|
|
| خط ۹۷: |
خط ۹۷: |
|
| |
|
| [[خواندن قرآن]] با [[غنا]] [[ممنوع]] است؛<ref>جواهرالکلام، ج ۲۲، ص ۴۷.</ref> ولی [[مسلمانان]] با اثرپذیری از [[کلام پیامبر اکرم]] {{صل}} مبنی بر خواندن قرآن با صدای خوش،<ref>الکافی، ج ۲، ص ۶۱۴ ـ ۶۱۶؛ صحیح البخاری، ج ۶، ص ۲۷۴۳؛ سنن ابی داوود، ج ۲، ص ۷۴.</ref> فن نغمهشناسی یا صوت و لحن را [[ابداع]] کردند که از زیرمجموعههای [[تجوید]] است. متخصصان این [[هنر]] در سراسر جهان اسلام با توجه به معانی و موضوعات قرآن، الحان و نغمات متناسب با آن را به کار برده، حالتهای متفاوتی مانند [[اندوه]] و [[سرور]] را در شنوندگان پدید میآورند.<ref>کفایة المستفید، ص ۱۱۱.</ref> از سوی دیگر هنر اسلامی در ذات خود از آموزههای [[وحی]] [[الهام]] گرفته است. حضور فراوان "خلأ تصویر و نگارگری" در هنر اسلامی که به شکل ویژه در هنرهای تجسمی نمود بیشتری دارد ثمره مبانی [[متافیزیکی]] [[توحید]] و [[شعار]] {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}}<ref>«هیچ خدایی جز خداوند نیست، سرکشی میورزیدند» سوره صافات، آیه ۳۵.</ref> است که [[پیام]] ناپایداری غیر [[خدا]] و وجود خدا در فراسوی همه واقعیتها را [[القا]] میکند، از این رو جنبه ای از نیستی و خلأ در ذات هر موجودی [[ثابت]] میشود. در آثار [[هنری]]، وجود خلأ و [[غیبت]] جسمانیت از یک سو و جنبههای مثبت فرم، رنگ و ماده از سوی دیگر بر وجه انعکاسی اشیا و نیز نشانههای [[واقعیت]] [[برتر]] [[جهان]] [[تطبیق]] میکنند. سبک اسلیمی با بسط و تکرار فرمها با خلأ [[ارتباط]] برقرار کرده و چشم و [[ذهن]] را از سکون و ماندن در بند موضوعات [[جسمانی]] میرهاند و به تعبیری با [[گریز]] از تشبه به [[جسد]]، [[وحدت]] الوهی را [[القا]] میکند. این روش با خودداری از [[شمایل]] نگاری، [[حس]] حضور فرازمانی و بی مکان بودن [[خدا]] را در بیننده ایجاد میکند؛ همان چیزی که آموزه [[وحی]] بر آن تأکید میکند که به هر سو رو کنید آنجا وجه خداست: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و خاور و باختر از آن خداوند است پس هر سو رو کنید رو به خداوند است، بیگمان خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۱۱۵.</ref> معماری سنتی [[اسلامی]] با در نظر گرفتن این ویژگیها، کوچهها، باغها، بازارها و مسجدهایی بنا کرده است که بدون حضور [[مادیت]]، امکان تجربه [[معنوی]] حضور [[الهی]] را برای بیننده فراهم میکند<ref>خردنامه همشهری، ش ۴، «در فضای تهی پژواک؛ اهمیت خلاء در هنر اسلامی».</ref>.<ref>[[مهدی ملک محمدی|ملک محمدی، مهدی]]، [[تمدن (مقاله)|مقاله «تمدن»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸.</ref> | | [[خواندن قرآن]] با [[غنا]] [[ممنوع]] است؛<ref>جواهرالکلام، ج ۲۲، ص ۴۷.</ref> ولی [[مسلمانان]] با اثرپذیری از [[کلام پیامبر اکرم]] {{صل}} مبنی بر خواندن قرآن با صدای خوش،<ref>الکافی، ج ۲، ص ۶۱۴ ـ ۶۱۶؛ صحیح البخاری، ج ۶، ص ۲۷۴۳؛ سنن ابی داوود، ج ۲، ص ۷۴.</ref> فن نغمهشناسی یا صوت و لحن را [[ابداع]] کردند که از زیرمجموعههای [[تجوید]] است. متخصصان این [[هنر]] در سراسر جهان اسلام با توجه به معانی و موضوعات قرآن، الحان و نغمات متناسب با آن را به کار برده، حالتهای متفاوتی مانند [[اندوه]] و [[سرور]] را در شنوندگان پدید میآورند.<ref>کفایة المستفید، ص ۱۱۱.</ref> از سوی دیگر هنر اسلامی در ذات خود از آموزههای [[وحی]] [[الهام]] گرفته است. حضور فراوان "خلأ تصویر و نگارگری" در هنر اسلامی که به شکل ویژه در هنرهای تجسمی نمود بیشتری دارد ثمره مبانی [[متافیزیکی]] [[توحید]] و [[شعار]] {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}}<ref>«هیچ خدایی جز خداوند نیست، سرکشی میورزیدند» سوره صافات، آیه ۳۵.</ref> است که [[پیام]] ناپایداری غیر [[خدا]] و وجود خدا در فراسوی همه واقعیتها را [[القا]] میکند، از این رو جنبه ای از نیستی و خلأ در ذات هر موجودی [[ثابت]] میشود. در آثار [[هنری]]، وجود خلأ و [[غیبت]] جسمانیت از یک سو و جنبههای مثبت فرم، رنگ و ماده از سوی دیگر بر وجه انعکاسی اشیا و نیز نشانههای [[واقعیت]] [[برتر]] [[جهان]] [[تطبیق]] میکنند. سبک اسلیمی با بسط و تکرار فرمها با خلأ [[ارتباط]] برقرار کرده و چشم و [[ذهن]] را از سکون و ماندن در بند موضوعات [[جسمانی]] میرهاند و به تعبیری با [[گریز]] از تشبه به [[جسد]]، [[وحدت]] الوهی را [[القا]] میکند. این روش با خودداری از [[شمایل]] نگاری، [[حس]] حضور فرازمانی و بی مکان بودن [[خدا]] را در بیننده ایجاد میکند؛ همان چیزی که آموزه [[وحی]] بر آن تأکید میکند که به هر سو رو کنید آنجا وجه خداست: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و خاور و باختر از آن خداوند است پس هر سو رو کنید رو به خداوند است، بیگمان خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۱۱۵.</ref> معماری سنتی [[اسلامی]] با در نظر گرفتن این ویژگیها، کوچهها، باغها، بازارها و مسجدهایی بنا کرده است که بدون حضور [[مادیت]]، امکان تجربه [[معنوی]] حضور [[الهی]] را برای بیننده فراهم میکند<ref>خردنامه همشهری، ش ۴، «در فضای تهی پژواک؛ اهمیت خلاء در هنر اسلامی».</ref>.<ref>[[مهدی ملک محمدی|ملک محمدی، مهدی]]، [[تمدن (مقاله)|مقاله «تمدن»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸.</ref> |
|
| |
| == تمدن در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ==
| |
| [[ابراهیم]] از [[خدا]] میخواهد [[شهر مکه]] را مرکز تمدنی [[جدید]] قرار دهد. دعای [[ابراهیم]] [[استجابت]] شد و بهوسیله [[پیامبر اسلام]] در ایجاد چنین تمدنی نقش اساسی ایفا کرد، و این [[شهر]] و مرکز تمدن وسیله تمدنی بزرگتر به عنوان تمدن کتابی گردید که بر محوریت یک کتاب به [[خلق]] [[فرهنگ]] و [[علوم]] گوناگون از خط گرفته تا هنرهای تذهیبی و [[علوم اسلامی]] روی آورد. در این مدخل به دستهای از [[آیات]] که به این [[دعا]] و مقدمات آن اشاره دارد، میپردازد.
| |
| #{{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّهای کشتناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دلهایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوهها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref>
| |
| #{{متن قرآن|وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایههای خانه (کعبه) را فرا میبردند (گفتند):» سوره بقره، آیه ۱۲۷.</ref> * {{متن قرآن|رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>«پروردگارا! و ما را فرمانبردار خود بگمار و از فرزندان ما خویشاوندانی را فرمانبردار خویش (برآور) و شیوههای پرستشمان را به ما بنما و توبه ما را بپذیر بیگمان تویی که توبهپذیر مهربانی» سوره بقره، آیه ۱۲۸.</ref> * {{متن قرآن|رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«پروردگارا! و در میان آنان از خودشان پیامبری را که آیههایت را برای آنها میخواند و به آنان کتاب (آسمانی) و فرزانگی میآموزد و به آنها پاکیزگی میبخشد، برانگیز! بیگمان تویی که پیروزمند فرزانهای» سوره بقره، آیه ۱۲۹.</ref>
| |
| #{{متن قرآن|وَقَالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدَى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَمًا آمِنًا يُجْبَى إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقًا مِنْ لَدُنَّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و گفتند: اگر این رهنمود را با تو پی بگیریم ما را از سرزمینمان میربایند؛ آیا ما به آنان در حرمی امن جایگاه ندادیم که فرآوردههای هر چیز را که رزقی از نزد ماست به سوی آن میآورند؟ اما بیشتر آنان نمیدانند» سوره قصص، آیه ۵۷.</ref>
| |
| #{{متن قرآن|إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«بیگمان نزدیکترین مردم به ابراهیم همانانند که از وی پیروی کردند و نیز این پیامبر و مؤمنان؛ و خداوند سرپرست مؤمنان است» سوره آل عمران، آیه ۶۸.</ref>
| |
|
| |
| '''نکات:''' در دعای [[ابراهیم]] دو محور ایجاد مدنیت و تمدن مطرح شده است:
| |
| # توجه [[مردم]] و جریانهای [[اجتماعی]] به یک مکان و سکونت در آن و رفت آمد بهسوی آن: {{متن قرآن|فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّهای کشتناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دلهایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوهها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref>
| |
| # وجود [[رفاه]]، [[غذا]]، [[لباس]]، مسکن، و آن چه مورد احتیاج [[زندگی]] است: {{متن قرآن|وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّهای کشتناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دلهایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوهها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref> که هر چند [[مکه]] فاقد کشت و زرع بوده است؛ ولی رفت آمد [[مردم]] باعث رونق [[اقتصادی]]، و وفور ثمرات که از مکانهای دیگر منتقل میگردد و [[قرآن]] چنین میگوید: {{متن قرآن|أَوَلَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَمًا آمِنًا يُجْبَى إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ كُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«و گفتند: اگر این رهنمود را با تو پی بگیریم ما را از سرزمینمان میربایند؛ آیا ما به آنان در حرمی امن جایگاه ندادیم که فرآوردههای هر چیز را که رزقی از نزد ماست به سوی آن میآورند؟ اما بیشتر آنان نمیدانند» سوره قصص، آیه ۵۷.</ref> و محور سوم و دعای تکمیلی [[ابراهیم]]: {{متن قرآن|رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ}}<ref>«پروردگارا! و در میان آنان از خودشان پیامبری را که آیههایت را برای آنها میخواند و به آنان کتاب (آسمانی) و فرزانگی میآموزد و به آنها پاکیزگی میبخشد، برانگیز! بیگمان تویی که پیروزمند فرزانهای» سوره بقره، آیه ۱۲۹.</ref> میباشد که نقش [[پیامبر گرامی اسلام]] در [[جامعه]] مکی و مدنیت ایجاد شده توسط [[ابراهیم]] برجسته میشود که خدایا [[پیامبری]] برای آنها بفرست که فرد و جامعهسازی انجام دهد و [[تزکیه]] و [[تعلیم]] را سر لوحه برنامه تمدنسازی قرار دهد و برای [[خداوند]] در مقابل ادعای [[یهود]] که [[ابراهیم]] را مخصوص خودشان و متعلق به [[قوم یهود]] میدانستند میفرماید، نزدیکترین [[مردم]] به [[ابراهیم]]، [[پیروان]] راه [[ابراهیم]] و این پیامبراست: {{متن قرآن|إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُوا}}<ref>«بیگمان نزدیکترین مردم به ابراهیم همانانند که از وی پیروی کردند و نیز این پیامبر و مؤمنان؛ و خداوند سرپرست مؤمنان است» سوره آل عمران، آیه ۶۸.</ref> و جریان [[پیامبر اسلام]] امتداد جریان [[ابراهیم]] است و [[دین حنیف]] [[مسلم]] را که اساس تمدن [[توحیدی]] است ادامه داده است.<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۳۳۹.</ref>.
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |