برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| خط ۴۱: |
خط ۴۱: |
| == اجرای آزادی سیاسی == | | == اجرای آزادی سیاسی == |
| {{اصلی|اجرای آزادی سیاسی}} | | {{اصلی|اجرای آزادی سیاسی}} |
| یکی از مباحث عملی و تأثیرگذار در [[آزادی سیاسی]]، کنشگران و عوامل آن است و اینکه چه کسی میتواند آن را در [[جامعه]] جریان و سریان دهد؛ زیرا [[انسان]] در ذات و [[سرشت]] خود، موجودی [[آزاد]] است و کسی نمیتواند او را محدود کند، مگر آنکه از مصدر و منبع اصیل [[آزادی]] یعنی [[خداوند متعال]]، [[اجازه]] و [[دستوری]] باشد؛ اما مهمتر آن است که چه کنشگرانی باید آن را در حوزه [[سیاست]]، عملیاتی کنند. اگر عاملی به دنبال [[اجرا]] و [[تجربه]] آن در جامعه و [[اعمال قدرت]] نباشد، صرف اصالت آزادی در [[جان]] و [[نهان]] انسان، چندان اثری نخواهد داشت. برخی از این کنشگران عبارتاند از: | | یکی از مباحث عملی و تأثیرگذار در آزادی سیاسی، کنشگران و عوامل آن است و اینکه چه کسی میتواند آن را در [[جامعه]] جریان و سریان دهد، برخی از کنشگران آزادی سیاسی عبارتاند از: |
| # فرد: [[انسان]] در [[قرآن کریم]]، موجود مختار، با [[اراده]] و آزاد است که دارای [[حق]] [[انتخاب]] در عرصه [[سیاسی]] است، [[خدای متعال]] در [[کلام]] خویش بیانی روشن دارد که حکایت از [[اختیار انسان]] دارد، در [[سوره یونس]] پس از بیان جریان ایشان و برای رفع [[دلتنگی]] [[پیغمبر اسلام]]{{صل}} میفرماید که بنا نیست تا [[مردم]] به [[ایمان]] مجبور شوند: {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و اگر پروردگارت میخواست، تمام آن کسان که روی زمیناند همگی ایمان میآوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر میکنی که مؤمن باشند؟» سوره یونس، آیه ۹۹.</ref>. [[حکم]] بر این [[استوار]] شده است تا کسی به [[ایمان]] مجبور نگردد و به آن وادار نشود. با این مبنای [[قطعی]] در [[انسانشناسی]]، فرد فرد [[انسانها]]، توان مییابند تا کنشگران اصلی در [[آزادی سیاسی]] و پذیرندگان یا [[مخالفان]] [[حاکمیت طاغوت]] یا [[الله]]، در [[جامعه]] باشند. با توجه به این مبناست که انسان در گام اول و [[جامعه انسانی]] در گام دوم، یکی از اصلیترین کنشگران و عوامل [[آزادی]] به شمار میآیند. | | # فرد: [[انسان]] در [[قرآن کریم]]، موجود مختار، با [[اراده]] و آزاد است که دارای [[حق]] [[انتخاب]] در عرصه [[سیاسی]] است، [[حکم]] بر این [[استوار]] شده است تا کسی به [[ایمان]] مجبور نگردد و به آن وادار نشود. با این مبنای [[قطعی]] در [[انسانشناسی]]، فرد فرد [[انسانها]]، توان مییابند تا کنشگران اصلی در آزادی سیاسی و پذیرندگان یا [[مخالفان]] [[حاکمیت طاغوت]] یا [[الله]]، در [[جامعه]] باشند. با توجه به این مبناست که انسان در گام اول و [[جامعه انسانی]] در گام دوم، یکی از اصلیترین کنشگران و عوامل [[آزادی]] به شمار میآیند. |
| # جامعه: یکی از کنشگران مهم و تأثیرگذار در رسیدن به [[آزادی سیاسی]]، جامعه است، اگر افراد، یک جمع [[متحد]] و یکدست نشود، [[شهروندان]]، [[یاور]] یکدیگر نباشند و مجموعه افرادی بیخیال و بیتفاوت، در کنار هم باشند، آن [[جامعه]] هیچ گاه به گوهر [[آزادی]] نخواهد رسید و گرفتار [[استبداد]] خواهد ماند. [[جامعه]] تشکیل شده از [[اجتماع]] سامان یافته [[شهروندان]]، یکی از کنشگران مؤثر در [[آزادی سیاسی]] به شمار میرود و تا افراد جامعه در قالب یک [[تشکل]] [[آزادی]] [[طلب]] [[اقدام]] نکنند، افراد، تک تک نمیتوانند به اهداف خویش دست یابند، جامعهای که گرفتار [[استبداد]] است، چارهای ندارد. | | # جامعه: یکی از کنشگران مهم و تأثیرگذار در رسیدن به آزادی سیاسی، جامعه است، اگر افراد، یک جمع [[متحد]] و یکدست نشود، [[شهروندان]]، [[یاور]] یکدیگر نباشند و مجموعه افرادی بیخیال و بیتفاوت، در کنار هم باشند، آن [[جامعه]] هیچ گاه به گوهر [[آزادی]] نخواهد رسید و گرفتار [[استبداد]] خواهد ماند. [[جامعه]] تشکیل شده از [[اجتماع]] سامان یافته [[شهروندان]]، یکی از کنشگران مؤثر در آزادی سیاسی به شمار میرود و تا افراد جامعه در قالب یک [[تشکل]] [[آزادی]] [[طلب]] [[اقدام]] نکنند، افراد، تک تک نمیتوانند به اهداف خویش دست یابند، جامعهای که گرفتار [[استبداد]] است، چارهای ندارد. |
| # [[دولتها]]: یکی از واقعیتهای تلخ [[تاریخی]] آن است که در اغلب اوقات دولتها، مانع [[آزادی سیاسی]] در [[جامعه]] بودهاند، اصلیترین دلیل این امر هم آن بوده است که [[دولتمردان]] میپنداشتند آزادی، مانع [[حفظ قدرت]] آنان میشود و [[سیطره]] آنان را فرو میکاهد، هرچند این امر در گذشته فراگیر بوده است، اما در دنیای جدید نیز گویی این انگاره باقی مانده است و به جای آنکه دولتها، [[ترویج]] کننده آزادی و بسترساز برای حضور آن در جامعه باشند، مانع آن میشوند. در [[دولت نبوی]] که برگرفته از [[وحی الهی]] سامان یافت، [[مسلمانان]] [[آزاد]] بودند تا دیدگاه خویش را بیان کنند و حتی غیرمسلمانان در انجام [[مناسک دینی]] خود آزاد بودند. [[دولت]] در نگرش [[اسلامی]]، نه تنها نباید جلوی آزادی را بگیرد، بلکه خود در قالب یک کنشگر اثرگذار باید نقش [[بازی]] کند تا بسترهای دستیابی [[شهروندان]] به [[حقوق سیاسی]] آنان فراهم آید<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]] ص ۲۲۵ ـ ۲۳۷.</ref>. | | # [[دولتها]]: یکی از واقعیتهای تلخ [[تاریخی]] آن است که در اغلب اوقات دولتها، مانع آزادی سیاسی در [[جامعه]] بودهاند، اصلیترین دلیل این امر هم آن بوده است که [[دولتمردان]] میپنداشتند آزادی، مانع [[حفظ قدرت]] آنان میشود و [[سیطره]] آنان را فرو میکاهد، هرچند این امر در گذشته فراگیر بوده است، اما در دنیای جدید نیز گویی این انگاره باقی مانده است و به جای آنکه دولتها، [[ترویج]] کننده آزادی و بسترساز برای حضور آن در جامعه باشند، مانع آن میشوند. در [[دولت نبوی]] که برگرفته از [[وحی الهی]] سامان یافت، [[مسلمانان]] [[آزاد]] بودند تا دیدگاه خویش را بیان کنند و حتی غیرمسلمانان در انجام [[مناسک دینی]] خود آزاد بودند. [[دولت]] در نگرش [[اسلامی]]، نه تنها نباید جلوی آزادی را بگیرد، بلکه خود در قالب یک کنشگر اثرگذار باید نقش [[بازی]] کند تا بسترهای دستیابی [[شهروندان]] به [[حقوق سیاسی]] آنان فراهم آید<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]] ص ۲۲۵ ـ ۲۳۷.</ref>. |
|
| |
|
| == تفاوت آزادی سیاسی از نگاه غرب و اسلام == | | == تفاوت آزادی سیاسی از نگاه غرب و اسلام == |