←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
به دنبال این [[آیات]]، آیاتی نظیر همان آیات [[سوره هود]] است و [[دعوت]] شعیب{{ع}} و دستورش به آن مردم این گونه ذکر شده است: «پیمانه را تمام دهید و از کمفروشان نباشید و به ترازوی درست وزن کنید و [[حق مردم]] را کم ندهید و در روی [[زمین]] به [[فساد]] [[کوشش]] نکنید»<ref>{{متن قرآن|أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ * وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ * وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ}} «پیمانه را تمام بپیمایید و از کمفروشان نباشید * و با ترازوی درست، وزن کنید * و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره شعراء، آیه ۱۸۱-۱۸۳.</ref>. | به دنبال این [[آیات]]، آیاتی نظیر همان آیات [[سوره هود]] است و [[دعوت]] شعیب{{ع}} و دستورش به آن مردم این گونه ذکر شده است: «پیمانه را تمام دهید و از کمفروشان نباشید و به ترازوی درست وزن کنید و [[حق مردم]] را کم ندهید و در روی [[زمین]] به [[فساد]] [[کوشش]] نکنید»<ref>{{متن قرآن|أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ * وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ * وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ}} «پیمانه را تمام بپیمایید و از کمفروشان نباشید * و با ترازوی درست، وزن کنید * و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره شعراء، آیه ۱۸۱-۱۸۳.</ref>. | ||
بعید نیست از این تشابه آیات و [[اندرز]] شعیب، چنین به دست آید که مردم مدین و اصحاب ایکه یکی بوده و دو دسته نبودهاند، البته دور نیست گفته شود که آنها دو گروه بودهاند، ولی در نزدیکی یکدیگر به سر میبردهاند و [[گناهان]] و صفات [[زشت]] [[قوم مدین]]، به آنها نیز سرایت کرده بود و [[شعیب]]{{ع}} پس از این که مامور [[راهنمایی]] [[مردم]] [[مدین]] شد، طبق دستور دیگر [[الهی]] [[مأمور]] [[تبلیغ]] اصحاب ایکه نیز گردید.<ref>[[سید هاشم رسولی محلاتی|رسولی محلاتی، سید هاشم]]، [[تاریخ انبیاء (کتاب)|تاریخ انبیاء]] ص ۳۴۷.</ref> | بعید نیست از این تشابه آیات و [[اندرز]] شعیب، چنین به دست آید که مردم مدین و اصحاب ایکه یکی بوده و دو دسته نبودهاند، البته دور نیست گفته شود که آنها دو گروه بودهاند، ولی در نزدیکی یکدیگر به سر میبردهاند و [[گناهان]] و صفات [[زشت]] [[قوم مدین]]، به آنها نیز سرایت کرده بود و [[شعیب]]{{ع}} پس از این که مامور [[راهنمایی]] [[مردم]] [[مدین]] شد، طبق دستور دیگر [[الهی]] [[مأمور]] [[تبلیغ]] اصحاب ایکه نیز گردید.<ref>[[سید هاشم رسولی محلاتی|رسولی محلاتی، سید هاشم]]، [[تاریخ انبیاء (کتاب)|تاریخ انبیاء]] ص ۳۴۷.</ref> | ||
==سبب [[نزول عذاب]] بر [[قوم شعیب]]== | |||
راوندی در [[حدیثی]] از [[امام سجاد]]{{ع}} [[روایت]] کرده که آن حضرت فرمود: نخستین کسی که پیمانه و ترازو برای [[مردم]] ساخت، [[حضرت شعیب]] بود و آنها با پیمانه و ترازو سروکار پیدا کردند، ولی پس از مدتی شروع به [[کمفروشی]] نمودند و همین سبب [[عذاب الهی]] گردید<ref>قصص الانبیاء، ص۱۴۲.</ref>. | |||
در [[نقلی]] که راوندی از [[وهب بن منبه]] و دیگران کرده چنین آمده است که [[شعیب]]، ایوب و [[بلعم بن باعورا]] هر سه از [[فرزندان]] کسانی بودند که در [[روز]] [[نجات]] [[ابراهیم]]{{ع}} از [[آتش]] [[نمرود]] به وی [[ایمان]] آورده و به همراه آن حضرت به [[شام]] [[هجرت]] کرده بودند و ابراهیم{{ع}} [[دختران]] [[لوط]] را به همسری آنها در آورد و به گفته وی، تمام پیمبرانی که پس از [[ابراهیم خلیل]] و پیش از [[بنیاسرائیل]] [[مبعوث]] شدند، همگی از [[نسل]] اینان بودند. پس [[خدای تعالی]] شعیب را به سوی مردم [[مدین]] فرستاد و آنها [[قبیله]] و [[فامیل]] شعیب{{ع}} نبودند، ولی امتی بودند که [[پادشاهی]] [[ستمگر]] بر آنها [[حکومت]] میکرد به طوری که [[پادشاهان]] [[زمان]]، نیروی [[مقاومت]] در برابر او نداشتند. | |||
مردم مزبور کمفروشی میکردند و [[حق دیگران]] را کم میداند، اما وقتی کالایی را برای خود پیمانه یا وزن میکردند، کامل و تمام پیمانه میکردند. همچنین به خدای [[جهان]] نیز [[کافر]] بوده و [[پیامبران الهی]] را نیز [[تکذیب]] میکردند و [[سرکشی]] مینمودند. | |||
اینان [[زندگی]] پر نعمتی داشتند تا این که پادشاهشان به آنها دستور داد که خوراکیها را [[احتکار]] نمایند و کمفروشی کنند. شعیب{{ع}} به [[اندرز]] آنها مشغول شد (و از کمفروشی نهیشان کرد.) [[پادشاه]]، شعیب را خواست و از او پرسید: در مورد [[دستوری]] که من دادهام چه نظری داری؟ آیا [[راضی]] هستی یا [[خشمناک]]؟ شعیب اظهار کرد: خدای تعالی به من [[وحی]] فرموده است که هرگاه پادشاهی مانند تو [[رفتار]] کند، او را پادشاه [[ستمکار]] میخوانند<ref>در حدیث دیگری که راوندی از ابن عباس نقل کرده، شعیب{{ع}} به پادشاه مزبور گفت: خدای تعالی به من وحی فرموده که هرگاه پادشاهی مانند تو رفتار کند، عذاب خود را بر او نازل فرماید. پادشاه که این سخن را از شعیب شنید، دستور داد آن حضرت را از قریه بیرون کردند.</ref>. [[پادشاه]] او را [[تکذیب]] کرد و به همراه [[قوم]] و قبیلهاش از [[شهر]] بیرون نمود و به دنبال آن [[عذاب الهی]] بر آنها نازل گردید<ref>قصص الأنبیاء، ص۱۴۶؛ بحارالانوار، ج۱۲، ص۳۸۴ - ۳۸۵.</ref>.<ref>[[سید هاشم رسولی محلاتی|رسولی محلاتی، سید هاشم]]، [[تاریخ انبیاء (کتاب)|تاریخ انبیاء]] ص ۳۵۴.</ref> | |||
==[[عذاب]] [[قوم شعیب]]== | |||
چنان که در [[ترجمه]] [[آیات قرآن کریم]] گذشت، عذاب قوم شعیب در [[سوره اعراف]] {{متن قرآن|رَّجْفَةُ}}<ref>«زمینلرزه» سوره اعراف، آیه ۷۸.</ref> یعنی [[زلزله]] آمده است. [[خداوند]] در [[سوره هود]] فرموده است: «آنان را [[صیحه]] (آسمانی) فراگرفت». در [[سوره شعراء]] است که به عذاب {{متن قرآن|يَوْمِ الظُّلَّةِ}}<ref>«روز ابر آتشبار» سوره شعراء، آیه ۱۸۹.</ref> یعنی [[سایه]] [[آتش]] بار دچار گشتند. | |||
از این رو چنان که در پیش اشاره شد، جمعی از [[مفسران]] و [[تاریخ نگاران]] گفتهاند: [[شعیب]] دوبار [[مأمور]] [[ارشاد]] و [[تبلیغ]] [[مردم]] گشت. یک بار به سوی مردم [[مدین]] [[مبعوث]] شد و بار دیگر به سوی [[اصحاب ایکه]]. اینان گفتهاند: مردم مدین به {{متن قرآن|رَّجْفَةُ}}و زلزله [[مبتلا]] گشتند و اصحاب ایکه به عذاب {{متن قرآن|يَوْمِ الظُّلَّةِ}}<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۴۵۰.</ref>. ولی گروهی در مقابل گفتند: مردم مدین و اصحاب ایکه هر دو یک گروه بودهاند و عذاب زلزله و عذاب {{متن قرآن|يَوْمِ الظُّلَّةِ}} نیز هر دو بر همین مردم نازل شد. به این ترتیب که در آغاز به زلزله دچار شدند و سپس [[ابر]] آتشباری بر آنها سایه افکند و آنها را یک سره نابود کرد<ref>بحارالانوار، ج۱۲، ص۳۸۳.</ref>. | |||
[[ابن عباس]] و دیگران گفتهاند: قوم شعیب دچار گرمای [[سختی]] شدند که سایه [[خانه]] و آبها نیز نمیتوانست آنها را از سختی [[گرما]] [[نجات]] دهد و آبها داغ شده بود. در این وقت خداوند ابری را فرستاد که [[نسیم]] خنکی از آن وزیدن گرفت. مردم در زیر آن تکه ابر گرد آمدند تا از گرما [[رهایی]] یابند و دیگران را نیز به گرد آمدن در زیر آن [[ابر]] [[دعوت]] کردند. وقتی همگی در [[سایه]] آن جمع شدند، شرارههای [[آتش]] از ابر ببارید و [[زمین]] هم در زیر پایشان لرزید. از بالای سر آتش بر سرشان میبارید و از زیر پا هم به زمینلرزه [[سختی]] دچار گشتند تا همگی سوختند و خاکستر شدند و طومار زندگیشان در هم پیچیده شد<ref>بحارالانوار، ج۱۲، ص۳۸۲.</ref>. | |||
وهب گفته است: [[خدای تعالی]] [[گرما]] را بر ایشان مسلط کرد و نه [[روز]] به [[عذاب]] گرمای سخت [[مبتلا]] بودند و آبهاشان به صورت حمیم داغ در آمده بود که نمیتوانستند بیاشامند و به بیشهای [[پناه]] بردند. در این وقت [[خداوند]] تکه ابری را فرستاد و آنها در زیر آن جمع شدند. پس خدای تعالی آتشی از آن ابر بر ایشان بارید که هیچ یک از آنها از آن آتش سوزان [[نجات]] نیافتند<ref>راوندی، قصص الانبیاء، ص۱۴۷.</ref>. | |||
بدین ترتیب میتوان گفت کسانی که به عذاب [[زلزله]] و ابر آتشبار دچار شدند، همان [[مردم]] [[مدین]] یا [[اصحاب ایکه]] بودند و هر دو عذاب نیز بر همانها نازل گردید. اما منظور از «[[صیحه]]» در [[سوره هود]] نیز ممکن است [[صیحه آسمانی]] با [[صیحه جبرئیل]] بوده که هنگام نابودی یا پیش از [[نزول عذاب]] بر سر آنها زده یا چنان که برخی از [[مفسران]] گفتهاند، کنایه از [[هلاکت]] و نابود شدن آنهاست. چنانکه [[عرب]] در مورد قومی که نابود شدهاند میگوید: {{عربی|صاح الزمان بهم}} یعنی آن [[قوم]] نابود گشتهاند.<ref>[[سید هاشم رسولی محلاتی|رسولی محلاتی، سید هاشم]]، [[تاریخ انبیاء (کتاب)|تاریخ انبیاء]] ص ۳۵۵.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||