عصمت حضرت عیسی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'سیدبن ' به 'سید بن '
جز (جایگزینی متن - 'سیدبن ' به 'سید بن ') |
|||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
از ظاهر [[آیه]] میتوان چنین برداشت کرد که [[حضرت عیسی]] {{ع}} مدعی الوهیت بوده یا اگر این ادعا را نیز بر زبان جاری نساخته است، ولی ظاهر حالش نشان از این ادعا دارد و اگر این چنین نبود<ref>ر.ک: سید مرتضی علم الهدی، تنزیه الانبیاء، ص۱۴۵.</ref>، استفهام [[خداوند]] از وی امری [[بیهوده]] بود و بسیار روشن است که ادعای الوهیت، از بزرگترین لغزشهای [[اعتقادی]] و [[رفتاری]] است. | از ظاهر [[آیه]] میتوان چنین برداشت کرد که [[حضرت عیسی]] {{ع}} مدعی الوهیت بوده یا اگر این ادعا را نیز بر زبان جاری نساخته است، ولی ظاهر حالش نشان از این ادعا دارد و اگر این چنین نبود<ref>ر.ک: سید مرتضی علم الهدی، تنزیه الانبیاء، ص۱۴۵.</ref>، استفهام [[خداوند]] از وی امری [[بیهوده]] بود و بسیار روشن است که ادعای الوهیت، از بزرگترین لغزشهای [[اعتقادی]] و [[رفتاری]] است. | ||
'''پاسخ نخست: نکوهش [[خدا]] بر پرستشگران حضرت عیسی و [[مریم]] {{عم}}''': گفتوگوی خداوند با حضرت عیسی {{ع}} که لحنی عتابآمیز دارد، هیچگونه لغزشی را در مورد آن حضرت [[اثبات]] نمیکند، بلکه در [[حقیقت]] خداوند، [[رفتار]] و ایده آن دسته از [[مسیحیان]] که [[پرستش]] آن حضرت و [[حضرت مریم]] را مرام خود ساختهاند، نکوهش فرموده است. نتیجه این گفتوگو آن است که [[حضرت عیسی]] {{ع}} به طور شفاف خود را تبرئه، و پیوند با آنان را از خود سلب میکند و راه هرگونه اتهامی را میبندد<ref>ر.ک: ملافتح الله کاشانی، منهج الصادقین، تصحیح ابوالحسن مرتضوی و علی اکبر غفاری، ج۳، ص۳۴۰؛ محمد بن شیخعلی شریف لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ج۱، ص۷۲۷؛ محمد بن محمدرضا قمی مشهدی، کنز الدقائق، تحقیق حسین درگاهی، ج۳، ص۲۰۹؛ محمد حسینی همدانی، انوار درخشان، ج۵، ص۲۰۳؛ علی اکبر قرشی، احسن الحدیث، ج۳، ص۱۶۷؛ عبدالحسین طیب، اطیب البیان، ج۴، ص۵۰۳؛ محمد سبزواری نجفی، الجدید، ج۲، ص۵۴۲؛ وهبة بن مصطفی زحیلی، التفسیر المنیر، ج۳، ص۱۱۴ و ج۷، ص۱۲۰؛ | '''پاسخ نخست: نکوهش [[خدا]] بر پرستشگران حضرت عیسی و [[مریم]] {{عم}}''': گفتوگوی خداوند با حضرت عیسی {{ع}} که لحنی عتابآمیز دارد، هیچگونه لغزشی را در مورد آن حضرت [[اثبات]] نمیکند، بلکه در [[حقیقت]] خداوند، [[رفتار]] و ایده آن دسته از [[مسیحیان]] که [[پرستش]] آن حضرت و [[حضرت مریم]] را مرام خود ساختهاند، نکوهش فرموده است. نتیجه این گفتوگو آن است که [[حضرت عیسی]] {{ع}} به طور شفاف خود را تبرئه، و پیوند با آنان را از خود سلب میکند و راه هرگونه اتهامی را میبندد<ref>ر.ک: ملافتح الله کاشانی، منهج الصادقین، تصحیح ابوالحسن مرتضوی و علی اکبر غفاری، ج۳، ص۳۴۰؛ محمد بن شیخعلی شریف لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ج۱، ص۷۲۷؛ محمد بن محمدرضا قمی مشهدی، کنز الدقائق، تحقیق حسین درگاهی، ج۳، ص۲۰۹؛ محمد حسینی همدانی، انوار درخشان، ج۵، ص۲۰۳؛ علی اکبر قرشی، احسن الحدیث، ج۳، ص۱۶۷؛ عبدالحسین طیب، اطیب البیان، ج۴، ص۵۰۳؛ محمد سبزواری نجفی، الجدید، ج۲، ص۵۴۲؛ وهبة بن مصطفی زحیلی، التفسیر المنیر، ج۳، ص۱۱۴ و ج۷، ص۱۲۰؛ سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی، فی ظلال القرآن، ج۲، ص۹۹۷؛ اسماعیل حقی بروسوی، روح البیان، ج۲، ص۴۶۵؛ حسین بن احمد شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ج۴، ص۵۰۳؛ محمدجمال قاسمی، محاسن التأویل، ج۶، ص۴۲۵؛ محمد حسینی شیرازی، تقریب القرآن، ج۷، ص۴۷؛ محمدحسین فضل الله، من وحی القرآن، ج۸، ص۴۰۴؛ محمدجواد مغنیه، التفسیر المبین، ج۱، ص۱۶۱؛ محمد بن مرتضی کاشانی، تفسیر المعین، تحقیق حسین درگاهی، ج۱، ص۳۲۲.</ref>. | ||
گویا مقصود از این گفتوگو این بوده که حضرت عیسی {{ع}} آنچه را در دوران [[زندگی]] خود بدان [[اعتقاد]] داشته است، بازگو، و پیوند این ادعا را با خود [[نفی]] کند و اعلام دارد که او فقط مأموریت الهی را انجام داده است. [[خداوند]] هم بر [[راستی]] گفتار او [[گواهی]] میدهد<ref>ر.ک: سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۶، ص۲۴۰.</ref>. این فراز از [[آیه]] که میفرماید: {{متن قرآن|إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ}}، [[شاهد]] بر آن است که خداوند نیز میدانست آن حضرت این سخن را بر زبان جاری نساخته است<ref>ر.ک: محمدهادی معرفت، تنزیه انبیا، ص۳۴۴.</ref>. | گویا مقصود از این گفتوگو این بوده که حضرت عیسی {{ع}} آنچه را در دوران [[زندگی]] خود بدان [[اعتقاد]] داشته است، بازگو، و پیوند این ادعا را با خود [[نفی]] کند و اعلام دارد که او فقط مأموریت الهی را انجام داده است. [[خداوند]] هم بر [[راستی]] گفتار او [[گواهی]] میدهد<ref>ر.ک: سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۶، ص۲۴۰.</ref>. این فراز از [[آیه]] که میفرماید: {{متن قرآن|إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ}}، [[شاهد]] بر آن است که خداوند نیز میدانست آن حضرت این سخن را بر زبان جاری نساخته است<ref>ر.ک: محمدهادی معرفت، تنزیه انبیا، ص۳۴۴.</ref>. | ||