آزادی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹۸: خط ۹۸:
== راه های کسب [[آزادی]] ==
== راه های کسب [[آزادی]] ==
[[آزادی]] هدیه‌ای [[الهی]] است که [[مسلمانان]] موظّفند در صورت سلب آن از سوی ستم‌گران، جهت کسب آن بکوشند. [[قرآن]] در این زمینه راه‌هایی را برای کسب [[آزادی]] بیان فرموده که عبارت‌اند از:
[[آزادی]] هدیه‌ای [[الهی]] است که [[مسلمانان]] موظّفند در صورت سلب آن از سوی ستم‌گران، جهت کسب آن بکوشند. [[قرآن]] در این زمینه راه‌هایی را برای کسب [[آزادی]] بیان فرموده که عبارت‌اند از:
# '''[[جهاد]]:''' [[هدف]] از [[تشریع]] [[جهاد]]، رساندن [[پیام]] [[توحید]] و گسترش عبودیّت [[خدا]]<ref>من [[وحی]] القرآن، ج ۵، ص ۴۸.</ref>، وسیله‌ای برای [[حفظ نظام]] [[الهی]] [[اسلام]]<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۵؛ من [[وحی]] القرآن، ج ۱۱، ص ۸۳.</ref>، حاکمیّت [[حق]] و [[عدالت]]<ref>من وحی القرآن، ج ۷، ص ۳۵۳.</ref>، نابودی [[ستم]] و [[استبداد]]<ref>فی‌ ظلال، ج ۱، ص ۲۹۱ ـ ۲۹۴؛ المنیر، ج ۳، ص ۲۴؛ من‌ وحی‌ القرآن، ج ۷، ص ۳۵۳ و ج ۱۶، ص ۸۱.</ref>، گسترش [[امنیّت]] و [[آرامش]]<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۱؛ من وحی القرآن، ج ۱۶، ص ۸۲.</ref>، رفع موانع [[آزادی]] [[انسان‌ها]]<ref>الفرقان، ج ۵ و ۶، ص ۱۷۹ و ۱۸۰؛ المنیر، ج ۳، ص ۲۴.</ref>، [[دفاع]] از [[فطرت]] [[اسیر]] شده آنان<ref>[[المیزان]]، ج ۲، ص ۵۹ ـ ۷۰.</ref> و رهایی [[مستضعفان]] است<ref>الفرقان، ج ۵ و ۶، ص ۱۸۰.</ref>؛ بنابراین، [[جهاد]]، زمینه‌ساز [[دعوت به توحید]] و [[دفاع]] از آن که امری فطری است، و آماده شدن زمینه [[ابلاغ]] آشکار و آزادانه [[پیام]] [[انبیا]] و [[انتخاب]] آزادانه [[مردم]] و نفی [[بندگی]] غیر، و الغای [[بردگی]] و [[بندگی]] [[بشر]] برای [[بشر]] است و به [[آزادی]] [[انسان]] عینیّت می‌بخشد<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۵.</ref>؛ بدین‌سان، [[اسلام]]، [[دین]] [[رحمت]]، [[محبّت]]<ref>من وحی القرآن، ج ۷، ص ۳۵۴.</ref>، سعه صدر، [[تسامح]]<ref>من وحی القرآن، ج ۶، ص ۶۴.</ref> و [[آرامش]] است و [[جهاد]]، فقط برای نفی [[خشونت]] و تحقّق [[آزادی]] کامل و همه جانبه [[انسان‌ها]]<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۴.</ref> و یکی از راه‌های کسب [[آزادی]] است و "[[جهاد]] ابتدایی" نیز که [[مسلمانان]] به سوی [[کافران]] رفته، آنان را به پذیرش [[اسلام]] می‌خوانند و موانع غیرمنطقی بر سر راه [[دعوت]] به [[حق]] را با [[جنگ]] از میان برمی‌دارند، به "[[جهاد]] دفاعی" برمی‌گردد؛ لذا غیر [[مسلمانان]] "معاهد" که با [[مسلمانان]] [[پیمان]] دارند و "مهادن" که اهل صلح‌اند و مزاحمتی برای [[مسلمانان]] ندارند و نیز "[[اهل ذمه]]" که در داخل [[کشور اسلامی]] [[زندگی]] می‌کنند، از هرگونه تعرّضی مصونند<ref>[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۱۰، ص ۴۰۱.</ref>.
# '''[[جهاد]]:''' [[هدف]] از [[تشریع]] [[جهاد]]، رساندن [[پیام]] [[توحید]] و گسترش عبودیّت [[خدا]]<ref>من وحی القرآن، ج ۵، ص ۴۸.</ref>، وسیله‌ای برای [[حفظ نظام]] [[الهی]] [[اسلام]]<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۵؛ من وحی القرآن، ج ۱۱، ص ۸۳.</ref>، حاکمیّت [[حق]] و [[عدالت]]<ref>من وحی القرآن، ج ۷، ص ۳۵۳.</ref>، نابودی [[ستم]] و [[استبداد]]<ref>فی‌ ظلال، ج ۱، ص ۲۹۱ ـ ۲۹۴؛ المنیر، ج ۳، ص ۲۴؛ من‌ وحی‌ القرآن، ج ۷، ص ۳۵۳ و ج ۱۶، ص ۸۱.</ref>، گسترش [[امنیّت]] و [[آرامش]]<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۱؛ من وحی القرآن، ج ۱۶، ص ۸۲.</ref>، رفع موانع [[آزادی]] [[انسان‌ها]]<ref>الفرقان، ج ۵ و ۶، ص ۱۷۹ و ۱۸۰؛ المنیر، ج ۳، ص ۲۴.</ref>، [[دفاع]] از [[فطرت]] [[اسیر]] شده آنان<ref>[[المیزان]]، ج ۲، ص ۵۹ ـ ۷۰.</ref> و رهایی [[مستضعفان]] است<ref>الفرقان، ج ۵ و ۶، ص ۱۸۰.</ref>؛ بنابراین، [[جهاد]]، زمینه‌ساز [[دعوت به توحید]] و [[دفاع]] از آن که امری فطری است، و آماده شدن زمینه [[ابلاغ]] آشکار و آزادانه [[پیام]] [[انبیا]] و [[انتخاب]] آزادانه [[مردم]] و نفی [[بندگی]] غیر، و الغای [[بردگی]] و [[بندگی]] [[بشر]] برای [[بشر]] است و به [[آزادی]] [[انسان]] عینیّت می‌بخشد<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۵.</ref>؛ بدین‌سان، [[اسلام]]، [[دین]] [[رحمت]]، [[محبّت]]<ref>من وحی القرآن، ج ۷، ص ۳۵۴.</ref>، سعه صدر، [[تسامح]]<ref>من وحی القرآن، ج ۶، ص ۶۴.</ref> و [[آرامش]] است و [[جهاد]]، فقط برای نفی [[خشونت]] و تحقّق [[آزادی]] کامل و همه جانبه [[انسان‌ها]]<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۴.</ref> و یکی از راه‌های کسب [[آزادی]] است و "[[جهاد]] ابتدایی" نیز که [[مسلمانان]] به سوی [[کافران]] رفته، آنان را به پذیرش [[اسلام]] می‌خوانند و موانع غیرمنطقی بر سر راه [[دعوت]] به [[حق]] را با [[جنگ]] از میان برمی‌دارند، به "[[جهاد]] دفاعی" برمی‌گردد؛ لذا غیر [[مسلمانان]] "معاهد" که با [[مسلمانان]] [[پیمان]] دارند و "مهادن" که اهل صلح‌اند و مزاحمتی برای [[مسلمانان]] ندارند و نیز "[[اهل ذمه]]" که در داخل [[کشور اسلامی]] [[زندگی]] می‌کنند، از هرگونه تعرّضی مصونند<ref>[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۱۰، ص ۴۰۱.</ref>.
# '''[[هجرت]]:''' [[فلسفه]] [[هجرت]]، به‌دست آوردن [[آزادی]] [[دینی]] و فردی است و [[مسلمانان]] در صورت محرومیّت از [[آزادی]] و قرار گرفتن در حاکمیّت [[استبدادی]] که حفظ [[ایمان]] میسور نیست، موظّفند برای به دست آوردن [[آزادی]] [[هجرت]] کنند و در صورت کوتاهی در این [[وظیفه]]، به خویشتن [[ستم]] کرده، مرتکب گناهی بزرگ می‌شوند: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالُواْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا }}<ref> از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش می‌گیرند، می‌پرسند: در چه حال بوده‌اید؟ می‌گویند: ما ناتوان شمرده‌شدگان روی زمین بوده‌ایم. می‌گویند: آیا زمین خداوند (آن‌قدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانه‌ای است؛ سوره نساء، آیه ۹۷.</ref><ref>المنار، ج ۵، ص ۳۶۱؛ من [[وحی]] القرآن، ج ۷، ص ۴۱۸.</ref> به [[مهاجر]]، [[وعده]] [[گشایش]] و در صورت فرا رسیدن [[مرگ]] در این راه، [[وعده]] [[آمرزش]] داده شده است: {{متن قرآن|وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا }}<ref> و هر کس در راه خداوند هجرت گزیند، در زمین سرپناه‌های فراوان و گستردگی (در روزی) خواهد یافت و هر که از خانه خویش برای هجرت به سوی خداوند و پیامبرش برون آید سپس مرگ او را دریابد؛ بی‌گمان پاداش او بر عهده خداوند است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است، سوره نساء، آیه ۱۰۰.</ref> بنابراین، [[زمین]] [[خدا]] گسترده و [[هجرت]] برای کسب [[آزادی]] و [[عزّت]] و [[کرامت انسانی]] که [[خدا]] برای [[بندگان]] مؤمنش قرار داده، پسندیده است<ref>من [[وحی]] القرآن، ج ۷، ص ۳۵۳و۴۲۲.</ref>.
# '''[[هجرت]]:''' [[فلسفه]] [[هجرت]]، به‌دست آوردن [[آزادی]] [[دینی]] و فردی است و [[مسلمانان]] در صورت محرومیّت از [[آزادی]] و قرار گرفتن در حاکمیّت [[استبدادی]] که حفظ [[ایمان]] میسور نیست، موظّفند برای به دست آوردن [[آزادی]] [[هجرت]] کنند و در صورت کوتاهی در این [[وظیفه]]، به خویشتن [[ستم]] کرده، مرتکب گناهی بزرگ می‌شوند: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالُواْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا }}<ref> از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش می‌گیرند، می‌پرسند: در چه حال بوده‌اید؟ می‌گویند: ما ناتوان شمرده‌شدگان روی زمین بوده‌ایم. می‌گویند: آیا زمین خداوند (آن‌قدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانه‌ای است؛ سوره نساء، آیه ۹۷.</ref><ref>المنار، ج ۵، ص ۳۶۱؛ من وحی القرآن، ج ۷، ص ۴۱۸.</ref> به [[مهاجر]]، [[وعده]] [[گشایش]] و در صورت فرا رسیدن [[مرگ]] در این راه، [[وعده]] [[آمرزش]] داده شده است: {{متن قرآن|وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا }}<ref> و هر کس در راه خداوند هجرت گزیند، در زمین سرپناه‌های فراوان و گستردگی (در روزی) خواهد یافت و هر که از خانه خویش برای هجرت به سوی خداوند و پیامبرش برون آید سپس مرگ او را دریابد؛ بی‌گمان پاداش او بر عهده خداوند است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است، سوره نساء، آیه ۱۰۰.</ref> بنابراین، [[زمین]] [[خدا]] گسترده و [[هجرت]] برای کسب [[آزادی]] و [[عزّت]] و [[کرامت انسانی]] که [[خدا]] برای [[بندگان]] مؤمنش قرار داده، پسندیده است<ref>من وحی القرآن، ج ۷، ص ۳۵۳و۴۲۲.</ref>.
# '''[[مقاومت]] و [[صبر]]:''' [[حضرت موسی]] {{ع}} در برابر تهاجم [[فرعون]] به او و پیروانش، یارانش را به [[صبر]] و [[مقاومت]] [[دعوت]] کرد و [[پیروزی]] را در گرو آن دانست: {{متن قرآن|وَقَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءَهُمْ وَنَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref> و سرکردگان قوم فرعون گفتند: آیا موسی و قومش را وا می‌نهی تا در این سرزمین تبهکاری کنند و (موسی) تو و خدایانت را رها کند؟ گفت: پسرانشان را خواهیم کشت و زنانشان را زنده باز خواهیم نهاد و بی‌گمان ما بر آنان چیره‌ایم. موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید، بی‌گمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث می‌دهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است؛ سوره اعراف، آیه ۱۲۷ - ۱۲۸.</ref>
# '''[[مقاومت]] و [[صبر]]:''' [[حضرت موسی]] {{ع}} در برابر تهاجم [[فرعون]] به او و پیروانش، یارانش را به [[صبر]] و [[مقاومت]] [[دعوت]] کرد و [[پیروزی]] را در گرو آن دانست: {{متن قرآن|وَقَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءَهُمْ وَنَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref> و سرکردگان قوم فرعون گفتند: آیا موسی و قومش را وا می‌نهی تا در این سرزمین تبهکاری کنند و (موسی) تو و خدایانت را رها کند؟ گفت: پسرانشان را خواهیم کشت و زنانشان را زنده باز خواهیم نهاد و بی‌گمان ما بر آنان چیره‌ایم. موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید، بی‌گمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث می‌دهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است؛ سوره اعراف، آیه ۱۲۷ - ۱۲۸.</ref>
# '''[[دعا]]:'''[[حضرت موسی]] {{ع}} رهایی خویش از ستم‌گران را از خداوند‌طلبیده است: {{متن قرآن|فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> آنگاه (موسی) از آن (شهر) هراسان در حالی که (هر سو را) پاس می‌داشت، بیرون رفت، گفت: پروردگارا! مرا از گروه ستمکاران رهایی بخش، سوره قصص، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمی‌داشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا می‌خواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی، سوره قصص، آیه ۲۵.</ref> [[حضرت نوح]] {{ع}}{{متن قرآن|فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ}}<ref> بنابراین میان من و آنان راهی بگشا و مرا و مؤمنان همراه مرا رهایی بخش. آنگاه ما او و کسانی را که در آن کشتی آکنده، همراه او بودند رهانیدیم، سوره شعراء، آیه ۱۱۸-۱۱۹.</ref> و آسیه {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا لِّلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> و خداوند برای مؤمنان، همسر فرعون را مثل زد هنگامی که گفت: پروردگارا! نزد خود در بهشت برای من خانه‌ای بساز و مرا از فرعون و کردارش رهایی بخش و مرا از این قوم ستمگر آسوده گردان؛ سوره تحریم، آیه ۱۱.</ref> و ستم‌دیدگان [[بنی‌اسرائیل]]: {{متن قرآن|وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ }}<ref> و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان، سوره بقره، آیه ۲۵۰.</ref> و [[مستضعفان]] در بند [[مکّه]]: {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا}}<ref> و چرا شما در راه خداوند نبرد نمی‌کنید و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که می‌گویند: پروردگارا! ما را از این شهر که مردمش ستمگرند رهایی بخش و از سوی خود برای ما سرپرستی بگذار و از سوی خود برای ما یاوری بگمار، سوره نساء، آیه ۷۵.</ref> نیز برای رهایی خود از [[ستم]]، دست به [[دعا]] برداشته، [[آزادی]] خود را از خداوند ‌طلبیدند<ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[آزادی - رضایی بیرجندی (مقاله)|مقاله «آزادی»]] [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ص ۲۰۴-۲۰۶.</ref>.
# '''[[دعا]]:'''[[حضرت موسی]] {{ع}} رهایی خویش از ستم‌گران را از خداوند‌طلبیده است: {{متن قرآن|فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> آنگاه (موسی) از آن (شهر) هراسان در حالی که (هر سو را) پاس می‌داشت، بیرون رفت، گفت: پروردگارا! مرا از گروه ستمکاران رهایی بخش، سوره قصص، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمی‌داشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا می‌خواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی، سوره قصص، آیه ۲۵.</ref> [[حضرت نوح]] {{ع}}{{متن قرآن|فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ}}<ref> بنابراین میان من و آنان راهی بگشا و مرا و مؤمنان همراه مرا رهایی بخش. آنگاه ما او و کسانی را که در آن کشتی آکنده، همراه او بودند رهانیدیم، سوره شعراء، آیه ۱۱۸-۱۱۹.</ref> و آسیه {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا لِّلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> و خداوند برای مؤمنان، همسر فرعون را مثل زد هنگامی که گفت: پروردگارا! نزد خود در بهشت برای من خانه‌ای بساز و مرا از فرعون و کردارش رهایی بخش و مرا از این قوم ستمگر آسوده گردان؛ سوره تحریم، آیه ۱۱.</ref> و ستم‌دیدگان [[بنی‌اسرائیل]]: {{متن قرآن|وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ }}<ref> و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان، سوره بقره، آیه ۲۵۰.</ref> و [[مستضعفان]] در بند [[مکّه]]: {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا}}<ref> و چرا شما در راه خداوند نبرد نمی‌کنید و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که می‌گویند: پروردگارا! ما را از این شهر که مردمش ستمگرند رهایی بخش و از سوی خود برای ما سرپرستی بگذار و از سوی خود برای ما یاوری بگمار، سوره نساء، آیه ۷۵.</ref> نیز برای رهایی خود از [[ستم]]، دست به [[دعا]] برداشته، [[آزادی]] خود را از خداوند ‌طلبیدند<ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[آزادی - رضایی بیرجندی (مقاله)|مقاله «آزادی»]] [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ص ۲۰۴-۲۰۶.</ref>.
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش