به کار میرود مشترک بین همه زبانهای سامی است و پس از رواج زبانهای سامی شمالی، این ریشه، معنای برکت دادن پیدا کرده و از آنجا به ناحیه زبانهای سامی جنوبی رسیده است و به این ترتیب در زبانهای عبری، فنیقی، آرامی، پالمیری "تدمری"، سبایی، حبشی و عربی معنایی نزدیک به هم یافته است<ref>واژههای دخیل، ص۱۲۶ـ۱۲۷.</ref>، به هر روی معنای متداول برکت را شامل فیض، فضل، خیر و فزونی مادی یا معنوی دانستهاند<ref>التحقیق، ج۱، ص۲۵۹، «برک».</ref>. | ||
برکت از مفاهیمی است که در کتاب مقدس هم کاربرد زیادی دارد. در این کاربردها از اعطای برکت خداوند به پیامبران | *برکت از مفاهیمی است که در کتاب مقدس هم کاربرد زیادی دارد. در این کاربردها از اعطای برکت خداوند به پیامبران<ref>معجم اللاهوت الکتابی، ص۱۵۹ـ۱۶۰.</ref> واز سوی پیامبران و کاهنان به دیگران<ref>المیزان، ج۷، ص۲۸۲.</ref> سخن رفتهاست. | ||
برکت متناسب با معنای لغوی آن، در اصطلاح قرآنی و دینی به معنای پدید آمدن خیر الهی در کارها | *برکت متناسب با معنای لغوی آن، در اصطلاح قرآنی و دینی به معنای پدید آمدن خیر الهی در کارها<ref>مفردات، ص۱۱۹؛ المیزان، ج۷، ص۲۸۱.</ref> و از پربسامدترین اصطلاحات در شاخههای فرهنگ اسلامی است<ref>المیزان، ج۷، ص۲۸۲.</ref>. کاربرد این مفهوم در اصطلاحات عرفان اسلامی با نامگذاری یکی از مراحل سلوک به "منزل برکات"<ref>الفتوحات المکیه، ج۳، ص۱۲۹.</ref> میتواند بازتابی از اهمیت برکت در فرهنگ دینی باشد؛ همچنین "برکت و خیر الهی جُستن" که از آن با اصطلاح "تبرک" یاد میشود<ref>التبیان، ج۷، ص۱۲۴؛ لغتنامه، ج۴، ص۵۵۷۳، «تبرک».</ref> و مباحثی کلامی و فقهی<ref>الموسوعة الفقهیه، ج۱۰، ص۶۹.</ref> بر محور آن سامان گرفته و فراگیری "تبریک"<ref>لغتنامه، ص۵۵۸۴، «تبریک».</ref> در میان مسلمانان به معنای دعا و درخواست برکت برای همدیگر، نشانهای از اهمیت برکت و تأثیر آن در زندگی مسلمانان است. | ||
واژه | *واژه "برکت" در [[قرآن]] نیامده؛ اما مشتقات "برک" در مجموع ۳۲ بار در [[قرآن]] آمده است: "برکات" {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ }}﴾}}<ref> و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه میکردند آنان را فرو گرفتیم؛ سوره اعراف، آیه: ۹۶.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِّنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ }}﴾}}<ref> گفته شد: ای نوح! (از کشتی) فرود آی با درودی از ما و برکتهایی بر تو و بر امتهایی از همراهانت و امتهایی که به زودی آنان را برخوردار خواهیم کرد سپس از ما عذابی دردناک به ایشان خواهد رسید؛ سوره هود، آیه:۴۸.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ}}﴾}}<ref> گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بیگمان او ستودهای ارجمند است؛ سوره هود، آیه:۷۳.</ref>، "مبارک" {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِينَ}}﴾}}<ref> بیگمان نخستین خانهای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان؛ سوره آل عمران، آیه:۹۶.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاتِهِمْ يُحَافِظُونَ }}﴾}}<ref> و این کتاب خجستهای است که آن را فرو فرستادهایم، آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و تا (مردم) «مادر شهر» (مکّه) و مردم پیرامون آن را بیمدهی و مؤمنان به جهان واپسین، بدان ایمان میآورند و بر نماز خویش، نگهداشت دارند؛ سوره انعام، آیه:۹۲.</ref> "بارکنا" {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُواْ يَعْرِشُونَ}}﴾}}<ref> و قومی را که (از سوی فرعونیان) ناتوان شمرده میشدند وارث شرق و غرب آن سرزمین کردیم که در آن برکت نهاده بودیم و سخن نیکوی پروردگارت درباره بنی اسرائیل به خاطر شکیبی که ورزیدند راست آمد و آنچه را فرعون و قومش میساختند و آنچه را بر میافراختند زیر و زبر کردیم؛ سوره اعراف، آیه: ۱۳۷.</ref>؛ صافات/ ۳۷، ۱۱۳)، «تبارک» ۹ مرتبه (برای نمونه نک: اعراف/ ۷، ۵۴؛ مؤمنون/ ۲۳، ۱۴)، «بارک» (فصّلت/ ۴۱، ۱۰) و «بورک» (نمل/ ۲۷، ۸) هرکدام یک مورد، افزون بر این، آیاتی هم که بدون کاربرد واژهای از مشتقات «برک»، باشرایطی وعده فزونی نعمت را طرح کرده، بهموضوع برکت مرتبط است. (برای نمونه. ر.ک: روم/۳۰،۲۹؛ سبأ/۳۴، ۳۷؛ بقره/۲،۲۶۱) درمجموع این آیات، هر جا واژه «تبارک» آمدهاست، بر ثبوت برکت در ذات خداوند دلالتدارد. و آیاتدیگر، بر مبارک بودن قرآن گواهی میدهد. (برای نمونه نک: انعام/۶،۹۲)، برخی پیامبران (برای نمونه نک: مریم/ ۱۹، ۳۱)، بعضیزمانها (دخان/ ۴۴، ۳) و مکانها (نمونه نک: آلعمران/۳، ۹۶) و برخی نعمتهای خداوند در طبیعت (نور/۲۴، ۳۵) و سلام (نور/ ۲۴، ۶۱). | ||
علامه طباطبایی با استفاده از گزارشهای واژهشناسان و کاربردهای برکت در آیات، درصدد ترسیم چارچوب معنایی این مفهوم در قرآن برآمده است. وی پس از بازگویی نظر راغب درباره واژه برکت، نتیجه میگیرد که برکت، خیری است که متناسب با ظرفیت و کارکرد هر پدیدهای، در آن نهاده میشود؛ مثلاً برکت در نسل، به فراوانی فرزندان است و برکت در وقت، این است که گستردگی کارهای انسان در زمانی خاص، بیشتر از کار کسانی مانند او، در همان مقدار از زمان باشد؛ همچنین همان گونه که برکت در هر پدیدهای متناسب با آن تعریف میشود، در هر پدیده نیز ممکن است به اعتبارهای مختلف، نمودهای گوناگون یابد؛ مثلاً غذا به اعتبار اینکه هدف از آن سیر شدن افراد باشد یا نرساندن زیان به خورنده آن یا شفای بیمار یا اینکه در باطن انسان نوری پدید آورد که او را به عبادت خدا توانا کند، برکت و خیر در آن نیز گوناگون رخ مینماید. ایشان در پرتو هدف غایی دین که رسیدن به کمال معنوی است، برکت را در همه گونههای آن، پدید آمدن خیر معنوی یا مادی منتهی به خیر معنوی تعریف میکند، بر این اساس آیه «رَحمَتُ اللّهِ وبَرَکـتُهُ عَلَیکم اَهلَ البَیتِ» (هود/۱۱،۷۳) به خیرهای متنوع معنوی مانند دین و قرب به خداوند و خیرهای مادی منتهی به خیرهای معنوی مانند مال و فراوانی فرزندان تفسیر شده است.[۱۷] | علامه طباطبایی با استفاده از گزارشهای واژهشناسان و کاربردهای برکت در آیات، درصدد ترسیم چارچوب معنایی این مفهوم در قرآن برآمده است. وی پس از بازگویی نظر راغب درباره واژه برکت، نتیجه میگیرد که برکت، خیری است که متناسب با ظرفیت و کارکرد هر پدیدهای، در آن نهاده میشود؛ مثلاً برکت در نسل، به فراوانی فرزندان است و برکت در وقت، این است که گستردگی کارهای انسان در زمانی خاص، بیشتر از کار کسانی مانند او، در همان مقدار از زمان باشد؛ همچنین همان گونه که برکت در هر پدیدهای متناسب با آن تعریف میشود، در هر پدیده نیز ممکن است به اعتبارهای مختلف، نمودهای گوناگون یابد؛ مثلاً غذا به اعتبار اینکه هدف از آن سیر شدن افراد باشد یا نرساندن زیان به خورنده آن یا شفای بیمار یا اینکه در باطن انسان نوری پدید آورد که او را به عبادت خدا توانا کند، برکت و خیر در آن نیز گوناگون رخ مینماید. ایشان در پرتو هدف غایی دین که رسیدن به کمال معنوی است، برکت را در همه گونههای آن، پدید آمدن خیر معنوی یا مادی منتهی به خیر معنوی تعریف میکند، بر این اساس آیه «رَحمَتُ اللّهِ وبَرَکـتُهُ عَلَیکم اَهلَ البَیتِ» (هود/۱۱،۷۳) به خیرهای متنوع معنوی مانند دین و قرب به خداوند و خیرهای مادی منتهی به خیرهای معنوی مانند مال و فراوانی فرزندان تفسیر شده است.[۱۷] | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
۲. آیاتی که عوامل یکی از مصداقهای برکت را معرفی میکند. (هود/ ۱۱، ۵۲؛ نوح/ ۷۱، ۱۰، ۱۱؛ جنّ / ۷۲، ۱۶) با توجه به مبارک بودن باران: «ونَزَّلنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبـرَکـًا» (ق / ۵۰، ۹) و تفسیر برکات آسمان (اعراف/۷،۹۶) به باران میتوان باران را از مصادیق برکت و بخشی از عوامل برکت را با عوامل باران مشترک دانست، بر این اساس افزون بر ایمان و تقوا، به این موارد میتوان اشاره کرد: استقامت و پایداری بر ایمان: «و اَلَّوِ استَقـموا عَلَی الطَّریقَةِ لاََسقَینـهُم ماءً غَدَقـا» (جنّ/۷۲،۱۶)، توبه: «توبوا اِلَیهِ یرسِلِ السَّماءَ عَلَیکم مِدرارًا» (هود/۱۱، ۵۲) و استغفار: «استَغفِروا... یرسِلِ السَّماءَ عَلَیکم مِدرارًا» . (نوح/۷۱،۱۰ - ۱۱) «غَدَق» به معنای باران فراوان و فراگیر یا آب زیاد است[۸۸]و بعضی آن را تعبیری کنایی برای فراوانی نعمت دانستهاند.[۸۹] «مِدْرار» هم به باران مفید معنا شدهاست.[۹۰] | ۲. آیاتی که عوامل یکی از مصداقهای برکت را معرفی میکند. (هود/ ۱۱، ۵۲؛ نوح/ ۷۱، ۱۰، ۱۱؛ جنّ / ۷۲، ۱۶) با توجه به مبارک بودن باران: «ونَزَّلنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبـرَکـًا» (ق / ۵۰، ۹) و تفسیر برکات آسمان (اعراف/۷،۹۶) به باران میتوان باران را از مصادیق برکت و بخشی از عوامل برکت را با عوامل باران مشترک دانست، بر این اساس افزون بر ایمان و تقوا، به این موارد میتوان اشاره کرد: استقامت و پایداری بر ایمان: «و اَلَّوِ استَقـموا عَلَی الطَّریقَةِ لاََسقَینـهُم ماءً غَدَقـا» (جنّ/۷۲،۱۶)، توبه: «توبوا اِلَیهِ یرسِلِ السَّماءَ عَلَیکم مِدرارًا» (هود/۱۱، ۵۲) و استغفار: «استَغفِروا... یرسِلِ السَّماءَ عَلَیکم مِدرارًا» . (نوح/۷۱،۱۰ - ۱۱) «غَدَق» به معنای باران فراوان و فراگیر یا آب زیاد است[۸۸]و بعضی آن را تعبیری کنایی برای فراوانی نعمت دانستهاند.[۸۹] «مِدْرار» هم به باران مفید معنا شدهاست.[۹۰] | ||
۳. آیاتی که عوامل افزایش نعمت و بهرهوری بیشتر انسان از مواهب مادی و معنوی خداوند را بازگو میکند. این دسته بخش گستردهای از آیات را شامل میشود. علامه طباطبایی افزون بر تقوا، احسان: «هَلجَزاءُ الاِحسـنِ اِلاَّ الاِحسـن» (الرحمن/۵۵،۶۰) و شکرگزاری: «لـَئِن شَکرتُم لاََزیدَنَّکم» (ابراهیم/۱۴،۷) را ملازم برکت میداند.[۹۱] بر اساس این دسته از آیات موارد بسیار دیگری با موضوع برکت مرتبطاند؛ از جمله: انجامدادن حسنات (نساء/۴، ۴۰۰)، صدقه دادن (بقره/۲،۲۷۶)، پرداخت زکات (روم/۳۰، ۳۹) و قرضالحسنه. (حدید/۵۷، ۱۸) در روایات نیز عوامل بسیاری مانند یاد،[۹۲] اطاعت و رضایت[۹۳] خدا، روزه گرفتن[۹۴]، صله رحم[۹۵] و عدل[۹۶] برای جلب یا افزایش برکت بازگو شده است و در مقابل، عواملی مانند خیانت، سرقت، شرب خمر، زنا[۹۷]و جنایات[۹۸] را ناسازگار با برکت دانستهاند. | ۳. آیاتی که عوامل افزایش نعمت و بهرهوری بیشتر انسان از مواهب مادی و معنوی خداوند را بازگو میکند. این دسته بخش گستردهای از آیات را شامل میشود. علامه طباطبایی افزون بر تقوا، احسان: «هَلجَزاءُ الاِحسـنِ اِلاَّ الاِحسـن» (الرحمن/۵۵،۶۰) و شکرگزاری: «لـَئِن شَکرتُم لاََزیدَنَّکم» (ابراهیم/۱۴،۷) را ملازم برکت میداند.[۹۱] بر اساس این دسته از آیات موارد بسیار دیگری با موضوع برکت مرتبطاند؛ از جمله: انجامدادن حسنات (نساء/۴، ۴۰۰)، صدقه دادن (بقره/۲،۲۷۶)، پرداخت زکات (روم/۳۰، ۳۹) و قرضالحسنه. (حدید/۵۷، ۱۸) در روایات نیز عوامل بسیاری مانند یاد،[۹۲] اطاعت و رضایت[۹۳] خدا، روزه گرفتن[۹۴]، صله رحم[۹۵] و عدل[۹۶] برای جلب یا افزایش برکت بازگو شده است و در مقابل، عواملی مانند خیانت، سرقت، شرب خمر، زنا[۹۷]و جنایات[۹۸] را ناسازگار با برکت دانستهاند. | ||