حدیث غدیر در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۱۷: خط ۲۱۷:


[[ابوالحسن علی بن احمد واحدی نیشابوری]]، [[مفسر]] و ادیب بزرگ [[قرن پنجم]]، در تفسیر آیه ۶۲ [[سوره انعام]]: {{متن قرآن|ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ}}<ref>«سپس به سوی سرور بر حقّشان خداوند برگردانده می‌شوند؛ آگاه باشید که داوری با اوست و او سریع‌ترین حسابرسان است» سوره انعام، آیه ۶۲.</ref>، چنین می‌نویسد: «یعنی کسی که سرپرستی امورشان را به عهده دارد»<ref>الوسیط فی تفسیر القرآن المجید، ابوالحسن علی بن أحمد الواحدی، ج۲، ص۲۸۱.</ref>.
[[ابوالحسن علی بن احمد واحدی نیشابوری]]، [[مفسر]] و ادیب بزرگ [[قرن پنجم]]، در تفسیر آیه ۶۲ [[سوره انعام]]: {{متن قرآن|ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ}}<ref>«سپس به سوی سرور بر حقّشان خداوند برگردانده می‌شوند؛ آگاه باشید که داوری با اوست و او سریع‌ترین حسابرسان است» سوره انعام، آیه ۶۲.</ref>، چنین می‌نویسد: «یعنی کسی که سرپرستی امورشان را به عهده دارد»<ref>الوسیط فی تفسیر القرآن المجید، ابوالحسن علی بن أحمد الواحدی، ج۲، ص۲۸۱.</ref>.
عالمانی که بر این [[حقیقت]] تأکید کرده‌اند، بسیارند؛ چنان‌که ادیب و مفسر بزرگ معتزلی، جار [[الله]] [[زمخشری]] در [[تفسیر آیه]] ۲۸۶ [[سوره بقره]]: {{متن قرآن|أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا}}<ref>«تو سرور مایی، پس ما را بر گروه کافران پیروز فرما» سوره بقره، آیه ۲۸۶.</ref>، می‌نویسد: «[[سرور]] مایی و ما [[بندگان]] توییم؛ یا [[یاور]] مایی یا [[سرپرست]] امور مایی»<ref>الکشاف عن حقائق التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، ج۱، ص۱۷۳.</ref>. [[ابن اثیر]] نیز در اثر بزرگ و ارجمند خود «النهایة» که به شرح واژه‌های دشواریاب [[احادیث نبوی]] پرداخته، در [[تفسیر]] واژه «مولا» نوشته است: واژه «مولا» در [[حدیث]] فراوان آمده است و آن اسمی است که در معانی فراوان به کار می‌رود... و هر کس که [[سرپرستی]] امری را به عهده گیرد یا بدان [[قیام]] کند، مولا و ولی آن می‌شود... و مولا در این حدیث در این معناست: «هر زنی که بدون [[اجازه]] مولایش [[ازدواج]] کند، ازدواجش [[باطل]] است» و در نقل دیگر [از این [[روایت]]] «ولیّش» (به معنای متولّی امرش) آمده است<ref>النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ابو السعادات المبارک بن محمد الجزری، ذیل ماده «ولی».</ref>.
عالمانی که بر این [[حقیقت]] تأکید کرده‌اند، بسیارند؛ چنان‌که ادیب و مفسر بزرگ معتزلی، [[جار الله زمخشری]] در [[تفسیر آیه]] ۲۸۶ [[سوره بقره]]: {{متن قرآن|أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا}}<ref>«تو سرور مایی، پس ما را بر گروه کافران پیروز فرما» سوره بقره، آیه ۲۸۶.</ref>، می‌نویسد: «[[سرور]] مایی و ما [[بندگان]] توییم؛ یا [[یاور]] مایی یا [[سرپرست]] امور مایی»<ref>الکشاف عن حقائق التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، ج۱، ص۱۷۳.</ref>. [[ابن اثیر]] نیز در اثر بزرگ و ارجمند خود «النهایة» که به شرح واژه‌های دشواریاب [[احادیث نبوی]] پرداخته، در [[تفسیر]] واژه «مولا» نوشته است: واژه «مولا» در [[حدیث]] فراوان آمده است و آن اسمی است که در معانی فراوان به کار می‌رود... و هر کس که [[سرپرستی]] امری را به عهده گیرد یا بدان [[قیام]] کند، مولا و ولی آن می‌شود... و مولا در این حدیث در این معناست: «هر زنی که بدون [[اجازه]] مولایش [[ازدواج]] کند، ازدواجش [[باطل]] است» و در نقل دیگر [از این [[روایت]]] «ولیّش» (به معنای متولّی امرش) آمده است<ref>النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ابو السعادات المبارک بن محمد الجزری، ذیل ماده «ولی».</ref>.


بنابراین «[[اولویت]]» در «امور» و «سرپرستی امور» و «[[سیادت]]» و «[[ریاست]]» و «[[زعامت]]»، در کلمه «مولا» مندرج و معنای «مولا» با «ولی»، همسان است. این دو مطلب، حقایقی شناخته شده‌اند. ادیبان، [[عالمان]] و [[مفسران]] بزرگی بر این [[حقیقت]] تأکید ورزیده‌اند<ref>ر.ک: الغدیر، ج۱، ص۶۱۵.</ref>. از این‌رو، تردیدی نیست که [[پیامبر خدا]]{{صل}} در آن هنگامه شگفت، [[عظیم]] و [[جاودانه]]، با آن جمله سرنوشت‌ساز، هیچ چیزی را جز «[[ولایت]]»، «[[امامت]]» و «زعامت» علی{{ع}} رقم نزد. ساماندهی آن [[اجتماع]] شکوهمند، فقط برای آن بود که [[مردمان]] بار دیگر، بسی گویاتر، رساتر و کارآمدتر، در گستره‌ای بس عظیم، [[پیام]] [[ولایت علوی]] را بشنوند و فردا و فرداها، کسانی همی نگویند که ندانستیم، نفهمیدیم، نشنیدیم و.... از همین روی، [[پیامبر]]{{صل}} بارها [[اقرار]] گرفت و در پایان، با صدایی بس رسا فریاد زد: «هان! حاضر به غایب برساند»<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۸۴.</ref>.
بنابراین «[[اولویت]]» در «امور» و «سرپرستی امور» و «[[سیادت]]» و «[[ریاست]]» و «[[زعامت]]»، در کلمه «مولا» مندرج و معنای «مولا» با «ولی»، همسان است. این دو مطلب، حقایقی شناخته شده‌اند. ادیبان، [[عالمان]] و [[مفسران]] بزرگی بر این [[حقیقت]] تأکید ورزیده‌اند<ref>ر.ک: الغدیر، ج۱، ص۶۱۵.</ref>. از این‌رو، تردیدی نیست که [[پیامبر خدا]]{{صل}} در آن هنگامه شگفت، [[عظیم]] و [[جاودانه]]، با آن جمله سرنوشت‌ساز، هیچ چیزی را جز «[[ولایت]]»، «[[امامت]]» و «زعامت» علی{{ع}} رقم نزد. ساماندهی آن [[اجتماع]] شکوهمند، فقط برای آن بود که [[مردمان]] بار دیگر، بسی گویاتر، رساتر و کارآمدتر، در گستره‌ای بس عظیم، [[پیام]] [[ولایت علوی]] را بشنوند و فردا و فرداها، کسانی همی نگویند که ندانستیم، نفهمیدیم، نشنیدیم و.... از همین روی، [[پیامبر]]{{صل}} بارها [[اقرار]] گرفت و در پایان، با صدایی بس رسا فریاد زد: «هان! حاضر به غایب برساند»<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۸۴.</ref>.
۱۱۵٬۲۸۷

ویرایش