بحث:عصمت قرآن: تفاوت میان نسخهها
←ابعاد عصمت قرآن
بدون خلاصۀ ویرایش |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
==ابعاد عصمت قرآن== | ==ابعاد عصمت قرآن== | ||
[[عصمت]] | یکی از گونههای [[عصمت]] قرآن، عصمت آن به اعتبار پارهای از وجوه و ابعاد قرآن است. به این لحاظ مهمترین ابعاد عصمت قرآن عبارت است از عصمت معنوی و لفظی. | ||
#عصمت معنوی همان عصمت در تبیین و تفسیر است که در مرحله ششم از آن یاد شد. مراد از عصمت معنوی یا تفسیری، وجود تفسیر معصومانه از قرآن و دسترس پذیری فی الجمله آن است، هر چند در کنار آن باب فهمها و تفسیرهای غیر معصومانه و خطاپذیر نیز باز است. | #عصمت معنوی همان عصمت در تبیین و تفسیر است که در مرحله ششم از آن یاد شد. مراد از عصمت معنوی یا تفسیری، وجود تفسیر معصومانه از قرآن و دسترس پذیری فی الجمله آن است، هر چند در کنار آن باب فهمها و تفسیرهای غیر معصومانه و خطاپذیر نیز باز است. | ||
#مراد از عصمت لفظی مصونیت قرآن از کاربست واژگان و ترکیبات نادرست از ناحیه صادر کننده و نیز محفوظ ماندن از هرگونه تحریف لفظی در مراحل پس از صدور است.<ref>[[عصمت تام قرآن و برون دادهای آن (مقاله)|عصمت تام قرآن و برون دادهای آن]]؛ صفحه ۵</ref> | #مراد از عصمت لفظی مصونیت قرآن از کاربست واژگان و ترکیبات نادرست از ناحیه صادر کننده و نیز محفوظ ماندن از هرگونه تحریف لفظی در مراحل پس از صدور است.<ref>[[عصمت تام قرآن و برون دادهای آن (مقاله)|عصمت تام قرآن و برون دادهای آن]]؛ صفحه ۵</ref> | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
#تحریف به جابجایی کلمات و ترکیب آنها.<ref>اقسام دیگری نیز برای تحریف بر شمرده شده است که صدق عنوان تحریف بر یرخی از آنها محل تردید است، مانند: تحریف در قرائت؛ تحریف در لهجه و گویش. جهت آگاهی بیشتر نگا: محمد هادی معرفت، همان، صص ۲۲ - ۲۶</ref> | #تحریف به جابجایی کلمات و ترکیب آنها.<ref>اقسام دیگری نیز برای تحریف بر شمرده شده است که صدق عنوان تحریف بر یرخی از آنها محل تردید است، مانند: تحریف در قرائت؛ تحریف در لهجه و گویش. جهت آگاهی بیشتر نگا: محمد هادی معرفت، همان، صص ۲۲ - ۲۶</ref> | ||
اساساً مراد از نفی تحریف کتاب آسمانی، به این معناست که این تغییرات به گونهای انجام پذیرد که دیگر کلام الهی، به درستی شناخته نشود و از دسترس بشر خارج گردد و یا چیزی به طور معمول، کلام خدا انگاشته شود که سخن او نیست. در مقابل مصونیت قرآن از تحریف، به معنای ماندگاری متن اصلی قرآن و آشنایی با آن در میان مردم است؛ به گونهای که هیچ گاه جوامع بشری، از شناخت و دسترسی به متن اصلی آن محروم نشده و کلام خدا را از غیر آن با وضوح و آشنایی تمیز بتوانند داد.<ref>[[حمید رضا شاکرین|شاکرین، حمید رضا]]، [[عصمت تام قرآن و برون دادهای آن (مقاله)|عصمت تام قرآن و برون دادهای آن]]؛ صفحه ۵</ref> | اساساً مراد از نفی تحریف کتاب آسمانی، به این معناست که این تغییرات به گونهای انجام پذیرد که دیگر کلام الهی، به درستی شناخته نشود و از دسترس بشر خارج گردد و یا چیزی به طور معمول، کلام خدا انگاشته شود که سخن او نیست. در مقابل مصونیت قرآن از تحریف، به معنای ماندگاری متن اصلی قرآن و آشنایی با آن در میان مردم است؛ به گونهای که هیچ گاه جوامع بشری، از شناخت و دسترسی به متن اصلی آن محروم نشده و کلام خدا را از غیر آن با وضوح و آشنایی تمیز بتوانند داد.<ref>[[حمید رضا شاکرین|شاکرین، حمید رضا]]، [[عصمت تام قرآن و برون دادهای آن (مقاله)|عصمت تام قرآن و برون دادهای آن]]؛ صفحه ۵</ref> | ||
== لوازم عصمت قرآن == | |||
عصمت قرآن از هرگونه [[خطا]] و [[انحرافی]] لوازمی را به دنبال دارد که عبارتند از: | |||
# احتیاج به [[تفسیر]] در [[قرآن]]: [[لزوم عصمت]] در [[قرآن]]، ما را بی [[نیاز]] از [[تفسیر]] آن نمیکند؛ چراکه به هیچ عنوان نمیتوان بدون [[تبیین]] و [[تفسیر]] توسط [[پیامبر]] و [[جانشینان]] [[معصوم]] به [[حقیقت]] واقعی این [[کلام]] [[مقدس]] [[دست]] پیدا کرد<ref>ر. ک: [[حمید رضا شاکرین|شاکرین، حمید رضا]]، [[عصمت تام قرآن و برون دادهای آن (مقاله)|عصمت تام قرآن و برون دادهای آن]]؛ ص ۵ـ۷.</ref>. | |||
# [[عامه]] پسند بودن [[قرآن]]: [[قرآن]] در عین اینکه یک [[کلام]] [[معصومانه]] است یعنی بدون [[خطا]] و [[تحریف]] است اما به صورت [[عامه]] پسند و بدون هیچ پیچیدگی ظاهری نازل شده است؛ همین امر عاملی شد تا عده ای به این [[باور]] برسند که زبان [[قرآنی]] زبان بشری همراه با [[محدودیت]] [[تاریخی]] ـ [[فرهنگی]] آن زمان است، لذا [[پیامبر]] به وسیلۀ [[پیام]] [[وحی]] غیر از [[باورها]] و تصورات [[فرهنگی]] روزگار خودش، چیز اضافه ای برای [[بشر]] نیاورده است<ref>ابوزید، نصرحامد، مفهوم النص، ص۳۴؛ مفهوم پوشیده و مبهم وحی، ترجمه محمدتقی کرمی، نقد و نظر شماره ۱۲ ص۳۴۵.</ref>. این ادعا به دو [[دلیل]] قابل [[پذیرش]] نیست: | |||
## با نگاهی به [[خالق]] و گویندۀ [[قرآن]] روشن میشود چنین [[خالق]] با عظمتی نمیتواند کلامش محدود به [[کلامی]] بشری و محصور در تنگناهای محیطی، [[فرهنگی]] و [[تاریخی]] باشد. | |||
## براساس آیۀ {{متن قرآن|لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ}}<ref>«در حال و آینده آن، باطل راه ندارد» سوره فصلت، آیه ۴۲.</ref> در مییابیم [[قرآن]] از [[عقاید]]، [[افکار]]، [[آداب]] و [[فرهنگ]] [[باطل]] به دور است؛ اما به جهت امکان تفاهم با [[مردم]]، از واژگان عرفی آنان استفاده کرده است؛ این امر (کاربست واژگان رایج در میان [[مردم]]) لزوماً به معنای [[پذیرش]] [[فرهنگ]] آنان نیست، بلکه میتواند صرفاً از باب هم سویی در کاربرد واژگان رایج در عرف آن زمان و به زبان آن عرف باشد چنانکه چنین امری در همۀ زبانها امری رایج و مرسوم است<ref>ر. ک: [[محمد هادی معرفت|معرفت، محمد هادی]]، شبهات وردود، ص ۱۱۰-۱۱۳ و نقد شبهات پیرامون قرآن کریم، ص۱۴۷-۱۴۸.</ref>. | |||
== آثار و کارکردهای [[معصوم]] بودن قرآن == | == آثار و کارکردهای [[معصوم]] بودن قرآن == | ||