فدک از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخه‌ها

 
خط ۷: خط ۷:


== [[اقرار]] مورخان [[مکتب خلفا]] بر [[ارث]] بردن از [[پیامبر]] {{صل}} ==
== [[اقرار]] مورخان [[مکتب خلفا]] بر [[ارث]] بردن از [[پیامبر]] {{صل}} ==
در کتاب‌های [[تاریخی]] مکتب خلفا، [[بازار]] مکاره‌ای از [[دروغ]] و [[جعل]] در [[تاریخ اسلام]] به وجود آمده<ref>البدایة و النهایة، ج۸، ص۱۸۵؛ ترکة النبی، ص۸۶ (این دو به عنوان نمونه بیان شده‌اند.)</ref> که حیرت‌آور است. خوشبختانه اسنادی در دست است که جای هیچ‌گونه تردیدی ندارد معتبرترین کتاب‌های [[مکتب خلافت]] آن را نقل کرده‌اند.
در کتاب‌های [[تاریخی]] مکتب خلفا، [[بازار]] مکاره‌ای از [[دروغ]] و جعل در تاریخ اسلام به وجود آمده<ref>البدایة و النهایة، ج۸، ص۱۸۵؛ ترکة النبی، ص۸۶ (این دو به عنوان نمونه بیان شده‌اند.)</ref> که حیرت‌آور است. خوشبختانه اسنادی در دست است که جای هیچ‌گونه تردیدی ندارد معتبرترین کتاب‌های [[مکتب خلافت]] آن را نقل کرده‌اند.


اما سوال اساسی اینجاست که اگر [[فدک]] از [[اموال]] [[زهرای مرضیه]] {{س}} نبوده است و حتی ارث نبوده است و پیامبر آن را به عنوان [[صدقه]] برای [[مسلمانان]] به جای گذاشته است و ارث پیامبر به [[ذوی‌القربی]] نبوده است، چرا [[پیروان]] [[سقیفه]] به ادعای خود پایبند نبودند و همان کسانی که سالیان دراز می‌گفتند پیامبر ارثی به جای نمی‌گذارد، اجازه ندادند [[پیکر مطهر]] [[امام مجتبی]] {{ع}} در [[خانه پیامبر]] [[دفن]] شود و خانه پیامبر را [[خانه]] خود و ارث پیامبر به خود می‌دانستند؟
اما سوال اساسی اینجاست که اگر [[فدک]] از [[اموال]] [[زهرای مرضیه]] {{س}} نبوده است و حتی ارث نبوده است و پیامبر آن را به عنوان [[صدقه]] برای [[مسلمانان]] به جای گذاشته است و ارث پیامبر به [[ذوی‌القربی]] نبوده است، چرا [[پیروان]] [[سقیفه]] به ادعای خود پایبند نبودند و همان کسانی که سالیان دراز می‌گفتند پیامبر ارثی به جای نمی‌گذارد، اجازه ندادند پیکر مطهر [[امام مجتبی]] {{ع}} در [[خانه پیامبر]] [[دفن]] شود و خانه پیامبر را [[خانه]] خود و ارث پیامبر به خود می‌دانستند؟


مورد اول: [[یعقوبی]] در [[تاریخ]] خود می‌نویسد: وقتی [[امام حسن مجتبی]] {{ع}} از [[دنیا]] رفت و خواستند [[امام حسن]] {{ع}} را که [[فرزند پیامبر]] بود در خانه و در کنار [[پیامبر اسلام]] دفن کنند، [[عایشه]] در حالی که سوار بر قاطر خاکستری رنگی شده بود، گفت: این خانه من است و به هیچ کس اجازه (دفن) نمی‌دهم! [[قاسم بن محمد بن ابی بکر]] جلو آمد<ref>در برخی نقل‌ها آمده است که محمد بن حنفیه این جمله را به عایشه گفته است (اعلام الوری، ج۱، ص۲۱۲).</ref> و گفت: ای عمه، ما هنوز سرهای خود را از [[ننگ]] [[روز]] شتر سرخ، [[جنگ جمل]] نشسته‌ایم؛ حالا تو می‌خواهی که [[مردم]] بگویند: روز قاطر خاکستری؟ ناگزیر عایشه بازگشت<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۲۵.</ref>.
مورد اول: [[یعقوبی]] در [[تاریخ]] خود می‌نویسد: وقتی [[امام حسن مجتبی]] {{ع}} از [[دنیا]] رفت و خواستند [[امام حسن]] {{ع}} را که [[فرزند پیامبر]] بود در خانه و در کنار [[پیامبر اسلام]] دفن کنند، [[عایشه]] در حالی که سوار بر قاطر خاکستری رنگی شده بود، گفت: این خانه من است و به هیچ کس اجازه (دفن) نمی‌دهم! [[قاسم بن محمد بن ابی بکر]] جلو آمد<ref>در برخی نقل‌ها آمده است که محمد بن حنفیه این جمله را به عایشه گفته است (اعلام الوری، ج۱، ص۲۱۲).</ref> و گفت: ای عمه، ما هنوز سرهای خود را از [[ننگ]] [[روز]] شتر سرخ، [[جنگ جمل]] نشسته‌ایم؛ حالا تو می‌خواهی که [[مردم]] بگویند: روز قاطر خاکستری؟ ناگزیر عایشه بازگشت<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۲۵.</ref>.
۱۳۰٬۱۲۳

ویرایش