برهان حفظ دین در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


'''[[برهان حفظ دین]]'''، یا حفظ شریعت، یکی از [[براهین]] مشهوری است که از دیر باز جهت [[ضرورت وجود امام]] و نیز [[اثبات عصمت امام]] به آن [[تمسک]] می‌شده است، بر اساس این برهان، [[امام]] [[حافظ شریعت]]است، حافظ شریعت باید معصوم باشد، پس امام باید معصوم باشد زیرا اگر حافظ شریعت معصوم نباشد و دچار [[اشتباه]] باشد، لازم می‌آید کم‌کم محتوای [[شریعت]] دچار [[انحراف]] و [[تحریف]] گردد و طولی نمی‌کشد که آنچه از شریعت باقی می‌ماند با [[حقیقت]] آسمانی آن فاصله می‌یابد، پس باید متولّی و حافظ و مبین و [[مفسر]] شریعت (امام) به هرحال معصوم باشد.
'''[[برهان حفظ دین]]'''، یا حفظ شریعت، یکی از [[براهین]] مشهوری است که از دیر باز جهت [[ضرورت وجود امام]] و نیز [[اثبات عصمت امام]] به آن تمسک می‌شده است، بر اساس این برهان، [[امام]] [[حافظ شریعت]] است، حافظ شریعت باید معصوم باشد، پس امام باید معصوم باشد زیرا اگر حافظ شریعت معصوم نباشد و دچار [[اشتباه]] باشد، لازم می‌آید کم‌کم محتوای [[شریعت]] دچار [[انحراف]] و [[تحریف]] گردد و طولی نمی‌کشد که آنچه از شریعت باقی می‌ماند با [[حقیقت]] آسمانی آن فاصله می‌یابد، پس باید متولّی و حافظ و مبین و [[مفسر]] شریعت (امام) به هرحال معصوم باشد.


==برهان حفظ دین و کارکردهای آن ==
== برهان حفظ دین و کارکردهای آن ==
یکی از [[براهین]] مشهور که از دیر باز در کتاب‌های کلامی مطرح و برای [[ضرورت وجود امام]] و نیز [[اثبات عصمت امام]] به آن [[تمسک]] می‌شده است، «[[برهان حفظ شریعت]]» است<ref>به این برهان هم «برهان لطف» و هم «برهان حفظ شریعت» گفته می‌شود. نکته‌ای که لازم است بدان توجه شود این است که در اصطلاح متکلمین، برهان لطف ناظر به اصل نیازمندی بشر به هدایت آسمانی و الهی است؛ در حالی که آنچه در اینجا به عنوان برهان حفظ شریعت مطرح می‌باشد، ناظر به استمرار هدایت و بقاء آن است. چرا که در برهان لطف در حقیقت عدم کارایی ابزارهای موجود در بین بشر مانند عقل و تجربه و غیره برای سعادت انسان و نیز وجود زمینه‌های انحراف و ضلالت مدّ نظر است؛ ولی حفظ شریعت در مرحله دوم و بعد از تحقق لطف الهی در هدایت انسان و برای حفظ و نگهداری و بهره‌برداری همه انسان‌ها از این هدایت است. به عبارت دیگر حفظ شریعت لطفی بعد از لطف است؛ لطف اول فراهم نمودن بستر هدایت برای بشر و لطف دوم محافظت و نگهداری از لطف اول است. آنچه باید تداوم و استمرار داشته باشد حفظ دین و معارف هدایت‌آمیز است نه اصل دریافت احکام و شرایع آسمانی. (...) لذا به نظر می‌رسد برهان لطف اصطلاحی - لطف اول - نمی‌تواند استمرار امامت را اثبات نماید و رسالت آن همان اثبات لطف خداوند در ارسال انبیاء است. بنابراین آنچه در این بخش می‌توان مطرح و مورد کنکاش قرار داد لطف دوم، یعنی «حفظ شریعت» است.</ref>. حاصل [[برهان]] این است که مقتضای [[خاتمیت]] این است که [[شریعت اسلام]] تا [[قیامت]] در میان افراد [[بشر]] محفوظ بماند و این محفوظ ماندن، در گرو وجود انسانی است که [[شریعت]] را به طور جامع و کامل می‌داند و افراد [[بشر]] بتوانند [[شریعت اسلام]] را به صورت صحیح از او بیاموزند؛ بنابراین وجود پیشوای [[معصوم]] در هر زمان [[واجب]] است<ref>تفصیل این مقدمه در مباحث نبوت عامه مطرح می‌گردد. ر. ک: تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۱۴۶؛ تعالیم اسلام، ص۳۳ و ۸۳.</ref>.
یکی از [[براهین]] مشهور که از دیر باز در کتاب‌های کلامی مطرح و برای [[ضرورت وجود امام]] و نیز [[اثبات عصمت امام]] به آن تمسک می‌شده است، «[[برهان حفظ شریعت]]» است<ref>به این برهان هم «برهان لطف» و هم «برهان حفظ شریعت» گفته می‌شود. نکته‌ای که لازم است بدان توجه شود این است که در اصطلاح متکلمین، برهان لطف ناظر به اصل نیازمندی بشر به هدایت آسمانی و الهی است؛ در حالی که آنچه در اینجا به عنوان برهان حفظ شریعت مطرح می‌باشد، ناظر به استمرار هدایت و بقاء آن است. چرا که در برهان لطف در حقیقت عدم کارایی ابزارهای موجود در بین بشر مانند عقل و تجربه و غیره برای سعادت انسان و نیز وجود زمینه‌های انحراف و ضلالت مدّ نظر است؛ ولی حفظ شریعت در مرحله دوم و بعد از تحقق لطف الهی در هدایت انسان و برای حفظ و نگهداری و بهره‌برداری همه انسان‌ها از این هدایت است. به عبارت دیگر حفظ شریعت لطفی بعد از لطف است؛ لطف اول فراهم نمودن بستر هدایت برای بشر و لطف دوم محافظت و نگهداری از لطف اول است. آنچه باید تداوم و استمرار داشته باشد حفظ دین و معارف هدایت‌آمیز است نه اصل دریافت احکام و شرایع آسمانی. (...) لذا به نظر می‌رسد برهان لطف اصطلاحی - لطف اول - نمی‌تواند استمرار امامت را اثبات نماید و رسالت آن همان اثبات لطف خداوند در ارسال انبیاء است. بنابراین آنچه در این بخش می‌توان مطرح و مورد کنکاش قرار داد لطف دوم، یعنی «حفظ شریعت» است.</ref>. حاصل [[برهان]] این است که مقتضای [[خاتمیت]] این است که [[شریعت اسلام]] تا [[قیامت]] در میان افراد [[بشر]] محفوظ بماند و این محفوظ ماندن، در گرو وجود انسانی است که [[شریعت]] را به طور جامع و کامل می‌داند و افراد [[بشر]] بتوانند [[شریعت اسلام]] را به صورت صحیح از او بیاموزند؛ بنابراین وجود پیشوای [[معصوم]] در هر زمان [[واجب]] است<ref>تفصیل این مقدمه در مباحث نبوت عامه مطرح می‌گردد. ر. ک: تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۱۴۶؛ تعالیم اسلام، ص۳۳ و ۸۳.</ref>.


=== اثبات ضرورت امامت ===
=== اثبات ضرورت امامت ===
{{اصلی|اثبات ضرورت امامت}}
{{اصلی|اثبات ضرورت امامت}}
تقریر این برهان چنین است که کسی که متصدی حفظ و [[نگهداری دین]] آسمانی است و از جانب [[خدا]] به این سمت اختصاص یافته، «[[امام]]» نامیده می‌شود، چنان که کسی که حامل [[روح]] [[وحی]] و [[نبوت]] و متصدی اخذ و دریافت احکام و [[شرایع آسمانی]] از جانب [[خدا]]ست «[[نبی]]» نام دارد و ممکن است [[نبوت]] و [[امامت]] در یک جا جمع شوند و ممکن است از هم جدا باشند<ref>تعالیم اسلام، ص ۱۵۰؛ شیعه در اسلام (طبع قدیم)، ص ۱۸۹.</ref>.
تقریر این برهان چنین است: کسی که متصدی حفظ و [[نگهداری دین]] آسمانی است و از جانب [[خدا]] به این سمت اختصاص یافته، «[[امام]]» نامیده می‌شود، چنان که کسی که حامل [[روح]] [[وحی]] و [[نبوت]] و متصدی اخذ و دریافت احکام و [[شرایع آسمانی]] از جانب [[خدا]]ست «[[نبی]]» نام دارد و ممکن است [[نبوت]] و [[امامت]] در یک جا جمع شوند و ممکن است از هم جدا باشند<ref>تعالیم اسلام، ص ۱۵۰؛ شیعه در اسلام (طبع قدیم)، ص ۱۸۹.</ref>.


پس در هر حال، وجود امامی لازم است که [[معارف]] و [[قوانین]] حقیقی [[دین خدا]] پیش او محفوظ بماند و هر وقت [[مردم]] استعداد پیدا کردند، بتوانند از [[راهنمایی]] وی استفاده نمایند<ref>از جمله شواهد قرآنی و روایی این برهان، آیه {{متن قرآن|فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ}}، سوره انعام، آیه ۸۹ و روایات ناظر به آن است.</ref>.<ref>[[علی رضا امامی میبدی|امامی میبدی، علی رضا]]، [[آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]، ص ٤٠- ٤٤.</ref>
پس در هر حال، وجود امامی لازم است که معارف و [[قوانین]] حقیقی [[دین خدا]] پیش او محفوظ بماند و هر وقت [[مردم]] استعداد پیدا کردند، بتوانند از [[راهنمایی]] وی استفاده نمایند<ref>از جمله شواهد قرآنی و روایی این برهان، آیه {{متن قرآن|فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ}}، سوره انعام، آیه ۸۹ و روایات ناظر به آن است.</ref>.<ref>[[علی رضا امامی میبدی|امامی میبدی، علی رضا]]، [[آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]، ص ٤٠- ٤٤.</ref>


====تقریر علامه طباطبایی====
==== تقریر علامه طباطبایی ====
مرحوم علامه طباطبایی گاه سخن از [[لطف]]، عنایت و [[مهربانی]] ویژه [[خداوند]] در ایجاد مسیری نو در مقابل [[بشر]] برای [[سعادت]] سخن می‌گوید و گاه بر حفظ و ابقاء آموزه‌های سعادت‌بخش [[انبیاء]] تأکید می‌کند و از مجموع این دو، [[لزوم]] [[امامت]] را بهره‌برداری می‌کند. لذا گرچه ایشان تصریح به تعدد یا [[وحدت]] این دو نکرده و اصلا اشاره‌ای به عناوین «[[برهان لطف]]» یا «[[برهان حفظ شریعت]]» ندارد و چه بسا برداشت بعضی نیز [[وحدت]] این دو [[برهان]] باشد؛ ولی با عنایت به آنچه گفته شده و تعابیر علامه در این زمینه، نویسنده به این نتیجه رسید که مباحث را در قالب «[[برهان حفظ شریعت]]» تدوین نماید.


مرحوم علامه طباطبایی گاه سخن از [[لطف]]، عنایت و [[مهربانی]] ویژه [[خداوند]] در ایجاد مسیری نو در مقابل [[بشر]] برای [[سعادت]] سخن می‌گوید، و گاه بر حفظ و ابقاء آموزه‌های سعادت‌بخش [[انبیاء]] تأکید می‌کند و از مجموع این دو، [[لزوم]] [[امامت]] را بهره‌برداری می‌کند. لذا گرچه ایشان تصریح به تعدد یا [[وحدت]] این دو نکرده و اصلا اشاره‌ای به عناوین «[[برهان لطف]]» یا «[[برهان حفظ شریعت]]» ندارد و چه بسا برداشت بعضی نیز [[وحدت]] این دو [[برهان]] باشد؛ ولی با عنایت به آنچه گفته شده و تعابیر علامه در این زمینه، نویسنده به این نتیجه رسید که مباحث را در قالب «[[برهان حفظ شریعت]]» تدوین نماید.
حاصل [[برهان]] چنین می‌شود: مقتضای [[خاتمیت]] این است که [[شریعت اسلام]] تا [[قیامت]] در میان افراد [[بشر]] محفوظ بماند و این محفوظ ماندن، در گرو وجود انسانی است که [[شریعت]] را به طور جامع و کامل می‌داند و افراد [[بشر]] بتوانند [[شریعت اسلام]] را به صورت صحیح از او بیاموزند؛ بنابراین وجود پیشوای [[معصوم]] در هر زمان [[واجب]] است<ref>تفصیل این مقدمه در مباحث نبوت عامه مطرح می‌گردد. ر. ک: تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۱۴۶؛ تعالیم اسلام، ص۳۳ و ۸۳.</ref>.


حاصل [[برهان]] این است که مقتضای [[خاتمیت]] این است که [[شریعت اسلام]] تا [[قیامت]] در میان افراد [[بشر]] محفوظ بماند و این محفوظ ماندن، در گرو وجود انسانی است که [[شریعت]] را به طور جامع و کامل می‌داند و افراد [[بشر]] بتوانند [[شریعت اسلام]] را به صورت صحیح از او بیاموزند؛ بنابراین وجود پیشوای [[معصوم]] در هر زمان [[واجب]] است<ref>تفصیل این مقدمه در مباحث نبوت عامه مطرح می‌گردد. ر. ک: تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۱۴۶؛ تعالیم اسلام، ص۳۳ و ۸۳.</ref>.
یک تشکیلات و سازمان دولتی که در کشوری به وجود می‌آید و کارهای عمومی [[مردم]] را اداره می‌کند خودکار نیست و تا جمعی از افراد شایسته و کاردان در نگهداری و اداره آن کوشش نکنند، قابل بقا نخواهد بود و [[مردم]] را از فواید خود بهره‌مند نخواهد ساخت. هر سازمان دیگری نیز که در جامعه‌های بشری به وجود می‌آید، مانند سازمان‌های فرهنگی و سازمان‌های مختلف اقتصادی، همین [[حکم]] را دارند و هرگز از گردانندگان شایسته و درستکار بی‌نیاز نیست. وگرنه در اندک زمانی از بین رفته به انحلال خواهند گرایید. این [[حقیقت]] روشنی است که با نظر ساده‌ای می‌توان آن را [[درک]] کرد و تجربه و آزمایش‌های بسیار نیز به درستی آن گواهی می‌دهد. [[شک]] نیست که سازمان [[دین اسلام]] که می‌توان آن را وسیع‌ترین سازمان‌های جهانی نامید، همین [[حکم]] را دارد و در بقا و جریان خود، به نگهبان و گرداننده نیازمند است و پیوسته افراد شایسته‌ای می‌خواهد که معارف و [[قوانین]] آن را به [[مردم]] برسانند و مقررات دقیق آن را در [[جامعه اسلامی]] اجرا کنند و کمترین [[غفلت]] و مسامحه در رعایت و نگهداری آن روا ندارند<ref>تعالیم اسلام، ص۱۴۹.</ref>.


یک تشکیلات و سازمان دولتی که در کشوری به وجود می‌آید و کارهای عمومی [[مردم]] را اداره می‌کند خودکار نیست و تا جمعی از افراد [[شایسته]] و کاردان در نگهداری و اداره آن کوشش نکنند، قابل بقا نخواهد بود و [[مردم]] را از فواید خود بهره‌مند نخواهد ساخت. هر سازمان دیگری نیز که در [[جامعه‌های بشری]] به وجود می‌آید، مانند سازمان‌های فرهنگی و سازمان‌های مختلف اقتصادی، همین [[حکم]] را دارند و هرگز از گردانندگان [[شایسته]] و درستکار بی‌نیاز نیست. وگرنه در اندک زمانی از بین رفته به انحلال خواهند گرایید. این [[حقیقت]] روشنی است که با نظر ساده‌ای می‌توان آن را [[درک]] کرد و تجربه و آزمایش‌های بسیار نیز به درستی آن گواهی می‌دهد. [[شک]] نیست که سازمان [[دین اسلام]] که می‌توان آن را وسیع‌ترین سازمان‌های جهانی نامید، همین [[حکم]] را دارد و در بقا و جریان خود، به نگهبان و گرداننده نیازمند است و پیوسته افراد شایسته‌ای می‌خواهد که [[معارف]] و [[قوانین]] آن را به [[مردم]] برسانند و مقررات دقیق آن را در [[جامعه اسلامی]] [[اجرا]] کنند و کمترین [[غفلت]] و مسامحه در رعایت و نگهداری آن روا ندارند<ref>تعالیم اسلام، ص۱۴۹.</ref>.
کسی که متصدی حفظ و [[نگهداری دین]] آسمانی است و از جانب [[خدا]] به این سمت اختصاص یافته، «[[امام]]» نامیده می‌شود، چنان که کسی که حامل [[روح]] [[وحی]] و [[نبوت]] و متصدی اخذ و دریافت احکام و [[شرایع آسمانی]] از جانب [[خدا]]ست «[[نبی]]» نام دارد و ممکن است [[نبوت]] و [[امامت]] در یک جا جمع شوند و ممکن است از هم جدا باشند<ref>تعالیم اسلام، ص ۱۵۰؛ شیعه در اسلام (طبع قدیم)، ص ۱۸۹.</ref>.


کسی که متصدی حفظ و [[نگهداری دین]] آسمانی است و از جانب [[خدا]] به این سمت اختصاص یافته، «[[امام]]» نامیده می‌شود، چنان که کسی که حامل [[روح]] [[وحی]] و [[نبوت]] و متصدی اخذ و [[دریافت احکام]] و [[شرایع آسمانی]] از جانب [[خدا]]ست «[[نبی]]» نام دارد و ممکن است [[نبوت]] و [[امامت]] در یک جا جمع شوند و ممکن است از هم جدا باشند<ref>تعالیم اسلام، ص ۱۵۰؛ شیعه در اسلام (طبع قدیم)، ص ۱۸۹.</ref>.
پس در هر حال، وجود امامی لازم است که معارف و [[قوانین]] حقیقی [[دین خدا]] پیش او محفوظ بماند و هر وقت [[مردم]] استعداد پیدا کردند، بتوانند از [[راهنمایی]] وی استفاده نمایند<ref>از جمله شواهد قرآنی و روایی این برهان، آیه {{متن قرآن|فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ}}، سوره انعام، آیه ۸۹ و روایات ناظر به آن است.</ref>.


پس در هر حال، وجود امامی لازم است که [[معارف]] و [[قوانین]] حقیقی [[دین خدا]] پیش او محفوظ بماند و هر وقت [[مردم]] استعداد پیدا کردند، بتوانند از [[راهنمایی]] وی استفاده نمایند<ref>از جمله شواهد قرآنی و روایی این برهان، آیه {{متن قرآن|فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ}}، سوره انعام، آیه ۸۹ و روایات ناظر به آن است.</ref>.
==== پاسخ به دو شبهه ====
'''شبهه اول:''' برخی معتقدند که علما و اندیشمندان می‌توانند این نیاز انسان را پاسخ گویند با این وجود نیازی به وجود امام معصوم نیست.


=== پاسخ به دو شبهه===
'''نقد و بررسی:''' [[علمای اسلامی]] نمی‌توانند پاسخ‌گوی نیاز مزبور باشند، زیرا علمای اسلام، هر چه [[صالح]] و با[[تقوا]] هم باشند، از [[خطا]] و [[معصیت]] مصون و [[معصوم]] نیستند و تباه شدن یا تغییر یافتن برخی از معارف و [[قوانین]] دینی از ناحیه آنان، اگر چه غیر عمدی باشد، محال نیست. [[بهترین]] [[شاهد]] این مطلب وجود [[مذاهب]] گوناگون و اختلافی است که در میان [[ادیان]] به وجود آمده است<ref>تعالیم اسلام، ص ۸۶.</ref>.
'''شبهه اول'''


برخی معتقدند که علما و اندیشمندان می‌توانند این نیاز انسان را پاسخ گویند با این وجود نیازی به وجود امام معصوم نیست
'''شبهه دوم:''' برخی معتقدند قرآن کریم خود امام امت اسلامی است و پس از پیامبر مردم را هدایت می‌کند، لذا با وجود آن نیازی به امام معصوم نیست.


'''نقد و بررسی'''
'''نقد و بررسی:''' این سخن که [[قرآن کریم]] خود [[امام]] [[امت اسلامی]] است و پس از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[مردم]] را [[هدایت]] می‌کند<ref>بررسی‌های اسلامی، ج ۱، ص ۲۱۸.</ref>، نیز بی‌اساس است؛ زیرا بدیهی است که بیانات قرآنی در توضیح مقاصد و روشن کردن تفاصیل [[معارف دینی]] و [[خاصه]] در [[احکام]]، احتیاج مبرم به بیانات [[نبی اکرم]] {{صل}} دارد. [[قرآن کریم]] پنج [[نماز]] یومیه را گوشزد فرموده و تفصیل اجزا و شرایط و [[آداب]] و سنن آنها با بیانات [[نبی اکرم]] {{صل}} به دست می‌آید و همچنین [[روزه]] و [[زکات]] و [[حج]] و [[جهاد]] و غیر آنها و [[خدای متعال]] این [[هدایت]] [[نبی]] {{صل}} را که متمم [[هدایت]] و بیان [[قرآن]] است، صریحاً برای ایشان [[تصدیق]] فرموده و امثال [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>«و به درستی تو به سوی راه راست هدایت می‌کنی». سوره شوری، آیه۵۲.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}<ref>«و نازل کردیم به سوی تو ذکر (قرآن) را برای این‌که به مردم روشن کنی آنچه را به سوی ایشان تدریجاً نازل شده»، سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>، همان معنای [[امامت]] که برای [[قرآن کریم]] ذکر می‌شود، برای [[نبی اکرم]] {{صل}} اثبات می‌شود. پس [[نبی اکرم]] {{صل}} هم [[امام]] است به همان معنا که [[قرآن]] امام است و هم [[نبی اکرم]] {{صل}} در امثال [[حدیث ثقلین]] و [[حدیث سفینه]] معنای [[امامت]] را برای [[عترت]] خود و اینکه [[قرآن]] و [[اهل بیت]] هرگز از همدیگر جدا نمی‌شوند و [[مردم]] تا [[تمسک به قرآن]] و [[عترت]] داشته باشند [[گمراهی]] به آنان راه نخواهد داشت. حاصل اینکه علاوه بر [[قرآن]]، [[نبی اکرم]] {{صل}} و اهل بیتش {{عم}} امام هستند<ref>بررسی‌های اسلامی، ج ۱، ص۲۱۹.</ref>.<ref>[[علی رضا امامی میبدی|امامی میبدی، علی رضا]]، [[آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]، ص ٤٠- ٤٤.</ref>
 
[[علمای اسلامی]] نمی‌توانند پاسخ‌گوی نیاز مزبور باشند، زیرا علمای اسلام، هر چه [[صالح]] و با[[تقوا]] هم باشند، از [[خطا]] و [[معصیت]] مصون و [[معصوم]] نیستند و تباه شدن یا تغییر یافتن برخی از [[معارف]] و [[قوانین]] دینی از [[ناحیه]] آنان، اگر چه غیر عمدی باشد، محال نیست. [[بهترین]] [[شاهد]] این مطلب وجود [[مذاهب]] گوناگون و اختلافی است که در میان [[ادیان]] به وجود آمده است<ref>تعالیم اسلام، ص ۸۶.</ref>.
 
'''شبهه دوم'''
 
برخی معتقدند قرآن کریم خود امام امت اسلامی است و پس از پیامبر مردم را هدایت می‌کند، لذا با وجود ان نیازی به امام معصوم نیست.
 
'''نقد و بررسی'''
 
این سخن که [[قرآن کریم]] خود [[امام]] [[امت اسلامی]] است و پس از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[مردم]] را [[هدایت]] می‌کند<ref>بررسی‌های اسلامی، ج ۱، ص ۲۱۸.</ref>، نیز بی‌اساس است؛ زیرا بدیهی است که بیانات قرآنی در توضیح مقاصد و روشن کردن تفاصیل [[معارف دینی]] و [[خاصه]] در [[احکام]]، احتیاج مبرم به بیانات [[نبی اکرم]] {{صل}} دارد. [[قرآن کریم]] پنج [[نماز]] یومیه را گوشزد فرموده و تفصیل اجزا و شرایط و [[آداب]] و سنن آنها با بیانات [[نبی اکرم]] {{صل}} به دست می‌آید و همچنین [[روزه]] و [[زکات]] و [[حج]] و [[جهاد]] و غیر آنها و [[خدای متعال]] این [[هدایت]] [[نبی]] {{صل}} را که متمم [[هدایت]] و بیان [[قرآن]] است، صریحاً برای ایشان [[تصدیق]] فرموده و امثال [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>«و به درستی تو به سوی راه راست هدایت می‌کنی». سوره شوری، آیه۵۲.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}<ref>«و نازل کردیم به سوی تو ذکر (قرآن) را برای این‌که به مردم روشن کنی آنچه را به سوی ایشان تدریجاً نازل شده»، سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>، همان معنای [[امامت]] که برای [[قرآن کریم]] ذکر می‌شود، برای [[نبی اکرم]] {{صل}} اثبات می‌شود. پس [[نبی اکرم]] {{صل}} هم [[امام]] است به همان معنا که [[قرآن]] [[امام]] است و هم [[نبی اکرم]] {{صل}} در امثال [[حدیث ثقلین]] و [[حدیث سفینه]] معنای [[امامت]] را برای [[عترت]] خود و اینکه [[قرآن]] و [[اهل بیت]] هرگز از همدیگر جدا نمی‌شوند و [[مردم]] تا [[تمسک به قرآن]] و [[عترت]] داشته باشند [[گمراهی]] به آنان راه نخواهد داشت. حاصل اینکه علاوه بر [[قرآن]]، [[نبی اکرم]] {{صل}} و اهل بیتش {{عم}} [[امام]] هستند<ref>بررسی‌های اسلامی، ج ۱، ص۲۱۹.</ref>.<ref>[[علی رضا امامی میبدی|امامی میبدی، علی رضا]]، [[آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]، ص ٤٠- ٤٤.</ref>


=== اثبات عصمت امام ===
=== اثبات عصمت امام ===
{{اصلی|اثبات عصمت امام}}
{{اصلی|اثبات عصمت امام}}
بسیاری از [[متکلمین]] نامدار [[شیعه]]، مثل [[شیخ مفید]]، [[علامه حلی]] و [[شیخ صدوق]] به این [[دلیل]] [[تمسک]] کرده‌اند و به دو صورت اجمالی و تفصیلی آن را بیان کرده‌اند؛ بدین صورت که [[امام]] [[حافظ شریعت]] است و اگر [[معصوم]] نباشد [[شریعت]] از زیاده و نقصان در [[امان]] نیست<ref>النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰؛ کشف المراد، ص۱۸۴؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۹؛ دلائل الصدق، ج۲، ص۸؛ الالفین، ص۷۰؛ معانی الأخبار، ص۱۳۳-۱۳۴؛ شرح تجرید (زنجانی)، ص۳۹۰.</ref>.
بسیاری از متکلمین نامدار [[شیعه]]، مثل [[شیخ مفید]]، [[علامه حلی]] و [[شیخ صدوق]] به این [[دلیل]] تمسک کرده‌اند و به دو صورت اجمالی و تفصیلی آن را بیان کرده‌اند؛ بدین صورت که [[امام]] [[حافظ شریعت]] است و اگر [[معصوم]] نباشد [[شریعت]] از زیاده و نقصان در [[امان]] نیست<ref>النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰؛ کشف المراد، ص۱۸۴؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۹؛ دلائل الصدق، ج۲، ص۸؛ الالفین، ص۷۰؛ معانی الأخبار، ص۱۳۳-۱۳۴؛ شرح تجرید (زنجانی)، ص۳۹۰.</ref>.


==== تقریر [[شیخ صدوق]] ====  
==== تقریر [[شیخ صدوق]] ====  
شیخ صدوق در بیان این [[برهان]] می‌فرماید: هر [[کلامی]] که از ناقل [[نقل]] شود محتمل وجوهی است ـ [[قرآن]] و اکثر [[سنت]] در [[شریعت اسلام]]، مجمع علیه بر این است که صحیح است و زیاده و نقصان ندارد و تبدیل و [[تغییر]] نپذیرفته است ـ لذا قرآن و سنت، چون برای معانی و وجوه مختلف، محتمل است، پس لازم است که مخبر و [[مفسر]] آنها، صادق و معصوم باشد، تا از [[کذب]] و غلط مصون باشد و از مقصود [[خدا]] و [[رسول اکرم]] در قرآن و سنت خبر دهد. چون خلایق بر اساس [[امیال]] فرقه‌ای به نفع [[مذهب]] خود [[تفسیر]] می‌کنند، پس اگر [[خداوند]] امام معصومی را قرار ندهد تا شریعت را کما هو تفسیر کند، لازمه‌اش، سوق دادن [[مردم]] به سوی [[اختلاف]] و [[تأویل]] مختلف است و لازمه این اختلاف در تأویل، عمل به متناقضات است، چون این اغراء به اختلاف و اغراء به [[جهل]] بر خداوند [[قبیح]] است، لذا [[واجب]] است امامی معصوم، در هر عصری باشد تا قرآن و سنت، طبق خواست خدا تفسیر و [[تبیین]] گردد و از زیاده و نقصان آن را [[حفظ]] کند<ref>معانی الاخبار، ص۱۳۳-۱۳۴.</ref>.


شیخ صدوق در بیان این [[برهان]] می‌فرماید: هر [[کلامی]] که از ناقل [[نقل]] شود محتمل وجوهی است ـ [[قرآن]] و اکثر [[سنت]] در [[شریعت اسلام]]، مجمع علیه بر این است که، صحیح است و زیاده و نقصان ندارد و تبدیل و [[تغییر]] نپذیرفته است ـ لذا قرآن و سنت، چون برای معانی و وجوه مختلف، محتمل است، پس لازم است که مخبر و [[مفسر]] آنها، صادق و معصوم باشد، تا از [[کذب]] و غلط مصون باشد و از مقصود [[خدا]] و [[رسول اکرم]] در قرآن و سنت خبر دهد. چون خلایق بر اساس [[امیال]] فرقه‌ای به نفع [[مذهب]] خود [[تفسیر]] می‌کنند، پس اگر [[خداوند]] امام معصومی را قرار ندهد تا شریعت را کما هو تفسیر کند، لازمه‌اش، سوق دادن [[مردم]] به سوی [[اختلاف]] و [[تأویل]] مختلف است و لازمه این اختلاف در تأویل، عمل به متناقضات است، چون این اغراء به اختلاف و اغراء به [[جهل]] بر خداوند [[قبیح]] است، لذا [[واجب]] است امامی معصوم، در هر عصری باشد تا قرآن و سنت، طبق خواست خدا تفسیر و [[تبیین]] گردد و از زیاده و نقصان آن را [[حفظ]] کند<ref>معانی الاخبار، ص۱۳۳-۱۳۴.</ref>.
'''نقد و بررسی:''' بیان جناب [[صدوق]] دارای دو اشکال اساسی است:
 
'''نقد و بررسی'''
 
بیان جناب [[صدوق]] دارای دو اشکال اساسی است:
# بیان ایشان [[عصمت علمی]] امام را از [[سهو]] و [[نسیان]] در شریعت ثابت می‌کند، ولی شامل [[عصمت عملی]] امام از [[گناهان]] نمی‌شود.
# بیان ایشان [[عصمت علمی]] امام را از [[سهو]] و [[نسیان]] در شریعت ثابت می‌کند، ولی شامل [[عصمت عملی]] امام از [[گناهان]] نمی‌شود.
# این [[استدلال]] شامل [[عصمت امام]] از [[زمان]] [[تولد]] و قبل از [[امامت]] نمی‌گردد.
# این [[استدلال]] شامل [[عصمت امام]] از [[زمان]] تولد و قبل از [[امامت]] نمی‌گردد.


در نتیجه این بیان نمی‌تواند بیانگر ابعاد [[عصمت امام]] باشد، مگر در بخش محدود [[علمی]]، آن هم در [[زمان]] امامت.
در نتیجه این بیان نمی‌تواند بیانگر ابعاد [[عصمت امام]] باشد، مگر در بخش محدود [[علمی]]، آن هم در [[زمان]] امامت.


====تقریر [[شیخ مفید]]====
==== تقریر [[شیخ مفید]] ====
 
[[شیخ مفید]] در بیان این [[دلیل]] چنین می‌فرماید: در [[روایات]] ما آمده است که حضرت خاتم الانبیا و [[ائمه اطهار]] {{عم}} از ابتدای تولد مانند [[حضرت عیسی]] {{ع}} و حضرت [[یحیی]] {{ع}} دارای صفات کمال بودند و هیچ‌گونه [[جهل]] و نقص در آنها وجود نداشت؛ این خبر را [[عقل]] جایز می‌داند. در دوران [[نبوت]] و امامت هم [[اطمینان]] داریم که [[عصمت]] تا لحظه [[مرگ]] برای وجود آنها لازم بود؛ چون آنها [[حافظ شریعت]] بودند و اگر [[معصوم]] نبودند [[شریعت]] نیز از زیاده و نقصان ایمن نبود<ref>النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰.</ref>.
[[شیخ مفید]] در بیان این [[دلیل]] چنین می‌فرماید: در [[روایات]] ما آمده است که حضرت خاتم الانبیا و [[ائمه اطهار]] {{عم}} از ابتدای [[تولد]] مانند [[حضرت عیسی]] {{ع}} و حضرت [[یحیی]] {{ع}} دارای [[صفات کمال]] بودند و هیچ‌گونه [[جهل]] و [[نقص]] در آنها وجود نداشت؛ این خبر را [[عقل]] جایز می‌داند. در دوران [[نبوت]] و امامت هم [[اطمینان]] داریم که [[عصمت]] تا لحظه [[مرگ]] برای وجود آنها لازم بود؛ چون آنها [[حافظ شریعت]] بودند و اگر [[معصوم]] نبودند [[شریعت]] نیز از زیاده و نقصان ایمن نبود<ref>النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰.</ref>.


بیان جناب شیخ مفید بسیار [[متین]] و [[زیبا]] ارائه شده و به نظر ما بدون نقص و اشکال است و تمام ابعاد عصمت را، هم قبل از امامت و هم زمان امامت و هم در بعد [[عصمت عملی]] و هم علمی و هم [[نسیان]] و [[اشتباه]] غیر اختیاری را شامل می‌شود و ما می‌توانیم آن را با دو مقدمه زیر بیان کنیم:
بیان جناب شیخ مفید بسیار متین و [[زیبا]] ارائه شده و بدون نقص و اشکال است و تمام ابعاد عصمت را، هم قبل از امامت و هم زمان امامت و هم در بعد [[عصمت عملی]] و هم علمی و هم [[نسیان]] و [[اشتباه]] غیر اختیاری را شامل می‌شود و ما می‌توانیم آن را با دو مقدمه زیر بیان کنیم:
# روایات زیادی وارد شده است که [[نبی اکرم]] و [[امامان]] {{عم}} را از حین تولد و زمان امامت معصوم می‌داند، مثل روایات [[روح‌القدس]] یا تسدیدالائمه و یا [[حدیث ثقلین]]<ref>الکافی، ج۱، ص۲۷۲؛ بحار الانوار، ج۱۷، ص۱۰۶؛ مسند احمد، ج۵، ص۴۹۲؛ صحیح ترمذی، ج۲، ص۲۱۹؛ طبقات، ج۱، ص۱۹۴.</ref>.
# روایات زیادی وارد شده است که [[نبی اکرم]] و [[امامان]] {{عم}} را از حین تولد و زمان امامت معصوم می‌داند، مثل روایات [[روح‌القدس]] یا تسدیدالائمه و یا [[حدیث ثقلین]]<ref>الکافی، ج۱، ص۲۷۲؛ بحار الانوار، ج۱۷، ص۱۰۶؛ مسند احمد، ج۵، ص۴۹۲؛ صحیح ترمذی، ج۲، ص۲۱۹؛ طبقات، ج۱، ص۱۹۴.</ref>.
# [[قرآن]] و روایات به [[اطاعت]] مطلق از امامان، [[امر]] کرده است، اگر [[امام]] معصوم نباشد، چون حافظ شریعت است، شریعت از زیاده و نقصان ایمن نخواهد بود. و با این فرض، یا موجب فوت [[مصلحت]] می‌شود یا موجب وقوع در [[مفسده]]<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۱۵۳.</ref>.
# [[قرآن]] و روایات به [[اطاعت]] مطلق از امامان، [[امر]] کرده است، اگر [[امام]] معصوم نباشد، چون حافظ شریعت است، شریعت از زیاده و نقصان ایمن نخواهد بود. و با این فرض، یا موجب فوت [[مصلحت]] می‌شود یا موجب وقوع در [[مفسده]]<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۱۵۳.</ref>.


[[اثبات عصمت امام]] از طریق [[برهان حفظ شریعت]] را به صورت زیر نیز می‌توان بیان کرد:
[[اثبات عصمت امام]] از طریق [[برهان حفظ شریعت]] را بدین صورت زیر نیز می‌توان بیان کرد: [[شریعت اسلام]] پس از [[پیامبر]] باید حفظ گردد و به دست [[مکلفان]] برسد؛ [[مسؤولیت]] مهم [[امام]]، حفاظت از [[شرع]] و [[معارف دینی]] از زیاده و نقصان و [[انحرافات]] است و کسی که [[معصوم]] نیست نمی‌تواند چنین وظیفه‌ای را به درستی انجام دهد. [[محقق طوسی]] می‌‌گوید: {{عربی| و لانه حافظ للشرع}}<ref>ر. ک: وحی و نبوت، ص۴۰-۴۴ و خاتمیت، ص ۲۷-۶۰.</ref>.


[[شریعت اسلام]] پس از [[پیامبر]] باید حفظ گردد و به دست [[مکلفان]] برسد؛ [[مسؤولیت]] مهم [[امام]]، [[حفاظت]] از [[شرع]] و [[معارف دینی]] از زیاده و نقصان و [[انحرافات]] است و کسی که [[معصوم]] نیست نمی‌تواند چنین وظیفه‌ای را به درستی انجام دهد. [[محقق طوسی]] می‌‌گوید: {{عربی| و لانه حافظ للشرع}}<ref>ر. ک: وحی و نبوت، ص۴۰-۴۴ و خاتمیت، ص ۲۷-۶۰.</ref>. در این رابطه چند فرض وجود دارد:
در این رابطه چند فرض وجود دارد:
# '''از طریق کتاب و [[سنت نبوی]]:''' حفظ و تبیین گردد که تفاصیل [[احکام]] در این نیامده و این دو در بردارنده مجمل و مفصل، [[ناسخ و منسوخ]]، محکم [[متشابه]] است و خود [[نیازمند]] مفسری معصوم است، لذا [[مسلمانان]] اتفاق دارند که [[قرآن]] و [[سنت نبوی]] نمی‌تواند [[حافظ شرع]] باشد زیرا [[تفسیر]] و برداشت از قرآن و [[سنت]]، متفاوت است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۳۳؛ [[عبدالحسین خسروپناه| خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۰؛ جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۵۷.</ref>.
# '''از طریق کتاب و [[سنت نبوی]]:''' حفظ و تبیین گردد که تفاصیل [[احکام]] در این نیامده و این دو در بردارنده مجمل و مفصل، [[ناسخ و منسوخ]]، محکم [[متشابه]] است و خود [[نیازمند]] مفسری معصوم است، لذا [[مسلمانان]] اتفاق دارند که [[قرآن]] و [[سنت نبوی]] نمی‌تواند [[حافظ شرع]] باشد زیرا [[تفسیر]] و برداشت از قرآن و [[سنت]]، متفاوت است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۳۳؛ [[عبدالحسین خسروپناه| خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۰؛ جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۵۷.</ref>.
# '''از طریق [[اجماع]]:''' اولاً، [[احکام]] مورد اجماع، غیر از کلیات [[دین]]، بسیار اندک است. ثانیاً، اگر اجماع [[حجت]] باشد، به [[دلیل]] [[وجود امام]] است و این هم [[اثبات]] مدعای [[شیعه]] است و اگر حجتش به دلیل کتاب<ref>سوره نساء، آیه۱۱۵.</ref> و سنت باشد<ref>لا تجمع امتی علی الخطاء.</ref>. پس باید احتمال [[نسخ]] و اضمار و تخصیص، در این [[ادله]] منتفی گردد، یعنی باید گفته شود: اگر مثلاً تخصیصی بود، برای ما [[نقل]] می‌شد و [[پذیرش]] این مطلب مشروط به پذیرش [[عصمت امت]] است و این مستلزم دور است<ref>ر. ک. [[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۳۳.</ref>.
# '''از طریق [[اجماع]]:''' اولاً، [[احکام]] مورد اجماع، غیر از کلیات [[دین]]، بسیار اندک است. ثانیاً، اگر اجماع [[حجت]] باشد، به [[دلیل]] [[وجود امام]] است و این هم [[اثبات]] مدعای [[شیعه]] است و اگر حجتش به دلیل کتاب<ref>سوره نساء، آیه۱۱۵.</ref> و سنت باشد<ref>لا تجمع امتی علی الخطاء.</ref>. پس باید احتمال [[نسخ]] و اضمار و تخصیص، در این [[ادله]] منتفی گردد، یعنی باید گفته شود: اگر مثلاً تخصیصی بود، برای ما [[نقل]] می‌شد و پذیرش این مطلب مشروط به پذیرش عصمت امت است و این مستلزم دور است<ref>ر.ک. [[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۳۳.</ref>.
# '''از طریق [[اجتهاد مبتنی بر قیاس]]:''' '''اولاً:''' قیاس، حجت ذاتی ندارد زیرا جز [[ظن]] [[ضعیف]]، فایده دیگری ندارد. '''ثانیاً:''' مبنای قیاس بر [[تمثیل]] امور متماثل است در حالی که بسیاری از احکام، از باب جمع میان امور متفاوت می‌باشد مثلاً: [[روزه]] گرفتن در ایام [[ماه رمضان]]، [[واجب]] و در اول [[شوال]]، [[حرام]] است<ref>ر. ک: جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۵۷؛ [[عبدالحسین خسروپناه| خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۱؛ [[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۳۴.</ref>.
# '''از طریق اجتهاد مبتنی بر قیاس:''' '''اولاً:''' قیاس، حجت ذاتی ندارد زیرا جز [[ظن]] [[ضعیف]]، فایده دیگری ندارد. '''ثانیاً:''' مبنای قیاس بر [[تمثیل]] امور متماثل است در حالی که بسیاری از احکام، از باب جمع میان امور متفاوت می‌باشد مثلاً: [[روزه]] گرفتن در ایام [[ماه رمضان]]، [[واجب]] و در اول [[شوال]]، [[حرام]] است<ref>ر.ک: جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۵۷؛ [[عبدالحسین خسروپناه| خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۱؛ [[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۳۴.</ref>.
# [[برائت]] نیز نمی‌تواند حافظ شرع باشد و إلّا نیازی به [[بعثت]] [[انبیاء]] نبود و به همان [[عقل انسان]] اکتفا می‌شد<ref>ر. ک. جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۵۷.</ref>.
# [[برائت]] نیز نمی‌تواند حافظ شرع باشد و إلّا نیازی به [[بعثت]] [[انبیاء]] نبود و به همان [[عقل انسان]] اکتفا می‌شد<ref>ر. ک. جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۵۷.</ref>.


با بطلان فرض‌های مذکور، یگانه فرض متعین و درست، [[حفظ شریعت]] توسط [[امام]] [[معصوم]] است تا دین از خطر [[سقوط]] و [[انحراف]]، مصون بماند؛ زیرا اگر چنین نباشد لازم می‌آید [[مردم]] تنها به بخشی از [[شریعت]] عمل کنند و به [[هدایت]] کامل دست نیابند و این امری [[قبیح]] است بر [[خداوند]] لطیف و [[نقض غرض]] [[شارع]] [[حکیم]] است<ref>ر. ک. جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۵۸؛ [[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۳۴؛ [[عبدالحسین خسروپناه| خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۱.</ref>.
با بطلان فرض‌های مذکور، یگانه فرض متعین و درست، [[حفظ شریعت]] توسط [[امام]] [[معصوم]] است تا دین از خطر [[سقوط]] و [[انحراف]]، مصون بماند؛ زیرا اگر چنین نباشد لازم می‌آید [[مردم]] تنها به بخشی از [[شریعت]] عمل کنند و به [[هدایت]] کامل دست نیابند و این امری [[قبیح]] است بر [[خداوند]] لطیف و نقض غرض [[شارع]] [[حکیم]] است<ref>ر.ک. جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۵۸؛ [[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۳۴؛ [[عبدالحسین خسروپناه| خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۱.</ref>.


به صورت خلاصه می‌توان گفت: [[امام]] [[حافظ شریعت]] است، حافظ شریعت باید معصوم باشد، پس امام باید معصوم باشد. صغرای [[قیاس]] روشن است و محتاج بیان نیست. ولی کبرا نیاز به شرح مختصری دارد. اگر حافظ شریعت معصوم نباشد و دچار [[اشتباه]] در [[بینش]] و نظر و یا [[خطاکاری]] در عمل باشد، لازم می‌آید کم‌کم محتوای [[شریعت]] دچار [[انحراف]] و [[تحریف]] گردد و طولی نمی‌کشد که آنچه از شریعت باقی می‌ماند با [[حقیقت]] آسمانی آن از [[زمین]] تا [[آسمان]] فاصله می‌یابد و دیگر شریعتی باقی نمانده است، پس باید متولّی و [[حافظ]] و مبین و [[مفسر]] شریعت (امام) به هرحال معصوم باشد، تا هم در [[فهم]] و [[ابلاغ]] و شرح حقیقت شریعت اشتباه نکند و هم در [[اجرا]] و عمل و پیاده کردن آن از [[انحراف]] مبرّا باشد<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|عصمت در قرآن]]، ص ۳۹.</ref>.
به صورت خلاصه می‌توان گفت: [[امام]] [[حافظ شریعت]] است، حافظ شریعت باید معصوم باشد، پس امام باید معصوم باشد. صغرای قیاس روشن است و محتاج بیان نیست. ولی کبری نیاز به شرح مختصری دارد. اگر حافظ شریعت معصوم نباشد و دچار [[اشتباه]] در [[بینش]] و نظر و یا خطاکاری در عمل باشد، لازم می‌آید کم‌کم محتوای [[شریعت]] دچار [[انحراف]] و [[تحریف]] گردد و طولی نمی‌کشد که آنچه از شریعت باقی می‌ماند با [[حقیقت]] آسمانی آن از [[زمین]] تا [[آسمان]] فاصله می‌یابد و دیگر شریعتی باقی نمانده است، پس باید متولّی و حافظ و مبین و [[مفسر]] شریعت (امام) به هرحال معصوم باشد، تا هم در فهم و [[ابلاغ]] و شرح حقیقت شریعت اشتباه نکند و هم در اجرا و عمل و پیاده کردن آن از [[انحراف]] مبرّا باشد<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|عصمت در قرآن]]، ص ۳۹.</ref>.


== اشکال و پاسخ ==  
== اشکال و پاسخ ==  
'''اشکال:''' برخی گفته‌اند: [[قاضی عبدالجبار]]: [[احکام شریعت]] از طریق [[نقل]] [[متواتر]]، به دیگران خواهد رسید و [[انکار]] [[حفظ]] و [[نقل شریعت]] از طریق [[تواتر]]، مستلزم خدشه در طریق تواتر است که [[دعوی نبوت]] توسط [[پیامبر اکرم]] را زیر سؤال می‌برد.
'''اشکال:''' برخی گفته‌اند: [[قاضی عبدالجبار]]: [[احکام شریعت]] از طریق [[نقل]] متواتر، به دیگران خواهد رسید و [[انکار]] [[حفظ]] و نقل شریعت از طریق تواتر، مستلزم خدشه در طریق تواتر است که [[دعوی نبوت]] توسط [[پیامبر اکرم]] را زیر سؤال می‌برد.


'''پاسخ:''' [[معارف]] و [[احکام]] بسیاری از طریق تواتر [[اثبات]] شده ولی آیا همه احکام شریعت، از طریق تواتر بیان شده است.
'''پاسخ:''' معارف و [[احکام]] بسیاری از طریق تواتر [[اثبات]] شده ولی آیا همه احکام شریعت، از طریق تواتر بیان شده است.


'''اشکال:''' در عصر [[غیبت امام]] [[معصوم]] {{ع}}، [[مردم]] چگونه از احکام شریعت [[آگاه]] می‌شوند؟ اگر بگوئیم افراد معذورند پس قبل از [[غیبت]] هم معذور بوده‌اند و اگر بگوئیم از طریق [[اجتهاد]] و [[خبر واحد]] به احکام می‌رسند پس قبل از غیبت نیز چنین راهی وجود داشته است.
'''اشکال:''' در عصر [[غیبت امام]] [[معصوم]] {{ع}}، [[مردم]] چگونه از احکام شریعت [[آگاه]] می‌شوند؟ اگر بگوئیم افراد معذورند پس قبل از [[غیبت]] هم معذور بوده‌اند و اگر بگوئیم از طریق [[اجتهاد]] و خبر واحد به احکام می‌رسند پس قبل از غیبت نیز چنین راهی وجود داشته است.


'''پاسخ:''' در [[عصر حضور]] تفاصیل احکام شریعت، توسط [[ائمه]] {{عم}} بیان شده، ولی معروف است که [[ابو حنیفه]] تنها هفده [[حدیث نبوی]] را معتبر می‌دانسته است. گذشته از این، غیبت امام معصوم {{ع}} به خاطر عدم [[آمادگی مردم]] است<ref>ر. ک. [[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۳۵ - ۲۳۷.</ref>.
'''پاسخ:''' در عصر حضور تفاصیل احکام شریعت، توسط [[ائمه]] {{عم}} بیان شده، ولی معروف است که [[ابو حنیفه]] تنها هفده حدیث نبوی را معتبر می‌دانسته است. گذشته از این، غیبت امام معصوم {{ع}} به خاطر عدم آمادگی مردم است<ref>ر.ک: [[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۳۵ - ۲۳۷.</ref>.


'''اشکال:''' [[حفاظت]] و [[مراقبت]] از [[دین]] وابسته به [[امام]] به تنهایی نیست بلکه [[قرآن]] و [[سنت]] و [[اجماع امت]] و [[اجتهاد]] صحیح [[امام]] است که مجموعاً این مهم را فراهم می‌‌آورد و اگر [[امام]] دچار [[خطا]] و اشتباه شود با [[تذکر]] دیگر [[عالمان]] و [[مجتهدان]] [[دینی]] قابل جبران است. علاوه بر اینکه با اشتباه [[امام]] و غیر او، [[شریعت]] در جای خود محفوظ است و بر آن لطمه‌ای وارد نمی‌گردد<ref>ر. ک: شرح تجرید العقائد قوشجی، ص ۳۶۷.</ref>.
'''اشکال:''' حفاظت و [[مراقبت]] از [[دین]] وابسته به [[امام]] به تنهایی نیست بلکه [[قرآن]] و [[سنت]] و اجماع امت و [[اجتهاد]] صحیح [[امام]] است که مجموعاً این مهم را فراهم می‌‌آورد و اگر [[امام]] دچار [[خطا]] و اشتباه شود با [[تذکر]] دیگر [[عالمان]] و [[مجتهدان]] [[دینی]] قابل جبران است. علاوه بر اینکه با اشتباه [[امام]] و غیر او، [[شریعت]] در جای خود محفوظ است و بر آن لطمه‌ای وارد نمی‌گردد<ref>ر.ک: شرح تجرید العقائد قوشجی، ص ۳۶۷.</ref>.


'''پاسخ:'''  
'''پاسخ:'''  
# اولاً امور مذکور بدون [[وجود امام]] [[معصوم]] نمی‌تواند [[مانع]] از [[انحراف در دین]] شوند، زیرا؛ [[مسلمانان]] اتفاق دارند که [[قرآن]] به تنهایی نمی‌تواند [[حافظ دین]] باشد و [[تفسیر]] و استقبال از [[قرآن]]، متفاوت است و برداشت صحیح و قابل [[اطمینان]] در [[احکام]] و [[معارف]] مورد [[نیاز]] از [[قرآن]] برای غیر [[معصوم]] مقدور نیست<ref>ر. ک: الحاشیه علی الهیات شرح الجدید، ص ۲۰۲ و امامت در بینش اسلامی، ص ۲۳۵.</ref>. این مشکل در [[سنت]] هم باقی است یعنی تمام [[سنت]] به صورتی که قابل [[اعتماد]] باشد و موجب برطرف شدن تحیر و سرگردانی شود در دسترس همه قرار ندارد و [[اجماع]] هم بدون [[کشف]] از رای [[معصوم]] قابل [[اطمینان]] نخواهد بود.
# اولاً امور مذکور بدون [[وجود امام]] [[معصوم]] نمی‌تواند مانع از [[انحراف در دین]] شوند، زیرا؛ [[مسلمانان]] اتفاق دارند که [[قرآن]] به تنهایی نمی‌تواند [[حافظ دین]] باشد و [[تفسیر]] و استقبال از [[قرآن]]، متفاوت است و برداشت صحیح و قابل [[اطمینان]] در [[احکام]] و معارف مورد [[نیاز]] از [[قرآن]] برای غیر [[معصوم]] مقدور نیست<ref>ر.ک: الحاشیه علی الهیات شرح الجدید، ص ۲۰۲ و امامت در بینش اسلامی، ص ۲۳۵.</ref>. این مشکل در [[سنت]] هم باقی است یعنی تمام سنت به صورتی که قابل اعتماد باشد و موجب برطرف شدن تحیر و سرگردانی شود در دسترس همه قرار ندارد و [[اجماع]] هم بدون [[کشف]] از رای [[معصوم]] قابل [[اطمینان]] نخواهد بود.
# ثانیاً: سایر [[مجتهدان]] نیز مانند [[امام]] غیر [[معصوم]] با اجتهادات و آراء ظنی نمی‌توانند [[امت]] را به نحو [[شایسته]] [[هدایت]] کنند. با نگاه عمیق و ژرف به [[حقیقت امامت]] و [[هدایت الهی]]، سخن از [[اجتهاد]] و برداشت‌های سطحی و احتمالی از منابع [[دین]] برای پاسخ به سوالات در [[معارف]] و [[احکام]] جایی ندارد.
# ثانیاً: سایر [[مجتهدان]] نیز مانند [[امام]] غیر [[معصوم]] با اجتهادات و آراء ظنی نمی‌توانند [[امت]] را به نحو شایسته [[هدایت]] کنند. با نگاه عمیق و ژرف به [[حقیقت امامت]] و [[هدایت الهی]]، سخن از [[اجتهاد]] و برداشت‌های سطحی و احتمالی از منابع [[دین]] برای پاسخ به سوالات در معارف و [[احکام]] جایی ندارد.
# ثالثاً: هر چند [[معارف]] و [[احکام دین]] ثبوتاً و در واقع از هر گونه صدمه و خدشه در [[امان]] است اما [[ضرورت]] [[عصمت امام]] مربوط به [[تبیین احکام]] و [[معارف]] [[دین]] در [[مقام]] اثبات و [[هدایت]] [[جامعه]] به [[دین]] [[ناب]] و [[خالص]] بدون شائبه [[انحراف]] و کج فهمی است. بنابراین اگر [[امام]] و [[پیشوای امت]] [[معصوم]] نباشد در [[دین]] [[نقص]] وارد می‌‌شود<ref>یعنی شریعت در واقع و نفس الامر از هر عیب و نقصی محفوظ است و اختلاف در آراء و نظرات مجتهدان تأثیری بر دین و شریعت در مقام واقع نمی‌گذارد و ممکن است نظر برخی از مجتهدان با واقع شریعت منطبق باشد و برخی دیگر منطبق نباشد. به بیان دیگر این اشکال ناشی از خلط بین مقام واقع و ثبوت با مقام اثبات است.</ref>.
# ثالثاً: هر چند معارف و [[احکام دین]] ثبوتاً و در واقع از هر گونه صدمه و خدشه در [[امان]] است اما [[ضرورت]] [[عصمت امام]] مربوط به [[تبیین احکام]] و معارف [[دین]] در مقام اثبات و [[هدایت]] [[جامعه]] به [[دین]] ناب و [[خالص]] بدون شائبه [[انحراف]] و کج فهمی است. بنابراین اگر [[امام]] و پیشوای امت [[معصوم]] نباشد در [[دین]] نقص وارد می‌‌شود<ref>یعنی شریعت در واقع و نفس الامر از هر عیب و نقصی محفوظ است و اختلاف در آراء و نظرات مجتهدان تأثیری بر دین و شریعت در مقام واقع نمی‌گذارد و ممکن است نظر برخی از مجتهدان با واقع شریعت منطبق باشد و برخی دیگر منطبق نباشد. به بیان دیگر این اشکال ناشی از خلط بین مقام واقع و ثبوت با مقام اثبات است.</ref>.
# رابعاً: برداشت‌ها و تفسیرهای متفاوت [[مجتهدان]] خود نیز [[نیازمند]] شاخص معتبر و مرجعی برای [[حل اختلافات]] [[علمی]] است تا [[فصل الخطاب]] آراء و نظرات متفاوت قرار گیرد و آن عبارت است از [[امام]] [[معصوم]]<ref>ر. ک: وحی و نبوت، ص۴۰-۴۴ و خاتمیت، ص ۲۷-۶۰.</ref>.
# رابعاً: برداشت‌ها و تفسیرهای متفاوت [[مجتهدان]] خود نیز [[نیازمند]] شاخص معتبر و مرجعی برای [[حل اختلافات]] [[علمی]] است تا [[فصل الخطاب]] آراء و نظرات متفاوت قرار گیرد و آن عبارت است از [[امام]] [[معصوم]]<ref>ر.ک: وحی و نبوت، ص۴۰-۴۴ و خاتمیت، ص ۲۷-۶۰.</ref>.


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==
۱۳۳٬۹۶۰

ویرایش