جز
جایگزینی متن - ' هـ ' به 'ه '
جز (جایگزینی متن - ' هـ ' به 'ه ') |
|||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
[[هدف]] از [[بعثت پیامبران]] [[هدایت]] نوع [[بشر]] در سایه [[دستورات الهی]] است و مقتضای این هدف، آن است که پیامهای [[خداوند]] از مرحله صدور تا مرحله وصول به [[مردم]]، از هرگونه [[تحریف]] و دستبرد عمدی و [[سهوی]] مصون باشد و سالم و دست نخورده به دست مردم برسد تا هیچ گونه [[شک]] و تردیدی برای مردم نسبت به سخنان و تعلیمات [[پیامبران]] نباشد، به گونه ای که سخن آنها را سخن [[خدا]]، و تعلیمات آنها را [[تعلیمات الهی]] بدانند، تا از [[جان]] و [[دل]] آنها را بپذیرند و صد درصد در برابر آن [[تسلیم]] باشند، و به آن [[اعتماد]] کنند. | [[هدف]] از [[بعثت پیامبران]] [[هدایت]] نوع [[بشر]] در سایه [[دستورات الهی]] است و مقتضای این هدف، آن است که پیامهای [[خداوند]] از مرحله صدور تا مرحله وصول به [[مردم]]، از هرگونه [[تحریف]] و دستبرد عمدی و [[سهوی]] مصون باشد و سالم و دست نخورده به دست مردم برسد تا هیچ گونه [[شک]] و تردیدی برای مردم نسبت به سخنان و تعلیمات [[پیامبران]] نباشد، به گونه ای که سخن آنها را سخن [[خدا]]، و تعلیمات آنها را [[تعلیمات الهی]] بدانند، تا از [[جان]] و [[دل]] آنها را بپذیرند و صد درصد در برابر آن [[تسلیم]] باشند، و به آن [[اعتماد]] کنند. | ||
به همین دلیل است که [[مفسران]] بزرگ هنگامی که به آیه ۵۹ [[سوره نساء]]؛ «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ»؛ ([[اطاعت]] کنید خدا و اطاعت کنید [[پیامبر]] را) میرسند می گویند دستور اطاعت مطلق دلیل بر این است که پیامبران باید [[معصوم]] باشند، وگرنه خداوند هرگز دستور اطاعت بیقید و شرط از آنها را نمیداد<ref> ر.ک: پنجاه درس اصول عقاید برای جوانان، مکارم شیرازی، ناصر، نسل جوان، قم، | به همین دلیل است که [[مفسران]] بزرگ هنگامی که به آیه ۵۹ [[سوره نساء]]؛ «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ»؛ ([[اطاعت]] کنید خدا و اطاعت کنید [[پیامبر]] را) میرسند می گویند دستور اطاعت مطلق دلیل بر این است که پیامبران باید [[معصوم]] باشند، وگرنه خداوند هرگز دستور اطاعت بیقید و شرط از آنها را نمیداد<ref> ر.ک: پنجاه درس اصول عقاید برای جوانان، مکارم شیرازی، ناصر، نسل جوان، قم، ۱۳۸۶ه ش، چاپ هجدهم، ص۱۷۰</ref>. | ||
اگر پیامبران از [[گناه]] و [[خطا]] معصوم نباشند احتمال [[دروغ]] و تحریف [[حقایق]] و خطا و [[اشتباه]] در کلمات آنها راه پیدا میکند و سخنان آنها قابل اعتماد نخواهد بود؛ حتّی اگر آنها آدمهای خوبی باشند؛ زیرا منهای [[مقام عصمت]]، باز این احتمال وجود دارد که روزی پای آنها در برابر مظاهر [[فریبنده]] [[مادّی]] بلغزد و یا بدون قصد و غرضی گرفتار خطا و اشتباه شوند<ref>ر.ک: پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الاسلامیه، تهران، | اگر پیامبران از [[گناه]] و [[خطا]] معصوم نباشند احتمال [[دروغ]] و تحریف [[حقایق]] و خطا و [[اشتباه]] در کلمات آنها راه پیدا میکند و سخنان آنها قابل اعتماد نخواهد بود؛ حتّی اگر آنها آدمهای خوبی باشند؛ زیرا منهای [[مقام عصمت]]، باز این احتمال وجود دارد که روزی پای آنها در برابر مظاهر [[فریبنده]] [[مادّی]] بلغزد و یا بدون قصد و غرضی گرفتار خطا و اشتباه شوند<ref>ر.ک: پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ه ش، ج ۷، ص۱۸۵.</ref>. | ||
به علاوه در صورت معصوم نبودن پیامبران، مسأله [[اتمام حجّت]] نیز حاصل نمیشود؛ زیرا همیشه بهانهای در دست [[مخالفان]] خواهد بود که عدم [[پیروی]] از [[تعلیمات پیامبر]] به خاطر احتمال دروغ و [[کذب]] و یا خطا و اشتباه بوده است؛ لذا در [[حدیثی]] از [[امام علی بن موسی الرضا]]{{ع}} میخوانیم: «او [[معصوم]] است و مویّد و موفّق و مستقیم و [[آگاه]] از [[حق]]، و ایمن از خطاها و [[لغزشها]] و [[انحراف]]ها؛ [[خداوند]] او را به این صفت مخصوص کرده تا حجّتش بر [[بندگان]] و شاهدش بر [[خلق]] باشد»<ref>{{متن حدیث|هُوَ مَعْصُومٌ مُویَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ اَمِنَ مِنَ الْخَطَایَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ یَخُصُّصهُ اللهُ بِذلِکَ لِیَکُونَ حُجَّتُهُ عَلی عِبَادِهِ وَ شَاهِدُهُ عَلی خَلْقِهِ}}، عیون أخبار الرضا{{ع}}، شیخ صدوق، ابوجعفر محمد بن علی ابن بابویه، نشر جهان، تهران، | به علاوه در صورت معصوم نبودن پیامبران، مسأله [[اتمام حجّت]] نیز حاصل نمیشود؛ زیرا همیشه بهانهای در دست [[مخالفان]] خواهد بود که عدم [[پیروی]] از [[تعلیمات پیامبر]] به خاطر احتمال دروغ و [[کذب]] و یا خطا و اشتباه بوده است؛ لذا در [[حدیثی]] از [[امام علی بن موسی الرضا]]{{ع}} میخوانیم: «او [[معصوم]] است و مویّد و موفّق و مستقیم و [[آگاه]] از [[حق]]، و ایمن از خطاها و [[لغزشها]] و [[انحراف]]ها؛ [[خداوند]] او را به این صفت مخصوص کرده تا حجّتش بر [[بندگان]] و شاهدش بر [[خلق]] باشد»<ref>{{متن حدیث|هُوَ مَعْصُومٌ مُویَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ اَمِنَ مِنَ الْخَطَایَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ یَخُصُّصهُ اللهُ بِذلِکَ لِیَکُونَ حُجَّتُهُ عَلی عِبَادِهِ وَ شَاهِدُهُ عَلی خَلْقِهِ}}، عیون أخبار الرضا{{ع}}، شیخ صدوق، ابوجعفر محمد بن علی ابن بابویه، نشر جهان، تهران، ۱۳۷۸ه ق، چاپ اول، ج ۱، ص۲۲۲</ref>. | ||
اضافه بر این، برنامههای عملی [[انبیاء]] نقش اصلی در [[تربیت]] [[مردم]] دارد؛ زیرا همیشه طرز عمل و [[رفتار]] [[مربیان]] و حالات و صفات آنهاست که برای کسانی که تحت تربیت آنها قرار دارند معیار و [[الگو]] محسوب میشود. بر حسب این بیان، [[نبی]] نه تنها با راه آشنا و راهنماست، بلکه به [[انسان]] کمک میکند و او را به مقصد میرساند. [[پیامبران]] آمدهاند تا [[انسانها]] را پرورش دهند و روشن است که در بُعد [[تربیتی]]، بیش از هر چیز، عملکرد و [[منش]] مربی مورد توجه است. پس نبی باید معصوم باشد تا [[هدف]] تربیت، [[تزکیه]] و [[انسانسازی]] محقق شود؛ لذا هرگونه خطایی از او میتواند به همان اندازه در این هدف، خلل ایجاد کند و اگر تضادّی در میان سخن و عمل، گفتار و رفتار آنها ظاهر گردد به کلّی اعتبار خود را از دست میدهند و [[هدف بعثت]] آنان عقیم خواهد ماند<ref>ر.ک: پیام قرآن، همان، ج ۷، ص۱۸۷</ref>. | اضافه بر این، برنامههای عملی [[انبیاء]] نقش اصلی در [[تربیت]] [[مردم]] دارد؛ زیرا همیشه طرز عمل و [[رفتار]] [[مربیان]] و حالات و صفات آنهاست که برای کسانی که تحت تربیت آنها قرار دارند معیار و [[الگو]] محسوب میشود. بر حسب این بیان، [[نبی]] نه تنها با راه آشنا و راهنماست، بلکه به [[انسان]] کمک میکند و او را به مقصد میرساند. [[پیامبران]] آمدهاند تا [[انسانها]] را پرورش دهند و روشن است که در بُعد [[تربیتی]]، بیش از هر چیز، عملکرد و [[منش]] مربی مورد توجه است. پس نبی باید معصوم باشد تا [[هدف]] تربیت، [[تزکیه]] و [[انسانسازی]] محقق شود؛ لذا هرگونه خطایی از او میتواند به همان اندازه در این هدف، خلل ایجاد کند و اگر تضادّی در میان سخن و عمل، گفتار و رفتار آنها ظاهر گردد به کلّی اعتبار خود را از دست میدهند و [[هدف بعثت]] آنان عقیم خواهد ماند<ref>ر.ک: پیام قرآن، همان، ج ۷، ص۱۸۷</ref>. | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
# اگر عصمت برای امامان امتناع ذاتی داشته باشد، نباید هیچ [[انسانی]] به عصمت دست یابد؛ حال آنکه [[قرآن کریم]] در موارد مختلف [[انبیاء]] را [[معصوم]] میداند؛ از جمله در [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ * إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ * وَإِنَّهُمْ عِنْدَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ * وَاذْكُرْ إِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِنَ الْأَخْيَارِ}}<ref>«و از بندگان توانمند و روشنبین ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب، یاد کن * و ما آنان را به ویژگییی که یادکرد رستخیز است، ویژه ساختیم * و آنان نزد ما از گزیدگان نیکان بودند * و از اسماعیل و الیسع و ذو الکفل یاد کن و همه از نیکان بودند» سوره ص، آیه ۴۵-۴۸.</ref>. [[آیات]] دیگری از [[قرآن]] نیز به صراحت یا به دلالت التزامی، بر [[عصمت امامان]] [[شهادت]] میدهند، همچنان که [[آیه تطهیر]] و آیات دیگر بر این مطلب دلالت دارند. از اینرو به صراحت ادعا میشود که در باب امکان عصمت برای امامان، مقتضی عصمت برای آن بزرگواران وجود دارد و موانع احتمالی عصمت، مفقود است و یا اینکه دلالتی بر این موضوع ندارند، بنابراین عصمت برای امامان، امری ممکن است<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۸۵-۹۰.</ref>. | # اگر عصمت برای امامان امتناع ذاتی داشته باشد، نباید هیچ [[انسانی]] به عصمت دست یابد؛ حال آنکه [[قرآن کریم]] در موارد مختلف [[انبیاء]] را [[معصوم]] میداند؛ از جمله در [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ * إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ * وَإِنَّهُمْ عِنْدَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ * وَاذْكُرْ إِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِنَ الْأَخْيَارِ}}<ref>«و از بندگان توانمند و روشنبین ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب، یاد کن * و ما آنان را به ویژگییی که یادکرد رستخیز است، ویژه ساختیم * و آنان نزد ما از گزیدگان نیکان بودند * و از اسماعیل و الیسع و ذو الکفل یاد کن و همه از نیکان بودند» سوره ص، آیه ۴۵-۴۸.</ref>. [[آیات]] دیگری از [[قرآن]] نیز به صراحت یا به دلالت التزامی، بر [[عصمت امامان]] [[شهادت]] میدهند، همچنان که [[آیه تطهیر]] و آیات دیگر بر این مطلب دلالت دارند. از اینرو به صراحت ادعا میشود که در باب امکان عصمت برای امامان، مقتضی عصمت برای آن بزرگواران وجود دارد و موانع احتمالی عصمت، مفقود است و یا اینکه دلالتی بر این موضوع ندارند، بنابراین عصمت برای امامان، امری ممکن است<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۸۵-۹۰.</ref>. | ||
علاوه بر همه اینها مقتضای [[رحمت الهی]] نیز [[عصمت]] کامل انبیاء{{ع}} است؛ چراکه [[عصمت انبیاء]]{{ع}} [[لطف]] است؛ یعنی موجب نزدیکی مردم به [[طاعات]] و [[پرهیز از محرمات]] میشود و [[پیامبر]] معصوم بسی بهتر و بیشتر از پیامبر غیرمعصوم موجب [[هدایت مردم]] میشود و لطف بر خداوند [[واجب]] است؛ یعنی فراهم کردن هر چه بیشتر زمینههای هدایت مردم به سوی حق بر او لازم است. پس [[عصمت]] در [[انبیاء]]{{ع}} ضروری است و البته هر قدر دایره عصمت گستردهتر باشد، [[لطف]] نیز بیشتر خواهد بود<ref>ر.ک: گوهر مراد، فیاض لاهیجی، عبدالرزاق، مصحح: ربانی گلپایگانی، علی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد، تهران، | علاوه بر همه اینها مقتضای [[رحمت الهی]] نیز [[عصمت]] کامل انبیاء{{ع}} است؛ چراکه [[عصمت انبیاء]]{{ع}} [[لطف]] است؛ یعنی موجب نزدیکی مردم به [[طاعات]] و [[پرهیز از محرمات]] میشود و [[پیامبر]] معصوم بسی بهتر و بیشتر از پیامبر غیرمعصوم موجب [[هدایت مردم]] میشود و لطف بر خداوند [[واجب]] است؛ یعنی فراهم کردن هر چه بیشتر زمینههای هدایت مردم به سوی حق بر او لازم است. پس [[عصمت]] در [[انبیاء]]{{ع}} ضروری است و البته هر قدر دایره عصمت گستردهتر باشد، [[لطف]] نیز بیشتر خواهد بود<ref>ر.ک: گوهر مراد، فیاض لاهیجی، عبدالرزاق، مصحح: ربانی گلپایگانی، علی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد، تهران، ۱۳۷۲ه ش، ص۳۷۹</ref>. | ||
=== چرایی ضرورت عصمت معصومان === | === چرایی ضرورت عصمت معصومان === | ||