←پرسشهای وابسته
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
* بنا بر این میتوان گفت که معنای اولیه وحی، شتاب و سرعت بوده است، آنگاه در عملِ اشاره کردن به عنوان مصداقِ یک فعل سریع به کار رفته که عنصر خِفا نیز از لوازم آن است، سپس در مطلق اِعلام "آگاهانیدن" کاربرد یافته است. | * بنا بر این میتوان گفت که معنای اولیه وحی، شتاب و سرعت بوده است، آنگاه در عملِ اشاره کردن به عنوان مصداقِ یک فعل سریع به کار رفته که عنصر خِفا نیز از لوازم آن است، سپس در مطلق اِعلام "آگاهانیدن" کاربرد یافته است. | ||
* باید توجه داشت که کاربرد یک لفظ صرفآً به معنای اصلی آن محدود نمیشود، بلکه [[اهل]] زبان دامنه کاربرد را گسترش داده، یک لغت را در لوازم معنای اصلی و دیگر مواردی که با آن [[ارتباط]] دارد به کار میبرند. به عنوان مثال وقتی وحی به معنای اعلام و یک عمل ارتباطی باشد آن گاه این کلمه در ابزارهای این عمل ارتباطی، نظیر خط و [[کتابت]] نیز به کار میرود. چنانکه در سخنی از [[حارث اعور]] آمده است که گفت: {{عربی|" القرآن هَيّن، و الوَحْي أشد منه "}}<ref>خواندن آسان است، نوشتن از آن سختتر است</ref>. در این سخن، [[قرآن]] به معنای مهارت [[خواندن]] و وحی به معنای مهارت [[نوشتن]] و خط است<ref>تاج العروس من الجواهر القاموس، زبیدی، تحقیق علی سیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ ﻫ، ج ۲۰، ص ۲۷۹ (ذيل واژه)</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | * باید توجه داشت که کاربرد یک لفظ صرفآً به معنای اصلی آن محدود نمیشود، بلکه [[اهل]] زبان دامنه کاربرد را گسترش داده، یک لغت را در لوازم معنای اصلی و دیگر مواردی که با آن [[ارتباط]] دارد به کار میبرند. به عنوان مثال وقتی وحی به معنای اعلام و یک عمل ارتباطی باشد آن گاه این کلمه در ابزارهای این عمل ارتباطی، نظیر خط و [[کتابت]] نیز به کار میرود. چنانکه در سخنی از [[حارث اعور]] آمده است که گفت: {{عربی|" القرآن هَيّن، و الوَحْي أشد منه "}}<ref>خواندن آسان است، نوشتن از آن سختتر است</ref>. در این سخن، [[قرآن]] به معنای مهارت [[خواندن]] و وحی به معنای مهارت [[نوشتن]] و خط است<ref>تاج العروس من الجواهر القاموس، زبیدی، تحقیق علی سیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ ﻫ، ج ۲۰، ص ۲۷۹ (ذيل واژه)</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | ||
==چیستی [[وحی]]== | |||
کلمه وحی و مشتقات آن در لغت، معانی گوناگون و کاربردهای متنوعی دارد؛ مانند «اشاره»، «[[الهام]] و در [[دل]] افکندن»، «[[نوشتن]]»، «[[رسالت]] و [[پیام]]»، «تفهیم و القای پنهانی». واژه یادشده، خواه مصدر {{عربی|وحى، يحى، وَحياً}} یا اسم مصدر از {{عربی|اوحى، يوحى، ايحاء}} شمرده شود، هر دو به یک معنا، و جامع تمام معانی و کاربردهای کلمه وحی، همان «تفهیم و القای سریع و نهانی» است. این معنای مشترک، در تمام مصداقها و کاربردها بروز دارد؛ خواه القای [[امر تکوینی]] بر جمادات یا القای امر غریزی بر حیوانات باشد، خواه تفهیم خطورهای [[فطری]] و [[قلبی]] بر انسانهای معمولی یا تفهیم پیام [[شریعت]] بر [[انبیا]] باشد؛ و چه با اشاره یا نوشتار سری صورت پذیرد، آن خصوصیت تفهیم و القای سری و سریع، در تمام این موارد به گونهای نهفته است. | |||
ابن فارس مینویسد: | |||
{{عربی|(و - ح- ي) اصل يدل على القاء علم في اخفاء. فالوحي، الاشارة و الكتابة و الرسالة، و كل ما ألقيته إلى غيرك حتى علمه فهو وحي كيف كان و كل ما في باب الوحي فراجع الى هذا الاصل}}<ref>ابن فارس، معجم مقاییس اللغه.</ref>. | |||
ابن منظور مینویسد: {{عربی|الوحي، الاشارة و الكتابة و الرسالة و الالهام و الكلام الخفيّ و كلّ ما القيته الى غيرك...}}<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۱۵، ص۳۷۹.</ref>.<ref>[[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۱۲۱.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||
{{پرسش وابسته}} | {{پرسش وابسته}} | ||