فقر در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۸۴۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲ مارس ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۴: خط ۳۴:
بالاخره [[واقع‌بینی]] ایجاب می‌کند که در محاسبات خط فقر، مسائلی چون تورم، [[رشد]] جمیعت، شرایط [[اقتصادی]] [[کشور]] و اوضاع [[سیاسی]] [[حاکم]] نیز منظور شود و به این ترتیب در هر قدم که با معیار جدیدی مواجه می‌شویم، ابهام جدیدی بر انبوه ابهام‌های گذشته افزوده می‌شود.
بالاخره [[واقع‌بینی]] ایجاب می‌کند که در محاسبات خط فقر، مسائلی چون تورم، [[رشد]] جمیعت، شرایط [[اقتصادی]] [[کشور]] و اوضاع [[سیاسی]] [[حاکم]] نیز منظور شود و به این ترتیب در هر قدم که با معیار جدیدی مواجه می‌شویم، ابهام جدیدی بر انبوه ابهام‌های گذشته افزوده می‌شود.
محاسبه ارقام لازم برای [[فقرزدایی]] به [[سادگی]] برآورد اقلام ریالی مورد نیاز برای امور استخدامی و سرانه [[حقوق]] بگیران [[دولت]] نیست و ارقام فقرزدایی باید در لابه‌لای برنامه کلان دولت در بخش‌های مختلف مانند پروژه‌های صنعتی، [[کشاورزی]] و خدمات جهت ارتقای سطح زندگی [[آحاد]] [[مردم]] منظور شود و در مسائلی چون [[اشتغال]] و ایجاد [[مشاغل]] کاری صرف شود و بخش‌نگری در آن [[گمراه‌کننده]] است و باید با کلان‌نگری حل و فصل شود<ref>فقه سیاسی، ج۴، ص۹۶-۱۰۰ و ۱۰۳.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۷۹۰.</ref>
محاسبه ارقام لازم برای [[فقرزدایی]] به [[سادگی]] برآورد اقلام ریالی مورد نیاز برای امور استخدامی و سرانه [[حقوق]] بگیران [[دولت]] نیست و ارقام فقرزدایی باید در لابه‌لای برنامه کلان دولت در بخش‌های مختلف مانند پروژه‌های صنعتی، [[کشاورزی]] و خدمات جهت ارتقای سطح زندگی [[آحاد]] [[مردم]] منظور شود و در مسائلی چون [[اشتغال]] و ایجاد [[مشاغل]] کاری صرف شود و بخش‌نگری در آن [[گمراه‌کننده]] است و باید با کلان‌نگری حل و فصل شود<ref>فقه سیاسی، ج۴، ص۹۶-۱۰۰ و ۱۰۳.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۷۹۰.</ref>
==فقر‌زدایی==
[[فقر]] بیش از آنکه مشکل [[اقتصادی]] تلقی شود، یک معضل [[سیاسی]] هم به شمار می‌آید. [[کلام امیرمؤمنان]] در مورد حرکت [[محرومان]] و جنبش‌های ناشی از فقر، می‌تواند [[گواه]] این سخن باشد. نگاه اجمالی به اوضاع کشورهای پیشرفته و در حال [[رشد]]، [[شکاف طبقاتی]] و تشدید تضادها را روشن می‌کند که با وجود رشد سریع اقتصادی در بسیاری از کشورها، اغلب [[منافع]] سرشاری را نصیب گروه‌های خاص کرده و گروه‌های [[محروم]] و کم درآمد، نه تنها از مزایای این رشد فزاینده بهره‌مند نشده‌اند، بلکه فاصلۀ درآمدها [[روز]] به روز افزایش بیشتری را نشان می‌دهد.
پس از [[پیروزی انقلاب اسلامی]] با [[تغییر]] دیدگاه‌ها و خطوطی که [[قانون اساسی]] ترسیم کرده بود فقر‌زدایی به عنوان یکی از اهداف اصولی [[انقلاب اسلامی]]، برنامه‌های پنج ساله را به سوی [[هدف]] حل مشکل فقر سوق داد و این بار مشکل فقر را نه به عنوان پیامد سیاسی آن، بلکه به لحاظ اینکه [[سیاست]] کلی [[کشور]] باید در راستای فقر‌زدایی [[بسیج]] شود مدنظر قرار داد و در سیاستگذاری جدید، [[عدالت اجتماعی]] و ارزش‌های [[فرهنگی]] برخاسته از انقلاب اسلامی، معیارها و شاخص‌های [[رشد اقتصادی]] را رقم زد و در برنامه‌های [[توسعه اقتصادی]]، به طور همزمان و موازی، [[توسعه]] [[اجتماعی]] و فرهنگی نیز منظور شد.
در میان عوامل مؤثر در ایجاد فاجعة فقر، محرومیت‌های فرهنگی بیش از هر عامل دیگر اثرگذار است؛ عاملی که بیرحمی را در یک سو و [[تحمل]] [[تحقیر]] را در سوی دیگر به وجود می‌آورد و در اثر و بازتاب، معضلات سیاسی پیچیده‌ای را به [[جامعه]] [[تحمیل]] می‌کند.
افزون بر این می‌توان در فرمول پیچیدۀ فقر و [[محرومیت]]، تأثیر عوامل سیاسی را به وضوح [[مشاهده]] کرد، معضلات سیاسی را باید هم به عنوان علت فقر و هم به صورت معلول فقر بررسی کرد.
در اصطلاح [[فقهی]] نیز فقر به نداشتن حداقل [[زندگی]] متعارف گفته می‌شود که ملاک آن تنها [[عرفی]] و تابع شرایط عمومی جامعه است. برای مثال چنانکه در یک [[کشور]] در حال [[توسعه]] ممکن است [[فقر]] به معنای نداشتن امکانات ضروری برای ادامۀ [[حیات]] [[تفسیر]] شود و در یک کشور توسعه یافته به معنای [[محرومیت]] نسبی از همه امکانات پیشرفته یک [[زندگی]] متعارف آن [[جامعه]] تلقی شده باشد.
فقر در معنای اول به محرومیت و [[ناتوانی]] مادی افراد در دسترسی به حداقل نیازهای ضروری و اساسی مانند سرپناه، [[پوشاک]]، [[تغذیه]] و دارو، اطلاق می‌شود در حالی که به معنای دوم، به مفهوم نسبی و [[عدم تعادل]] در بهره‌مندی اقشار از امکانات موجود در جامعه گفته می‌شود. به طور معمول فقر در هر جامعه‌ای با شاخص‌های رسمی مانند [[میزان]] درآمد سرانه افراد بر آورد می‌شود.
پس فقر به حالتی گفته می‌شود که فرد، [[خانواده]] و جامعه [[قادر]] به تأمین تمام یا قسمتی از نیازهای ضروری و اساسی زندگی چون: [[لباس]]، [[غذا]]، [[مسکن]] و دارو نباشد، به طوری که محرومیت از حداقل آنها، [[زندگی فردی]] خانواده و جامعه را دچار مخاطره کند. بر این اساس، فرد، خانواده، و جامعه هنگامی [[غنی]] به شمار می‌آیند که از حداقل امکانات به تناسب سطح زندگی متعارف برخوردار و یا محرومیت از امکانات حداقل، به طور اختیاری بوده و موجب به مخاطره افتادن [[حیات مادی]] نشود.
عوامل وجودی فقر عبارتند از: ۱. پایین بودن سطح درآمد فرد، خانواده و جامعه به لحاظ سرانه و سالانه؛ ۲. محدود بودن فرصت‌های شغلی؛ ۳. پایین بودن میزان بازدهی [[نیروی کار]]؛ ۴. [[رشد]] بی‌رویۀ [[جمعیت]]؛ ۵. فقدان یا کاهش [[نیروی انسانی]] کارآمد؛ ۶. محدودیت عوامل [[تولید]] و یا [[ضعف]] دستیابی به آنها؛ ۷. عدم استفادۀ بهینه از سرمایه‌ها؛ ۸. فقدان [[نظام مالیاتی]] صحیح؛ ۹. فقدان یا ضعف خدمات حمایتی؛ ۱۰. محدود بودن پوشش‌های بیمه‌ای.
پیامدهای [[ناگواری]] که فقر دارد عبارتند از: ۱. از میان بردن استعدادها و خلاقیت‌ها؛ ۲. آسیب‌پذیری [[سلامت جسمی]] و [[روحی]]؛ ۳. [[تهدید]] [[امنیت]]؛ ۴. شکنندگی [[ثبات]] [[سیاسی]]؛ ۵. سلب [[اعتماد]] و [[غرور]] ملی؛ ۶. [[گسستگی]] پیوند ملی؛ ۷. [[توسعه]] نیافتگی؛ ۸ [[فقر معنوی]] و [[فرهنگی]]؛ ۹. ازدیاد [[مرگ و میر]]؛ ۱۰. [[فساد اخلاقی]] و [[اجتماعی]].
برخی از عوامل مؤثر در [[فقرزدایی]] اغلب به گونۀ بی‌واسطه و به طور کامل آشکار عمل می‌کند و رابطۀ علت و معلولی بین آن و فقرزدایی [[بی‌نیاز]] از توضیح است، مانند افزایش درآمد اقشار [[محروم]] و بهبود وضع رفاهی و تغذیه‌ای افراد کم درآمد که خود نشانۀ بارز [[فقر‌زدایی]] است. اما تعدادی از عوامل فقرزدا یا به شکل پنهانی و یا به طور غیرمستقیم عمل می‌کنند که نیاز به توجه بیشتری دارند. از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
#افزایش نسبت افراد باسواد در [[جامعه]]؛
#افزایش سهم [[دختران]] در کل [[دانش]] آموختگان [[کشور]]؛
#افزایش نسبت باسوادی [[زنان]]؛
#افزایش نسبت باسواد در [[روستاها]]؛
#افزایش تعداد [[دانشجویان]]؛
#افزایش تعداد دانش آموزان؛
#ایجاد [[شغل]]؛
#بهبود وضع روستایی‌ها؛
#کاهش مرگ و میر؛
#افزایش [[پوشش]] واکسیناسیون؛
#بهبود وضعیت [[بهداشت]] و درمان؛
#بهبود وضعیت [[تغذیه]].
توسعۀ خدمات حمایتی [[دولت]] هر چند خود یکی از شاخص‌های فقرزدایی به شمار می‌آید، اما با توجه به نقش مؤثری که در کاهش و حتی [[ریشه‌کن کردن فقر]] دارد، می‌تواند به عنوان عامل مستقل در سیاست‌های فقرزدایی مورد توجه قرار گیرد.
بیشتر شاخص‌های فقرزدایی را در سیاست‌های توسعه‌ای با [[هدف]] [[رشد اقتصادی]] می‌توان به وضوح [[مشاهده]] کرد، اما خدمات حمایتی، تنها در آن نوع برنامه‌های توسعه یافت می‌شود که هدف فقرزدایی در کنار توسعۀ [[اقتصادی]]، مورد توجه قرار گرفته باشد<ref>فقه سیاسی، ج۴، ص۷۷-۸۰، ۸۶ و ۸۸-۹۳.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۲۹۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۳۹: خط ۶۷:
# [[پرونده:1379779.jpg|22px]] [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم''']]
# [[پرونده:1379779.jpg|22px]] [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم''']]
# [[پرونده: 1100699.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۱''']]
# [[پرونده: 1100699.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۱''']]
# [[پرونده:1100701.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۲''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۴۷۵

ویرایش