←معنای اصطلاحی
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
برخی، عقل [[انسانی]] را به عقل استدلالگر یا جزئی(Ratio) و عقل شهودگر یا کلی (Intellectus) تقسیم کردهاند<ref>ر.ک: نصر، سید حسین، نیاز به علم مقدس، ص۲۹۲.</ref>. عقل استدلالگر همان [[عقلی]] است که نظریات را از میان بدیهیات و معلومات بر میآورد؛ اما عقل شهودگر مستقیماً [[حقایق]] را [[شهود]] و [[وجدان]] میکند. | برخی، عقل [[انسانی]] را به عقل استدلالگر یا جزئی(Ratio) و عقل شهودگر یا کلی (Intellectus) تقسیم کردهاند<ref>ر.ک: نصر، سید حسین، نیاز به علم مقدس، ص۲۹۲.</ref>. عقل استدلالگر همان [[عقلی]] است که نظریات را از میان بدیهیات و معلومات بر میآورد؛ اما عقل شهودگر مستقیماً [[حقایق]] را [[شهود]] و [[وجدان]] میکند. | ||
بسیاری از [[فیلسوفان]] درباره نحوه [[ارتباط]] عقل انسانی و عقل مستقل، معتقدند کلیات عقلی در [[عقل فعال]] قرار دارد و هم او است که این کلیات را بر عقول انسانی [[افاضه]] میکند.<ref>[[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[عقل و معرفت عقلی (مقاله)|مقاله «عقل و معرفت عقلی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۱۳.</ref> | بسیاری از [[فیلسوفان]] درباره نحوه [[ارتباط]] عقل انسانی و عقل مستقل، معتقدند کلیات عقلی در [[عقل فعال]] قرار دارد و هم او است که این کلیات را بر عقول انسانی [[افاضه]] میکند.<ref>[[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[عقل و معرفت عقلی (مقاله)|مقاله «عقل و معرفت عقلی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۱۳.</ref> | ||
«عقل» در اصطلاح [[علم کلام]]، به [[قوه]] تشخیص بین حق و باطل از طریق [[برهان]] و [[استدلال]] گفته میشود<ref>{{عربی|هو قوة التمییز بین الحق و الباطل. هو العلم بخفیات الأمور التی لا یوصل إلیها إلا بالاستدلال و النظر}} (أعلام النبوّة (للماوردی)، ص۷). {{عربی|هو یفید العلم المانع للنّفس من مواقعة ما تدعو إلیه من فعل القبیح}} (المعتمد فی اصولالدین، ص۶۳). (به نقل از: شرح المصطلحات الکلامیة، ص۲۱۹).</ref>. | |||
{{عربی|العقل قوة حاصلة عند العلم بالضروریات، بحیث یتمکن بها من اکتساب النظریات، و هذا معنی ما قال الإمام إنها غریزة یتبعها العلم بالضروریات عند سلامة الآلات}}<ref>شرح المقاصد، ج۲، ص۳۳۳.</ref>. | |||
در اصطلاح [[فلسفی]]، عقل گاه به طور مطلق و از انواع جواهر محسوب شده؛ در این صورت، جوهر بسیطی است که ذاتاً و فعلاً مجرد محض است و مدرِک امور دیگر است<ref>شرح المصطلحات الفلسفیة، ص۲۱۳.</ref>. هنگامی که عقل درباره انسان به کار میرود، به عالیترین [[قوة]] نفس [[انسانی]]، که [[مدرک]] کلیات و مدبّر [[بدن]] است، گفته میشود؛ که میتواند ضمن [[ادراک کلیات]]، با تجزیه و ترکیب آنها از امور [[بدیهی]] و ترتیب قیاسات امور نظری را [[اثبات]] نماید. | |||
{{عربی|العقل قوه النفس التی بها یحصل تصور المعانی، و تألیف القضایا و الأقیسه}}<ref>المعجم الفلسفی، ج۲، ص۸۴.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۱۹۵.</ref> | |||
==ارزش و جایگاه== | ==ارزش و جایگاه== | ||