بحث:امامت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '-،' به '-'
جز (جایگزینی متن - '-،' به '-')
خط ۱۲۶: خط ۱۲۶:
*[[مقام امامت]] با این [[شرافت]] و عظمتی که دارد، هرگز در کسی یافت نمی‌شود، مگر آنکه ذاتاً سعید و [[پاک]] باشد. که [[قرآن کریم]] در این باره می‌فرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى}}<ref>«آیا آنکه به حقّ رهنمون می‌گردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمی‌یابد مگر آنکه راه برده شود؟» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref>. توضیح اینکه در این [[آیه]] میانه [[هادی]] به سوی [[حق]]، و بینِ کسی که تا دیگران هدایتش نکنند راه را پیدا نمی‌کند، مقابله انداخته، و این مقابله اقتضا دارد که [[هادی]] به سوی [[حق]] کسی باشد که چون دومی محتاج به [[هدایت]] دیگران نباشد، بلکه خودش راه را پیدا کند، و نیز این مقابله اقتضا می‌کند که دومی نیز مشخصات اوّلی را نداشته باشد؛ یعنی [[هادی]] به سوی [[حق]] نباشد. از این دو استفاده، دو نتیجه عاید می‌شود:
*[[مقام امامت]] با این [[شرافت]] و عظمتی که دارد، هرگز در کسی یافت نمی‌شود، مگر آنکه ذاتاً سعید و [[پاک]] باشد. که [[قرآن کریم]] در این باره می‌فرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى}}<ref>«آیا آنکه به حقّ رهنمون می‌گردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمی‌یابد مگر آنکه راه برده شود؟» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref>. توضیح اینکه در این [[آیه]] میانه [[هادی]] به سوی [[حق]]، و بینِ کسی که تا دیگران هدایتش نکنند راه را پیدا نمی‌کند، مقابله انداخته، و این مقابله اقتضا دارد که [[هادی]] به سوی [[حق]] کسی باشد که چون دومی محتاج به [[هدایت]] دیگران نباشد، بلکه خودش راه را پیدا کند، و نیز این مقابله اقتضا می‌کند که دومی نیز مشخصات اوّلی را نداشته باشد؛ یعنی [[هادی]] به سوی [[حق]] نباشد. از این دو استفاده، دو نتیجه عاید می‌شود:
*'''اوّل اینکه:''' [[امام]] باید [[معصوم]] از هر [[ضلالت]] و گناهی باشد، وگرنه مُهتَدی به نفس نخواهد بود، بلکه محتاج به [[هدایت]] غیر خواهد بود. و [[آیه شریفه]] از مشخصات [[امام]] این را بیان کرد که: او محتاج به [[هدایت]] اَحَدی نیست، پس [[امام]] [[معصوم]] است.
*'''اوّل اینکه:''' [[امام]] باید [[معصوم]] از هر [[ضلالت]] و گناهی باشد، وگرنه مُهتَدی به نفس نخواهد بود، بلکه محتاج به [[هدایت]] غیر خواهد بود. و [[آیه شریفه]] از مشخصات [[امام]] این را بیان کرد که: او محتاج به [[هدایت]] اَحَدی نیست، پس [[امام]] [[معصوم]] است.
*[[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref> نیز بر این معنا دلالت دارد، چون می‌فهماند عمل [[امام]] هر چه باشد، خیراتی است که خودش به سوی آنها [[هدایت]] شده، نه به هدایتِ دیگران، بلکه به [[هدایت]] خود، و به [[تأیید الهی]]، و تَسدید ربانی، چون در [[آیه]] نمی‌فرماید: {{عربی|و اوحينا اليهم ان افعلوا الخيرات}}؛ ما به ایشان [[وحی]] کردیم که [[خیرات]] را انجام دهید. بلکه فرموده: {{متن قرآن|فِعْلَ الْخَيْرَاتِ}} را به ایشان [[وحی]] کردیم و میانه این دو تعبیر فرقی است روشن، زیرا در اوّلی می‌فهماند که [[امامان]] آنچه می‌کنند [[خیرات]] است، و موجی [[باطنی]] و [[تأیید]] آسمانی است، و اما در [[وحی]] این دلالت نیست، یعنی نمی‌فهماند که این [[خیرات]] از [[امامان]] تحقق هم یافته، تنها می‌فرماید: ما به ایشان گفته‌ایم کار خوب کنند، و اما کار خوب می‌کنند یا نمی‌کنند، نسبت به آن ساکت است و در تعبیر دومی، فرقی میان [[امام]] و [[مردم]] عادی نیست، چون [[خدا]] به همه بندگانش [[دستور]] داده که کار خوب کنند - البته بعضی می‌کنند و بعضی نمی‌کنند -، ولی تعبیر اوّلی می‌رساند که این [[دستور]] را انجام هم داده‌اند، و جز [[خیرات]] چیزی از ایشان سر نمی‌زند.
*[[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref> نیز بر این معنا دلالت دارد، چون می‌فهماند عمل [[امام]] هر چه باشد، خیراتی است که خودش به سوی آنها [[هدایت]] شده، نه به هدایتِ دیگران، بلکه به [[هدایت]] خود، و به [[تأیید الهی]]، و تَسدید ربانی، چون در [[آیه]] نمی‌فرماید: {{عربی|و اوحينا اليهم ان افعلوا الخيرات}}؛ ما به ایشان [[وحی]] کردیم که [[خیرات]] را انجام دهید. بلکه فرموده: {{متن قرآن|فِعْلَ الْخَيْرَاتِ}} را به ایشان [[وحی]] کردیم و میانه این دو تعبیر فرقی است روشن، زیرا در اوّلی می‌فهماند که [[امامان]] آنچه می‌کنند [[خیرات]] است، و موجی [[باطنی]] و [[تأیید]] آسمانی است، و اما در [[وحی]] این دلالت نیست، یعنی نمی‌فهماند که این [[خیرات]] از [[امامان]] تحقق هم یافته، تنها می‌فرماید: ما به ایشان گفته‌ایم کار خوب کنند، و اما کار خوب می‌کنند یا نمی‌کنند، نسبت به آن ساکت است و در تعبیر دومی، فرقی میان [[امام]] و [[مردم]] عادی نیست، چون [[خدا]] به همه بندگانش [[دستور]] داده که کار خوب کنند - البته بعضی می‌کنند و بعضی نمی‌کنند - ولی تعبیر اوّلی می‌رساند که این [[دستور]] را انجام هم داده‌اند، و جز [[خیرات]] چیزی از ایشان سر نمی‌زند.
*'''دوم اینکه:''' عکسِ نتیجه اوّل نیز به دست می‌آید؛ یعنی هرکس [[معصوم]] نباشد، [[امام]] و [[هادی]] به سوی [[حق]] نخواهد بود<ref>المیزان، ج۱، ص۲۷۴.</ref>.
*'''دوم اینکه:''' عکسِ نتیجه اوّل نیز به دست می‌آید؛ یعنی هرکس [[معصوم]] نباشد، [[امام]] و [[هادی]] به سوی [[حق]] نخواهد بود<ref>المیزان، ج۱، ص۲۷۴.</ref>.
*[[امام]]، تنها آن کسی است که در تمام عمرش حتی کوچک‌ترین ظلمی را مرتکب نشده باشد. به عبارت دیگر، [[امام]] دارای [[مقام عصمت]] است. [[علامه طباطبائی]] برای [[اثبات]] این مدعی، [[نقل]] قولی را به این مضمون می‌آورد:[[مردم]] به [[حکم عقل]]، از یکی از چهار قسم بیرون نیستند، و قسم پنجمی هم برای این تقسیم نیست: یا در تمام [[عمر]] ظالم‌اند، و یا در تمام [[عمر]] [[ظالم]] نیستند، یا در اوّل [[عمر]] [[ظالم]] و در آخِر توبه‌کارند، و یا به عکس، در اوّل [[صالح]]، و در آخِر ظالم‌اند، و [[ابراهیم]]{{ع}} شأنش، اَجَل از این است که از [[خدای تعالی]] درخواست کند که [[مقام امامت]] را به دسته اوّل، و چهارم، از ذریه‌اش بدهد، پس به‌طور [[قطع]]، دعای [[ابراهیم]] شامل حال این دو دسته نیست. باقی می‌ماند دوم و سوم؛ یعنی آن کسی که در تمام عمرش [[ظلم]] نمی‌کند، و آن کسی که اگر در اوّل [[عمر]] [[ظلم]] کرده، در آخر [[توبه]] کرده است. از این دو قسم، قسم دوم را [[خدا]] [[نفی]] کرده، باقی می‌ماند یک قسم و آن کسی است که در تمام عمرش هیچ ظلمی مرتکب نشده. پس، از چهار قسم بالا دو قسمش را [[ابراهیم]] از [[خدا]] نخواست، و از دو قسمی که خواست، یک قسمش [[مستجاب]] شد، و آن کسی است که در تمام [[عمر]] [[معصوم]] باشد<ref>المیزان، ج۱، ص۲۷۴.</ref><ref>[[هادی اکبری ملک‌آبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۲۰۲-۲۰۹.</ref>.
*[[امام]]، تنها آن کسی است که در تمام عمرش حتی کوچک‌ترین ظلمی را مرتکب نشده باشد. به عبارت دیگر، [[امام]] دارای [[مقام عصمت]] است. [[علامه طباطبائی]] برای [[اثبات]] این مدعی، [[نقل]] قولی را به این مضمون می‌آورد:[[مردم]] به [[حکم عقل]]، از یکی از چهار قسم بیرون نیستند، و قسم پنجمی هم برای این تقسیم نیست: یا در تمام [[عمر]] ظالم‌اند، و یا در تمام [[عمر]] [[ظالم]] نیستند، یا در اوّل [[عمر]] [[ظالم]] و در آخِر توبه‌کارند، و یا به عکس، در اوّل [[صالح]]، و در آخِر ظالم‌اند، و [[ابراهیم]]{{ع}} شأنش، اَجَل از این است که از [[خدای تعالی]] درخواست کند که [[مقام امامت]] را به دسته اوّل، و چهارم، از ذریه‌اش بدهد، پس به‌طور [[قطع]]، دعای [[ابراهیم]] شامل حال این دو دسته نیست. باقی می‌ماند دوم و سوم؛ یعنی آن کسی که در تمام عمرش [[ظلم]] نمی‌کند، و آن کسی که اگر در اوّل [[عمر]] [[ظلم]] کرده، در آخر [[توبه]] کرده است. از این دو قسم، قسم دوم را [[خدا]] [[نفی]] کرده، باقی می‌ماند یک قسم و آن کسی است که در تمام عمرش هیچ ظلمی مرتکب نشده. پس، از چهار قسم بالا دو قسمش را [[ابراهیم]] از [[خدا]] نخواست، و از دو قسمی که خواست، یک قسمش [[مستجاب]] شد، و آن کسی است که در تمام [[عمر]] [[معصوم]] باشد<ref>المیزان، ج۱، ص۲۷۴.</ref><ref>[[هادی اکبری ملک‌آبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۲۰۲-۲۰۹.</ref>.
۲۲۴٬۹۷۴

ویرایش