←مقدمه
(←پانویس) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
[[جهانبینی]] [[فلسفی]]، ارکان و پایههای [[ایدئولوژی]] [[انسان]] را [[استوار]] میسازد، یا از بیخ و بن ویران مینماید. [[تفکر]] [[فلسفی]]، چهره و قیافه [[جهان]] را در کل خود مشخص میکند. | [[جهانبینی]] [[فلسفی]]، ارکان و پایههای [[ایدئولوژی]] [[انسان]] را [[استوار]] میسازد، یا از بیخ و بن ویران مینماید. [[تفکر]] [[فلسفی]]، چهره و قیافه [[جهان]] را در کل خود مشخص میکند. | ||
[[جهانبینی]] [[فلسفی]]، مقدمه عمل و مؤثر در عمل است؛ چرا که جهت عمل و راه [[انتخاب]] [[زندگی]] [[انسان]] را مشخص میکند. [[جهانبینی]] [[فلسفی]]، طرز برخورد و عکسالعمل [[انسان]] را در برابر [[جهان]] تحتتأثیر قرار میدهد؛ موضع او را در برابر [[جهان]] و [[جامعه]] معین میکند؛ نگرش او را به هستی و [[جهان]] شکل خاص میدهد؛ به [[انسان]] ایده میبخشد، یا ایده او را از او میگیرد؛ به حیات او معنی میدهد، یا او را به پوچی و هیچی میکشاند. بر این مبناست که [[علم]] | [[جهانبینی]] [[فلسفی]]، مقدمه عمل و مؤثر در عمل است؛ چرا که جهت عمل و راه [[انتخاب]] [[زندگی]] [[انسان]] را مشخص میکند. [[جهانبینی]] [[فلسفی]]، طرز برخورد و عکسالعمل [[انسان]] را در برابر [[جهان]] تحتتأثیر قرار میدهد؛ موضع او را در برابر [[جهان]] و [[جامعه]] معین میکند؛ نگرش او را به هستی و [[جهان]] شکل خاص میدهد؛ به [[انسان]] ایده میبخشد، یا ایده او را از او میگیرد؛ به حیات او معنی میدهد، یا او را به پوچی و هیچی میکشاند. بر این مبناست که [[علم]] قادر نیست تا به [[انسان]] نوعی [[جهانبینی]] بدهد که پایه و مبنای یک [[ایدئولوژی]] قرار گیرد؛ ولی [[فلسفه]] از عهده این مهم برمیآید<ref>مطهری، مقدمهای بر جهانبینی اسلامی، ج۲: همو، شش مقاله (جهانبینی الهی و جهانبینی مادی)، ص۲۸۴ - ۲۸۳.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۹۷-۹۸.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||