محمد بن جعفر دیباج: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۵: خط ۱۵:
== مقدمه ==
== مقدمه ==
محمد بن جعفر صادق، فرزند [[امام صادق]] {{ع}} [[عابد]] و [[پارسا]] که همه [[عمر]] را یک [[روز]] در میان [[روزه]] می‌گرفت. وی در سال ۱۹۹-۲۰۰ بر [[ضد]] [[مأمون عباسی]] [[قیام]] کرد و بسیاری از [[مردم]] [[حجاز]] با او به [[امارت]] [[بیعت]] کردند، اما در [[جنگ]] با [[عیسی]] جلودی مغلوب شد و [[امان]] خواست و جلودی او را به [[مرو]] نزد [[مأمون]] فرستاد و مأمون او را [[تکریم]] بسیار کرد و او در [[جرجان]] [[توطن]] گزید و در همان [[شهر]] درگذشت و مأمون خود بر او [[نماز]] گزارد. او را بخاطر [[زیبایی]] و [[جمال]] به دیباجه (دیبا: [[ابریشم]] رنگین) ملقب کرده‌اند<ref>خیرالدین زرکلی، الأعلام، ج۶، ص۶۹.</ref>.<ref>[[سید غلام رضا تهامی|تهامی، سید غلام رضا]]، [[فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱]] ص۱۹۲.</ref>
محمد بن جعفر صادق، فرزند [[امام صادق]] {{ع}} [[عابد]] و [[پارسا]] که همه [[عمر]] را یک [[روز]] در میان [[روزه]] می‌گرفت. وی در سال ۱۹۹-۲۰۰ بر [[ضد]] [[مأمون عباسی]] [[قیام]] کرد و بسیاری از [[مردم]] [[حجاز]] با او به [[امارت]] [[بیعت]] کردند، اما در [[جنگ]] با [[عیسی]] جلودی مغلوب شد و [[امان]] خواست و جلودی او را به [[مرو]] نزد [[مأمون]] فرستاد و مأمون او را [[تکریم]] بسیار کرد و او در [[جرجان]] [[توطن]] گزید و در همان [[شهر]] درگذشت و مأمون خود بر او [[نماز]] گزارد. او را بخاطر [[زیبایی]] و [[جمال]] به دیباجه (دیبا: [[ابریشم]] رنگین) ملقب کرده‌اند<ref>خیرالدین زرکلی، الأعلام، ج۶، ص۶۹.</ref>.<ref>[[سید غلام رضا تهامی|تهامی، سید غلام رضا]]، [[فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱]] ص۱۹۲.</ref>
== [[قیام محمد بن جعفر صادق]] ==
دوران [[مأمون]] [[شاهد]] حرکت علوی دیگری بود که [[طبیعت]] و منشأ آن با دیگر حرکت‌ها متفاوت بود. این حرکت را محمد دیباج فرزند [[امام]] [[جعفر صادق]] {{ع}} در [[سال ۲۰۰ ق]]. در [[حجاز]] [[رهبری]] کرد. در مکه به عنوان [[امیرالمؤمنین]] با او [[بیعت]] شد و وی پس از تردید آن را پذیرفت<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۲، ص۱۱۳ – ۱۱۴.</ref>.
[[حکومت عباسی]] در [[مشکلات]] داخلی فرو رفته بود و به این حرکت توجه جدی نشان نداد و حرکتی خطرناک توصیف نشد؛ زیرا که به مکه منحصر بود و همین مسأله به [[خلافت]] [[فرصت]] داد که به آسانی بر آن چیره شود و محمد دیباج به ناچار در انظار [[مردم]] خودش را [[خلع]] کند <ref>تاریخ طبری، ج۸، ص۵۳۸ - ۵۳۹.</ref>.
===اسباب شکست===
شاید مهم‌ترین اسباب [[شکست]] این حرکت به این قرار باشد:
# [[ناتوانی]] در [[سازمان‌دهی]] دقیق، نبود [[پایگاه مردمی]] که به آن تکیه کند، گسترش نیافتن آن در شهرهای بزرگ و کوتاهی پیروانش در مقابله با [[عباسیان]]؛
# تردید [[محمد بن جعفر]] {{ع}} در [[تبلیغ]] به نفع خودش و [[نفرت]] از آنکه پذیرش این کار با [[اصرار]] [[آل]] [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} و فرزندش، علی بود؛
# [[اعتماد]] به یارانی [[بدکردار]]: ارذال و [[اوباش]] [[مکه]]، برخی از [[سپاهیان]] و فرزندش، علی که باعث روی گردانی هوادارانش شد؛
# تردید برخی از [[مردم]] مکه در [[بیعت]] با وی و عدم پای‌بندی [[بیعت کنندگان]] به [[دوستی]] و [[تأیید]] خود از او<ref>لیثی، سمیرة مختار، جهاد الشیعه، ص۳۴۱- ۳۴۳.</ref>.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش، محمد سهیل]]، [[دولت عباسیان (کتاب)|دولت عباسیان]]، ص ۱۵۱.</ref>
=== دلایل شکست قیام ===
شاید مهم‌ترین اسباب [[شکست]] این حرکت به این قرار باشد:
# [[ناتوانی]] در [[سازمان‌دهی]] دقیق، نبود [[پایگاه مردمی]] که به آن تکیه کند، گسترش نیافتن آن در شهرهای بزرگ و کوتاهی پیروانش در مقابله با [[عباسیان]]؛
# تردید [[محمد بن جعفر]] {{ع}} در [[تبلیغ]] به نفع خودش و [[نفرت]] از آنکه پذیرش این کار با [[اصرار]] [[آل]] [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} و فرزندش، علی بود؛
# [[اعتماد]] به یارانی [[بدکردار]]: ارذال و [[اوباش]] [[مکه]]، برخی از [[سپاهیان]] و فرزندش، علی که باعث روی گردانی هوادارانش شد؛
# تردید برخی از [[مردم]] مکه در [[بیعت]] با وی و عدم پای‌بندی [[بیعت کنندگان]] به [[دوستی]] و [[تأیید]] خود از او<ref>لیثی، سمیرة مختار، جهاد الشیعه، ص۳۴۱- ۳۴۳.</ref>.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش، محمد سهیل]]، [[دولت عباسیان (کتاب)|دولت عباسیان]]، ص ۱۵۱.</ref>


==[[قیام محمد بن جعفر دیباج]]==
==[[قیام محمد بن جعفر دیباج]]==
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش