←منابع
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==نسب قبیله== بنی یربوع از قبایل عدنانی و از شاخههای قبیله بنی تمیم بوده، نسب از یربوع بن حنظلة بن مالک بن زید مناة بن تمیم میبرند.<ref>ابن حزم، جمهرة انساب...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
==[[مساکن]] و منازل بنی یربوع== | ==[[مساکن]] و منازل بنی یربوع== | ||
بنی یربوع عموماً همراه با قبیله [[مادری]] خود [[بنی حنظله]]، در یمامه از بخشهای [[سرزمین]] وسیع [[نجد]]- در [[عربستان]] مرکزی - ساکن بودند.<ref>ابن سعید مغربی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، ج۱، ص۴۴۸.</ref> آنان افرادی [[صحرانشین]] بودند و با [[بادیه نشینی]] و ملزومات آن [[زندگی]] به سر میکردند.<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۷۸۹، ج۲، ص۱۰۴، ص۶۳،، ج۳، ص۸۸؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۰۴ فؤاد حمزه، قلب جزیرة العرب، ج۱، ص۱۴۰.</ref> از سرزمینهای اختصاصی آنان هم میتوان به [[حزن]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۲۵۴.</ref> و مناطق اطراف آن مانند البردان،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۲۴۰.</ref> همچنین ذو البیض<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۲۹۵.</ref> و الرقم،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۲، ص۳۵۵.</ref> [[الصمد]]،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۳، ص۸۴۱.</ref> طلح،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۳، ص۸۹۲.</ref> الغبیط،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۸۶.</ref> ملیحه،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۴، ص۱۲۶۰؛ بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۶۵.</ref> الإیاد،<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۶۱، ۱۶۲ و ۱۶۵. نیز ر. ک. دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۲۹؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۸۷.</ref> أعشاش،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۱۷۱؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۲۱.</ref> حضا – بین أفاق و أفیق از سرزمینهای [[نجد]]- <ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۳۷۴.</ref> و [[الفرد]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۴۷.</ref>یاد کرد. ضمن این که از آبهای آنان هم میتوان به ثبیت،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۹۱.</ref> أنصاب،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۶۵.</ref> جدود<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۳، ص۱۰۴۴.</ref> و به [[نقلی]] الاجفر،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۸۷.</ref> بقاء، جوفاء و تلعه<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۱۰۲.</ref> اشاره داشت. پس از [[فتوحات اسلامی]]، جمعی از آنان در شهرهای تازه تأسیس [[کوفه]] و [[بصره]] ساکن شدند<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ج۱، ص۲۲۶، ۲۶۳؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۶، ص۵۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۳۷؛ دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۷۲، ۲۲۹.</ref> و سپس به تدریج در شهرهای شرقی [[بلاد اسلامی]]، از جمله در [[استخر]] فارس، [[اصفهان]]،<ref>بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۶۱. نیز ر. ک. طبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۱۷۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۳؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص۴۰۸.</ref> [[خراسان]]<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۱۷۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۳؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص۴۰۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۲۶ - ۲۲۷.</ref> و نیز [[شام]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۱۱، ص۱۴۲.</ref> پراکنده شدند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | بنی یربوع عموماً همراه با قبیله [[مادری]] خود [[بنی حنظله]]، در یمامه از بخشهای [[سرزمین]] وسیع [[نجد]]- در [[عربستان]] مرکزی - ساکن بودند.<ref>ابن سعید مغربی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، ج۱، ص۴۴۸.</ref> آنان افرادی [[صحرانشین]] بودند و با [[بادیه نشینی]] و ملزومات آن [[زندگی]] به سر میکردند.<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۷۸۹، ج۲، ص۱۰۴، ص۶۳،، ج۳، ص۸۸؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۰۴ فؤاد حمزه، قلب جزیرة العرب، ج۱، ص۱۴۰.</ref> از سرزمینهای اختصاصی آنان هم میتوان به [[حزن]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۲۵۴.</ref> و مناطق اطراف آن مانند البردان،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۲۴۰.</ref> همچنین ذو البیض<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۲۹۵.</ref> و الرقم،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۲، ص۳۵۵.</ref> [[الصمد]]،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۳، ص۸۴۱.</ref> طلح،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۳، ص۸۹۲.</ref> الغبیط،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۸۶.</ref> ملیحه،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۴، ص۱۲۶۰؛ بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۶۵.</ref> الإیاد،<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۶۱، ۱۶۲ و ۱۶۵. نیز ر. ک. دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۲۹؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۸۷.</ref> أعشاش،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۱، ص۱۷۱؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۲۱.</ref> حضا – بین أفاق و أفیق از سرزمینهای [[نجد]]- <ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۳۷۴.</ref> و [[الفرد]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۴۷.</ref>یاد کرد. ضمن این که از آبهای آنان هم میتوان به ثبیت،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۹۱.</ref> أنصاب،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۶۵.</ref> جدود<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۳، ص۱۰۴۴.</ref> و به [[نقلی]] الاجفر،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۸۷.</ref> بقاء، جوفاء و تلعه<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۱۰۲.</ref> اشاره داشت. پس از [[فتوحات اسلامی]]، جمعی از آنان در شهرهای تازه تأسیس [[کوفه]] و [[بصره]] ساکن شدند<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ج۱، ص۲۲۶، ۲۶۳؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۶، ص۵۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۳۷؛ دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۷۲، ۲۲۹.</ref> و سپس به تدریج در شهرهای شرقی [[بلاد اسلامی]]، از جمله در [[استخر]] فارس، [[اصفهان]]،<ref>بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۶۱. نیز ر. ک. طبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۱۷۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۳؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص۴۰۸.</ref> [[خراسان]]<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۱۷۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۳؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص۴۰۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۲۶ - ۲۲۷.</ref> و نیز [[شام]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۱۱، ص۱۴۲.</ref> پراکنده شدند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==[[تاریخ]] [[جاهلی]] [[بنی یربوع]]== | |||
نزدیکی مساکن بنی یربوع به مرزهای [[حکومت]] [[حیره]] باعث شد تا قلمرو [[ملوک]] حیره در [[عراق]]، که [[سد]] حایل [[ساسانیان]] در برابر [[تجاوز]] [[قبایل عرب]] به شمار میآمد، دچار تاخت و تاز مکرر بنی یربوع قرار گیرد. چندان که در [[عرب]]، بیشترین غارتها بر ملوک حیره از سوی آنان انجام گرفت.<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۶۵۱.</ref> از این رو، طی مصالحهای، [[منصب]] «ردافه» که به منزلة [[وزارت]] و [[جانشینی]] [[شاه]] بود به بنی یربوع واگذار شد و به موجب آن، یک چهارم [[غنایم جنگی]] (مِرباع) به آنان تعلق گرفت.<ref>ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۶۴۹.</ref> این [[منصب]] به [[ارث]] از نسلی به [[نسل]] دیگر میرسید و میان آنان دست به دست میشد. [[عتاب بن هرمی بن ریاح یربوعی]] نخستین کس بود که بدین [[مقام]] دست یافت.<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۶۵۱.</ref> بعد، پسرش [[عوف بن عتاب]] و پس از او این منصب به [[یزید بن عوف بن عتاب]] - رادف منذر بن ماءالسماء - رسید.<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۶۵۱. نیز ر. ک. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۵۴ - ۱۵۵.</ref> منذر، سپاهی را در نیمة اول [[قرن ششم]] میلادی به [[فرماندهی]] پسرانش قابوس و [[حسان]] به سوی [[طخفه]] – محل اقامت [[بنی یربوع]] - فرستاد. در [[جنگی]] که بین دو [[سپاه]] در این منطقه در گرفت، [[لشکر]] [[حیره]] هزیمت شدند و پسران منذر به [[اسارت]] در آمدند.<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۶۵۱.</ref> [[ابن اثیر]] هم در کتابش، ضمن بیان توضیح درباره منصب ردافت، این واقعه را در [[زمان]] [[نعمان بن منذر]] و به [[نقلی]] پسرش منذر ذکر کرده، آورده است: نعمان به توصیه [[حاجب بن زراره دارمی تمیمی]] که از او خواسته بود تا منصب ردافت را به حارث بن بیبة بن قرط بن سفیان بن مجاشع دارمی واگذارد، وی موضوع را با بنی یربوع در میان گذاشت و از آنها خواست تا با این امر موافقت کنند. اما بنی یربوع از موافقت خودداری کردند. نعمان نیز به سبب [[سرپیچی]] آنان، لشکری از [[فرمانبرداران]] خود فراهم آورد و به فرماندهی پسرش قابوس و برادرش حسان سوی بنی یربوع فرستاد. در جنگی که بین دو سپاه در مکانی به نام طخفه در گرفت، لشکر حیره هزیمت شدند و قابوس و حسان به اسارت در آمدند. [[شکست]] خوردگان نزد نعمان رفتند و هنگامی به بارگاه او رسیدند که شهاب بن قیس بن کیاس یربوعی در حضورش بود. نعمان پس از دریافت خبر، به شهاب بن قیس گفت: «ای شهاب؛ پسر و [[برادر]] مرا دریاب. اگر آن دو را زنده یافتی، ردافت را به [[بنی یربوع]] باز میگردانم و کسانی را هم که کشتهاند به ایشان میبخشم، اموالی را هم که بردهاند به ایشان وا میگذارم و افزون بر آن دو هزار شتر نیز به آنها میدهم». شهاب رفت و آن دو را زنده، نزد [[شاه]] [[حیره]] آورد. نعمان نیز به [[عهد]] خود [[وفا]] کرد و متعرض ردافت شان نشد.<ref>ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۶۴۹. نیز ر. ک. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۵۲ - ۱۵۳.</ref> این [[منصب]]، در بین بنی یربوع باقی ماند و آنان تا [[ظهور اسلام]]، همچنان عهده دار این منصب بودند.<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۵، ص۱۳۰.</ref> | |||
همچنین، جمعی دیگر از یربوعیان، در سال ولادت [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، کاروان هدایای وهرز - [[امیر]] [[یمن]] - را که به سوی [[ایران]] و کاخ [[پادشاهی]] [[خسرو انوشیروان]] در حرکت بود، در [[سرزمین]] بنی یربوع به [[غارت]] بردند. [[پادشاه ساسانی]]، پس از اطلاع از این امر، "[[آزاد]] فروز" - امیر [[بحرین]] - را [[مأمور]] دفع آنان کرد. آزاد فروز، بنی یربوع را پس از کشتن مردانشان و [[تبعید]] پسرانشان، از هَجَر به کُلاب - میان [[بصره]] و [[کوفه]] - کوچاند.<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۱۶۹ـ۱۷۰. نیز ر. ک. بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۴، ص۱۱۳۲ـ۱۱۳۳؛ ابن درید، الاشتقاق، ج۱، ص۲۲۶.</ref> | |||
افزون بر [[ایرانیان]] و [[ملوک حیره، بنی یربوع]]، نبردهای دیگری را هم در [[جاهلیت]] در مواجهه با دیگر [[قبایل عرب]] [[تجربه]] کردند که از جمله آنان میتوان از "[[یوم]] [[زرود]]" بین بنی یربوع و [[بنی تغلب]]،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۱۳۹</ref> "یوم منعج" بین بنی یربوع و [[بنی کلاب]]،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۲۱۳؛ کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۲.</ref> "یوم خو" بین بنی اسد و بنی یربوع،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۲، ص۵۱۹.</ref> "یوم [[الجرف]]" بین بنی یربوع و [[بنی عبس]]،<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۵۷ - ۱۵۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۲۸.</ref> "یوم رأس العین" و غارت بنی ریاح بر بنی ابی ربیعة بن ذهل بن شیبان،<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۲، ص۶۲۳.</ref>"[[یوم]] ملیحه" - که بواسطه نزدیکی با اماکن اغشاش، الافاقه و الإیاد به "یوم اغشاش"، "یوم الافاقه" و "یوم الإیاد" نیز خوانده شده است، - بین [[بنی یربوع]] و [[بنی بکر بن وائل]]<ref>بکری، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع، ج۴، ص۱۲۶۰.</ref> و "یوم القرعاء" بین بنی دارم بن مالک و بنی یربوع،<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۳۲۵.</ref> نام برد. ضمن این که در "یوم المروت" که بین [[بنی حنظله]] با [[همراهی]] بنو اعمامشان - [[عمرو بن تمیم]] - با [[طایفه]] [[قشیر بن کعب]] - از شاخههای [[قبیله]] [[عامر بن صعصعه]] - در گرفت، از بنی یربوع نیز در آن ذکری به میان آمده است،<ref>کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
==[[ادیان]] [[جاهلی]] بنی یربوع== | |||
در منابع به ادیان جاهلی این قبیله اشاره ای نشده است اما به نظر میرسد که بنی یربوع هم بمانند دیگر [[قبایل]] [[عرب جاهلی]]، [[بت]] میپرستیدهاند. بنی یربوع، به [[روزگار]] [[جاهلیت]]، در کنار [[قریش]] و [[خزاعه]] و [[کنانه]]، در شمار حُمْسیها یا قبایل [[اهل]] [[حرم]] قرار داشتند و بدین سبب، در [[موسم حج]] از امتیازات خاصی بهرهمند بودند.<ref>ابن حبیب، المحبر، ص۱۷۸. نیز ر. ک. ابنهشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۱۱ - ۲۱۲.</ref> از جمله این امتیازات، ترک وقوف در [[عرفات]] بود. آنها، وقوف در [[عرفه]] و انجام [[مراسم]] آن را با اینکه میدانستند که از مشاعر [[دین ابراهیم]]{{ع}} است را ترک کرده وقوف در آن را برای سایر [[اعراب]]، فرض و [[واجب]] کردند؛<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۱۲۷.</ref> آنان، ساکنان خارج از حرم را وادار میکردند که غذای خود را وارد حرم نکنند، بلکه باید از غذای اهل حرم استفاده کنند، در موقع [[طواف]] باید از لباسهای [[مردم]] [[مکه]] که [[لباس]] ملی و قومی بود بهره بگیرند و اگر کسی [[توانایی]] خریدش را نداشت باید برهنه طواف میکرد.<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص.۱۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹.</ref> حمسیها، هنگام انجام دادن [[اعمال]] [[حج]]، غذای روغنی نمیپختند و شیری اندوخته نمیکردند، مو و ناخن نمیگرفتند و روغن استعمال نمیکردند و با [[زنان]] [[معاشرت]] نمیکردند و خود را [[خوشبو]] نمیکردند و گوشت نمیخوردند و در خانهای از خانههای [[مکه]] داخل نمیشدند و در حال انجام [[مناسک حج]] در خیمههای چرمی ساکن میشدند و...<ref>یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۵۶؛ ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۱۲۸ - ۱۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹.</ref> | |||
همچنین در [[دوران پیش از اسلام]]، [[بنی تمیم]] برای نخستین بار در [[جهان عرب]]، عهده دار همزمان دو [[منصب]] مهم [[سرپرستی]] موسم حج و [[داوری]] [[عکاظ]]، گردید. از جمله کسانی که در این [[قبیله]] عهده دار همزمان این [[مناصب]] مهم گردیدند، [[ثعلبة بن یربوع بن حنظله]] بود که پس از [[سعد بن زیدمناة بن تمیم]]، [[حنظلة بن زید مناة بن تمیم]]، [[ذؤیب بن کعب بن عمرو بن تمیم]] و [[مازن بن مالک بن عمرو بن تمیم]]، به این [[مقام]] نائل آمد.<ref>ابن حبیب، المحبر، ص۱۸۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||