مدیران رابط کاربری، مدیران، templateeditor
۲۶٬۵۵۷
ویرایش
(←پانویس) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
ابوالاغر تمیمی میگوید: آن دو مدتی از روز را به [[جنگ]] با [[شمشیر]] سپری کردند و چون [[زره]] و [[جامه]] هر دو کامل و [[استوار]] بود، هیچ یک بر دیگری [[پیروز]] نشد تا این که [[عباس بن ربیعه بن حارث|عباس]] متوجه شکافی در [[زره]] مرد شامی شد، [[دست]] انداخت و آن را [[درید]] و سپس با [[شمشیر]] چنان ضربهای به او زد که شکم او از هم [[درید]] و سرنگون گردید و بر [[زمین]] افتاد. در این موقع [[مردم]] فریادشان به [[تکبیر]] بلند شد و گویا [[زمین]] زیر پایشان به لرزه درآمد. | ابوالاغر تمیمی میگوید: آن دو مدتی از روز را به [[جنگ]] با [[شمشیر]] سپری کردند و چون [[زره]] و [[جامه]] هر دو کامل و [[استوار]] بود، هیچ یک بر دیگری [[پیروز]] نشد تا این که [[عباس بن ربیعه بن حارث|عباس]] متوجه شکافی در [[زره]] مرد شامی شد، [[دست]] انداخت و آن را [[درید]] و سپس با [[شمشیر]] چنان ضربهای به او زد که شکم او از هم [[درید]] و سرنگون گردید و بر [[زمین]] افتاد. در این موقع [[مردم]] فریادشان به [[تکبیر]] بلند شد و گویا [[زمین]] زیر پایشان به لرزه درآمد. | ||
ابوالاغر تمیمی میگوید در همین حال ناگهان از پشت سر صدایی شنیدم که میگفت: {{متن قرآن|قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«با آنان پیکار کنید تا خداوند آنها را به دست شما عذاب کند و خوارشان گرداند و شما را بر آنان پیروزی دهد و دلهای گروهی مؤمن را خنک گرداند» سوره توبه، آیه ۱۴.</ref>. به عقب نگاه کردم، دیدم [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} است، به من فرمود: | ابوالاغر تمیمی میگوید در همین حال ناگهان از پشت سر صدایی شنیدم که میگفت: {{متن قرآن|قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«با آنان پیکار کنید تا خداوند آنها را به دست شما عذاب کند و خوارشان گرداند و شما را بر آنان پیروزی دهد و دلهای گروهی مؤمن را خنک گرداند» سوره توبه، آیه ۱۴.</ref>. به عقب نگاه کردم، دیدم [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} است، به من فرمود: «ای ابوالاغر تمیمی! این کسی که با [[دشمن]] ما [[نبرد]] کرد، چه کسی بود؟» گفتم: این پسر برادرت [[عباس بن ربیعه]] بود. فرمود: «آری هموست»، سپس [[حضرت]] مطالبی را با [[عباس بن ربیعه]] در میان گذاشت و او را از این که مرکز [[فرماندهی]] خود را رها کرده، ملامت نمود. [[عباس بن ربیعه بن حارث|عباس]] عرضه داشت: آیا آن مرد شامی مرا به [[نبرد تن به تن]] فرا خوانده، نپذیرم؟ [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} فرمود: «آری [[اطاعت]] از [[فرمان امام]] سزاوارتر و مهمتر از پاسخ دادن به خواسته [[دشمن]] است». | ||
آنگاه [[حضرت]] از [[پاسخ گویی]] او در این غوغای [[جنگی]] به [[خشم]] آمد و چین بر پیشانی او آمد ولی به زودی [[خشم]] خود را فرو خورد و [[آرامش]] یافت و دستهای خود را با [[تضرع]] به درگاه [[پروردگار]] برداشت و عرضه داشت:بار پروردگارا، این [[رفتار]] [[عباس بن ربیعه بن حارث|عباس]] را بپذیر و خطایش را بیامرز، من از او گذشتم تو نیز از او درگذر <ref>{{متن حدیث|اللهم! اشکر للعباس مقامه، و اغفر ذنبه، إنی قد غفرت له، فاغفر له}}؛ ر. ک: شرح ابن ابی الحدید، ج۵، ص۲۱۹ - ۲۲۱.</ref> | آنگاه [[حضرت]] از [[پاسخ گویی]] او در این غوغای [[جنگی]] به [[خشم]] آمد و چین بر پیشانی او آمد ولی به زودی [[خشم]] خود را فرو خورد و [[آرامش]] یافت و دستهای خود را با [[تضرع]] به درگاه [[پروردگار]] برداشت و عرضه داشت:بار پروردگارا، این [[رفتار]] [[عباس بن ربیعه بن حارث|عباس]] را بپذیر و خطایش را بیامرز، من از او گذشتم تو نیز از او درگذر <ref>{{متن حدیث|اللهم! اشکر للعباس مقامه، و اغفر ذنبه، إنی قد غفرت له، فاغفر له}}؛ ر. ک: شرح ابن ابی الحدید، ج۵، ص۲۱۹ - ۲۲۱.</ref> | ||