حدیث دوات و قلم: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۶۷۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۶ اوت ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۶: خط ۴۶:
# '''تثبیت پایه‌های خلافت تحمیلی''': عمر در داخل [[سقیفه]] نیز نقش اساسی و اصلی را داشت و بعد از آنکه [[اکثریت]] حاضر در سقیفه، با [[ابوبکر]] [[بیعت]] کردند و از سقیفه بیرون آمدند. گروهی را تنظیم و [[تجهیز]] کرد تا علی و کسانی را که با او در [[خانه فاطمه]] [[دختر رسول خدا]] حضور داشتند بیرون آورند تا با ابوبکر بیعت کنند. عمر شخصاً علی را [[تهدید]] کرد که اگر بیعت نکند کشته می‌شود.
# '''تثبیت پایه‌های خلافت تحمیلی''': عمر در داخل [[سقیفه]] نیز نقش اساسی و اصلی را داشت و بعد از آنکه [[اکثریت]] حاضر در سقیفه، با [[ابوبکر]] [[بیعت]] کردند و از سقیفه بیرون آمدند. گروهی را تنظیم و [[تجهیز]] کرد تا علی و کسانی را که با او در [[خانه فاطمه]] [[دختر رسول خدا]] حضور داشتند بیرون آورند تا با ابوبکر بیعت کنند. عمر شخصاً علی را [[تهدید]] کرد که اگر بیعت نکند کشته می‌شود.
# '''حذف [[امامت]] [[نور]] از صحنه [[خلافت]]''': آنها که در مقابل خلیفه حق نغمه شوم حسبنا كتاب الله را سر دادند، ظاهراً [[قرآن]] را قبول داشتند ولی لبه تیز [[حمله]] و نقطه ثقل برخوردشان، [[عترت]] و امامت نور بود که اگر [[کلام]] [[نورانی]] [[پیامبر]] {{صل}} تحقق می‌یافت تا [[آخرالزمان]] [[رجال]] [[دین]] و [[صالحان]] [[امت]] از مدار [[زمامداری]] و خلافت حذف نمی‌شدند، در نتیجه بنی‌امیه و [[بنی‌عباس]] صحنه گردان خلافت بر [[مردم]] نمی‌بودند. آنها با حذف رجال دین و امامت نور باعث تعطیلی [[احکام]] [[الله]] شدند<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت پیامبر (کتاب)|مظلومیت پیامبر]] ص ۳۹۳.</ref>.
# '''حذف [[امامت]] [[نور]] از صحنه [[خلافت]]''': آنها که در مقابل خلیفه حق نغمه شوم حسبنا كتاب الله را سر دادند، ظاهراً [[قرآن]] را قبول داشتند ولی لبه تیز [[حمله]] و نقطه ثقل برخوردشان، [[عترت]] و امامت نور بود که اگر [[کلام]] [[نورانی]] [[پیامبر]] {{صل}} تحقق می‌یافت تا [[آخرالزمان]] [[رجال]] [[دین]] و [[صالحان]] [[امت]] از مدار [[زمامداری]] و خلافت حذف نمی‌شدند، در نتیجه بنی‌امیه و [[بنی‌عباس]] صحنه گردان خلافت بر [[مردم]] نمی‌بودند. آنها با حذف رجال دین و امامت نور باعث تعطیلی [[احکام]] [[الله]] شدند<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت پیامبر (کتاب)|مظلومیت پیامبر]] ص ۳۹۳.</ref>.
==[[حدیث قلم و دوات]]==
[[تبلیغ]] [[امامت]] و [[خلافت امام علی]]{{ع}} همزاد [[ابلاغ رسالت]] بود و تا آخرین روزهای [[زندگی پیامبر]] نیز ادامه داشت. از [[حجة الوداع]] چندان نگذشته بود که [[پیامبر]] [[بیمار]] شد و می‌دانست که به زودی به [[ملأ اعلی]] کوچ خواهد کرد. او اگرچه [[وظیفه]] خود را به گونه تام و ک و کامل به انجام رسانده بود، [[آگاه]] بود که در [[نهان]] چه توطئه‌هایی در حال شکل گرفتن است و نگران [[آینده]] بود؛ آینده [[امت]] و آینده این [[آیین]] نوپا. در بستر [[مرگ]] و در حالت [[بیماری]] و تب نیز به امت می‌اندیشید و بدین سبب از اطرافیان خود خواست تا برایش قلم و دوات آماده کنند تا [[وصیت]] نامه‌ای برای امت خود بنویسد که هیچ‌گاه [[گمراه]] نشوند: {{متن حدیث|ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَاباً لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَداً}}. لحن [[کلام پیامبر]] همانند [[حدیث ثقلین]] است: {{متن حدیث|وَ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي}} در هر دو می‌باشد و معلوم بود که از [[تمسک به قرآن]] و [[اهل بیت]] سخن خواهد گفت و این سخن به صورت نوشتار ثبت شده و باقی خواهد ماند.
تمامی کسانی که در مجلس بودند نیز بر این [[حقیقت]] واقف بودند و همین باعث شد تا بعضی از آنان غوغا کنند. [[عمر]] گفت: پیامبر مریض است و بیماری بر او چیره گشته و [[هذیان]] می‌گوید (العیاذ بالله) و [[قرآن]] برای ما کافی است. گروهی به موافقت و گروهی به [[مخالفت]] برخاستند و هیاهو بالا گرفت. پیامبر که [[نوشتن]] [[وصیت‌نامه]] را بی‌فایده دید، آنان را از خود راند و گفت: بروید<ref>این حادثه عجیب و دهشت‌انگیز در کتب معتبر [[سنی]] و [[شیعه]] نقل شده است. ر.ک: صحیح البخاری، ج۵، ص۲۱۴۶ و ج۶، ص۲۶۸۰ و ج۴، ص۱۶۱۲ و ج۳، ص۱۱۵۵.
مقایسه نقل‌های گوناگون [[بخاری]] از این واقعه آموزنده و محتاج [[تأمل]] است. او در گزارشی که نام معترض بر پیامبر را ذکر کرده است، از [[اعتراض]] او با لحن محترمانه {{عربی|قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الْوَجَعُ}} یاد می‌کند و در جایی دیگر که نام معترض را نیاورده است صورت کامل قضیه را ذکر کرده، می‌گوید: {{عربی|أَهْجُر}} یا {{عربی|أَلَا رَسُولُ اللَّهِ يَهْجُرُ}} به دو متن زیر که در [[صحیح بخاری]]، از [[ابن عباس]] نقل شده است. توجه کنید:
{{متن حدیث|ابن عباس: لما حضر رسول الله{{صل}}، و في البيت [[رجال]] فيهم [[عمر بن الخطاب]]، قال النبي{{صل}}: هلم أكتب لكم كتابا لا تضلوا بعده. فقال [[عمر]]: إن النبي{{صل}} قد غلب عليه الوجع! و عندكم القرآن، حسبنا كتاب [[الله]]! فاختلف [[أهل]] البيت فاختصموا؛ منهم من يقول: قربوا يكتب لكم النبي{{صل}} كتاباً لن تضلوا بعده، و منهم من يقول ما قال عمر. فلما أكثروا اللغو و الاختلاف عند النبي{{صل}}، قال [[رسول الله]]{{صل}}: قوموا.
قال عبيد الله: فكان ابن عباس يقول: إن الرزية كل الرزية ما حال بين رسول الله{{صل}} و بين أن يكتب لهم ذلك الكتاب من اختلافهم و لغطهم}}. (صحیح البخاری، ج۵، ص۲۱۴۶)
در نقل دیگری از ابن عباس آورده است: {{متن حدیث|يوم الخميس، و ما يوم الخميس! اشتد برسول الله{{صل}} وجعه، فقال: ايتوني أكتب لكم كتاباً لن تضلوا بعده أبداً. فتنازعوا – و لا ينبغي عند نبي [[تنازع]] - فقالوا: ما شأنه؟ أهجر؟ استفهموه! فذهبوا يردون عليه. فقال: دعوني؛ فالذي أنا فيه خير مما تدعونني إليه}}؛ (صحیح البخاری، ج۴، ص۱۶۱۲).
همچنین بنگرید: به [[صحیح مسلم]]، ج۳، ص۱۲۵۹؛ [[ابن حنبل]]، المسند، ج۱، ص۷۶۰؛ طبقات کبری، ج۲، ص۲۴۳؛ [[تاریخ الطبری]]، ج۳، ص۱۹۳.</ref>.
چند نکته در این حادثه قابل [[تأمل]] است:
۱. گفتیم که لحن [[کلام پیامبر]]، همانند [[حدیث ثقلین]] است و اکنون می‌افزاییم: چه چیزی به جز «[[رهبری]]» تا بدان حد می‌توانست موضع‌گیری منفی و غوغا ایجاد کند که حتی [[اهانت]] به [[پیامبر]] را روا بدارند؟
۲. [[خلیفه دوم]] در [[مباحثه]] و [[مجادله]] با ابن عباس به این واقعه اشاره می‌کند و می‌گوید: پیامبر قصد آن داشت که در بستر [[بیماری]] به [[امامت]] و [[خلافت امام علی]]{{ع}} تصریح کند؛ ولی من مانع شدم چون [[قریش]] گرد او مجتمع نمی‌شدند و اگر او [[ولایت]] می‌یافت، [[عرب]] بر او می‌شورید. [[پیامبر]] نیز آن گاه که فهمید من از درون او آگاهم، از تصمیم خود صرف نظر کرد و تنها آن‌چه حتمی و [[تقدیر الهی]] است رخ خواهد داد<ref>{{متن حدیث|إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أَرَادَ أَنْ يُذَكِّرَهُ لِلْأَمْرِ فِي مَرَضِهِ فَصَدَدْتُهُ عَنْهُ خَوْفاً مِنَ الْفِتْنَةِ وَ انْتِشَارِ أَمْرِ الْإِسْلَامِ، فَعَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} مَا فِي نَفْسِي وَ أَمْسَكَ، وَ أَبَى اللَّهُ إِلَّا إِمْضَاءَ مَا حُتِمَ‌}}؛ (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۲، ص۷۸).</ref>.
۳. بعضی از [[محدثان اهل سنت]] به توجیه عمل [[خلیفه دوم]] پرداخته، آن را ناشی از [[قدرت]] [[تفقه]] و [[فهم]] او می‌دانند!<ref>نووی، شرح صحیح مسلم، ج۱۱، ص۹۹.</ref>. توجیه اینان نشان‌دهنده آن است که گاه غبار [[تعصب]]، اذهان [[دانشمندان]] بزرگی را نیز از راه‌یابی به [[حقیقت]] باز می‌دارد؛ به گونه‌ای که [[اجتهاد]] را در مقابل [[نص صریح]] [[رسول الله]]{{صل}} نیز روا می‌دارند. اضافه کنیم که در بعضی مصادر آمده است که پس از خالی شدن مجلس و [[اصرار]] حاضرین، پیامبر [[وصیت]] [[نامه نانوشته]] خود را در سه قسمت بیان کرد:
# [[مشرکان]] را از [[جزیرة العرب]] بیرون برانید.
#جایزه گروه‌ها را به گونه‌ای که من می‌دادم، بدهید.
# [[راویان]] نکته سوم را مسکوت گذارده و یا آن را فراموش کرده‌اند!<ref>بخاری، الجامع الصحیح، ج۲، ص۱۱۱۱.</ref>.<ref>[[سید محمد کاظم طباطبایی|طباطبایی، سید محمد کاظم]]، [[ادله و نصوص امامت علی (مقاله)| مقاله «ادله و نصوص امامت علی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۲۲۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۵۲: خط ۷۲:
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
# [[پرونده:IM009684.jpg|22px]] [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت پیامبر (کتاب)|'''مظلومیت پیامبر''']]
# [[پرونده:IM009684.jpg|22px]] [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت پیامبر (کتاب)|'''مظلومیت پیامبر''']]
# [[پرونده:1368101.jpg|22px]] [[سید محمد کاظم طباطبایی|طباطبایی، سید محمد کاظم]]، [[ادله و نصوص امامت علی (مقاله)| مقاله «ادله و نصوص امامت علی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۳''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۱۲۹

ویرایش