بدون خلاصۀ ویرایش
(←مقدمه) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
*زیارت، سنّتی دینی است که مورد سفارش [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] و [[ائمه]] است. [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[امام حسین]]{{ع}} فرمود: {{عربی|اندازه=155%|"من زارنی حیّا أو میّتا، أو زار أباک أو زار أخاک أو زارک، کان حقّا علیّ أن أزوره یوم القیامة و اخلّصه من ذنوبه"}}<ref>«هرکس مرا در حال حیات یا پس از مرگم زیارت کند، یا پدرت یا برادرت یا تو را زیارت کند، بر من است که روز قیامت او را دیدار کنم و از گناهانش برهانم.» من لا یحضره الفقیه، ج ۲ ص ۵۷۷</ref> زیارت هرامام، حقّ او بر گردن پیروان و دوستان اوست و از نشانههای وفای به این عهد و ادای این حق، زیارت قبر اوست. این کلام [[امام رضا|حضرت رضا]]{{ع}} است که فرمود: {{عربی|اندازه=155%|"إنّ لکلّ إمام عهدا فی عنق أولیائه و شیعته، و إنّ من تمام الوفاء بالعهد زیارة قبورهم..."}}<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۲ ص ۵۷۷</ref> [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} فرمود: هرکس برای حج به مکّه آید و مرا در مدینه زیارت نکند، روز قیامت بر او جفا میکنم و هرکس به زیارت من آید، شفاعت او بر من واجب میشود و هرکه شفاعتش بر من واجب شود، وارد بهشت میگردد.<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۲ ص ۵۶۵</ref> در منابع حدیثی [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، احادیث فراوان در مورد زیارت نقل شده است. در سنّت و سیرۀ عملی [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} و [[امامان]] و صحابه و تابعین و بزرگان دین و عالمان و راویان و محدّثان نیز در طول قرون، رفتن به زیارت قبر اموات، شهدا و اولیای خدا مرسوم و رایج بوده است. رهاورد اینگونه زیارتها، تقرّب به خدا، [[الهام]] گرفتن از اولیای دین، پاک شدن از گناهان و پالایش و صفا یافتن روح است. متأسفانه جاهلان بیخبر از سنّت نبوی و کجفهمان دور از روح متعالی دین، زیارت و بنای قبور را نوعی بدعت و شرک میدانند و وهّابیان با عشق و علاقۀ مسلمانان نسبت به اولیای دین و حرم نبوی و قبور [[امامان]] مبارزه میکنند، در حالی که به گواهی تاریخ، بسیاری از علما و بزرگان [[اهل سنت]] نیز اهل زیارت قبور و تبرک جستن به مرقد اولیاء اللّه بودهاند و این را عمل به توصیۀ [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} و پیروی از عمل او و صحابۀ بزرگ میدانستند. روایات فراوانی دربارۀ زیارت خانۀ خدا، مدینۀ منوّره، قبر حضرت رسول و [[امامان]] [[معصوم]]، حتّی امامزادگان وارد شده و زیارتنامههای مخصوص از پیشوایان دین در منابع حدیثی نقل شده است، که در این مختصر نمیگنجد.<ref>بحث زیارت و روایات آن از جمله در این منابع است: «من لا یحضره الفقیه» ، ج ۲، «تهذیب» ، ج ۶، «وسائل الشیعه» ، ج 9، «بحار الأنوار» ، ج ۹۷،۹۸ و ۹۹، «میزان الحکمه» ، واژۀ زیارت، «کامل الزیارات» ابن قولویه، «جواهر» ، ج ۱۹ و چندین «کتاب المزار» از علمای شیعه مثل شیخ طوسی و شهید اول و شیخ مفید و دیگران</ref> عالمان بسیاری کوشیدهاند با استناد به منابع حدیثی اهل سنّت، هم مشروعیّت زیارت را اثبات کنند، هم نمونههای فراوانی از عملکرد [[پیامبر]] و [[ائمه]]{{عم}} و بزرگان دین و مشایخ طریقت و پیشوایان مذاهب گوناگون اسلامی نقل کنند که پاسخی محکم به یاوههای وهابیان است. اصل زیارت و آثار تربیتی آن و برکات این سیرۀ عبادی و آموزشهای [[امامشناسی]] و معارف نهفته در زیارتنامهها، از مسلّمات آیین [[اسلام]] است و تألیفات بسیاری هم دربارۀ این سنّت دینی نگاشته شده است.<ref>از جمله ر. ک: «زیارت» ، سیّد محمّد حسینی، «زیارت» جواد محدثی، «شوق دیدار» محمّد مهدی رکنی، «فلسفۀ زیارت و آیین آن» مرتضی جوادی آملی، «دائرة المعارف تشیّع» ج ۸ ص ۵۶۴ مدخل زیارت</ref> کتابهای تألیفی دربارۀ زیارت، در محورهای مختلفی است، همچون ماهیت و مشروعیت زیارت، آداب زیارت، متن زیارتنامههای چهارده [[معصوم]]، کتب مستقل ادعیه و زیارات، شرح برخی زیارتنامههای مأثور، تاریخچۀ شهرهای زیارتی.<ref>در بخش الحاقی کتاب «زیارت» سیّد محمّد حسینی (دفتر نشر فرهنگ اسلامی) فهرست مفصّلی است که صدها کتاب در محورهای یاد شده را معرّفی کرده است.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۲۹۳.</ref> | *زیارت، سنّتی دینی است که مورد سفارش [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] و [[ائمه]] است. [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[امام حسین]]{{ع}} فرمود: {{عربی|اندازه=155%|"من زارنی حیّا أو میّتا، أو زار أباک أو زار أخاک أو زارک، کان حقّا علیّ أن أزوره یوم القیامة و اخلّصه من ذنوبه"}}<ref>«هرکس مرا در حال حیات یا پس از مرگم زیارت کند، یا پدرت یا برادرت یا تو را زیارت کند، بر من است که روز قیامت او را دیدار کنم و از گناهانش برهانم.» من لا یحضره الفقیه، ج ۲ ص ۵۷۷</ref> زیارت هرامام، حقّ او بر گردن پیروان و دوستان اوست و از نشانههای وفای به این عهد و ادای این حق، زیارت قبر اوست. این کلام [[امام رضا|حضرت رضا]]{{ع}} است که فرمود: {{عربی|اندازه=155%|"إنّ لکلّ إمام عهدا فی عنق أولیائه و شیعته، و إنّ من تمام الوفاء بالعهد زیارة قبورهم..."}}<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۲ ص ۵۷۷</ref> [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} فرمود: هرکس برای حج به مکّه آید و مرا در مدینه زیارت نکند، روز قیامت بر او جفا میکنم و هرکس به زیارت من آید، شفاعت او بر من واجب میشود و هرکه شفاعتش بر من واجب شود، وارد بهشت میگردد.<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۲ ص ۵۶۵</ref> در منابع حدیثی [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، احادیث فراوان در مورد زیارت نقل شده است. در سنّت و سیرۀ عملی [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} و [[امامان]] و صحابه و تابعین و بزرگان دین و عالمان و راویان و محدّثان نیز در طول قرون، رفتن به زیارت قبر اموات، شهدا و اولیای خدا مرسوم و رایج بوده است. رهاورد اینگونه زیارتها، تقرّب به خدا، [[الهام]] گرفتن از اولیای دین، پاک شدن از گناهان و پالایش و صفا یافتن روح است. متأسفانه جاهلان بیخبر از سنّت نبوی و کجفهمان دور از روح متعالی دین، زیارت و بنای قبور را نوعی بدعت و شرک میدانند و وهّابیان با عشق و علاقۀ مسلمانان نسبت به اولیای دین و حرم نبوی و قبور [[امامان]] مبارزه میکنند، در حالی که به گواهی تاریخ، بسیاری از علما و بزرگان [[اهل سنت]] نیز اهل زیارت قبور و تبرک جستن به مرقد اولیاء اللّه بودهاند و این را عمل به توصیۀ [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} و پیروی از عمل او و صحابۀ بزرگ میدانستند. روایات فراوانی دربارۀ زیارت خانۀ خدا، مدینۀ منوّره، قبر حضرت رسول و [[امامان]] [[معصوم]]، حتّی امامزادگان وارد شده و زیارتنامههای مخصوص از پیشوایان دین در منابع حدیثی نقل شده است، که در این مختصر نمیگنجد.<ref>بحث زیارت و روایات آن از جمله در این منابع است: «من لا یحضره الفقیه» ، ج ۲، «تهذیب» ، ج ۶، «وسائل الشیعه» ، ج 9، «بحار الأنوار» ، ج ۹۷،۹۸ و ۹۹، «میزان الحکمه» ، واژۀ زیارت، «کامل الزیارات» ابن قولویه، «جواهر» ، ج ۱۹ و چندین «کتاب المزار» از علمای شیعه مثل شیخ طوسی و شهید اول و شیخ مفید و دیگران</ref> عالمان بسیاری کوشیدهاند با استناد به منابع حدیثی اهل سنّت، هم مشروعیّت زیارت را اثبات کنند، هم نمونههای فراوانی از عملکرد [[پیامبر]] و [[ائمه]]{{عم}} و بزرگان دین و مشایخ طریقت و پیشوایان مذاهب گوناگون اسلامی نقل کنند که پاسخی محکم به یاوههای وهابیان است. اصل زیارت و آثار تربیتی آن و برکات این سیرۀ عبادی و آموزشهای [[امامشناسی]] و معارف نهفته در زیارتنامهها، از مسلّمات آیین [[اسلام]] است و تألیفات بسیاری هم دربارۀ این سنّت دینی نگاشته شده است.<ref>از جمله ر. ک: «زیارت» ، سیّد محمّد حسینی، «زیارت» جواد محدثی، «شوق دیدار» محمّد مهدی رکنی، «فلسفۀ زیارت و آیین آن» مرتضی جوادی آملی، «دائرة المعارف تشیّع» ج ۸ ص ۵۶۴ مدخل زیارت</ref> کتابهای تألیفی دربارۀ زیارت، در محورهای مختلفی است، همچون ماهیت و مشروعیت زیارت، آداب زیارت، متن زیارتنامههای چهارده [[معصوم]]، کتب مستقل ادعیه و زیارات، شرح برخی زیارتنامههای مأثور، تاریخچۀ شهرهای زیارتی.<ref>در بخش الحاقی کتاب «زیارت» سیّد محمّد حسینی (دفتر نشر فرهنگ اسلامی) فهرست مفصّلی است که صدها کتاب در محورهای یاد شده را معرّفی کرده است.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۲۹۳.</ref> | ||
*در بحث «زیارت» پیش از آنکه استدلال شود که چرا باید رفت و رفتن به زیارت را چه سود؟ اگر شناختی محبتآور، نسبت به صاحبان «مزار» باشد، جایی برای این سؤال و استدلال باقی نمی گذارد.در زیارت، بیش از فلسفه و برهان، [[عشق]] و شور و محبت نهفته است. بیش از آنکه عقل، محاسبه کرده و دریابد که چرا؟ دل، فرمان داده و زائر را به مزار رسانده است. وادی زیارت، بیش و پیش از آنکه وادی معقولات و محاسبات عقلی باشد، وادیِ دل و جذبه درون است.زائر، اگر بداند و بشناسد که مورد زیارت «کیست؟» .. دیگر نمیپرسد: «کجاست؟». به راه میافتد و همچون خضر، به دنبالِ آب حیات، و همچون موسی{{ع}} در پیِ عبد صالح روان میگردد تا برسد و بیابد و بهره برگیرد و کامیاب شود زیارت، از این مقوله است، پیوند قلبی است، محبت و علاقه است.آنچه زائر را به پیمودن راهها و طی مسافتها و رنج سفر و بیم بادیه و استقبال از خوف و خطر وا می دارد، کشش درونی و علاقه قلبی اوست. و اگر عشق آمد، خستگی رخت بر می بندد اگر [[محبت]] در کار بود، ملال، متواری میشود. | *در بحث «زیارت» پیش از آنکه استدلال شود که چرا باید رفت و رفتن به زیارت را چه سود؟ اگر شناختی محبتآور، نسبت به صاحبان «مزار» باشد، جایی برای این سؤال و استدلال باقی نمی گذارد.در زیارت، بیش از فلسفه و برهان، [[عشق]] و شور و محبت نهفته است. بیش از آنکه عقل، محاسبه کرده و دریابد که چرا؟ دل، فرمان داده و زائر را به مزار رسانده است. وادی زیارت، بیش و پیش از آنکه وادی معقولات و محاسبات عقلی باشد، وادیِ دل و جذبه درون است.زائر، اگر بداند و بشناسد که مورد زیارت «کیست؟» .. دیگر نمیپرسد: «کجاست؟». به راه میافتد و همچون خضر، به دنبالِ آب حیات، و همچون موسی{{ع}} در پیِ عبد صالح روان میگردد تا برسد و بیابد و بهره برگیرد و کامیاب شود زیارت، از این مقوله است، پیوند قلبی است، محبت و علاقه است.آنچه زائر را به پیمودن راهها و طی مسافتها و رنج سفر و بیم بادیه و استقبال از خوف و خطر وا می دارد، کشش درونی و علاقه قلبی اوست. و اگر عشق آمد، خستگی رخت بر می بندد اگر [[محبت]] در کار بود، ملال، متواری میشود.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص:۲۲،۲۱.</ref> | ||
*گفتیم که معرفت و [[عشق]]، پای را به رفتن میگشاید و «دوستی» به «دیدار» میانجامد.گاهی جریان، بر عکس این است. یعنی «دیدن»، «دوست داشتن» را به دنبال دارد و دیدار، [[عشق]] میآفریند و «زیارت» سببِ حصول معرفت میگردد.وقتی که دیدار، بذر [[عشق]] بپاشد، «ملاقات»، «محبت» میآورد و نزدیک شدن جسم، نزدیک شدن روح را به دنبال دارد و از قرب مادّی میتوان به قرب معنوی رسید و از رفتن به خانه ای محبت صاحبخانه را میتوان به دل گرفت.چه بسیار پیوندها و عشقها که مولود یک برخورد بوده است. چه بسیار محبّت ها و انس ها و الفت ها، که در سایه حضور و دیدار فراهم شده است.یعنی گاهی موتور محرّک انسان در دیدار و زیارت، شناخت و علاقه و انس قلبی است،- که در فصل پیش، مفصل از آن یاد کردیم- گاهی اگر از این بُعد، ضعیف باشد، زیارت و دیدار، باعث روشن شدن موتور میشود و ملاقات حضوری، «استارت» محبت باطنی میگردد. چراکه از نزدیک، جمال معنی را میبیند و به مشاهده ارزش های متعالی میرسد و علاقمند میشود. همچنان که موتور اتومبیل، ماشین و چرخ ها را به حرکت وا میدارد، ولی هنگامی که به خاطر نقص فنی و یا یخ زدگی و ضعف باطری و خفگی موتور، ماشین روشن نشود. هُل دادن به ماشین و حرکتِ چرخ ها، موتور را هم روشن میکند.زیارت، گاهی از این مقوله است. یعنی اگر انسان برود و ببیند و خود را در فضاهای خاطره آمیز قرار دهد و در شعاع یک پرتو قرار بگیرد، چه بسا که حرارت معنی، وجود یخ کرده زائر را گرم کند و فروغ دیدار، خانه دل را روشن سازد و دیده اهل نظر، مسِ وجودش را کیمیا کند.منتها، صرفِ رفتن کافی نیست، «دیدن» هم لازم است تا به شهود جمال حق نائل نشود، آتشگیره [[عشق]]، وجودش را مشتعل نمیسازد. اگر رفت و دید و به شهود رسید و زیبایی حقیقت و جمال فضیلت را دریافت، به طور طبیعی، «معرفت» هم مییابد..<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت(کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص:۲۸،۲۷.</ref> | |||
.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص: | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||