حدیث غدیر در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵٬۹۰۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ ژوئن ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۷۷: خط ۲۷۷:
[[مطر الوراق]]؛ [[ذهبی]] می‌گوید: «[[مطر وراق]] پیشوای [[زاهد]] و راست‌گو بوده است<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۵، ص۴۵۲. {{عربی|مطر الوراق، الإمام الزاهد الصادق أبو رجاء بن طهمان الخراسانی نزیل البصرة مولی علباء بن أحمر الیشکری کان من العلماء العاملین و کان یکتب المصاحف و یتقن ذلک}}.</ref>. مطر وراق از [[رجال]] مسلم و روایاتش نیکوست»<ref>میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج۶، ص۴۴۵. {{عربی|فمطر من رجال مسلم حسن الحديث}}.</ref>.
[[مطر الوراق]]؛ [[ذهبی]] می‌گوید: «[[مطر وراق]] پیشوای [[زاهد]] و راست‌گو بوده است<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۵، ص۴۵۲. {{عربی|مطر الوراق، الإمام الزاهد الصادق أبو رجاء بن طهمان الخراسانی نزیل البصرة مولی علباء بن أحمر الیشکری کان من العلماء العاملین و کان یکتب المصاحف و یتقن ذلک}}.</ref>. مطر وراق از [[رجال]] مسلم و روایاتش نیکوست»<ref>میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج۶، ص۴۴۵. {{عربی|فمطر من رجال مسلم حسن الحديث}}.</ref>.
[[شهر بن حوشب]]. ذهبی درباره او می‌گوید: «شهر بن حوشب مشکلی ندارد و حدیثش [[نیکو]] و کارش [[استوار]] بود»<ref>تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج۶، ص۳۸۷. {{عربی|قال حرب الكرماني: قلت لأحمد بن حنبل: شهر بن حوشب، فوثقه و قال: ما أحسن حديثه. و قال حنبل: سمعت أبا عبد الله يقول: شهر ليس به بأس. قال الترمذي: قال محمد يعني البخاري: شهر حسن الحديث، و قوي أمره}}.</ref>.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلائل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلائل انتصابی بودن آن]] ص ۳۰۴.</ref>
[[شهر بن حوشب]]. ذهبی درباره او می‌گوید: «شهر بن حوشب مشکلی ندارد و حدیثش [[نیکو]] و کارش [[استوار]] بود»<ref>تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج۶، ص۳۸۷. {{عربی|قال حرب الكرماني: قلت لأحمد بن حنبل: شهر بن حوشب، فوثقه و قال: ما أحسن حديثه. و قال حنبل: سمعت أبا عبد الله يقول: شهر ليس به بأس. قال الترمذي: قال محمد يعني البخاري: شهر حسن الحديث، و قوي أمره}}.</ref>.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلائل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلائل انتصابی بودن آن]] ص ۳۰۴.</ref>
==[[استدلال به حدیث]] [[غدیر]]==
۱. [[امام علی]]{{ع}}، در [[رحبه]] [[کوفه]] برای رد سخن کسانی که [[امامت]] وی را نمی‌پذیرفتند، [[اصحاب]] را گرد آورد و [[حدیث غدیر]] را به آنها یادآوری کرد. این ماجرا با [[روایت]] صحیح نقل شده است؛ چنان که [[احمد بن حنبل]] می‌گوید:
امام علی{{ع}} [[مردم]] را در رحبه گرد آورد و فرمود: «شما را به [[خدا]] [[سوگند]]! هر [[مرد]] [[مسلمانی]] که [[غدیر خم]] را به خاطر دارد و سخنی را که در آن [[روز]] از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیده است، از جا برخیزد و [[شهادت]] دهد». سی تن از مردم برای [[اقامه شهادت]] به پا خاستند. [[ابونعیم]] گفته است که افراد بسیاری شهادت دادند و اعلام کردند، آن هنگام که رسول خدا{{صل}} [[دست امام]] علی{{ع}} را به دست [[مبارک]] خود گرفت، به مردم فرمود: «آیا می‌دانید که من شایسته‌تر به [[مؤمنان]] از خود آنهایم»؟ همه فرمایش رسول خدا{{صل}} را [[تصدیق]] کردند. رسول خدا{{صل}} فرمود: هر کس من مولای اویم این [علی] مولای اوست. پروردگارا! [[دوست]] علی را دوست بدار و [[دشمن]] علی{{ع}} را دشمن بدار. [[ابوطفیل]] گفت: «از میان جمع بیرون رفتم و ناخشنود بودم و در بازگشت از [[اجتماع]] مردم، به [[دیدار]] [[زید بن ارقم]] رفتم و به او گفتم از علی{{ع}} چنین و چنان شنیدم و ناخشنود شدم». زید گفت: «آنچه را شنیدی [[انکار]] مکن؛ زیرا آنچه را تو امروز شنیده‌ای، من از رسول خدا{{صل}} شنیده‌ام»<ref>مسند أحمد، ج۴، ص۳۷۰، ح۱۹۸۲۳ {{متن حدیث|حدثنا عبد الله حدثني أبي حدثنا حسين بن محمد و أبو نعيم المعني قالا حدثنا فطر عن أبي الطفيل قال جمع على الناس في الرحبة ثم قال لهم أنشد الله كل امرئ مسلم سمع رسول الله{{صل}} يقول يوم غدير خم ما سمع لما قام. فقام ثلاثون من الناس – و قال أبو نعيم فقام ناس كثير- فشهدوا حين أخذه بيده فقال للناس «أَ تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِم‏؟» قالوا نعم يا رسول الله. قال «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ». قال فخرجت و كأن في نفسي شيئا فلقيت زيد بن أرقم فقلت له إني سمعت عليا يقول كذا و كذا. قال فما تنكر قد سمعت رسول الله{{صل}} يقول ذلك له}}.</ref>.
[[هیثمی]] بعد از نقل این [[روایت]] می‌گوید: این روایت را احمد نقل کرده است و [[راویان]] آن، راویان صحیح بخاری‌اند؛ جز [[فطر بن خلیفه]] که او نیز [[معتمد]] است<ref>مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۹، ص۱۰۴ {{عربی|رواه أحمد و رجاله رجال الصحيح غير فطر بن خليفة و هو ثقة}}.</ref>.
[[البانی]] می‌گوید: سند این روایت بنا بر شرط [[بخاری]] صحیح است»<ref>السلسلة الصحیحة، ج۴، ص۲۴۹ {{عربی|و إسناده صحيح على شرط البخاري}}.</ref>.
[[حاکم نیشابوری]] می‌نویسد:
[[رفاعة بن ایاس الضبی]] از جدش نقل می‌کند که در [[جنگ جمل]] حاضر بود. علی{{ع}} در پیامی به [[طلحه]] خواست که با او [[دیدار]] کند. پس از آمدن طلحه، به وی فرمود: «تو را به [[خدا]] [[سوگند]]! آیا از [[رسول خدا]]{{صل}} نشنیدی که فرمود: کسی که من مولای اویم، علی مولای اوست. خداوندا [[دوست]] بدار دوست او را و [[دشمن]] بدار دشمن او را»؟ گفت «آری» فرمود: «پس چرا با من می‌جنگی»؟ گفت: «آن را فراموش کرده‌ام»<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۴۱۹، ح۵۵۹۴ {{متن حدیث|أَخْبَرَني الْوَليدُ، وَأَبُو بَكْر بْنُ قُرَيْشٍ، ثَنَا الْحَسَنُ بْنُ سُفْيَانَ، ثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدَةَ، ثَنَا الْحَسَنُ بْنُ الْحُسَيْن، ثَنَا رفَاعَةُ بْنُ إيَاسٍ الضَّبّيُّ، عَنْ أَبيه، عَنْ جَدّه، قَالَ: كُنَّا مَعَ عَليٍّ يَوْمَ الْجَمَل، فَبَعَثَ إلَى طَلْحَةَ بْن عُبَيْد اللَّه أَن الْقَني فَأَتَاهُ طَلْحَةُ، فَقَالَ: نَشَدْتُكَ اللَّهَ، هَلْ سَمعْتَ رَسُولَ اللَّه صَلَّى اللهُ عَلَيْه وَسَلَّمَ؟ يَقُولُ: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَليٌّ مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَال مَنْ وَلَاهُ، وَعَاد مَنْ عَادَاهُ»؟ قَالَ: نَعَمْ، قَالَ: فَلمَ تُقَاتلُني؟ قَالَ: لَمْ أَذَكُرْ، قَالَ: فَانْصَرَفَ طَلْحَةُ}}.</ref>.
این [[حدیث]] آشکارا می‌گوید که جنگ جمل بر سر مسئله [[رهبری]] به پا شد و [[احتجاج امام علی]]{{ع}} با طلحه و دیگران به [[حدیث غدیر]]، به [[ابلاغ]] [[پیامبر]]{{صل}} درباره [[امامت]] وی مستند بود که او هم به آن اعتراف کرده است.
۲. [[استدلال]] [[حضرت زهرا]]{{س}} به [[حدیث غدیر]] نیز بر اثر [[اختلاف امت]] درباره [[امامت]] صورت پذیرفت؛ نه برای [[اثبات]] [[محبت]] و [[دوستی]] [[مسلمانان]] با یکدیگر. حضرت در این‌باره فرمود:
آیا فراموش کرده‌اید فرمایش [[رسول خدا]]{{صل}} را در [[غدیر خم]] که فرمود: «کسی که من مولای اویم، علی{{ع}} مولای اوست؟ نیز این فرمایش رسول خدا{{صل}} را که به علی{{ع}} فرمود: «تو برای من به منزله [[هارون]] برای موسایی»؟ بر این دو [[حدیث]] اتفاق و [[اجماع]] کرده‌اند.
جزری همین [[روایت]] را با سندی دیگر نقل کرده است<ref>أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن أبی‌طالب کرم الله وجهه، أبی‌الخیر شمس‌الدین محمد بن محمد الجزری، ص۵۰ و ۵۱؛ {{عربی|و بعد فهذه احاديث مسندة مما تواتر، و صح، و حسن من أسنى مناقب الأسد الغالب مفرق الكتائب، و مظهر العجائب ليث بني غالب امير المؤمنين علي بن أبي طالب كرم الله تعالى وجهه، و رضي الله عنه و أرضاه، اردفتها بمسلسلات من حديث، و متصلات من روايته و تحديثه، و بأعلى أسناد صحيح اليه من القرآن و الصحبة و الخرقة التي اعتمد فيها اهل الولاية عليه نسأل الله أن يثبتنا على ذلك و يقربنا به اليه}}.</ref>. وی در مقدمه کتابش درباره [[روایات]] منقول در این کتاب می‌گوید:
[[احادیث]] موجود در این کتاب همه [[مسند]] و [[متواتر]] و صحیحند که بر [[مناقب]] و [[فضایل]] شیر همیشه [[پیروز]] و درهم کوبنده لشکرها، [[مظهر]] عجایب، [[امیر مؤمنان علی]] بن ابی‌طالب{{ع}} دلالت می‌کنند. آنها را با احادیث مسلسل و پی‌درپی و روایات پیوسته و با سند [[اعلی]] و صحیح و از [[قرآن]] و همراهی‌های او و معجزاتی که [[پیروان]] [[ولایت]] به آن [[اعتماد]] دارند، گردآوری کرده‌ام. به [[امید]] اینکه [[خداوند متعال]] ما را بر ولایت او [[ثابت‌قدم]] بدارد و ما را به او نزدیک فرماید<ref>أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن أبی‌طالب کرم الله وجهه، أبی‌الخیر شمس‌الدین محمد بن محمد الجزری، ص۴۵.</ref>.
بسیاری از [[علمای اهل سنت]] قبل از [[ابن تیمیه]]، [[حدیث غدیر]] را با این جمله: {{متن حدیث|اللَّهُمَ وَالِ مَنْ وَالاهُ‌...}} نقل کرده<ref>أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن أبی‌طالب کرم الله وجهه، أبی الخیر شمس الدین محمد بن محمد الجزری، ص۵۰ و ۵۱: {{عربی|و بعد فهذه احاديث مسندة مما تواتر و صح، و حسن من أسنى مناقب الأسد الغالب مفرق الكتائب، و مظهر العجائب ليث بني غالب امير المؤمنين علي بن أبي طالب كرم الله تعالى وجهه، و رضي الله عنه و أرضاه، اردفتها بمسلسلات من حديث، و متصلات من روايته، و تحديثه، و بأعلى أسناد صحيح اليه من القرآن و الصحبة و الخرقة التي اعتمد فيها اهل الولاية عليه نسأل الله أن يثبتنا على ذلك و يقربنا به اليه}}.</ref> و برای آن عنوان و باب جداگانه‌ای قرار داده‌اند که به چند نمونه از آنها اشاره می‌شود:
ابوطُفَیل: علی{{ع}} فرمود: هر کسی را که [[روز غدیر خم]] [[سخنان رسول خدا]]{{صل}} را آن‌گاه که ایستاده بود؛ شنیده است [[سوگند]] می‌دهم که آنچه شنیده [[شهادت]] دهد. گروهی در مجلس برخواسته و شهادت دادند که شنیدند که [[پیامبر]]{{صل}} می‌فرمود: «ای [[مسلمانان]] آیا نمی‌دانید که من [به [[حکم]] [[قرآن]]] از [[مؤمنین]] به خودشان سزاوارتر و مقدّم هستم». مسلمانان گفتند: آری ای [[رسول خدا]]{{صل}}! پیامبر{{صل}} فرمود: «هر که من مولای اویم، این [علی{{ع}}] مولای اوست. بار خدایا [[دوست]] بدار هر کس که علی{{ع}} را دوست دارد و [[دشمن]] بدار هر کس را که، دشمن اوست». [[[ابوطفیل]] می‌گوید:] از مجلس علی خارج شدم و این [[سخنان پیامبر]]{{صل}} بر من گران آمده بود. بعد از آن [[زید بن ارقم]] را دیدم و ماجرا را برای او باز گفتم و او گفت «ما از رسول خدا{{صل}} شنیدیم که آن را درباره علی{{ع}} می‌فرمود»<ref>الثقات، محمد بن حبان بن أحمد ابوحاتم التمیمی، ج۵۱، ص۳۷۵ {{متن حدیث|ذكر دعاء المصطفى له بالولاية لمن والي عليا و المعاداة لمن عاداه: أخبرنا عبد الله بن محمد الأزدي حدثنا إسحاق بن إبراهيم أخبرنا أبو نعيم و يحيى بن آدم قالا حدثنا فطر من خليفة عن أبي الطفيل قال قال علي أنشد الله كل أمرئ سمع رسول الله يقول يوم غدير خم لما قام فقام أناس فشهدوا أنهم سمعوه يقول ألستم تعلمون أني أولى الناس بالمؤمنين من أنفسهم قالوا بلى يا رسول الله قال من كنت مولاه فإن هذا مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه فخرجت و في نفسي من ذلك شيء فلقيت زيد بن أرقم فذكرت ذلك له فقال قد سمعناه من رسول الله يقول ذلك له}}.</ref>.
[[ابوبکر آجری]] درباره ذکر دعای [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} برای [[دوست‌داران]] و [[دشمنان]] می‌گوید:
... [[زید بن ارقم]] گفت: [[رسول خدا]]{{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ هَذَا مَوْلَاهُ اللَّهُمَ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ}}<ref>الشریعة، أبی بکر محمد بن الحسین الآجری، ج۴، ص۲۰۴۹ {{عربی|باب ذكر دعاء النبي لمن والي علي رضي الله عنه و تولاه و دعائه على من عاداه: حدثنا أبو محمد عبد الله بن العباس الطيالسي، قال: حدثنا محمد بن موسى الحرشي، قال: حدثنا عثمان بن علي قال: حدثنا عبد الملك بن أبي سليمان، عن عطية، عن زيد بن أرقم قال: قال رسول الله: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ هَذَا مَوْلَاهُ اللَّهُمَ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ}}}}.</ref> و علمای بعد از [[زمان]] [[ابن تیمیه]] نیز [[حدیث]] مولایت را نقل<ref>رک: تهذیب الکمال، المزی، ج۱۱، ص۹۰ و ج۱۱، ص۱۰۰؛ تاریخ الاسلام ذهبی، ج۳، ص۶۳۱؛ تخریج الأحادیث و الآثار الواقعة، زیعلی، ج۲، ص۲۳۴؛ مرآة الجنان و عبرة الیقظان، یافعی، ج۱، ص۱۰۹؛ السیرة النبویة، ابن کثیر، ج۴، ص۴۱۶؛ البدایة و النهایة، ج۵، ص۲۰۹؛ مجمع الزوائد، هیثمی، ج۹، ص۱۰۷؛ موارد الظمآن، ابن ابی‌بکر، ج۱، ص۵۴۴؛ المطالب العالیة، عسقلانی، ج۶۱، ص۹۷؛ تفسیر القرآن، ثعالبی، ج۴، ص۹۲؛ الدر المنثور، سیوطی، ج۳، ص۱۰۵؛ الجامع الصغیر و زوائده و الجامع الکبیر، سیوطی، ج۵، ص۴۰۰ و ج۶۱، ص۲۷۲؛ تاریخ الخلفاء، ج۱، ص۱۶۹؛ الصواعق المحرقة، هیثمی، ج۱، ص۱۰۶ و ص۱۰۷ و ج۲، ص۳۵۵؛ کنز العمال، متقی هندی، ج۵، ص۱۱۴؛ السیرة الحلبیة، حلبی، ج۳، ص۳۳۶؛ سمط النجوم، عاصمی، ج۳، ص۳۶؛ کشف الخفاء عجلونی، ج۲، ص۳۶۱؛ روح المعانی، آلوسی، ج۶، ص۱۹۵.</ref> و به [[تواتر]] {{متن حدیث|اللَّهُمَ وَالِ مَنْ وَالاهُ‌...}} و صحیح بودن یا [[قوی]] بودن سند یا صحیح و حسن بودن [[روایات]] دیگرش، اعتراف کرده‌اند.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلائل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلائل انتصابی بودن آن]] ص ۳۰۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۲۸۹

ویرایش